خوب، حالا که اندی گذشت، فرصتی است که بايد بگويم چرا تصميم گرفتم به نام اصلیام بنويسم. دلايل متعددی دارد، مهمترين آنها اين است:
سال پار، تيم سايت زيبای افغان- جرمن با من در تماس شدند و خواهش کردند که با آنها کار کنم و از کابل مطلب بنويسم. در ابتدا تبادله نامههای مان بسيار ساده و دوستانه بود و من از آنها خواسته بودم که چه کسانی سايت افغان – جرمن را مديريت میکند و پاليسی شان چيست تا من هم بدانم و کار را شروع کنم. و راستی اين را هم پرسيدم؛ تحت چه شرايطی.
آنها نخواستند در اين مورد چيزی بنويسند.
بهرصورت من نتوانستم با تيم مجهول افغان – جرمن کار کنم به دليل اينکه من آنها را نمیشناختم و نمیدانستم آنها در پی چه هستند. گاهی فکر میکردم از بقايای انقلاب ثوراند و گاهی هم فکر میکردم نه شايد يک مجموعه اخوانیها گرد آمدهاند. بهرحال هرچه تلاش کردم به جايی نرسيدم چون گردانندگان سايت افغان – جرمن در عالم مجازی- مجهولالهويه قرار داشتند.
بعد از گذشت چند وقت، متوجه شدم پيامهای تهديدآميز و خطرناک دريافت میکنم. با خود گفتم؛ جماعت افغانی اين عادت هميشگی شان است که از کسی خوشش نيامد و يا مطلب بر خلاف ميلش بود، عکسالعمل نشان میدهند. عکسالعملی که نه منطقی و مستدل بلکه به شکل انتحاری و مجاهدوار. اندی گذشت و من مدام تهديد میشدم تا اينکه دريافتم همه اين تهديدهای به دليل مقالهی است که از نام من حيث نويسنده آن سوء استفاد صورت گرفته است. با کمک دوستان يافتم که تيم مجهول افغان – جرمن با استفاده از نام قلمیام (سهراب کابلی) سوء استفاده کرده و عليه قهرمان ملی احمد شاه مسعود مقاله بسيار خطرناکی را تحت نام "از شخصيت سازی تا قهرمان سازی تهوع آور" که در آن تمام شاهکاریهای شورای نظار و جمعيت اسلامی و در رأس آن احمد شاه مسعود تذکار رفته است، در سايت شان پخش کردهاند. وقتی مقاله را خواندم به خود لرزيدم و گفتم؛ اين هم گونه ديگری از تروريزم و القاعده. چندين روز از نشر اين مقاله گذشته بود و من مدام تهديد میشدم. از تيم فعال و مجهول افغان – جرمن دليل سوء استفاده از نامم را جويا شدم و خواستم هرچه زودتر نامم را از مقاله حزف کنند. آنها نامم را از مقاله حزف کردند اما وقتی من دليل سوء استفاده از نامم را پرسيدم، بسيار کودکانه جواب دادند و حاضر هم نشدند بگويند چرا دست به ترور زدند. نگفتند سوسيال خوردن چه ربطی با ترور دارد و چگونه میشود به توره بوره باز گشت.
در ادامه گفتگویهای مان از طريق اميل، آنها اسرار داشتند که مقاله در سال 2002 در شهر پيشاور بنام سهراب کابلی به نشر رسيده است. وقتی من آن کتاب را يافتم و عکس روی جلد کتاب را به آنها سند فرستادم که دروغ میگويند، افغان - جرمنها خاموشی اختيار کردند و ديگر جواب به نامههايم ندادند. من از آنها خواستم به من توضيح دهند که چگونه علاقمند شدند با حيات من بازی کنند.
آنها در برابر سوالهايم چنين پاسخ نوشتند:
I send you the whole book as a word-file to persuade you
و اين هم آخرين نامهء آنها که به تعقيب آن ديگر حاضر نشدند به سوالهايم پاسخ دهند:
I understand now your exciting. You mean the name of the file. I have changed it also.
Now you should sleep well.
http://www.ago-data.de/sohraab_az_shakhsiyat_saazi_ta_qahraman_parasti.pdf
ببيند! اينها چقدر آدمهای هوشيارند. و در ضمن چقدر معصوم تشريف دارند درست مانند کودک، کودکی که حتی هيچ نداند توره بوره چيست و تروريزم به چه خاطر. اين کودکان معصوم، کسانی هستند که سايت افغان ـ جرمن را اداره میکنند. سايتی که ميخواهند حيات ديگران را هدف قرار دهند. حالا نبيل عزيزی همرا با تيم افغانی افغان - جرمن اش چه فرقی با ملا دادالله و ملا عمر دارد؟ اگر تيم افغان جرمن میخواهد مستقيما با شواری نظار و طرفداران قهرمان احمدشاه مسعود سر خصومت بگيرند چه حق دارند که در اين ميان حيات ديگران را نشانه بگيرند؟
البته در اين مورد، کوششهای زيادی کردم تا با مراکز حقوقی رسانهها در جرمنی در تماس شوم، متاسفانه تا هنوز موفق نشدم. در طی ماههای گذشته، از دوستان آلمانیام نيز کمک خواستم و از آنها خواهش کردم با من کمک کنند ولی متاسفانه آنها در اين ضمينه چيزی نميدانستند.
حالا که سايت افغان - جرمن محلِ برای آماج گيری حيات ديگران شده است، بهتر است نويسندگان راهی را بيانديشند تا اينکه از تکرار اين عمل ناپسند جلوگيری شود. در کابل، سايت افغان – جرمن را يکی از شاخههای کاری حزب افغان ملت میدانند اما خيلیهای ديگر بر اين باوراند که آنها از حزب اسلامی حکمتيار هستند.
من چندين پيام تهديد آميز از نشانهها و آدمهای مختلفی دريافت کردم که از من خواسته بودند در باره نشر آن مقاله در سايت افغان ـ جرمن توضيح بدهم. سايت افغانـجرمن بی آنکه عذرخواهی کند و در سايت شان بنويسند که اشتباها از نام من استفاده کردهاند، مینويسند؛ برای انکه تو متقاعد شوی من تمام کتاب را برايت فرستادم.
در ضمن، بايد بگويم که عليه تيم افغان – جرمن، به حقوق بشر افغانستان شکايت بردهام و شايد در جاهای ديگر هم شکايت کنم.
اين هم اندک، اطلاعاتی در باره تيم افغان جرمن آنلاين:
ايديتور: نبيل عزيزی
اعضای هيئت تحرير: ديپلوم انجينير خليلالله معروفی، کانديد آکادميسن اعظم سيستانی، ولیاحمد نوری، عبدالرحيم عزيز و ملالی موسی
من يك ايراني هستم.به هيچك گروه وحزب ودسته اي وابسته نيستم.
من تمام فارسي زبانها را دوست دارم .افغاني ها را بيشتر دوست دارم ودوست دارم همسر افغان ميداشتم!!
موزيك وترانه هاي افغاني بسيار زيبا ودلنشين است.
دلم ميخواهد از كشور شما ديدن كنم.درسال 1352 تا مرز ايران وافغانستان شهر تايباد امدم ولي قسمت نشد .
اميوارم همه افغان ها سلامت و موفق باشند.
سلام
خوب بود.
تنوير گر . گلبدين هم سگ امريكاست. با اين گپ ها كسيرا فريب داده نمي تواني
سهراب جان ! بنويس .
منتظريم . سكوت نكن بنويس كه كوچي ها در بهسود چه كرده اند منتظريم و........
سلام سهراب كابلي . در مورد نظر يات رو شن فكران پشتو ن تبار
آنهم د ر ارو پا در قبال مليتهاي غير پشتون بروزم .
ببخشيد هدف متوار ارسال كردن پيام را نداشتم ، يعني قصدا نيست
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته!
خواهران و برادران گرامی حدیقه تنویر با مطالب جدید من جمله صحبت صوتی تحت عنوان ( ای مردم بیدار شوید) منتظر قدم های گرم شما عزیزان می باشد.
در پناه حق باشید، به امید شکست امریکا در افغانستان
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته!
خواهران و برادران گرامی حدیقه تنویر با مطالب جدید من جمله صحبت صوتی تحت عنوان ( ای مردم بیدار شوید) منتظر قدم های گرم شما عزیزان می باشد.
در پناه حق باشید، به امید شکست امریکا در افغانستان
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته!
خواهران و برادران گرامی حدیقه تنویر با مطالب جدید من جمله صحبت صوتی تحت عنوان ( ای مردم بیدار شوید) منتظر قدم های گرم شما عزیزان می باشد.
در پناه حق باشید، به امید شکست امریکا در افغانستان
سلام
اول اسم وبلاگ نظرم را جلب کرد . آمدم و دیدم اینجا خبرهایی است . مطالب را کامل نخواندم و قضاوتی ندارم . فقط گفتم شاید حرفهایی برای گفتن و شنیدن باشد .
با اجازه یا بی اجازه لینک کردم یادداشتهای کابلی تان را
محرمعلی خان سانسورچی
سلام
اول اسم وبلاگ نظرم را جلب کرد . آمدم و دیدم اینجا خبرهایی است . مطالب را کامل نخواندم و قضاوتی ندارم . فقط گفتم شاید حرفهایی برای گفتن و شنیدن باشد .
با اجازه یا بی اجازه لینک کردم یادداشتهای کابلی تان را
محرمعلی خان سانسورچی
سهرا بچيش ده نوكش
تو الي سر كير ما كيك ميپراني. به ما چي كه د نام اصلي نوشته ميكني يا نام فرعي.
بسيار پوك گري نكو بچيش - ارام كار خودرا پيش ببر.
سهرا بچيش ده نوكش
تو الي سر كير ما كيك ميپراني. به ما چي كه د نام اصلي نوشته ميكني يا نام فرعي.
بسيار پوك گري نكو بچيش - ارام كار خودرا پيش ببر.
...آقا محمد هزاره سلام__نميخواهم ميان تو و آفا سهراب كابلي و همچنان سياست پوده و خام , آقا سهراب در ارتباط به تفسير و ارزيابي موضوعات خيلي مهم و شكننده گوناگون كشور كدام ابراز نظر كنم.اما در ارتباط به آقا احمدشاه مسعود : , عمومآ در تاريخ بشر , در جنگ هاي داخلي هيچ برنده ي نمي تواند وجود داشته باشد , همه جناح هاي در گير , وطن خود را ويران و هموطن خويش را به قتل ميرسانند. كه ما همه ديديم .. هيچ فردي ادا نخواهد كرد كه آقا مسعود فاتح جنگ هاي داخلي است . در جنگ حلوا تقسيم نميشود وطندار عزيز.. همه اشتباهاتي زيادي داشتند و آقا مسعود از اين استثنآ خارج نميتوانند باشد .
هرگاه اهداف ما از :((هموطني كه در يك محيط جغرافيايي معين با منافع
مشترك باشد )) در آن صورت است كه كارنامه آقا مسعود : كه با توت و تلخان , سالهاي متمادي با لشكر شكست ناپزير روسيه شوروي در كوه ها سر به فلك هندو كش دست پنجه نرم كرد و بعد ها هم با پاكستاني ها در چهره وحشتناگ قرون وسطايي طالب ها بي فرهنگ شان يكجا با تروريست ها جهاني القاعده , با همه روز ها بد آن وطن را مقدم به همه چيز شمرد و در اين راه زنده گي شيرين خود را فدا ساخت: .. آيا به چنين مردي كه واقعآ به خاطري وطن من وتو زنده گي خود را اگاهانه از دست داد چي ميشود كه تنها " قهرمان " خطاب كرد و اگر ميگويد نه , در آنصورت , شما تعريف وطندوستي را غلط آموخته ايد . موفق باشيد
سهراب سلام
من فكر مي كنم شما خود نمي دانيد كه چه مي كنيد يا مي دانيد و ...
در يك جا از قتل عام مردم هزاره به دست شوراي نظار مي گوييد و در جاي ديگر مسعود را قهرمان ملي مي گوييد. من مشكلي با مسعود ندارم گرچند در جنگهاي داخلي نيروهاي او نيز كارهاي كردند كه به ضرر تمام مردم افغانستان ختم شد. اما شما اگر او را قهرمان مي دانيد آيا دليلي بر قهرمان ملي بودن او داريد؟ اگر نوشته اي قبلي خود را بخوانيد به خوبي در مي يابيد كه نوشته هاي شما فتنه انگيز و نفاق افگن هستند. شما بهتر است به دفاع از هزاره ها ننويسيد چون هزاره ها نياز ندارند كه آدم بي سواد و احمقي چون شما از آنها دفاع كنيد.
ملت افغانستان متشكل از تاجيك ، هزاره ، پشتون، ازبك و ديگر اقوام است. آيا مسعود را اقوام غير تاجيك هم فهرمان مي دانند؟ يك نفر وقتي قهرمان ملي مي شود كه تمام اجزاي يك ملت او را قهرمان بدانند. من فكر نمي كنم كه آقاي مسعود را تمام اقوام كشور قهرمان بدانند. البته مسعود مرد بزرگي بود اما شما به نفاق افگني پايان دهيد.
بهتر است از موضع يك فرد بنويسيد تا يك مردم و ملت.
