آرشیو ماهانه



آرشیو موضوعی
www.flickr.com
More of Sohrab Kabuli's photos
»
خواب ديدم
باری، شبی از همين شب‌های هولناک و وهم‌انگيز کابل که امروز تمام سايه‌ها و آدم‌ها از همديگر ترس دارند و هر شب مردم در اضطراب به خواب می‌روند، من بدون اينکه هيچ مقدمهء در کار باشد، خوابی ديدم. نيمه شب بود، درست يادم است، در کرانه رودخانه به ظاهر در دامنه تپه‌ها قدم می‌زدم و البته که مسيری را راه می‌رفتم تا به مقصدم برسم. رودخانه از دامنه‌های تپه‌ها و کوه‌پايه‌های می‌گذشت که بعضی وقت‌ها مسير من به پرتگاهی می‌رسيد. آنوقت مجبور بودم اندکی از رود فاصله بگيرم و راه ديگری را دنبال کنم اما نهايتا من در کنار رود بودم و  در جريان رود قرار می‌گرفتم. تپه‌های سرسبز پشت سر هم سبز می‌شدند آنقدر تپه راه رفتم که خستگی‌ام را حتی در کف کفش‌هايم می‌ديدم که چقدر آب شده بودند. رفتم و رفتم و رفتم تا اينکه غروب شد و من در خانه‌ی که در کنار رودخانه قرار داشت وارد شدم تا شب را آنجا بپايم و فردا به مسيرم ادامه بدهم.

در جايی که قرار بود شب را آنجا بپايم، هيچ شباهتی به خانه نداشت و هم به مسجد و حتی به مسافر خانه. اما همينقدر مطمئين بودم که می‌شود شب را گذراند. از روی کنجکاوی، نتوانستم در همانجا که ايستاده بودم بنشينم و بخوابم. رويم را چرخاندم به ته سالون ديدم سالون بی‌سر و پايی است که معلوم نيست در گوشه ديگر چه می‌گذرد. اندک اندک شروع کردم به قدم زدن در ته سالون. هنوز هوا روشن است و از بيرون صدای پای آدم‌ها و آب می‌آيد. کم کم نزديک می‌شدم به ته سالون. ديدم در ديوارها ميخ‌های بزرگ آهنی نصبند و يکدفعه متوجه شدم که گوشت آويزان است. اما از همين گوشت‌های آويزان شده تف می‌برآيد. دو قدم جلوتر نگذاشته بودم که ديدم گوشت آويزان شده گوشت حيوان نيست بلکه گوشت انسان است. اول متوجه قبرغه‌ها شدم و بعد هم تن کامل. چشمم از ميخ پريد به ميخ ديگر. ديدم مردی را سوزانده‌اند که هنوزم جان در بدن دارد. همينکه من متوجه جسد شدم، ديدم خودش را تکان داد و از ميان پست‌ سوخته‌شده‌اش خون تيره رنگی بيرون زد و ترک برداشت.

با ديدن اين جسد اندکی تکان خوردم و نگاهم را به اطراف برگرداندم. ديدم اطراف ديوار کلا آدم‌های اند که يا ذبح شده‌اند، يا با آب جوش داده شده‌اند و يا هم با ساتور قطعه قطعه شده‌اند. ديدم دو مرد در حال قطعه کردن انسان‌های ديگر هستند. دقيقا مانند قصابخانه ساتور و تيشه در دست دارد. همينکه من را ديد، به من نزديک شد. بی‌آنکه آن مرد عکس‌العمی نشان بدهد و از من بپرسد که چرا آنجا هستم من پاک خودم را از دست دادم و در جاه ميخکوب شدم و شروع کردم به گپ زدم. به نحوی می‌خواستم خودم را آزاد سازم تا زير ساتورش قرار نگيرم. دستپاچه شده گفتم: مطمئين باشيد من به کسی نخواهم گفت که شما اينجا چه می‌کنيد. اگر باور نمی‌کنيد بگيريد اين شماره مبايلم و من هرجا بروم و هرجا باشم اين مسله را به کسی نخواهم گفت که شما در اين قتلگاه انسان‌ها را می‌کشيد. با گفتن اين جملات به آن مردی که در روبرويم قرار گرفته بود، ناگهان در خوابم فرياد کشيدم و از خواب پريدم.

حال، از اين خوابم چندين روز گذشته است و من هنوزم به ياد دارم و به چندين نفر هم قصه کردم. نميدانم منظور اينگونه خواب‌ها چيست؟ 
-------------------------- » » » ● « « « « --------------------------

نظرات





اطلاعات شما ذخيره شود ؟
Thursday May 15, 2008 03:01 PM
1- hanef az dubai

really your site too nice habibi


Tuesday February 12, 2008 10:20 AM
2- Artificial stone

Artificial stone as a much better product than concrete. ... Artificial stone tends to be more porous than concrete and is more likely to develop a patina, ...
Product Catalogs in artificial marble, Search EC21.com for Sell and Buy Offers, ... artificial marbles. very nice, and good price, suitable for various used. ...Find Artificial Marble suppliers in Singapore. Kellysearch has 145 companies listed for Artificial Marble.


Thursday August 30, 2007 07:11 AM
3- عطا والله

سلام ببين اين نظرا ت كه دارده اند بجز يك نفر كه بيچا ره بنظرم از نگا ه فر هنگي بسيا ر در سطح پا يين قرار دارد از سيكس و سيا ه و سفيد گفته ..من اين نظر بي فر هنگ رو محكوم كرده با بقيه موافقم


Tuesday August 14, 2007 02:24 PM
4- قمبر علی

گویند پادشاهی خوابی دید و معبری را خواست و تقاضای تعبیر خواب خود را از وی کرد. معبر در جواب گفت( جناب عالی خواب بسیار خوبی دیده اند و تعبیر آن اینست که همه اعضای فامیل و دوستان و اقربا در پیش چشم تان بمیرند.) پادشاه با شنیدن این حرف چنان آشفته شد که با تاسی که در نزدیک خود داشت بر فرق معبر زد و امر کرد که معبری دیگری را بیاورند. معبر دومی بعد از شنیدن قصه خواب پادشاه گفت( جناب عالی خواب بسیار خوبی دیده اند و تعبیر آن چنین است که عمر پادشاه دراز تر از عمر همه دوستان و اقربا ایشان است.) پادشاه از شنیدن تعبیر وی مسرور شد و وی را با دادن چندین سکه طلا پاداش نمود. پادشاه به نزدیکان خود اشاره کرد و گفت معنی تعبیر هردو معبر یکی بود ولی حسن کلام را بهتر رعایت کرد و خوشزبان تر بود....
حال تعبیرگر عزیز که خواب نسیم از ما ره تعبیر نموده شاید که کاملن دوروست گفته باشه مگم حسن کلام و عفت قلم ره مراعات نکده.


Monday August 13, 2007 08:39 PM
5- تعبيرگر

مه تعبيرش ميكنم. فلم سيكس از نوع بلك اين وايتش زياد ديده اي و شب كه خوابت برده ، نيكر خيلي تنك و قيد دربر داشته اي و خوابت از حالت لذت به حالت وحشت تبديل شده. از گوشت تف ميآمده همان كه مرد در دهن زن خالي ميكنه و زن دوباره تف ميكنه . اينكه سوخته بوده مردان سياه پوست بوده كه با دختران سفيد سيكس ميكرده و مني مرد سياه پوست كه بيرون ميشه مثليكه از پوست سوخته خون سفيد بيرون بيايه معلوم ميشه . خدا بزنته فكرت بچيم هي هي هي هي


Monday August 13, 2007 02:14 PM
6- رامش

سلام.
خدارا شكر كه به سلامت برگشتي .
تفسير ان اينست كه به گفته هابز ( انسان گرگ انسان است ) .
هزاران انسان مي ميرد و جان مي دهد و كشته مي شود و قتل مي شود و به زندان انداخته مي شود و كار هاي ديگر ي صورت مي گيرد تا اينكه كسي كه در راس قرار دارد حكم بدهد وقوانون مي سازد و شرايط وضع مي كند كه خودش در جايش ثابت و بايدار بيماند. به گفته بزرگان بيشين اين قانون طبعت است كه ضعيف بايد قرباني شود .


Sunday August 12, 2007 06:28 PM
7- شهريار

خيلي خوابي اميد در حد يك داستان خيالي بماند و بيشتر نتواند به ارزشهايش بيفزايد


Sunday August 12, 2007 06:27 PM
8- دوست دار سابق

نسیم جان زیاد جدی نگیر ای رقم خواب هاره. مه یک بچه نوجوان داروم زیاد فیلم های ترسناک می بینه و بازی های ترسناک تر ره بازی می کنه . او هم ازین قبیل خواب ها می بینه. هر چه میگوم او بچه ای رقم بازی ها فایده نداره از گپ شدنی نیس . مه ام زیاد سخت گیری نمی کنم که نتیجه ماکوس نته ! او هم ده خودش رحم نمی کنه . امو گپای قمبر علی درسته به خیالم.


URL:
Sunday August 12, 2007 06:26 PM
9- دوست دار سابق

نسیم جان زیاد جدی نگیر ای رقم خواب هاره. مه یک بچه نوجوان داروم زیاد فیلم های ترسناک می بینه و بازی های ترسناک تر ره بازی می کنه . او هم ازین قبیل خواب ها می بینه. هر چه میگوم او بچه ای رقم بازی ها فایده نداره از گپ شدنی نیس . مه ام زیاد سخت گیری نمی کنم که نتیجه ماکوس نته ! او هم ده خودش رحم نمی کنه . امو گپای قمبر علی درسته به خیالم.


URL:
Sunday August 12, 2007 03:34 PM
10- طططxxx

you need a doctorbut there is no doctor hehehe


URL:
Sunday August 12, 2007 03:33 AM
11- tarq

salam sohrab, khosh ba halat sohrab ke dar khaab bodi dar ghyre aan hala ma ena cheze namenaweshteem, chan ta nane garm da khana bobar wa ba famil noshe jan kon ke khob shod ba khayr sarat gozasht, anche ke to dar khab dedi yaki az mahalate ast dar CIA wa ISI wa MOSAD wa degar meslo manand hayash ok khoda jan tora bedar besazad ya hooooooooooooooooooooooooooooooooooo
tareq


URL:
Saturday August 11, 2007 04:51 PM
12- حق جو

ای که دايم به خويش مغروری

گر ترا عشق نيست، معذوری----

گِرد ديوانگان عشق نگرد----

که به عقل عقيله مشهوری----

مستی عشق نيست در سر تو-----

رو که تو مست آب انگوری



URL:
Saturday August 11, 2007 04:37 PM
13- حق جو

ای که دايم به خويش مغروری

گر ترا عشق نيست، معذوری

گِرد ديوانگان عشق نگرد

که به عقل عقيله مشهوری

مستی عشق نيست در سر تو

رو که تو مست آب انگوری


URL:
Saturday August 11, 2007 03:57 PM
14- قمبر علی

نسیم باچه سلام! خاو تو هم فلم های هندی واری دور و درازه. بهر صورت . تو خو دانی که کار ما طبابته. لذا از تفسیر مفسیر خوابت میگذریم . آمادیم سری علت خاویت. سه علت ده فکر از ما است. اول اینکه میتانه شرآب و بیر های تاریخ تیر شده رستورانت ... باشه که زار و زقوم مونی که باعث شده که نه تنها روده از توره چرک بگیره بلکه تار های دماغ توره هم مونتی نموده.
دوم تاثیر فلم های وحشتناکه که تو شو و روز تماشا مونی. سوم جادویه. آه همی خاله تو که دختر شه طوی نکدی توره جادو کده و جادو ره ده بال کفتر همسایه بسته کده و کفتر هم ده کوه قاف فرار نموده.
علاج تو همیه دیگه که دیگه شراب نخوری فلمای ترسناک نبینی و دختر خالیته عروسی کنی. اونه دیگه تو هم خوشوخت موشی و ماهم که وبلاگ تو چرک دماغه موخانیم هم . چراکه دیگه تو حتمن تداوی میشی و چتیات نوشته نمونی...


Saturday August 11, 2007 02:56 PM
15- حسرت

سلام عزيز . راستش من كه قادربه تفسير خواب وپيش گويي هاي ملهم ازخواب نيستم اما فكر مي كنم كه اندك اندك شجاعت قبلي ات را ازدست داده اي . چيزي كه تو درخواب ديده اي همه ما دربيداري ، هرروز ، هرثانيه وهرلحظه مي بينيم . غيرازكشتن وزدن و سربريدن واختطاف وگروگان گيري چه چيزي را ميتوان دراين جغرافياي قاتل سراغ كرد ؟ ......


Saturday August 11, 2007 01:20 PM
16- غرجستانی

سلام !

من برايت تعبير ميكنم شما بسیار چیزهای را میبینی ولی کتمان میکنی .

همین که با آن جلاد گفتی که تمام چیزهای را دیده ام به کسی نمیگویم یک قولی است درعالم رویا به جلاد داده یی ، دربیداری هم چنین است چندگاهی است که در اطراف شما مسائل انچنانی که درخواب دیده یی ومصداقش دربیرون هم است ، ولی شما آن را پنهان میکنید .

بعد از آنکه از مسائل حاد اجتماعی که در اطراف شما می گذشت به چشم پوشی رو آوردید و شروع به مسائل مثلا سکس کردید باید خوابهای این رفمی ببینید چطور که دربیداری متوجه نشده اید..........

خوب ! این خواب باید بهانه گردد برای شما که جلاد ها را دیده و......... و مهر سکوت بر لب نزنید.


قربانی ها را هم ببینید ............
هزاران نفر دربدر در بهسود چندین نفر بیگناه مقتول توسط بنام کوچی ها .............

ولی سهراب سکوت.....


URL: