مقاله داوود مرادیان در مورد اجلاس شیکاگو
اردیبهشت ۳۱، ۱۳۹۱
داوود مرادیان مقالهء در بی بی سی نشر کرده است که من هرچه کوشیدم نتوانستم درک کنم آقای مرادیان می خواهد چه بگوید به دلیل بعضی تناقض ها. به این پاراگراف نگاه کنید:
امضای قرارداد استراتژیک میان افغانستان و آمریکا، از یک سو پیروزی مهم برای آمریکا و جناح ضد پاکستانی/طالبانی در داخل حکومت افغانستان در برابر رقبای سیاسی و ایدئولوژیک غرب در منطقه بود که خواستار خروج و یا شکست و زمینگیر شدن غرب در اینجا بودند.
این جناح ضد پاکستانی/طالبانی در داخل حکومت افغانستان کیست؟ و این "رقبای سیاسی و ایدئولوژیک غرب در منطقه" منظور مرادیان حتما کشورهای منطقه است. و بعد این "که خواستار خروج و یا شکست و
زمینگیر شدن غرب در اینجا بودند" یعنی چه؟
شاید منظور آقای مرادیان این باشد:
امضای قرارداد استراتژیک میان افغانستان و آمریکا، از یک سو پیروزی مهم برای آمریکا و طرفدارانش در درون حکومت افغانستان بود و از طرف دیگر شکستی برای آنانیکه مخالف حضور آمریکا بودند.
آخر این خروج و یا شکست همراه با زمینگیر جور نمیآید.
مرادیان خیلی تناقض می فرماید در این پاراگراف:
از سوی دیگر، موافقت پاکستان برای گشودن راههای ترانزیتی ناتو و عدم موافقت آمریکا در مورد قطع حملات هواپیماهای بدون سرنشین و همچنین عدم عذرخواهی این کشور از پاکستان، نشانه های دیگری از بی اهمیت شدن استراتژیک پاکستان برای آمریکا است.
آقای مرادیان اینجا از افغانستان که محور اصلی بحثش در مورد اجلاس شیکاگوست دستخوش کل گویی و تناقض گویی می شود. مثلا چندین موضوع را بی آنکه بعدا بشکافد روی هم میریزد و بعد شگفت آور این است که می گوید:" نشانه های دیگری از بی اهمیت شدن استراتژیک
پاکستان برای آمریکا است" یعنی چه؟ در پاراگراف قبلی حرف بر سر افغانتانستان بود و مثلا اصلاح ربطی "از یک سو" و "از سوی دیگر" را روی یک موضوع مشخص یعنی همان افغانستان باید استفاده می کرد. این پاراگراف به تنهایی خود یک موضوع است و هیچ ربطی به این مقاله نمی تواند پیدا کند چون خیلی ناشیانه قرار گرفته است. بعد استراتیژیک نیست دیگر، بهتر بود آنرا استراتیژی می نویشت.
آقای مرادیان این تناقض گویی و کل گویی را به حداکثر رسانده است در اینجا:
تشدید اختلافات و عمیقتر شدن شکاف درونی بین رهبران طالبان و کاهش بیست درصدی حملات تروریستی در مقایسه با سال گذشته، نوید بخش این امر است که طالبان از یک تهدید استراتژیک به یک جریان شورشی –تروریستی تقلیل یافته است.
ادعا هم حدی دارد. شکاف درونی بین رهبران طالبان و این کاهش بیست درصدی حملات تروریسی من درآوردی است و بسیار هم ساده لوحانه است. این ادعاها هرچند تازه نیست اما تا حدی نزدیک به دروغ هست. آخر این 20 درصدی را که به اثبات رسانیده است؟ بعد هم از همه بدتر این جمله است: "طالبان از یک تهدید استراتژیک به یک جریان شورشی –تروریستی تقلیل یافته
است"
یعنی چه؟ این آقا مثل اینکه از مسایل افغانستان کاملا بی خبر مانده است.

