چهارشنبه، تیر ۲۳، ۱۳۹۵

یافت شده: شعری از گوته

من این شعر را از آلمانی به فارسی ترجمه کردم. دوستانی هستند که بهتر از من به هر دو زبان تسلط دارند، اگر این متن را خواندید، لطف کنید نظر تان را بنویسید.
Gefunden

Ich ging im Walde
so für mich hin,
und nichts zu suchen,
das war mein Sinn.

Im Schatten sah ich
ein Blümchen stehn,
wie Sterne leuchtend,
wie Äuglein schön.

Ich wollt es brechen,
da sagt' es fein:
Soll ich zum Welken
Gebrochen sein?

Ich grub's mit allen
den Würzlein aus,
zum Garten trug ich's
am hübschen Haus.
یافت شده

در جنگلزاری قدم گذاشتم
 نه اینکه دنبال چیزی باشم
 همینطوری
 برای دل خودم
 .نیتم چیزی جز این نبود

ناگاه
 دیدم
  در سایه ای گل کوچکی ایستاده است
  درخشان بسان ستاره ها
 .براق همچون چشمان ریز زیبا

 هوای چیدنش به سرم زد
 :ناگه، با ظرافت و نرمی، گفت
 من پژمرده میشوم
 .اگر چیده شوم

 با ریشه اش
 از دل خاک بیرون کشیدم
 بردم اش به باغچه ای
 در مجاورت
 .خانه ای که دوستش دارم

 در گوشهء دنجی
 نشاندمش
 از آن روز تا حال
 از شکوفه هایش
 .در وجدم
Poet: Johann Wolfgang von Goethe - Source
(Trans. Nasim Fekrat, July 13, 2016)

دوشنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۹۵

نمونه ای از عقب ماندگی افغانها در آمریکا

پدر عمر متین گفته است که پسرش آدم خوب بود، تحصیل کرده بود و پدر و مادرش را دوست داشت. و نیز گفته است که اگر او میدانست که فرزندش دست به کشتار می زند حتما جلواش را می گرفت. به رسانه ها گفته است که فرزندش نه بخاطر مسایل مذهبی بلکه به دلیل نفرت از دیدن دو همجنسباز در حال بوسیدن همدیگر دست به چنین کاری زده است. بنده خدا فکر می کند نفرت علیه همجنسبازان باید از منبع دیگری آب بخورد به غیر از مذهب.

جمعه، بهمن ۰۹، ۱۳۹۴

و این قبیل مزخرفات

با عجیب مزخرفاتی که ما را نیستیم. کشور داره در حال بهم ریختن است، روزانه ده ها سرباز در جبهه های جنگ علیه طالبان جان میسپارند سرخط خبرها نمی شوند اما در باره یک چیز مزخرف بنام "قدوس" در فسبوک هم ویدیو برای تلویزیون شان میسازند و هم یک صفحه را پر می کنند. چقدر اذهان ها تهی از ابتکار و نوآوری شده است. چقدر ما را به مسیر پیش پاافتادگی سوق می دهند. چقدر جامعه دارد اندک انک با استحاله فرهنگ مبتذل و معمولی که از طریق انترنت پخش و نشر می شوند و اندک تاثیر در زندگی روز مره ی مردمی که با گرسنگی و فقر دست به گریبانند، عادت می کنند.

دوشنبه، دی ۱۴، ۱۳۹۴

کتاب "آخرین هزاره، یک مدرسه و آینده افغانستان"

کتاب "آخرین هزاره، یک مدرسه و آینده افغانستان" توسط جیفری استرن (jeffrey Stern) نویسنده و ژورنالیست آمریکایی قرار است به تاریخ ۲۶ جنوری به بازار کتاب عرض شود. 
من دیشب تمامش کردم. اگر فرصتی بود در مورد این کتاب به فارسی خواهم نوشت. اما اینجا می خواهم به دوستان پیشنهاد کنم که خواندن این کتاب را از دست ندهند. برعکس کتابهای که هنوز نگاشته شده اند و می شوند تصویر بدی از وضعیت زنان و در کل وضعیت افغانستان ترسیم می کنند اما این کتاب مملو از امیدها و برنامه های است که دختران جوان هزاره در فقیرترین محله کابل در دستور کار دارند و می خواهند آینده سازان افغانستان باشند.

خواندن این کتاب را از دست ندهید. اگر در غرب زندگی می کنید، همین لحظه می توانید از آمازون دستور خریدش را صادر کنید.

کتاب "آخرین هزاره، یک مدرسه و آینده افغانستان "  توسط جیفری ای استرن

یکشنبه، دی ۰۶، ۱۳۹۴

دلبر سبزه رنگ

من این سبک  - ظاهرا خراسانی است - را بیشتر ترجیح میدهم به آهنگ های افغانی که اکثرا به سبک هندی خوانده می شوند. درود بر هرات و جوانانش مانند اشکان عرب.

شنبه، دی ۰۵، ۱۳۹۴

ترهات گویی خودویرانگر

به اسمیت میگم زیاد به این واژه مدرن و مدیرنیزم گیر نده، نمیشه به همه چیز قالب ساخت ولی او به self-destructive prattle اش ادامه میده. این -ایزم ها مشکلش اینجاست که فقط در یک محیط و برای عده خاصی و در زمینه خاصی به کار برده میشن. امروز برش پیشنهاد کردم که بیا باهم یک پیاله چای آویشن نوش جان کنیم تا زنگاری -ایزم ها را از ذهن مان پاک کنیم. دنیا و وراجی هایش به هیچ نمی ارزه.

contact

نام

رایانامه *

پیام *