آزادی بیان حد دارد
July 29، 2010
مگر یک انسان ایدهآل که یا بر روی ابرها باید قدم بزند و یا در وهم خیال بر روی زمین چکر بزند که باید در آرزوی کسب آزادی مطلق "بیان" زندگی کند ورنه هیچ انسان عاقل و حتی نیمه عاقل با چنین بیهوده اندیشی و وسواس، زندگیاش را بیهوده سر نمیکند. ما گلو پاره میکنیم که ای وای "آزادی بیان" مان چه شد.
برادر من، بگیر! این آزادی از تو، چه میخواهی بکنی؟
من یک ایستادگاه تلویزیون ایجاد میکنم و هرچه دلم خواست نشر میکنم. چرا؟ چون "آزادی" را تو به من دادی و "بیان"اش را من میکنم.
افغانستان دارای حکومتی است که اساسا بر پایه آزادی، دموکراسی، عدالت - و مهمتر از همه قانون اساسی - بناء شده است. یک چنین حکومت نیاز به حاکمیتی دارد که در آن همه چیز تعریف شده باشد. آزادی بیان، هم جزء آن است نه بالاتر و نه هم پستتر. حق حاکمیت یک دولت حکم میکند که آزادی را برای خودش تعریف کند و برای شهروندانش نسخهای از آزادی بیان بپیچد. برای همین است که از رئیس جمهور، حامد کرزی، و تصمیم او در رابطه به تعطیلی تلویزیون امروز حمایت میکنم.
کرزی راست میگوید، هر رسانه، هر تلویزیون و هر ایستادگاه اطلاعات عامهای اگر" به تفرقه ملی دامن میزند" خیانت ملی است. نه تنها باید تعلیق و تحدید شوند بلکه مورد بازجویی قرار بگیرند. پس، تصمیم شورای وزیران بر حق است و ما باید از آن استقبال کنیم.
تلویزیون امروز، توسط یک آدم خیرهسر و یکدنده بنام نجیب کابلی اداره میشد. او چیزی نه از مطبوعات میدانست و نه از مردم و جامعه آگاه بود. نه هم میدانست که مزه دهان کابلیها چیست چون راه تعقل و دیگرباوری و وجدان حرمت در برابر دیگر مذاهب را به دلیل، دشمنی، کدورت، خصومتهای نژادی، مذهبی و سمتی از دست داده بود.
من بارها دیده بودم که تلویزیون امروز، در روزهای عاشورا و در خیلی از روزهای مذهبی شیعیان آهنگهای هندی همراه با رقص و پایکوبی نشر میکرد. این آزادی نیست، این سوء استفاده از آزادی بیان است. این عقدهگشایی و دشمنی و به گفته کرزی که دامن زدن به تفرق ملی است - که باید جلواش گرفتهاش شود. تلویزیون امروز، نه تنها به اشخاص حقیقی و حقوقی شیعیان احترام نگذاشت بلکه به میلیونها پیرو شیعه اهانت روا داشت. این چنین آزادی بیان که به دیگران هتک حرمت شود در هیچ جایی دنیا وجود ندارد و جایی هم ندارد چه برسد به جامعه سنتی افغانستان که طبیعتا سطح تحمل شان به صفر است.
گزارش ویدیوی داوود قاریزاده را ببینید. یک نکته را باید متذکر شوم که متاسفانه این گزارشگران همیشه آزادی بیان را کلی مطرح میکنند. بهتر است وقتی سخن از آزادی بیان در مطبوعات مطرح میشود باید دقیق بود و آنرا دقیقتر بیان کرد. مثلا به جایی اینکه بگوییم "آزادی بیان" در خطر است باید بگوییم آزادی بیان در مطبوعات در خطر است. چون آزادی بیان تنها شامل حال اهالی مطبوعات نمیشود. این را باید آویزه گوش خود کنیم.
...مرا به حالم بگذار، نمیخواهم چشمانم را وا کنم و آسمان را ببینم. نمیخواهم از این چارچوب بیرون بروم. نمیخواهم رویم را به سقف بلند کنم. آن بالاها کیست که رو بلند کنم به سویش؟ میخواهم اینجا پشت این پنجره غبار گرفته باشم و در این تنهاییام در فکر و غم ازدست رفتهگان هبوط کنم.
