به زودی راديو سهراب را راه اندازی خواهم کرد. زود يعنی که همين هفته. در اين مدت که نبودم، در سال نو رفته بودم مزار شريف و خيلی جاهای ديگر. در قدم اول از دوست تازه يافتهام آقای نصرالله غفوری بايد تشکری کنم که برايم يک مايکروفون و Mini Disk از جرمنی تحفه فرستاد. و در قدومهای بعيد، تصميم گرفتهام بيشتر کارهای صوتی و تصويری انجام دهم. میخواهم وبلاگهايم را از حالت متن بودن به مولتیميديا تبديل کنم. میخواهم هر امکان تکنولوژيکی را بيازمايم ببينم سر به کجا خواهد کشيد. در ضمن روی "کانون وبلاگنويسان افغانستان" کار میکنم ببينم هرچه زودتر به کمک دوستان وبلاگنويس فعالش کنم. اگر وبلاگنويس هستيد هرچه زودتر عضو شويد که نان دارد. من اساسنامه پنلاگ افغانستان را به برخی دوستان وبلاگنويس وقتها قبل فرستاده بودم اما متاسفانه هنوزم از آنها چيزی نشنيدهام میترسم فراموش کرده باشند. در مورد "پنلاگ افغانستان" بعدها مفصل خواهم نوشت.
و راستی از ياد نبريد (اگر برديد هم خير باشد) افغانلارد Afghan LORD صاحب دومين Domain شد. خانم يسرا www.mefaith.com, www.mideastyouth.com)) از بحرين لطف کردند برايم دومين خريدند يک جهان ازش ممنون. از اين به بعد خدامرد افغان اينگونه است: www.afghanlord.org
تا وقت دیگر یا آهوووووووو!!!
سلام به تمام افغان ها در هر جای که هستند جور صحت باشند مه فیروز از افغانستان فیلاً در چین زنده گی میکنم بیسار خوشحال هستم که نثار جان بهاوی در مسابقات جهانی توانست که قهرمانی را از حان خود کند و اگر کدام ادرس در سایت باشد که مه تمام عکس های این مسابقات را ارسال کنم در این سایت خدا حافظ شما
همه چيز در برابر او خاشع است و همه چيز به وجود او قائم است . بى نياز كننده هر بينوايى است و عزيز كننده هر ذليلى است و نيرودهنده هر ناتوانى است و پناه دهنده هر بى پناهى است . هر كه سخنى بر زبان آرد، آواز او بشنود و هر كه خاموشى گزيند، راز دل او بداند. هر كه زنده باشد، روزيش با اوست و هر كه بميرد، بازگشتش به اوست . چشمها تو را نديده اند كه از تو خبر باز دهند و تو موجود بوده اى پيش از همه وصف كنندگانى كه آفريده اى .
آفريدگان را به سبب ترس از تنهايى نيافريده اى و براى جلب منفعتى به كار و انداشته اى . كسى را كه طلب كنى بر تو پيشى نگيرد و هر كه را بگيرى از تو وانرهد.آنكه نافرمانى تو كند، از قدرت تو نمى كاهد و آنكه فرمان تو برد، بر ملك تو نمى افزايد. آنكه به قضاى تو خشنود نباشد، نتواند كه فرمان تو لغو كند. و آنكه از فرمان تو روى گرداند از تو بى نياز نتواند بود. هر رازى در نزد تو آشكار است و هر نهانى در نزد تو پيدا.
تو ابدى هستى و بى انتها، پايان هر چيزى به توست . پس ، از تو گريختن نتوان .تويى ميعاد همگان . پس ، جز به تو از تو رهايى نيست . زمام هر جنبنده اى به دست توست و به سوى توست بازگشت هر آفريده .
منزّهى تو. چه بزرگ است آنچه از آفرينش تو مى بينم و چه حقير است عظمت آن در برابر قدرت تو. چه شكوهمند است آنچه از ملكوت تو مى بينم . و چه ناچيز است آنچه مى بينم از سلطنت تو در برابر آنچه نمى بينم . نعمتهاى تو در دنيا چه فراوان است و در برابر نعمتهاى تو در آخرت ، چه اندك .
خطبه اى از آن حضرت (ع
سلام دوست عزیز ، سال نو مبارک
پسر عموی من حمید رضا جمشیدی 3 سال بود که اتفاقا از طرف سازمان ملل در افغانستان ماموریت داشت ، ولی الان برگشته کانادا و کارش تموم شده ، چقدر برام عکس فرستاده از مسائل و مشکلات اونجا ،
اما در مورد اخراجم حتما خواهم نوشت ، اما اینقدر که تکرار خاطرات تلخ گذشته بران رنج آور است که هنوزم دلم نمی خواد چیزی بگم ، از بس آدم های کثیفی بودند ، اما به زودی حتما خواهم نوشت
سهراب خان سلام،
به اميد شنيدن صداي راديو سهراب! اولين پخش برنامه در باره چه خواهد بود؟بشنويم كه صداي شما توپ است يا تانك. امكان دارد اگر در باره سيلا چيزي بنويسي؟ در باره تشكيل جبهه نو تاسيس چه خبر يا نظر داريد؟ موفق باشي!
سلام دوست گرامي. وبلاگ "يادداشتهاي از غرب" با مطلب " دهقانان فردا صاحب آسمانخراش ميشوند"...زراعت عمودي ..و " قومي متفكر به گل ترياك" ..به روز شد. از حضور شما استقبال ميشود.
تشكر
دوست عزيز سلام،
وبلاگ عشق و آزادي با مطلبي در مورد سياف و ايجاد جبهه ملي به روز شده است. اگر فرصت داشتيد، سري به آن بزنيد.
www.kabul.parsibox.com
به صبحدم خوش امديد
سهراب عزیز به سلامت باشی واقعا سایت عالی واستعداد خوبی دارید. ازمن هم سری بزن. تشکر
سلام سال نومبارك
سهراب عزيز سلام . من ممكن هيچ چيزي خوبي ننويسم ، اما ازهمه گان را خواهم خواند ، به تصاويرهمه نگاه خواهم كرد اما با اين همه تلاشم اينست كه تصويرگم شده ام را پيدا كنم وآنوقت است كه قصه ام آغاز خواهد شد . حتمآ خانه ا م بيايي يا زنگ بزن كمي قصه كنيم .
سلام سهراب جان! من هم برايت سال نو را تبريك مي گويم و سال خوشي آرزو مي كنم. بابت تمام تلاشهايت خسته نباشي مي گويم و توفيق بيشتر آرزو مي كنم. به تمام دوستان مشتركي كه مي بني سلام برسان.
به خانم يا آقاي طهور!
من نفهميدم كه شما از كدام نسل و تباري غيرتي هستيد كه حتي جرات معرفي قوم و نژاد خود ره نداريد كه اين خود نشاندهنده بي غيرتي و نامردي و رفتاري انسانهايست كه حتي از معرفي پدر خود ننگ دارد و نميتواند به جرات پدر خود ره معرفي كند.
دوست عزيز درست است كه ملت هزاره مورد ظلم و ستم فاشيستها قرار گرفته بوده است كه شما هم فرزند يكي از همان
فاشيستها هستيد و ميخواهيد با رويش منافقت كه از اجداد به ارث برده ايد بين اقوام كشور نفاق اندازي كنيد و خود نظاره گر باشيد.
و در مورد عبدالرحمان خان بايد عرض شود كه او نتنها بالاي ملت هزاره ستم نموده بلكه به اقوام پشتون كه مخالف سياستش بود چنين نموده بود اما لشكر و عساكر كه به عبدالرحمان خان خدمت ميكردند كي بودند؟ آيا آنها فقد پشتون بودند؟ تاجيك ازبك سيد پشه اي نورستاني وو نبوده اند؟
دوست عزيز اگر شما منطقي و بدون عينك تعصب نگاه كنيد تمام قهرمانان و غيرتيهاي كشور از ملت هزاره بوده كه انتقام حتي ديگر اقوام كشور ره از حاكمان ظالم گرفته كه ديگران جرات انتقاد ره نداشتند و تاريخ شاهد ان است. بطور مثال دو قيام هزاره ها عليه حكومت فاشيست (عبدالرحمان خان) كشته شدن (نادرخان )توسط (خالق هزاره) كه اينها نشاندهنده شجاعت ملت هزاره است.
و ديگران با نامهاي مصنوعي چون شير,ببر,ووو چه كاري ره عليه حاكمان ظالم نموده اند آيا برادران تاجيك ما توانستند انتقام (حبيب الله كلكاني) و هزاران تن مردم شمالي ره كه توسط نادرخان چنواري شد گرفته توانستند؟
دوباره بايد يگويم كه تمام اقوام محروم كشور مديون جوانان هزاره باشند كه توانسته اند انتقام شان ره از حاكمان بگيرند چرا كه خود شان جرات چنين كاري ره نداشته و نه دارند.
در اخير من از شما خواهشمندم كه منافقت ره كنار گذاشته انساني و عقلاني بنويسيد و يا هم اگر ميخواهيد به قومي حمله كنيد مردانه
خود ره و قوم خود ره معرفي كنيد و از مردانه گي خود و قوم خود بنويسيد كه همه بفهمند كه شما غيرتي هستيد.
در غير اينصورت منافقي بيش نيستيد.
هزاره بدرگ بخوان وپند بگير تاكي خايه مالي پشتون ره ميكني تاريخ را بخوان بي غيرت تاريخ گواه است:
طوریکه ميدانيد امیر عبدالرحمن بیش از شصت ودو فیصدنفوس مردم
هزاره را قتل عام کرد و عده کثیری خانواده های مردم هزاره را از مناطق هزاره نشین ولایات ارزگان – زابل - قندهارو هیلمنداز زاد گاه وسرزمین آبائی شان مجبور به کوچ اجباری نمودند. بدون شک امیر عبدالرحمان سیاه ترین چهره و جابر ترین فرد در تاریخ سیاسی معاصر افغانستان است .او برای تثبیت و استحکام قدرت خویش بیشترین کشتار و بد ترین جنایات را مرتکب گردید. 62فیصد جامعه هزاره به دست او قتل عام گردید. هزاره جات با تمام منابع اقتصادی، انسانی و فرهنگی آن نابود و تاراج شد و بیشترین ساحات و زمینهای های حا صل خیز آن توسط لشکر امیر پس از نابودی و فرار ساکنان آن برای همیشه غصب شد. • نسل کشی و بدرفتاری عبدالرحمن خان در مقابل مردم زحمتکش هزاره و آواره ساختن آنها از محل بود و باش شان و مباح ساختن تصاحب دارايی منقول شان بنام غنيمت و توزيع زمين مزروعی وعلفچر آنها به فاتحين، گناه نابخشودنی و خصومت نژادی است و چگونه اين زيان به بازمانده گان آن مردم جبران می گردد ؟! چنانچه که اکنون هم تنازعات و اختلافات برسر همان علفچرها که پيامد عملکردهای زمامداران پيشين است وجود دارد. جنون و جنایت عبدالرحمان تا آن حد بوده که از سر انسان کله منار بسازد.در کتاب" کله منار ها در افغانستان" موارد متعدد از کشتار و کله منار های که توسط امیر عبدالرحمان بنا شده ذکر گردیده است ولی عبدالرحمان در خاطراتش فقط به یکی از آنها اعتراف نموده است.در جنگهای هزاره جات "از طرف دشمن سه هزار نفر درمیدان جنگ کشته شد ...من حکم دادم منار از سر های مقتولین دشمن سا زند تا بقیه خائف شوند."(تاج التواریخ ص 39)
در زمان نادر خان نا رضایتی ها بالا میگرفت و اژدهای خون آشام خانواده نادری سردار محمد هاشم صدر اعظم هر روز سرهای مبارزین ضد استبداد ووطنپرستان و بخصوص مبارزین مردم هزاره رااز تنها ی شریف شان جدا میکرد و بازار چوب زدن ها – قین وفانه ها – روغن داغ کردن ها- واسکت بریدن ها- ناخن کشیدن ها – چانواری کردن ها و به دار آویختن ها کاملآ گرم بود . درین بازار خونین - فقط تاجران خون و جواسیس نفع سرشاری بدست می آورد وبه مقام وجا ه و جلال دست می یافتند .براساس مشوره انگلیس ها خانواده ء نادر خان مثل دیوانه کور شمشیر بدست برجان روشنفکران انقلابی افتاد و تا توانست کشت .وبسیاری را توسط زهر مسمو م میکر د واز بین می برد و کشور را به گورستان بزرگ تبدیل کرده بود..
ماه ثور سال 1358 –ش. عبدالله امین رئیس تنظیمیه شمال دولت وقت در هنگام قیام مردم هزاره برضد دولت وقت در دره صوف - با میان و تاله وبرفک گفته بود که سر مردم هزاره از من ومال وناموسش از شما سپاهیان دولتی است بر اساس همین شعار خا ینانه و ضد بشری صد ها تن از قیام کننده گان ومردم ملکی بی گناه در ولسوالی دره صوف ولایت سمنگان – در ولسوالی تاله وبرفگ ولایت بغلان وهم چنان در مرکز ولایت بامیان بطور جمعی قتل عام گردیند. و مطابق همین شعار کشتار جمعی که در ین مناطق انجام شد هر گز فراموش مردم هزاره نمیگردد. این همان اعلان امیر عبدالرحمن خان که تقریبآ یک قرن پیش در باره مردم هزاره کرده بود که توسط عبدالله امین تکرار گردید.
هزاره بدرگ بخوان وپند بگير تاكي خايه مالي پشتون ره ميكني تاريخ را بخوان بي غيرت تاريخ گواه است:
طوریکه ميدانيد امیر عبدالرحمن بیش از شصت ودو فیصدنفوس مردم
هزاره را قتل عام کرد و عده کثیری خانواده های مردم هزاره را از مناطق هزاره نشین ولایات ارزگان – زابل - قندهارو هیلمنداز زاد گاه وسرزمین آبائی شان مجبور به کوچ اجباری نمودند. بدون شک امیر عبدالرحمان سیاه ترین چهره و جابر ترین فرد در تاریخ سیاسی معاصر افغانستان است .او برای تثبیت و استحکام قدرت خویش بیشترین کشتار و بد ترین جنایات را مرتکب گردید. 62فیصد جامعه هزاره به دست او قتل عام گردید. هزاره جات با تمام منابع اقتصادی، انسانی و فرهنگی آن نابود و تاراج شد و بیشترین ساحات و زمینهای های حا صل خیز آن توسط لشکر امیر پس از نابودی و فرار ساکنان آن برای همیشه غصب شد. • نسل کشی و بدرفتاری عبدالرحمن خان در مقابل مردم زحمتکش هزاره و آواره ساختن آنها از محل بود و باش شان و مباح ساختن تصاحب دارايی منقول شان بنام غنيمت و توزيع زمين مزروعی وعلفچر آنها به فاتحين، گناه نابخشودنی و خصومت نژادی است و چگونه اين زيان به بازمانده گان آن مردم جبران می گردد ؟! چنانچه که اکنون هم تنازعات و اختلافات برسر همان علفچرها که پيامد عملکردهای زمامداران پيشين است وجود دارد. جنون و جنایت عبدالرحمان تا آن حد بوده که از سر انسان کله منار بسازد.در کتاب" کله منار ها در افغانستان" موارد متعدد از کشتار و کله منار های که توسط امیر عبدالرحمان بنا شده ذکر گردیده است ولی عبدالرحمان در خاطراتش فقط به یکی از آنها اعتراف نموده است.در جنگهای هزاره جات "از طرف دشمن سه هزار نفر درمیدان جنگ کشته شد ...من حکم دادم منار از سر های مقتولین دشمن سا زند تا بقیه خائف شوند."(تاج التواریخ ص 39)
در زمان نادر خان نا رضایتی ها بالا میگرفت و اژدهای خون آشام خانواده نادری سردار محمد هاشم صدر اعظم هر روز سرهای مبارزین ضد استبداد ووطنپرستان و بخصوص مبارزین مردم هزاره رااز تنها ی شریف شان جدا میکرد و بازار چوب زدن ها – قین وفانه ها – روغن داغ کردن ها- واسکت بریدن ها- ناخن کشیدن ها – چانواری کردن ها و به دار آویختن ها کاملآ گرم بود . درین بازار خونین - فقط تاجران خون و جواسیس نفع سرشاری بدست می آورد وبه مقام وجا ه و جلال دست می یافتند .براساس مشوره انگلیس ها خانواده ء نادر خان مثل دیوانه کور شمشیر بدست برجان روشنفکران انقلابی افتاد و تا توانست کشت .وبسیاری را توسط زهر مسمو م میکر د واز بین می برد و کشور را به گورستان بزرگ تبدیل کرده بود..
ماه ثور سال 1358 –ش. عبدالله امین رئیس تنظیمیه شمال دولت وقت در هنگام قیام مردم هزاره برضد دولت وقت در دره صوف - با میان و تاله وبرفک گفته بود که سر مردم هزاره از من ومال وناموسش از شما سپاهیان دولتی است بر اساس همین شعار خا ینانه و ضد بشری صد ها تن از قیام کننده گان ومردم ملکی بی گناه در ولسوالی دره صوف ولایت سمنگان – در ولسوالی تاله وبرفگ ولایت بغلان وهم چنان در مرکز ولایت بامیان بطور جمعی قتل عام گردیند. و مطابق همین شعار کشتار جمعی که در ین مناطق انجام شد هر گز فراموش مردم هزاره نمیگردد. این همان اعلان امیر عبدالرحمن خان که تقریبآ یک قرن پیش در باره مردم هزاره کرده بود که توسط عبدالله امین تکرار گردید.
سلام و صدها سلام ما گرفتار روز و روزگار خوديم و سر در آخور اين رمان اخير داريم و بي خبر از دنيا و ما فيها اول كه سال نو مباركت باشد و پر مي باد خمره ات. دوم اميد كه در سال تازه سزافرازي هايت چند برابر باشد از هر سال ديگر
سهراب بچيش -- تو خو كسه برامدي.
ريشداران جهان غم فرداي قيامت مخوريد --- كه گناه همه را كوسه به گردن دارد. هي هي هي هي هي .....
.
سلام هم نام عزيز .
عكس هاي از زندان ابوغريب را در پایان صفحه ام تماشا کنید . روی ابوغریب کلیک کنید . اگر فرصت بود بالای افغانی تی وی کلیک کنید . بشنوید .
روزگارت پر مهر باد .
با محبت .
سهراب چهره ات را دیدم دیگه مهم نیست که هر نام میمانی سرت. برای مه عزیز هستی. زود رادیو سهرابت را شروع کن که بنشویم چه میگی
سهراب جان علی پیام راست میگه هرچه زود تر به نام خودت بنویسی خوب است. تمام سیر و پودنه ات به ما معلوم است گرچه به هر نام بنویسی
سهراب جان! اولا معذرت از اينكه من نتوانستم بعد از ظهر همانطوريكه وعده داده بودم بهت زنگ بزنم و بعدش بنگرمت پس از ماهها. آن روزي كه تو زنگ زدي من جايي بودم كه هيچ نمي شد بيايم سر قرار. سهراب جان! بيا از نام مستعار براي. من به زوديها ميخواهم افشايت كنم. بهت گفتم.
