جالبانگيزناک است بخدا. تيم ملی کرکيت افغانستان در يک تورنمنت يک هفتهای که توسط سازمان بينالمللی کريکت در شمال لندن ترتيب شده بود در اولين مسابقهاش روز يک شنبه يازدهم جون مقابل يک تيم ضعيف از شهرک دور افتاده هودستن بالاترين نتيجه را کسب کرد. يعنی 347 که تيم مغلوب 292 امتياز ازين بازی کسب کرد.
میگويند که مقامات سفارت افغانستان در لندن هم در اين بازی حضور داشتند.
تاريخچه بازی کريکت در افغانستان.
با اظهار تاسف که من نتوانستم تاريخچه چند صد يا هزار ساله از بازی کريکت را در افغانستان بيابم. لذا به سمع بينندگان و خوانندگان معزز رسانيده میشود که کريکت در اوغانستان تاريخچه طولانی ندارد. از آنجايی که از دولت سر هجوم شوری و مهاجر شدن افغانها در سرزمينهای بيگانه، تعداد کثيری از افغانها مجاهد شدند. از آنسوی مرز به کمر شان ماين بستند و دولت نجيب را سقوط دادند. بعد هم بالای يک تکه استخوان افتادند و سالها خون ريختند. سالها بعد ارباب بزرگ "ايالات متحده آمريکا" خشم اندر چشم کرد و در فکر پيدا نمودن شخصی بنام اسامه بن لادن در غار حرای افغانستان بنام توره بوره شدند.
بلی، دور نرفته بايد متذکر شوم که کريکت توسط مهاجرين افغانستان مقيم پاکستان به افغانستان آمد. اگر دقيقتر بگويم يعنی درست بعد از دوره دولت انتقالی کرزی صاحب. يعنی چهار سال پيش.
راستی جالبانگيزناکتر از همه اينکه لباسهای که بازيکنان تيم ملی کريکت افغانستان به رنگ سفيد پوشيده بودند در پشت بلوز آنها نوشته بود Proud to be an Afghan.
مثليکه اين بيچارهها آنقدر تحقير شدهاند که دست به چنين عملی زدند، نشان بدهند آنها از افغان بودن خود شرم ندارند. ما میشنيديم که بعضی افغانها در خارج از همديگر فرار میکنند. طوری که نشان دهند افغان نيستند و در اکثر موارد کوشش میکنند آنقدر خودشان را غربی جلوه دهند که مبادا کسی بفهمند او افغان است. چند روز پيش شخصی از شمال لندن به کابل آمده بود. از روی تصادف با هم رفيق شديم. او میگفت در آنجا افغانها از همديگر روی میگردانند و کوشش میکنند از همديگر دور باشند. راستش مه خو نفاميدم Proud to be an Afghan اش به چه مانا اس؟ حقير جلوه دادن بيش از اين؟ اينها از بسکه ترياک کاشتند و انسان کشتند و خشونت کردند از کلمه افغان هم فرار میکنند. نبايد شرم کنيد. راستش نفاميدم که افغان بودن چقدر افتخار داره؟ واحد سنجش اين لامذب چيست؟
ما خود خود را ملامت میکنيم و رشخند ديگران میسازيم. اگر همين جمله را القاعده ببيند حتما مینويسند Proud to be terrorist يا Proud to be Al qaeda.
نوت: مادرجانم مريضیاش خوب شده است. يعنی تکره شده. مثل ده سال پيش که روزی به زيارت رفته بوديم و مادرم آنروز بر اثر بیاحتياطی من، در حال گزشتن از يک نهر کوچک، نزديک بود از پشت اسب به زمين بغلتد آرزوی داماد شدن سهراب بچهاش را ميکرد، هنوزم آرزو میکند. من که پهلوان مادرجانم باشم، چنان جور و تيار شدم که فکر میکنم اصلا در عمرم مريض نشده بودم.
تشکر میکنم از همهء دوستان و آشنايانی که برای مادرجانم دعا کردند. ای قربان تک تک شما عزيزان!!
شادی دم روی تان باد!
سلام به همه شما
شادی دم روی تان باد!
من حسين از دايكندي و زخم خورده افغانستانم . من در سال 85 در كابل بورسيه شدم اما من را طرد كردند . حالا در ايران پزشكي(طب) مي خوانم . ديگر نمي خواهم به آن كشور مظلوم و بيرحم برگردم .
با تشكر از زحمات همه
سلام برادر من! شما را از نزديك نديده ام. خدا كند روزي باهم ملاقات كنيم. نظر به اظهارات كه كردي شخصآ خودت كمي دقت كن كي چي گفته اي. من از اين كلام شما خوشم نيامد زيرا افغانستان اسم كشور عزيز ما است اگر بخواهي اگر نخواهي چون ما نميتوانيم براي مرده ها غصه كنيم ميخواهيم زنده باشيم اگر به اين عقيده هستي بايد زنده زيست كني. در باره اين كه افغان بودن افتخار دارد يا نه؟ اين گلي خواهد بود كه خويشتن برسر بزني ذلت يا سربلندي
ماند از بازي هائي روز گار و سياست هائي جهاني در قبال افغان ما بايد در قدم اول تثبيت هويت كنيم بعدآ در اين باره ها صحبت شود بهتر خواهد بود زيرا فكر كردن درباره منافع ملي كاري دشوارتر است. خداوند شمارا نيز كمك و ياري كند
اميداوارم از من نرنجيده باشي اگر امكان داشته باشد ميتوانيد به ايميل آدرس ام نظر خويش را بنويس. همايون از مزارشريف از قوم هزاره ملت افغان
سلام در عالم ناشناسي به سايت تان امدم تا باشما همكلام شوم خواندم كه كركت در افغانستان تاربخحه ندارد ولي من ار زمان كه تولد شدم يعني 27 سال قبل و طبق كه مادر و پدرم ميگويد اين بازي به نام دنده حوب شهرت داشت كه خودم هم اين بازي را در ميدان سپورتي نه با همقطارانم بازي ميكردم اين دنده حوب بازي حالا غوغايي را به پا كرده .
من افغان نيستم. اما از افغانستان هستم. هر کس میگوید افغان هستی بد میکند. این من هستم که تصمیم میگیرم کی باشم. افغان نوعی سگ است که انگلیس ها بعد از استعمار افغانستان آن نام را روی پشتون ها گذاشتند که به هیچ وجع برای من قابل قبول نیست. اگر خود پشتون ها افغان هستند پس پشتون یعنی کی هــــــــــــــــــــــــــــا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یک ملیت یک نام دارد نه هزار تا مگر آنکه استعمار رویش نام بگذارد.
سلام
جانم
از شما جاي نقل قول كردند كه آزادي و دمكراسي حقيقي را دريافتيد و بر مذهب پروتستان در آمده ايد و خود را يكي از مصلحين و حواريون مي دانيد
خوب عزيز كشيش يه خورده معلومات بيشتري لطف كنيد كه ببينيم چه خبر است
اگه نان و آب دارد كه تبليغ بكن ما هم يه فكري بكنيم
راستي كانادا مي گن مسيحي ها را خيلي زود مي پذيرند و از مزاياي خيلي زيادي استفاده مي كنند
خوب
به اميد ريشه كن شدن شما
مرگ باد
سلام به همه ی وطن دوستان و اینکه درمان جان افغانستان برای یک قوم خواص نیست بله از آن تمام آنهایی ست که در آنجا چشم گشودند . از آن پدران و مادران ماست
ما اصلا افغان نیستیم ، تا به آن افتخار کنیم. افغان هویت پشتون ها است و بس. دلم به کسانی که خود پشتون نیستند، اما نااگاهانه خود را افغان میگویند، خیلی میسوزد.
سهرا ب كا بلي سلام عليكم . ببين برادر تو خو د بهتر ميداني سايت افعاني ها در داخل و خا رج به زبان دري است و در زبان پشتو و جو د ندارد . و يك عد برادران پشتون تحت نام هز اره از ينكه آب را بيشتر گل آلو د كند براي مسعود و... مينو يسند . اين بستگي به زرنگي و هو شياري شما دارند . وهمين طور تحت نام تا جيك به هزاره مينو يسند .
من ميخواهم آزادي را از بالا تر ها بدست بياورم چطور است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سهراب پسرم كلان شوي ولي به نظر ميرسد كه كم كم نوشته هايت جديت خود را از دست ميدهند. كوشش كن جدي باشي و به عمق قضايا برخورد داشته باشي. حال نام خدا كلان شدي و خوب بد روزگار را چشيده اي.
درد مردمت را انعكاس بده بدون كم و كاست و در اين راه "از انديشدن خطر مكن".
رباطي جان نميدانم از كركت چرا اينقدر متنفر هستي كه ميگويي اگر كركت در افغانستان آمد من خود را افغان نميدانم.
كركت هرچه نباشد يك ورزش است و مفيد به حال اولاد وطن و آمدنش به نظرم هيچ عيبي ندارد. تو چرا از آمدني حيوانات ماقبل تاريخ مثل طالبان و از آمدي ارتش بيگانه امپرياليستها در افغانستان شاكي نيستي؟
چرا از معمول شدن مواد مخدر و جنايت و بربريت و چور و چپاول و بنيادگرايي متنفر نيستي.
من اگر به افغان بودنم شرم كنم فقط به علت وجود عناصر كثيفي مثل رباني و سياف و گلبدين و ملا عمر و اسماعيل خان و قانوني و فهيم و مسعود و مجددي و موجودات انسان نماي از اين نوع خواهد بود نه از وجود كركت كه آمدنش را با صدق دل لبيك ميگويم. كاش هزاران نوع از اين ورزش ها در كشور بيايد ولي آن موجودات بالا نباشند.
افغان خو به اما اين كلمه لعنتي خيلي ما جرا داره . اگر كلمه (ف)تبديل به (و ) شود بلا فا صله به قومي اطلا ق ميشود كه در طول 200 سال وطن را خراب نمو ده است . جهل , تعصب , بيسوا دي , فقر , بكاري , علت همه بد بختي ها مردم افغانستان ازين قوم است . تخار .
سهراب خان عزیز سلام!
جور و تکره باشی. می فهمم چه منظور داری و من هم همین درد را در سینه دارم. من خود در فنلاند زندگی می کنم و به طبابت مشغولم. بسیاری از افغانها از هویت ملی خود شرم دارند، خصوصا جوانها. اما تاکید می کنم که نه همه! و تاکید می کنم که هویت ملی در اینجا ابراز کننده تمام شخصیت انسانی نیست. من خودم هیچگاه هویتم ملی ام را مخفی نکرده ام و حداقل با اطمینان می توانم بگویم که در محیط کاری از این صداقت متضرر نشده ام و حتی گاهی نیز به سودم نیز بوده است. فرد در اینجا به عنوان یک واحد اجتماعی از معیارهای ارزیابی منطقی استفاده می کند که به یک ارزشیابی نسبتا معقول منتج می شود. از اینکه بگذریم به نظر من اهل کشور افغانستان بودن افتخار ندارد، به هزار ویک دلیل! اما این به معنای یاس و فراموشی نیست. همین من که فقط به تواناییهای شخصی خودم متکی بوده ام، هرچه در توان داشته ام برای فرهنگ این کشور خرج کرده ام (به طور مثال سایت وطندار و مجله پزشکی). منظور آنکه افتخار زبانی به افغانستان نه جایگاهی دارد و بیشتر نمای جوک و تمسخر به خود می گیرد. پوشاندن هویت خود نیز فریبی است بی سرانجام. به نظر من افتخار در عمل، یعنی گامی در راه درمان اختاپوس جهل برای افغانستان بسی پر فایده تر است تا افتخار زبانی که مضحکه است!
سلام
عموم اطفال از يكصد سال پيش، در اروپاي غربي به مدرسه رفته و ميروند ولي هنوز در بعض كشورها امكان تحصيل براي همگان فراهم نيست. حال آنكه سرماية دانش بسيار مهمتر از سرماية توليد است، زماني كه (سموئل اسليتر Somuel slater) در سال (1789) بدون داشتن حتي يك طرح از انگلستان به آمريكا رفت، تا در آنجا روش ساختن ماشينهاي نخريسي را آموزش دهد، به قول (تاردن Tardin ) تمام سرمايهاي كه صنعت بزرگ آمريكا از آن ناشي ميشد، را در مغزش حمل نمودهبود.[7]
شما چه میگویید؟
سلام
عموم اطفال از يكصد سال پيش، در اروپاي غربي به مدرسه رفته و ميروند ولي هنوز در بعض كشورها امكان تحصيل براي همگان فراهم نيست. حال آنكه سرماية دانش بسيار مهمتر از سرماية توليد است، زماني كه (سموئل اسليتر Somuel slater) در سال (1789) بدون داشتن حتي يك طرح از انگلستان به آمريكا رفت، تا در آنجا روش ساختن ماشينهاي نخريسي را آموزش دهد، به قول (تاردن Tardin ) تمام سرمايهاي كه صنعت بزرگ آمريكا از آن ناشي ميشد، را در مغزش حمل نمودهبود.[7]
شما چه میگویید؟
سلام سهراب جان
خوب هستيد
خوب به اميد روزهاي خوب براي شما
راستي مقاله ات را خواندم اما درست نفهميدم چه نتيجه اي مي خواهي بگيري من هم دوباره مي خوانم و شما سعي كنيد يه مروري بكنيد
قربانتان سبز باشيد
شما مي گوييد تخنيك و ما مي گوييم تكنيك ، خيلي دوست دارم اشتراكات و اختلافات زبانيمان را مقايسه كنم . آخر ادبيات فارسي مي خوانم.
سلام ، افغاني بودن افتخار دارد ، آدم بايد به كشورش و به فرهنگش افتخار كند .
