گرداننده و مدير مسئول سايت کابل پرس کامران ميرهزار روز چهار شنبه هفته گذشته از سوی افرادی که خود شان را کارمندان امنيت ملی معرفی کرده بودند بازداشت شد. بدنبال بازداشت آصف ننگ مدير مسئول
مجله جرگه امن منطقوی به جرم نشر مقالهء انتقادی از دولت که مدت بيش از يک هفته میشود در توقيف بسر میبرد آقای کامران ميرهزار نيز بازداشت شد. آقای آصف ننگ به اتهام جاسوسی برای سازمان استخباراتی پاکستان بازداشت شد اما معلوم نيست کامران ميرهزار نيز به چه اتهام بازداشت شده است.کامران ميرهزار يکی از ژورناليستهای ورزيدهای بود که بیباکانه به مسايل و مشکلات داخلی میپرداخت و نقد میکرد. نه تنها نقد بلکه اسناد و مدارک از ارتشا و فساد اداری را نه يک بار بلکه چندين بار به نشر رسانيد. البته در اين شکی نيست که در گرفتاری کامران ميرهزار دستهای در کار بوده اما آنچه قابل تأمل است نحوه بازداشت وی است که کاملا شکل اختطاف را داشته است. چهار نفری که از موتر (ماشين) کورولا بيرون شدند و خود شان را کارمندان رياست ۷۴ امنيت ملی معرفی کرده بودند هرگز سند قانونی برای دستگيری ميرهزار در دست نداشتهاند.
اين عمل، خود نقض قانون توسط مقامات مسئول حکومتی است در صورتيکه بازداشت و بررسی شکايات در چنين موارد مربوط به کميسيون شکايات رسانهای و تخطی از قانون رسانهها مربوط میشود نه به رياست امنيت ملی که بیآنکه سندی در دست داشته باشند، دست به بازداشتهای غيرقانونی بزنند. گفته میشود یکی از دلايل بازداشت کامران ميرهزار احتمالا نشر بعضی نوشتههای انتقادی از مقامات دولت افغانستان و پخش بعضی اسناد فساد اداری است که کامران در سايت کابل پرس به نشر رسانيده است.
البته عکسالعمل مرکز ژورناليزم بينالمللی به سرپرستی رحيمالله سمندر و کميته دفاع از ژورناليستان به سرپرستی ضياء بوميا نيز قابل تأمل است. در کنفرانسی مطبوعاتی ايکه آنها در روز سه شنبه به حمايت و جانبداری از آصف ننگ برگزار کرده بودند، کابل پرس را منبع فحاشی و اهانت به شخصيتها ملی عنوان کردند. درست فردای آنروز کامران ميرهزار بازداشت شد. يک روز بعد از بازداشت کامران ميرهزار، راديو سلام وطندار و اتحاديه ملی ژورناليستان افغانستان به سرپرسی فاضل سانچارکی در Internews کنفرانس مطبوعاتی داير کردند و از تمام رسانهها دراين کنفرانس شرکت کرده بودند اما از مرکز ژورناليزم بينالمللی و کميته دفاع از ژورناليستان خبری نبود.
من شخصا نگرانی شديدم را نسبت به بازداشت ميرهزار اعلام میکنم و دستگيری او را خلاف قانون میدانم و آزادی فوری کامران را از دولت افغانستان خواهانم. اميدوارم دولت افغانستان با رسانههای آزاد همکاری کرده و نگذارد آزادی بيان و عقيده مورد تهديد قرار گيرد.
سگ را چي به مير نه كرده است صدا آدم به تير
خر كه هزار نيست كجا هزار كامران است
سلام, كامران ميرهزار یک فرد گوزوک است
بلبل جانی احمق
تو اول نامی انسانه سریت بگذار ،باز همرای انسانها بحث کو,
تو انسان ده کجا استی ، توره میشه انسان پرینده ویا حیوان خطاب کند
سید علی مرتضی
اول تو بسیار اخمق هستی اسداله سروری ر یس کام حفیظ الله امین بود در زمانی ببرک و نجیب سفیر بود پس معلوم شد تمام گپ هایت دوروغ هست
سلام
درصورت امكان با من تماس بگيريد
متشكرم
ملت مسلمان و قهرمان افغانستان طی سه دهه جنگ تحمیلی خانمانسوز شاهد گونه های مظالم، ستم و دربدری بوده و بدبختانه اِین مشکلات روز بروز سنگینتر و بیشتر میشود.
یگانه راهی که ملت غیور افغانستان معتقد و متکی به آن بود رسانه های آزاد و بی پره بود که آن را یگانه مرهم بر زخمهای ملت میدانست. رسانه ها را قوه چهارم دانسته امیدوار بودند که همین رسانه ها در تبدیلی این حال در بدر و خاک بر سر ملت رنجدیده نقش اساسی را بازی خواهند نمود. تنها رسانه های آزاد بود که مردم دلیر ما از آنها توقع داشت تا در تقدس و احترام به آرمانهای والالی ایشان حقایق را بر ملا ساخته و ملت رنجدیده ما را از تاریکی های زمان به سوی روشنی رهبری خواهند نمود. هر فرد اعم از مرد، زن، متعلم، محصل، و کودک توقع داشت که همین رسانه ها که متعهد بر دفاع از آزادی بیان، پخش نمودن حقایق و آرمانهای مردم، تلاش در تامین وحدت ملی، پاسبانی کلتور، عزت و عفت ملت، تهیه برنامه های آموزشی، معلوماتی، و تفریحی مطابق خواسته های فرهنگ ملی و اسلامی این ملت قهرمان و رنجدیده، او از بین بردن فحشا و بد اخلاقی، نفرت، عداوت، فساد و بی عدالتی بودند، یک روزی از روزها چادر تاریکی و بدبختی ها را خواهد پاره نمود و همچو آفتاب تابنده و درخشان این کشور را روشن و دل سرد مردم را گرم خواهد نمود.
ولی بد بختانه و هزار بار بدبختانه، درین راستا در پهلوی آن رسانه های متعهد و سربکف یک عده رسانه های ابلیس صفت و شیطان صفت چون تلویزیون طلوع ، رادیو آرمان و تلویزیون لمر به رهبری سعد محسنی ، جریده ۸ صبح به رهبری قسیم اخگر، کابل پریس به رهبری سید حامد حسین، و جریده آرمان نا ملی تحت رهبری شیطانان و ترورستان رسانه یی مسلک و بد اخلاق هم جاه گرفت، که بجز از نمایندگی ابلیس رانده شده از بارگاه ایزد متعال، و پخش نمودن فحشا و بد اخلاقی، گزارشهای دروغین و تهمتهای بی اساس، تعصبات قومی و گروهی، ترور شخصیتهای ملی و خدمتگاران راستین این ملت در بدر، رسالتی دیگری در قبال آرمانهای والای مردم غیور و با عزت ما ندارند. همینها ترورستان کسانی اند که ملت را با دولت و دولت را با ملت جنگ انداخته فضای عدم اعتماد را به میان میآورند. و همین ها اند که دوستان و پشتیبانان راستین ملت غیور را به تهمت های گوناگون دروغین متعلق ساختن ایشان به لانه های جاسوسی دشمنان وطن و ملت نموده تمام نورمهای اخلاقیات و خواسته های مسلک مقدس ژورنالیزم و رسانه یی را شدیدا پایمال و خدشه دار ساخته در قبال به میان آوردن یک فضای عدم اعتماد بین مردم و خادمان راستین ایشان کوشا میباشند. آیا همین رسانه ها موجب تمام خصومتهای قومی، گروهی، نظامی و سیاسی نیستند؟ آیا همینها در راستای تفاهم، پروسه های صلح و آشتی، وحدت ملی، آزادی بیان، اخلاقیات ژورنالیزم و رسانه یی، تربیه سالم اطفال و جوانان عزیز، و سربلندی، پیشرفت و آبادی کشور سد و دیوار نیستند؟
میخواهم در زمینه چندی از خاطرات شخصی خویشرا با شما در میان بگزارم:
یک روز یکی از دوستانم به من ایمیل فرستاد و نوشته بود که چند تن از دوستانش از آسترلیا آمده و میخواستند رادیوی آزاد تاسیس کنند، و خواهان همکاری و معرفی و جلب کمک کارشناسان شدند. من هم چون موضوع را یک خدمت فرهنگی دانستم دوستان را از تلویزیون ملی و رسانه های دیگر دعوت و از ایشان با این گروه تقاضای همکاری نمودم. ریاست این گروه آسترلیایی را سعد محسنی دایرکتر کمپنی موبی کپیتل (Capital MOBY) در آن وقت به عهده داشت. وقتی که آن گروه گویندگان و کارشناسان رادیو تلویزیون با وی ملاقات کردن، آغاز سخن از خدمت فرهنگی و علمی شد. ولی محسنی بزودی مداخله نموده مثل یک مرد محض لاوبالی و غرق در عیاشی و کمایی پول گفت، " نی نی. ما یک کمپنیستیم. خدمت فرهنگی ره کنار بگزارید. ما آمدیم که پول پیدا کنیم، پول. به ما کسانی را معرفی کنی که هم نطاق باشن، هم یگان اکت کنند، و هم یگان بید و آواز خوانی." دوستان این وضعیت بی فرهنگ را دیده از وی رخصت گرفتند و برایش گفتند که شاید خود محسنی همچو مردمی را پیدا کند. همان بود که چندی بعد ( رادیو آرمان اف ام) و پی آن تلویزیون طلوع و لمر آغاز به فعالیت نموده غیر از ترویج فرهنگ و اخلاق نا پسند بیگانگان تا کنون چیزی دستاورد دیگری ندارد. یکی از همان دوستان که فعلا" هم در تلویزیون ملی ایفای وظیفه مینماید روزی به من گفت که چند تن از همکاران ایشان با رادیو آرمان و تلویزیون طلوع کار میکنند، ولی وقتی که به تلویزیون ملی میآیند همه کارمندان آنها را از جلو خود دور میرانند و میگویند که از شما بوی ایدز میاید.
روزی دیگری در یک ملی بس سوار و از قلع فتح الله به سوی شهر می آمدم، که صدای یک مادرک کهن سال هزاره را شنیدم که گفت " بچیم کمی جلو استاد شو."، چند لحظه بعد همین کلمات باز تکرار شد که " بچیم گفتم کمی دور استاده شو."، و آخر چند دقیقه نه گذشته بود که مادرک خیلی قهر شده گفت: " بیشرف! قدته سی کو، قواری ته سی کو، نو- ده ساله بچه بجای نواسیم، همیتو خوده ده جانم میشقی. چند دفه کفتمت دور استاده شو. هیچ حیا نداری. تو که به ای سن ایقدر لوچک استی که کلان شدی خو سری خوار و مادرت ام صرفه نمیکنی." در همین اثنا از آخر موتر صدای یک جوان تقریبا" ۲۹ ساله آمد که: " ای مادر جان. ای بیچارا از تلویزون طلوع و رادیو آرمان چی ره بیاموزند. خو امی ره نشانشان میته نی. بسیار وخت خراب آمده. خدا به ایمان ما خیره پیش کنه. نه دولت متوجه است و نه هم ای مردم خو بوردی ما. باش که اینده بعد از ای چی خات شود. او که باز ازینا پیدا شوه چه خات کد."
در غیر از این شما به قصه های ژورنالست و کارمند طلوع و آرمان دوشیزه شیما رضایی پی ببرید، و ببینید که انگیزه اصلی و اساسی قتل وی چه بود. آیا برنامه دهلیزهای طلوع حقایق پشت پرده این جنایت بزرگ را نیز به شکل درست و حقیقی اش پی برد؟ آیا شما یا گرداننده برنامه دهلیزهای تلویزیون طلوع اقای همایون دانشیار از فامیل، دوستان و همکاران نزدیک شیما رضایی تفصیلات این جنایت و جنایات دیگری قبل از قتل دوشیزه رضایی را که در دفتر طلوع و آرمان از سوی شخص سعد محسنی به چال و نیرنگ و یگان وخت جبر با او انجام می یافت تحقیق نموده اید.
آیا شما موضوع تحریف گفته های جناب لوی څارنوال کشور و جنگ رسانه یی در این موضوع را از سوی تلویزیون طلوع یک گامی در راستای متضرر ساختن دستگاه دولت، و یک اداره مهم تطبیق کننده قانون و وحدت ملی نمیدانید؟ آیا این یک تخطی و خلافورزی صریح از قانون و اخلاق رسانه ها نبود؟ و آیا این اعمال نا شایسته رسانه های متعهد و پاک را هم در قبال مردم بی اعتبار نمیسازد؟
آیا تضحک و تمسخر بر نمایندگان ملت در ولسی جرگه و مشرانو جرگه، تمسخر بر مامورین عالیرتبه دولت، رهبران و اقوام ملت، دامن زدن به جنگ جوزجان بین دولت و گروههای مسلح، پطرول انداختن بر جنجال میان مردم شریف هزاره و کوچی و انواع رزالتهای دیگر را به نگاه سطحی میبینید. آیا این یک بازئ بزرگ بر ضد این ملت قهرمان تکه تکه و پارچه پارچه نیست؟
و حال تماشا کنید یک بازی و نیرنگ طرح شده بزرگ دیگر این ابلیس صفتان و ترورستان رسانه یی را. بازی و چالی که میخواست نه تنها یک شخص خدمتگار و وطنپرست کشور اقای محمد آصف ننگ را، بلکه چندین دستگاه های مهم دولت چون اداره امنیت ملی کشور، وزارت امور پارلمانی، اداره امور و دارالانشاء شورای وزیران و دارالانشاء جرگه امن منطقه یی را (که از ماه ها بدینسو مردم رنجدیده ما امیدوار نتایج مثمر اش بودند) بد نام ساخته یک فضای عدم اعتماد میان دولت و مردم را ایجاد نمایند.
آقای محمد آصف ننگ یکی از ژورنالستان، نویسندگان، فرهنگیان، و اقتصاد دانان جوان و مخلص کشور بوده که دهه ها را در خدمت مردم از طریق نویسندگی و ژورنالیزم سپری نموده، مدیریت مجله های وطن و اقتصاد را در دیار هجرت به عهده داشت، و چندین آثار ارزنده را به لسانهای دری و پشتو به ملت خویش تقدیم نموده. وی در این اواخر به سمت سخنگوی وزارت امور پارلمانی، و همچنان مسئول فرهنگی و مدیر مسئول مجله جرگه امن منطقه یی ایفای وظیفه مینمود، که پنجشنبه گذشته از سوی ریاست امنیت دولتی به اتهام نشر یک مضمون خلاف پالیسی دولت در آن مجله دستگیر گردید. همواره تلویزیون طلوع ، رادیو آرمان، تلویزیون لمر به رهبری سعد محسنی ، جریده ۸ صبح به رهبری قسیم اخگر، آژانس خبر رسانی کابل پریس به رهبری سید حامد حسین، و جریده آرمان نا ملی یکی پی دیگر خبری به نشر رساند که، ( محمد آصف ننگ به اتهام جاسوسی به اداره استخبارات پاکستان- ای اس ای از سوی امنیت ملی دستگیر گردید. همچنان وی یکی از اعضای حزب اسلامی میباشد.) در حالی که دفتر مطبوعاتی آنریاست این اخبار کاذب را مسلسل رد نموده اضافه نمودند که ویرا فقط به اتهام نشر یک مضمون خلاف پالیسی دولت در مجله امن منطقه یی برای بازپرسی دستگیر نموده اند، و دیگر هیچ اتهامی و یا شواهدی بر وی وارد نگردیده.
در همین اثنا بعد از گرفتاری محمد آصف ننگ، یکی از کارمندان اناث وزارت امور خارجه که باشنده هرات بوده به یکی از ژورنالستان افغان گفت که اقای سپنتا ( وزیر خارجه) کارش را کرد.
آقای سپنتا را هم شما بخوبی میشناسید. وی همان کسی است که تا هنوز تابعیت آلمانی را دارا بوده، و کارت عضویت حزب سبزه های آلمان هم در جیب و آستینش میباشد. فلهذا وی نسبت به افغانستان به آلمان و حزب سبز آلمان بیشتر متعهد بوده و به میل و خواسته های آنان ترجیح میدهد. ولسی جرگه افغانستان به همین اساسات کوشش ناکام راندن وی را از کرسی وزارت نمود، ولی کسی با وجود این همه تلاشها و رای نمایندگان ملت قهرمان کشور هیچ توجهی صورت نگرفت. که این خود دست بیگانگان را در امور ملی و داخلی ما آشکار میسازد.
همچنان آقای سلطان احمد بهین نیز به بسیاری از ژورنالستان و رسانه ها خوشخبری دستگیری آصف ننگ را داده بر وی اتهام جاسوسی را وارد نمود. آیا شما سلطان احمد بهین را به رسمیت میشناسید. این همان بهین است که در دولت جانی ببرک و نجیب معاون اسدالله سروری در دستگاه سفاک، قاتل، و مردم کش خاد کی جی بی بود و هزار ها انسان بی گناه را در پشت میله های زندان شکنجه و در پولیگونهای کابل و ولایات ملومانه به شهادت رسانده. آیا میدانید که به کدام چینل و از کدام غار به پست سخنگویی وزارت مهم خارجه راه یافت. بهین باید همچو جنایات و سخنان بی مسئوولیت را انجام دهد.
و این همه بخاطریکه اقای سپنتا و باند ایشان اقای فاروق وردگ را محرک اساسی رای عدم اعتماد از سوی ولسی جرگه به سپنتا میدانند، و این کار را بخاطری راه اندازی نمود تا بر داکتر فاروق وردگ ضربه سیاسی وارد نموده ویرا شکار عدم اعتماد دولت، ملت و جامعه جهانی نماید، و همچنان در راستای جرگه امن منطقه یی بی باوری و مشکلات ایجاد نمایند.
در روشنی این همه معلومات و اکتشافات دقیق بعید از حقیقت نخواهد بود اگر بگوییم که لانه های جاسوسی پنجابیان ای اس ای، استخبارات ایرانی، دستگاه جاسوسی روس( کی جی بی) محرکین و تقویه کنندگان همچو طرح ریزی ها بوده که خواهان سرکوبی جامعه جهانی بخصوص امریکا، و جلوگیری پروسه امن در منطقه میباشند.
بعضی از رسانه ها از وزارت امور خارجه و حتی از نمرات مخصوص ریاست امنیت ملی نیز تیلیفونهای در زمینه، و موضوعات اتهام جاسوسی بر محمد آصف ننگ را اظهار داشته اند. آیا اداره امنیت ملی همچو اشخاص را تا حال کشف نموده؟ اگر نموده آنها چرا افشا نمیکنند؟ و اگر ننموده اند چرا اینقدر ضعیف اند که از چار دو بغل خویش اطلاعی ندارند؟
نظر به اظهارات ریاست امنیت ملی به این نتیجه میرسیم که یک لانه بزرگ از جاسوسان، آشوبگران، و خاینان ملی در دستگاههای مهم دولت و رسانه ها جاه دارد که به اشاره بیگانگان و دشمنان این سرزمین اقوام برادر را، که هزارها سال در کنار همدیگر زندگی نموده و شانه به شانه در قبال پیشرفت، سربلندی، آزادی، خدمت به کلتور و فرهنگ ملی و معتقدات دینی برادروار سعی و مبارزه نموده اند و حال بعد از سه دهه جنگهای خانمانسوز و در بدری بسوی یک فاجعه دیگری بکشانند. و اقوام دلیر و غیور این سرزمین کهن را به همدیگر بی اعتماد نموده یکبار دیگر فضای جنگ را بر افق این کشور حاکم سازند. آنها نمیخواهند که در این کشور صلح بر قرار شود و این میهن ویران شده آباد گردد. آنها از آبادی و پیشرفتهای سریع این سرزمین اصیلزادگان میرنجند و نمیگزارند کمک های جهانی به شیوه درست به مصرف برسند. آنها خوشی و شادابی این ملت را تحمل کرده نمیتوانند. و بالاخره آنها نمیخواهند که کودکان ما از مهر پدر، از درس مکتب، از روشنی چراغ، از سرسبزی و آبادئ میهن لذت ببرند. آنها فقط و فقط کودکان ما را یتیم و عاری از اخلاق و عادات افغانی و اسلامی، خواهران ما را بیوه، مکتب و کتاب ما را سوخته، ده و شهر ما را ویران، و باغ و بوستان ما را بی گل و بی بلبل میخواهند.
پس ای ملت غیور و سر بکف افغانستان که همواره به فامیلها، اطفال و خواهران و برادران تان از سوی این اشخاص حیوان صفت برنامه های فحش و عاری از اخلاق نشر میشود و نوکران دشمنان فرهنگ و وطن تان جامعه تانرا مملو به مفاسد اخلاقی او اطلاعات کاذب مینمایند، در بین اقوام برادر تفرقه و نفرت اندازی میکنند!
ای رئیس دولت این ملت رنجدیده، ملتی که بر شما اعتماد نمود و رای اکثریت را ایثار صندوق شما نمود. ملتی که در قبال مسایل ملی، اسلامی، ایمانی و وجدانی همیش از شما توقع کمی جدیت و قاطعیت را داراست!
ای اعضای ولسی جرگه، مشرانو جرگه و شوراهای ولایتی و محلی این کشور با غیرت و با عفت، که ملتش شما را به حیث نمایندگان و مدافعین عفت، ناموس، آزادی، فرهنگ و عقاید و آرمانهای والای ایشان انتخاب نمود!
ای وزیر اطلاعات و فرهنگ کشوری که فرهنگش از سوی رسانه های که شما به آن جواز صادر نموده اید تحت تهاجم فرهنگی و اخلاقی قرار گرفته!
و ای کارشناسان افغانی و دوستان خارجی که متعهد به همکاری و سربلندی این ملت در بدر هستید، و مصاحبه ها، معلومات، تحقیقات و کنفرانسهای تان این رسانه های شیطان صفت را تغذیه مینماید!
ای شرکتها، ادارات دولتی و غیر دولتی که اعلانات و اشتهارات شما ماده حیاتی و مانند آکسیجن زندگی این رسانه های دروغگو، شیطانی، ترورست و فحش را تضمین میکند!
چرا به جلوگیری همچو ادارات و ارگانهای فاسد مظاهره ایمانی و وجدانی نمینمایید! چرا با این رسانه های فاسد قطع علاقه و رابطه نمیکنید! و چرا ایمان و وجدان تان هنوز هم شما را به تماشای آن نشرات عاری از اخلاق و صداقت اجازه میدهد! آیا گرسنه شهرت هستید؟ آیا میخواهید که تنها از صفحه و پرده همین رسانه های فحش و کاذب نظریات، برنامه ها و اعلانات تان نشر شود.
بیایید یکبار، و برای آخرین بار برای شان نی گفته این لانه های فساد را به قوت ایمانی و وجدانی ببندیم و ملت غیور و با عزت افغانستان را از دامهای ایشان رها نماییم. بیایید به جهان و جهانیان نشان دهیم که این ملت تشنه اخلاق است. این ملت تشنه آداب و تحقق آرمانهای بلند و عقاید درخشان ایشان اند. این ملت پاسبان فرهنگ اصیل و سربلند خویش است. و دشمن همچو برنامه ها و لانه های در خدمت بیگانگان است.
این ملت پاسبان عقاید، فرهنگ، آرمانهای بلند و خادمان راستین و متعهد کشور خویش است.
بیایید مظاهره وحدت ملی نموده، همه رهبران دولتی و قومی، ادارات ملی و بین المللی در کشور، اقوام و قبایل این ملت غیور را به اعتصاب به:
• کشاندن این رسانه های ابلیس صفت و ترورستان رسانه یی به میز محکمه
• مجبور ساختن دولت به مسترد نمودن جواز فعالیت این لانه های فاسد و دشمنان ملت غیور
• مجبور ساختن دولت به مسترد نمودن تابعیت افغانی به این صاحبان تابعیتهای اجنبی
• نی گفتن به تماشا و خوانش تلویزیون طلوع، لمر، رادیو آرمان، جریده ۸ صبح، جریده آرمان نا ملی و آژانس خبرگزاری کابل پریس
• نی گفتن به کار و فعالیت در این لانه های فاسد و وطن دشمن، نی گفتن به همکاری قلمی، اداری، مصاحبه، دعوت به کنفرانسها و دعوتهای گوناگون
• نی گفتن به نشر اعلانات تجارتی و دیگر مسایل تان از طریق این لانه ها
• و راه اندازی راههای موثر دیگری برای جلوگیری همچو فعالیتهای غیر اخلاقی، غیر انسانی، ضد اسلامی و ضد افغانی این لانه های فاسد، نوکر و جاسوس اجنبیان تشویق و ترغیب نماییم
ای فرد فرد ملت قهرمان!
تا به کی فریاد افغان تا به کی تا به کی این شور و فغان تا به کی
تا به کی فحشا و عریانی بینی تا به کی اخلاق شیطان تا به کی
سربلند، با عزت و با عفت باشید!
زنده باد افغانستان عزیز!
زنده باد ملت با غیرت و قهرمان افغانستان!
سلام نسيم جان .من هم مي خواستم به اين شكل از دوستمان كامران مير هزار دفاع كنم . اگر چه دفاع من نا توان راه به دهي نخواهد برد . اما حداقل قدر آدمي كه شاعر واقعا بي نظيري است و منتقذي برازنده و از همه مهم تر انقدر عاشق وطن خرابي مثل افغانستان كه حانه زندگي و خيل دوستان فراوانش را در ايران ترك كرده و در دشت برچي سگني گزيده ,بر من و بر هر آدم با وجداني در افغانستان فرض است.... از دوز دست تو و كامران نازنين را مي فشارم.
سلام دوستان عزیز:-
گزارشی از اشغال بهسود توسط کوچی ها را در سایت یوتیوب ببنید.
http://www.youtube.com/watch?v=OXpRZXZgm8U
وقتي فهيم لقب مارشالي دريافت نمود گفتيد: چوب دكونش زدند و نامش را كشمش ماندند. من حالا ميگويم همين معاون ريس جمهورشما خليلي صاحب كه به گفته شما هزاره ها از بهسود است فقط چوب دكونش زده اند و نامش را معاون ريس جمهور ماندند. اگرنه برود و او بدبختهاي كه در كوه گشنه مانده از ترس كوچي ها گريخته نجات بدهند.
هزاره ها يك پيشنهاد: راه رفت و آمد كوچي هارا زهر ضد حيوانات پاش بدهيد شتر و گوسفند كوچي كه مرد ديگر در هزاره جات نميايند. او بيغيرتها نصحيت را گوش كنيد.
دوستان سلام.
تعدادي از برادران ميخواهند از معضل كوچيها و هزاره ها در بهسود استفاده جوي كنند و مثل گذشته با ايجاد نفاق همان رويش منافقانه خود ره ادامه ميدهند.ما هزاره ها ميدانيم كه اين اقايان هم كمتر از كوچيها نيستند و هدف شان هم عميق كردن مشكل است و ميخواهند نظاره كنند.
ما هزاره ها ميتوانيم خودما مشكل خود ره حل كنيم و درصورت لزوم با هرگونه زورگوي مقابله خواهيم كرد كه هيچ حاجت به منافقت شما كساني نيست كه منافقت ره از پدر به ارث برده ايد.شما خود اگر مرديد ازخود دفاع كنيد چون كوچيها نه تنها در هزارستان بلكه در بدخشان بغلان تخار وو هم ميايند اما شما نميتوانيد جلوگيري كنيد.
سلام
شما هزاره ها توجه نمایید
کسی که از وجدان شرف و حیثیت تان دفاع نمود سلطان علی کشمند بود 10 سال صد راعظم افغانستان بود و افغان ها سگ واری بر یش غو غو میکرد ند و از برکت او هزاره ها وزیر ر یس سفیر شدند
وهزارها نفر هزاره بخارج برای تحصیل رفت هزاره جنرال شد مگر
شما لوده ها قدر اش نفهمید ید رهبر ها خائین انتخاب نمودید که ناموس شما ره سری افغان ها فروخت چوب ده کون تان بره هنوز کم هست . شما هنوز هم خر هستید
من طرفدار برخورد شديد با جاسوسان هستم. اگر جاسوسي كامران ميرهزار ثابت شود بايد اعدام شود. من تعجب ميكنم كه امروز در افغانستان كساني مدافع ژورناليسم هستند كه صنف 12 را هم خلاص نكرده اند. بايد به اين گد ودي پايان داده شود.
شرم است بر هزاره ها كه چند تا كوچي كوه گشت وحشي بيايند آن ها را از خانه هايشان بيرون كنند و به مال شان دستبرد بزنند / مغول تو يكي خفه شو منافق كثيف
كساني كه دغه و پغه "گلابرو" اوغاني بلد استند اين مطلب بخش پشتوي بي بي سي در مورد كوچي هارا بخوانند. اي هزاره هاي بيغيرت نميتوانند كه از ناموس شان در بين صد تا كوه هم دفاع كنند. كوچي ها هزار كوه و كوتل را طي ميكنند و ميروند در بين قلعه هاي هزاره زنهايشان را اذيت ميكنند. او بيغرت مردم ميسر آمدن كوچي ها ماين فرش كنيد يا زهر عليه حيوانات پاش بدهيد كه براي هميشه بيغم شويد. اي دولت كه دشمن تان است اگه دشمن تان نيست چرا او كساني كه در مزار شمارا قتلعام كرد در منصب هاي بالاي مملكتي است؟
خو بخوانيد اينرا
http://www.bbc.co.uk/pashto/afghanistan/story/2007/07/070708_yb-af-kuchi-hazara-dispute.shtml
اعلاميه افغان ملت در مورد بستن تلويزيون طلوع روزنامه هشت صبح و...را در اينجا بخوانيد و ماهيت فاشيستي دايره هاي شوونيست و فاشيست پشتون را بشناسيد.
http://www.tolafghan.com/dronlek/maqala.php?id=7267
slam mir hazar
azadi shomara tabrik migoim
جناب ميرهزار در ژورناليسم يكي از نخبگان افغانستان است بايد به شيوه و طرز فكرش احترام نهاد. شنيدم كه ميرهزار خلاصي يافته است. صحت و سقمش را برايم بنويسيد جناب فكرت صاحب. چندي پيش با جناب استاد ناشناس گپ مي زديم حرف زيبايي گفت: " هر چيزي بهايي دارد و بهايي آزادي آوارگي و گاه بند است"
جناب ميرهزار در ژورناليسم يكي از نخبگان افغانستان است بايد به شيوه و طرز فكرش احترام نهاد. شنيدم كه ميرهزار خلاصي يافته است. صحت و سقمش را برايم بنويسيد جناب فكرت صاحب. چندي پيش با جناب استاد ناشناس گپ مي زديم حرف زيبايي گفت: " هر چيزي بهايي دارد و بهايي آزادي آوارگي و گاه بند است"
شکر خدا، کامران میرهزار چند دقیقه پیش آزاد شد.
دست اندکاران دولتی که میخواهند با خفقان چشم و گوش مردم را ببندند، میخواست بااین کار صدای یک فرد که به آزادی بیان باور دارد را ببند.
