در اين چند روز بیحد و حصر مصروف بودم. يکی از مصروفيتها هم همين کانون وبلاگنويسان افغانستان است که من هر بام و شام يک دست به رويش میکشم و نوازشش میکنم تا زودتر و خوبتر رشد کند. البته بستگی دارد به جماعت با غيرت افغانها. اگر آنها تنبلی نکنند و عضو فعالی باشند مطمينا چيز خوبی خواهد شد. در کانون پنلاگ افغانستان بايد کار گروهی صورت گيرد، بصورت انفرادی نفسگير است. ميدانيد که من به انترنت دسترسی کم دارم و از طرف ديگر برق هم از اين به بعد چيز نادری خواهد شد که يافتن اش روی دوش محال خواهد بود.
در کانون همه میتوانند عضو شوند و همگی سهم برابر دارند. البته در اول قصد اين بود که تنها وبلاگنويسان افغانستان عضو باشند و يادداشت شان را نشر کنند اما متاسفانه بعد از بررسیهای ابتدايی ديده شد که ظاهرا خون افغانی از رگها بازاستاده و کار گروهی در شان افغانهای ما نيست. ما بر آن شديم که دايره عضويت را وسيعتر کنيم و از وبلاگنويسان ناافغانی هم عضوگيری کنيم. ميدانيد که چرا ناافغانی گفتم؟ نميدانيد. ديروز در حال ساختن بخش وبلاگهای غير افغانستان بودم که در فکر فرو رفتم چگونه میشود عنوانی را انتخاب کرد که در آن عنوان هم حس افغانی و بهتر است افغانيت بگويم به کار رفته باشد و هم غيرت افغانی. در ضمن يک وطنخواه يا همان نشناليست هم در آن ديده شود. فیالبداهه اين کلمه در ذهنم آمد که بيا از کلمه افغان يک چيزی میسازم. سرانجام به اين کلمه رسيدم"ناافغانی" يعنی غير، خارجی، غيروطنی و يا هم شبيه اين کلمه کلمههای ديگر که شما فکر بزنيد. در همينجا ادعا میکنم؛ سازنده اين کلمه من هستم نه سميع حامد و نه هم سياه سنگ. حال شما هم اگر مانند من غيرتی شديد و حس افغانیگری تان تور خورد، کافی است اين پسوند نفی و نهی را در ماقبل کلمه که حس ملی داشته باشد، قرار بدهيد. البته ياد تان باشد بهتر است به جايی کلمه نالايق "افغانیگری" پانافغانيزم را استفاده کنيد. اندکی فيشنی هم هست و خود کلمه هم لوکس بنظر میرسد.
بدين قرار، بخشی بنام "وبلاگهای ناافغانی" در کانون پنلاگ افغانستان افزوده شد. ما قبلا هم تقاضاهای عضو شدن در پنلاگ را از طرف وبلاگنويسان ايرانی دريافت کرده بوديم و به آنها قول داديم که به زودی دعوتنامه ترتيب خواهيم داد تا آنها مانند بقيه اعضای پنلاگ عضو باشند و حق پخش و نشر مطالب را داشته باشند.
از اينها بگذريم سخن ما بر سر پنلاگ افغانستان است که در اين روزها بينندهاش در حال افزايش است. ما اميدوارم با کمک وبلاگنويسان فارسی زبانان افغانستان و ايران بتوانيم کانون را مرکز تبادله افکار ميان وبلاگنويسان فارسی (دری نگفتم برای اينکه حس فاشيستیام را در مقابلش از دست دادم) زبانان قرار بدهيم و در ضمن چهار راهی باشد که همگان از آنجا قسمت شوند و مسيرهای مختلف را دنبال کنند. حال، ای جماعت افغانها، در هرگوشهای که هستيد، صدای دهلم را بشنويد و آتن کنيد ورنه از کاروان عقب ماندهايم و امکان دارد دالانهای زمان رو به عقب را خالی نگذاريم. بجنبيد که دير است.
تنها كلمه اي كه مي تواند افغان را تعريف كند احمق و بي شعور است. اينها آن قدر احمق هستند كه از حماقت شان خداوند مي ترسد كه به كمك شان به اين كشور بيايد. اينها تا ابد هميگونه هر دم شهيد و خوار و زار و سگ گرسنه اي دم هر دروازه خواهند بود.
من از افغانستان نفرت دارم. از خداوند هم نفرت دارم كه مرا افغان خلق كرده است. افغان براي من يعني حيوان. يعني پست تر و بي شعورتر از هر حيوان ديگر. يعني ميكروب كره اي زمين.
نسیم ! او باچه از یک طرف میگی که رودیته چرک گرفته و از طرف دیگه ده رستورانت خارجیا میره و بیر و شرابای بدل و تاریخ تیر شده را زار و زقوم میکنی. این چیز ها ره که کسی بخوره رودی خودشه چی که رودی آتیشه هم چرک میگیره. الکول ملکول دیگه نخو مه و تو ره همو چای سیاه تیره همرای شیرینی گک های اوغان کش مرادخانی بسه دیگه.
سلام كابلي !
از اين سخت ميكوشي - سپاسگذارم.
سلام و محبت
فقط خواستم بگويم كه كوشش هاي شما در ساختن كانون وبلاگ نويسان افغانستاني عالي است. با شما استم.
موفق باشيد
سلام كابلي قندول . خدا كنه گوزهايت ايستاد شده باشه و شكمرو نباشي و پس تنبانت از رنگ زردي بيرون آمده باشه . تو دلته خوش كو ما ميآييم . راستي فراموش نكو تا افغانا نامشه تبديل نكنن آدم نميشن تا نام افغان و صفت افغاني براي ما باقي باشه خاطر جم باش كه تمام مثل خودت شكمرو و پس تنبانا امو رقم زرد باقي ميمانه .
سلام
زحمات شما قابل قدراست زنده باشي وخانه آباد
منتظري نظرات اصلاحي دوستان هستيم.
salam, khob ast ke zenda hasti wa degar eenke zead waqt dar labratowar mandi wa baz e ke dar fateha ham na rasedi wa ezafa bar een khosh bashi wa sare hal ok
بنظرم كه كلمه اي غير افغاني گيرا تراست تا ناافغاني.........
به این فیلم نگاه کنید. صلیبیان در سرزمین افغان
http://fr.youtube.com/watch?v=iCGP-BiiBZU
نکته خوبی را اشاره کردید. افغانها با هم کار نمی توانند یک خارجی باید بالای سر شان باد.
