آرشیو ماهانه



آرشیو موضوعی
www.flickr.com
More of Sohrab Kabuli's photos
»
مجادله لفظی نمایندگان پارلمان و حمله به ملالی جویا

حالا اندک اندک وکلا و نمايندگان مردم در پارلمان ماهيت اصلی شان را آشکار می‌کنند. روز گذشته قرار بود وکلا روی بودجه انکشافی دولت بحث کنند اما بحث از مسير اصلی‌اش منحرف شد و جايش را به تشنج و  برخوردهای لفظی داد. جلسه زمانی به تشنج کشيده شد که ملالی جويا مجاهدين را به دو دسته تقسيم کرد؛ آنانيکه صادقانه عليه دشمن رزميده‌اند و آنانيکه بانی ويرانی‌ها و قتل هزاران شهروند کابل هستند. نمايندگان جهادی از حرف‌های ملالی جويا به خشم آمده و شعار مرگ بر شعله‌‌‌‌ی‌ها سردادند. آنها به اين هم بسنده نکردند با بوتل‌های آب بالای ملالی جويا حمله کردند.ملالی جویا

جای سوال اينجا است که چطور و چه باعث شد، جلسه ديروزی که قرار بود کميتهء اختصاصی ارزيابی بودجه انکشافی دولت گزارش‌های شان را ارائه کند به تشنج و بی‌نظمی کشيده شد؟

حقيقت امر اين است که عاملين اصلی اين چنين بازی‌ها هميشه در پشت پرده قرار دارند و می‌خواهند آب را گل آلود نموده و ماهی مقاصد اصلی شان را بگيرند و الا بحث ديروز نبايد به افتضاح کشيده می‌شد. آن تعدادی که نشان افتخار جهاد را ندارند فارغ‌البال دم از تکنوکراتی و دموکراسی می‌زنند و عده‌‌ی ديگر که از انتصاب بهره جستند، بازی اصلی را بانی هستند. کرزی اگر حالا در فکر بقايش نيست حداقل از اين وحشيگرايانی که ديروز برگرده مردم مظلوم سوار بودند و امروز در پارلمان دست به وحشيگری ميزنند دوری جويد. مطمئينا اگر همين آدم‌ها ديروز تفنگچه و تفنگ ميداشتند به سوی همديگر نشان ميرفتند.


-------------------------- » » » ● « « « « --------------------------

نظرات





اطلاعات شما ذخيره شود ؟
Monday April 7, 2008 08:55 AM
1- خلیل

من می خواهم که بیگم این زن از نزر من دیوانه است کاملاً دیوانه است این چی میتواند با ین همه زورگویا با این همه تفنگ دارا آنها که شما را زنده مانده خلی گپ است دلیشان برای شما سوخته


Saturday July 28, 2007 01:38 PM
2- سید زاهد

بنام حضرت حق:
باسلام خدمت تمامی هموطان عزیزم .امید است این آخرین توسعه من برای آن عده افغانهای که اسم افغان بودنشان را فراموش کرده اند،و سعی میکنند نام افغانها را با چنین سخنان زشت و ناروایشان به زمین بزنند باشد که بجای در اندازی و توعین به همدیگر، بپردازند به شخصیت سازی خویش تا بتوانند یک شخص مفید و خدمتگذار کشور عزیز خود شوند.
من بسیار متآسفم ازینکه آقایان بجای بی احترامی و ناسزاگفتن گفتن به خانم ملالی جویا از خوبی و کارهای نیک یکدیگر یاد نمی کنند،
چرا باید ما به یک خانم که افغان خود ما باشد ناسزا بگوییم؟
من زیاد آشنایی با خانم ملالی جویا ندارم و هم نمی خواهم داشته باشم ولی آنچه که برای من مهم و قابل درک است این بوده که ایشان هرچی باشند یک زن افغان است،و ما نباید به یک زن افغان چنین جثارت کنیم.
برادران و خواهران عزیز:بیایید از سخنان بی هوده دست بکشیم.بیایید همدیگر را به نامهای نیک یاد کینم.
بیایید دست روی دست همدیگر بگذاریم و وطن خویش را آباد نماییم.
دیروز هم هزاره و پشتون و تاجیک برادران یکدیگر بودند و امروز هم هستند.
بیایید بخاطر خدا کینه و کنایه زدن را بس کنیم تا دلهایمان از سیاهی پاک گردد.بیایید به زنی بد افغان احترام کنیم تا بدان خوب شوند.
در پایان از تمام هموطانم تقاضا میکنم دیگر سفره خانه ای تان را پیش دشمنان کشور خود پهن نکنید.
در این سایت هزاران نفر از کشورهای مختلف ایران،تاجکستان،پاکستان و غیره کشورها دیدن میکنند.برای ما و برای کشور ما نام بدی بزرگی خواهد بود.
موفق و پیروز باشید.
با احترام.


Saturday July 28, 2007 01:38 PM
3- سید زاهد

بنام حضرت حق:
باسلام خدمت تمامی هموطان عزیزم .امید است این آخرین توسعه من برای آن عده افغانهای که اسم افغان بودنشان را فراموش کرده اند،و سعی میکنند نام افغانها را با چنین سخنان زشت و ناروایشان به زمین بزنند باشد که بجای در اندازی و توعین به همدیگر، بپردازند به شخصیت سازی خویش تا بتوانند یک شخص مفید و خدمتگذار کشور عزیز خود شوند.
من بسیار متآسفم ازینکه آقایان بجای بی احترامی و ناسزاگفتن گفتن به خانم ملالی جویا از خوبی و کارهای نیک یکدیگر یاد نمی کنند،
چرا باید ما به یک خانم که افغان خود ما باشد ناسزا بگوییم؟
من زیاد آشنایی با خانم ملالی جویا ندارم و هم نمی خواهم داشته باشم ولی آنچه که برای من مهم و قابل درک است این بوده که ایشان هرچی باشند یک زن افغان است،و ما نباید به یک زن افغان چنین جثارت کنیم.
برادران و خواهران عزیز:بیایید از سخنان بی هوده دست بکشیم.بیایید همدیگر را به نامهای نیک یاد کینم.
بیایید دست روی دست همدیگر بگذاریم و وطن خویش را آباد نماییم.
دیروز هم هزاره و پشتون و تاجیک برادران یکدیگر بودند و امروز هم هستند.
بیایید بخاطر خدا کینه و کنایه زدن را بس کنیم تا دلهایمان از سیاهی پاک گردد.بیایید به زنی بد افغان احترام کنیم تا بدان خوب شوند.
در پایان از تمام هموطانم تقاضا میکنم دیگر سفره خانه ای تان را پیش دشمنان کشور خود پهن نکنید.
در این سایت هزاران نفر از کشورهای مختلف ایران،تاجکستان،پاکستان و غیره کشورها دیدن میکنند.برای ما و برای کشور ما نام بدی بزرگی خواهد بود.
موفق و پیروز باشید.
با احترام.


Sunday April 15, 2007 05:36 PM
4- ذکریا

ساعتی قبل زله وخسته ازکارآمدم وپای تلویزیون نشستم وگپهای ملالی جویا -قهرمان را شنیدم وراستی که این ماچه خر در کس دادن وکیرچوشی دیموکرات های امریکائی قهرمان هست .درغیر آن درجامعه ما آنهم ازولایت متعصب وخصوصا ازطرف عشیره زن نماینده پارلمان شده نمیتواند


URL:
Saturday February 17, 2007 05:23 PM
5-

ملا لي جويا كه عضو سازمان را وا است بدون شك از دست پرورده گان سيما ثمر است خانم جويا بي شخصيت ترين زن درتاريخ معصر است.
وي 6 ماه قبل در زايشگاه كابل بشكل ري طفل حرامي خودرا انداخت وحالت خيلي خراب داشت به امريا وكانادا سفر كرد اسناد اين حادثه در شفاخانه موجود است.
سهراب كابلي وامثال ان ميخواهند از يك زن فاحشه وبد اخلاق يك رهبر سياسي بسازند كه اين ممكن نيست.


Email:
URL:
Sunday August 13, 2006 09:13 PM
6- مصطفی

مردم افقان خيلي بيش از حد غرور دارند و به خاطر همين كشور آباد نمي شود رئس جمهور بايد جلوي اين ظلم مامورين دولت را بايد بگيرد


Tuesday July 4, 2006 09:04 PM
7- يك افغان

چه فکر میکنی وقتی این همه بدگویی میکنی از مجاهدین؟ مجاهدین کسانی هستند که وطن را از دست آزاد کردند و کسانی هم خواهند بود که آمریکا را از کشور بیرون خواهند کرد. و آن زمان جایی برای تو و مانند تو هم نخواهد بود. از همین لحظه فاتحه ات را بخوان


Email:
URL:
Tuesday June 20, 2006 08:00 AM
8- بینام

www.geocities.jp/af2jaghuri/index2.htm
حتما بخوانید و نظر بدهید.


Sunday June 4, 2006 11:33 AM
9- احمد

او سمير کونی برای تو همین ملالی فاحشه فهرمان است. قبول دارم.


Email:
URL:
Saturday June 3, 2006 08:33 PM
10- Sameer

Ba Yak Zani Afghan O kossi khair tura qahraman bogoyim kee malali nagoyim kossii tura chee da gapee marda boro ashpazieta ko


Email:
URL:
Saturday June 3, 2006 12:56 PM
11- یک زن افغان

اين جفا در حق زنان افغانستان است اگر ملالی جویا را زن قهرمان بنامید.


Email:
URL:
Friday June 2, 2006 10:40 PM
12- صاحب خيل

آنانی که از دموکراسی و این چیز ها حرف میزنند و رکلام دموکراسي را يکباره اميل گردن خود ساخته اند و با بسیار آب و تاب هم از آن صحبت میکنند ولی در مقابل نفرین و شک و صد نوع اتهام به جویای عزیز میبندند فقط يک نکته را در نظر داشته باشند:

اگر معتقديد که اول و آخر دموکراسي چيزي نيست مگر اهميت قايل شدن به آرزوها، خواست و بهروزي فقير ترين توده هاي کشور ما از هر مليت و قوم و مذهب و ... اگر معتقديد که اين نادار ترين و بي چيز ترين توده هاي کشور اند که مستحق ترين اند و حرف و نظر و آرمانهايشان بايد تعيين کننده آينده کشور باشد و نه ابدا چند روشنفکر چيزدان ولي بيخبر از مشکلات عظيمي که مردم از آن در رنج اند و ... (که مطمئنا اکثر اين آقايان و خانمها از اين تفسير دموکراسي بيخبرند چون دموکراسي را بمثابه راهي براي عوامفريبي و ماسکي بر چهره سياه شان در نظر دارند و بس)

پس بايد بدانيد که براي سنجش موقعيت و حقانيت ملالي جوياي عزيز، راي توده هاي برباد رفته افغانستان بايد محک اصلي و معيار قضاوت باشد و نه هرگز افکار و نظرات اکثرا بي‌پايه و به گفته مردم هوايي چند روشنفکر مغرور و خارج نشين. اکثر ما ها که چند کتاب خوانده‌ايم و تيوري هاي علمي را طوطي وار از بر کرده‌ايم و خود را ناف زمين و زمان ميپنداريم و نظر خود را به نظر توده ها (که اکثر ما وقيحانه آنان را نادان و کم عقل به حساب مياوريم) ارجح ميشماريم، ولي اين حقيقت را تاريخ به اثبات رسانيده که مردمي که در جريان محرکه قرار دارند و ستم ها و عذاب ها را با گوشت و پوست احساس کرده اند بسا بهتر از ما قضايا را تحليل و تفسير نموده از واقعيت ها واقفتند.

با توجه به نکات بالا، من ميخواهم به آقايان و خانمهاي ضد ملالي جويا بگويم که شما با مخالفت تان با جويا در واقع نفرت و انزجار مردم را به جان ميخريد. مردم ديگر جويا را به حق قهرمان و نماينده راستين شان ميشمارند و همانقدر از صداي مخالف وي بيزار اند که از قاتلان شان که در پارلمان و سنا و حکومت و قضا نشسته اند.

تعدادي وي را با اين و آن حزب و جريان سياسي مرتبط ساخته و بعد بر وي ميتازند و رد و بد ميگويند اما اينان نميدانند که جرياني که توانسته باشد دختر جواني مثل جويا را در کشور عقب مانده و قرون وسطايي‌اي مثل افغانستان تربيه و به جامعه تقديم کند خود جريان بسيار مبارک است و درخور توجه. اگر جويا به جريان سياسي‌اي تعلق داشته باشد اين جريان خود قابل بازنگري عميق است و شايسه هرگونه تمجيد. ظهور دختر جواني مثل جويا در کشور ما بدون شک يک حادثه است که فدايي وار و نترس در حالي قد علم کرده که ما ها جرئت بزبان راندن حقايق را در نبشته هاي خود نداريم ولي وي در مقابل سياف و رباني برخاسته و با تف به ريش هاي شيطاني شان بيهراس آنان را چيزي خطاب ميکند که واقعا هستند.

درک موقعيت جويا براي ماهايي که در خارج لميده ايم و به گفته مردم از شکم سير خود حرف ميزنيم ناممکن است. برويد و لطف کنيد اين سخنان ضد جويا را در مقابل مردم يک قريه دور افتاده افغانستان تکرار کنيد که چه سيلي هايي از مردم نوش جان خواهيد فرمود.

رازق ميمون را آنطور که تعدادي از دوستان گفته اند هيچگاهي گذشته درخشاني نداشته است. وي هميشه هم خوان کثيفترين، سياهترين و وطنفروش ترين احزاب و جريانات بوده است و هميشه سر به آخور ارتجاع و جنايات سالاران دارد. وي با مصاحبه اش با جويا يکبار ديگر ماهيت ننگينش را برملا ساخت. من از فراوان مردم ساده کابل شنيدم که به وي دشنام ميفرستادند و نفرينش ميکردند اما اين مصاحبه خود در تثبيت موقعيت جويا در بين توده ها نقش بسزايي بازي کرد که به اينصورت از هتاکي هاي ميمون مقابل جويا در مصاحبه اش بايد ممنون بود!


Email:
URL:
Thursday June 1, 2006 04:30 AM
13- ـتصوير



--------------------------------------------------------------------------------

پیرامون مصاحبۀ ملالی جویا با رزاق مامون در تلویزیون طلوع

"مصاحبۀ" تلویزیونی یا مناظرۀ تلویزیونی ؟

اخیرا " مصاحبه " ای از خانم ملالی جویا ، قهرمان زن افغان و نمایندۀ مردم فراه در شورای ملی از طریق تلویزیون طلوع در افغانستان به نشر رسید. جیزی که "مصاحبه" بودن این برنامه را زیر سؤال میبرد و عملاً آنرا به یک مناظرۀ تلویزیونی تبدیل کرده ، طرز و شیوۀ "مصاحبه" و وجود "مصاحبه" کننده آقای رزاق مامون از وابستگان بغایت بیشرم و رسوای جمعیت اسللامی و شورا نظار میباشد .

آقای رزاق مامون در این "مصاحبه" بصورت یک مستنطق بی ادب و عصبانی میکوشد ضمن توهین به ملالی جویا کاری کند، که رشتۀ صحبت او گسسته و او را به گفتن نکات ناخواسته بکشاند . اما این گماشتۀ بیشرم ( رزاق مامون ) پوزه اش زمانی بخاک مالیده می شود ، که نه تنها به هدف خود دست نمی یابد ، بلکه برعکس ماهیت بی ادب و در عین حال وابستۀ خود را آشکار میکند .

ملالی قهرمان از آنجا که از یک موضع برحق حرکت میکند، با مدد استعداد درخشانش به این گماشته و مدافع بیشرم جنایت کاران بیشرم تر از خودش ، موقع نمیدهد که به هدفش دست یابد. خانم جویا با متانت ، رزاق مامون را که از خشم حتی نشستن آدموار را در یک برنامۀ جدی تلویزیونی فراموش کرده ، بجایی میراند که حتی اربابان او نیز به بی استعدادی این نوکر حقیر "روشنفکر" شان پی میبرند .

برای ما روشن است که مصاحبه کننده حق دارد ، برای کشف حقایق و جذاب کردن برنامه، مصاحبه شونده را با سؤال های گوناگون مواجه سازد . اما کاری که آقای رزاق مامون میکند از آن مقوله نبوده ، بلکه درست جانبداری از اربابان خودش و توهین به ملالی جویاست .

بخصوص اگر سابقۀ او هم در نظر گرفته شود که در زمان حکومت مسعود ــ ربانی او یکی از کارکنان خاد آن ها و از مستنطقین و سانسورچی های فعال آن دوره بوده ، نیات او کاملاً آشکار تر میگردد .

تلویزیون طلوع اگر از سر ناآگاهی این کار را کرده باشد که یک فرد گماشتۀ جنایتکاران را بنام "ژورنالیست" به مصاحبۀ ملالی جویا آورده ، شاید یک اشتباه تلقی گردد . اما اگر آگاهانه این کار را صورت داده ، بهتر بود نام برنامه را نه "مصاحبه" بلکه"مناظرۀ تلویزیونی" خانم ملالی جویا با رزاق مامون نمایندۀ جمعیت یا سایر جنایتکاران جنگی میگذاشت .

در عین حال تلویزیون طلوع برعکس ادعای همیشگیش ، اینبار باید صریح اعلام میداشت که طلوع ، برنامۀ مربوط به یک گروپ مخصوص میباشد، نه یک رسانۀ آزاد .

ما از تلویزیون طلوع بر پایۀ ادعای همیشگیش و بر پایۀ نورم های تعیین شدۀ رسانه های گروهی آزاد تقاضا داریم تا اولاً این گماشتۀ بدنام را از هیئت کارکنان خود بیرون کرده از ملالی جویا و بینندگان خود معذرت خواهی کند، که از اعتماد آنها سوء استفاده صورت گرفته ، برای شان مناظره بجای مصاحبه ارائه گشته است .

سایت "افغان ــ جرمن ــ آنلاین" برای اینکه خوانندگان خود را نیز به قضاوت در این زمینه فرا خواند ، اصل "مصاحبه " یا در واقع "مناظره" را تقدیم میکند .

مصاحبه جويا با تلويزيون طلوع در کابل بعد از حمله بر وي در پارلمان





URL:
Thursday June 1, 2006 04:29 AM
14- ـتصوير

بهزاد برمکي

سخني با آقاي رازق مأمون

رازق مامون نام شناخته شده است- رازق مامون داستاننويس. و امّا ، رازق مامون به حيث ژروناليست ، در گفت و شنود با خانم ملالي جويا نمايندهءمردم در ولسي جرگه ، بسيار بد درخشيد و بر وجهه و اعتبار رازق مامون به حيث نويسنده سخت زيان وارد کرد. آقاي مامون در اين مصاحبه نه تنها در نقش وکيل مدافع جنگ سالاران و تنظيم سالاران تبارز کرد، بل سخن هايي گفت که تنها و تنها با قانون جنگل قابل توجيه اند نه با معيارها و موازين جهانشمول امروزي. راجع به اين که در اين مصاحبه آقاي مامون تا چي حد ژورناليست بودند و تا چي حد در نقش مستنطق رژيم هاي مستبد تبارز کردند و چي گونه برهنه نقش وکيل مدافع جنگ سالاران و تنظيم سالاران را بازي کردند، نياز به نوشتن نيست. بگذار در اين مورد هر کسي با ديدن ويديوي اين مصاحبه خود داوري کند.

اگر آقاي مامون مي خواسته اند از مجري برنامهء " Hardt Talk" تلويزيون بي بي سي تقليد کنند ، در اين صورت ايشان در اين تقليد بسيار ناکام بودند. گيريم که آقاي مامون خواسته بوده باشند گفت و شنود داغي روي مسأله داشته باشند ، چرا با همين شيوه به سراغ کساني هم نمي روند که متهم به ارتکاب جنايات شده اند ؟

اين که چرا آقاي مامون در اين مصاحبه موازين بنيادين ژورناليزم را رعايت نکردند ، تا حدي قابل درک است - ايشان ژورناليست نيستند و شايد اين موازين را نمي شناسند. اين تقصير متصديان تلويزيون طلوع است که از آقاي مامون در نقش ژورناليست کار گرفته اند.

اين که آقاي مامون از کدام انديشه ها پيروي مي کنند به خود شان تعلق دارد. کسي حق ندارد به ايشان بگويد که آقاي مامون شما چنين فکر کنيد و چنان فکر نکنيد-آزادي انديشه و بيان حق طبيعي هر انسان است.

و امّا ، چيزي را که نمي شود از آن منصرف شد اين است که آقاي مامون نمي دانند و يا نمي خواهند بدانند که جرم و جنايت مفاهيم حقوقي تعريف شده اند- به خصوص در مورد جنايات جنگي و جنايات عليهء بشريت تعاريف مشخص قبول شدهء جهاني وجود دارند. نظر به همين تعاريف مشخص است که در افغانستان بر يک عده اتهام ارتکاب جنايات جنگي وارد شده است. مي گوييم که اتهام ارتکاب جنايات جنگي بر آنان وارد شده است ؛ چون هنوز اين متهمان محاکمه نشده و حکم محکمهء قانوني با صلاحيت در مورد شان صادر نگرديده است. آقاي مامون اين نکته را هم شايد نمي دانند که يک جرم و جنايت سبب تبريهء جرم و جنايت ديگر شده نمي تواند.

اگر يک جنگ سالار و تنظيم سالار بگويد که " به خاطر قدرت همه مي جنگند و مبارزه ميکنند، پس اين يک جنايت است ؟" چندان عجيب نيست- چندان عجيب نيست چون آنان با هر منطق و بي منطقيي در تلاش اند تا اعمال خود شان را توجيه بکنند. اگر چنين داوري را يک آدم بي سواد بي خبر از دنيا بکند ، خوب مي شود گفت از موازين و ارزش هاي جهان امروزي بي خبر است. و امّا ، شنيدن چنين داوري از زبان آقاي رازق مامون عجيب است. و بد تر از آن وقتي که آقاي مامون مي گويند " و اين مردم هستند که ميکشند و شهر ها را ويران ميکنند" ، ناگزير انسان از خودش بايد بپرسد که چي چيزي آقاي مامون را وادار ساخته است تا چنين بگويند و بکوشند تا کساني را که به ارتکاب جنايات سنگين متهم اند و شواهد و مدارک جنايات شان هم پيش چشم همهء ما قرار دارند تبريه بکنند و تقصير يک عدهء محدود را بر گردن تمام مردم بيندازند؟!

با توجه به گفته هاي آقاي رازق مامون مي توان در برابر ايشان پرسش هاي زيادي را مطرح کرد. به درجهء اول از آقاي مامون بايد پرسيد :

- دزدي ، غارت و نابود ساختن دارايي هاي عامه ، کشتار اهالي ملکي ، تجاوز بر مال ، ناموس و زنده گي مردم ، تجاوز جنسي به زنان و دختران و کودکان و شکنجه و کشتار اسيران جنگي و ... را چي بايد تعريف کرد ؟

- کساني را که اعمال ياد شده در بالا را مرتکب شده و يا سازماندهي کرده اند چي بايد ناميد و با آنان چي گونه بايد برخورد کرد؟

- در مورد کساني که در صدد توجيه جنايات سنگين و متهمان عمدهء سازماندهي و ارتکاب اين جنايات اند ، چي گونه بايد داوري کرد؟

- آيا مجاز است تا با همهء وسايل از جمله جنگ و ارتکاب جنايات سنگين و گسترده و آن هم به چنان شکلي که در افغانستان در گذشته شاهدش بوديم براي دستيابي به قدرت مبارزه کرد؟

بگذار آقاي مامون به اين پرسش ها پاسخ بگويند تا اگر سؤتفاهي در ميان باشد رفع گردد.

تا جايي که به خانم جويا برمي گردد ، نخست بايد گفت آفرين بر شهامت اين شير زن که زبان بيان دردهاي مردم عذاب کشيدهء افغانستان شده اند . و باز بايد گفت که خونسردي و متانت خانم جويا در اين گفت و شنود تلويزيوني بسيار قابل قدر و مايهء اميدواري بسيار است. و در فرجام اميدواريم ايشان به مثابهء نمايندهء مردم در ولسي جرگه ، نه تنها روي مسألهء جنايات و به محاکمه کشيدن جنايتکاران ، بل روي ساير مسايل حاد ، مبرم و اساسي مربوط به امروز و فرداي جامعهء افغاني نيز با عين شهامت و استواري نظريات و پيشنهادات شان را مطرح بسازند و اين تصور آقاي مامون و همفکران شان را که گويا خانم جويا در موارد ديگر حرفي براي گفتن ندارند ، نقش بر آب سازند.

***

صفحات مرتبط :

مصاحبه ملالي جويا با تلويزيون طلوع در کابل بعد از حمله بر وي در پارلمان(۱۹ ثور ۱۳۸۵)



URL:
Sunday May 28, 2006 03:20 AM
15- دوست

تا جيك وهزاره فقط در مقابل هم كارد برنده است . در مقابل پشتون ها با و جود كه دماغ سياسي ندارد . دست بمحا فظه كاري ميزند . اگر اين كار تكرار شود خدا شاهد است . باز همان سقوي و تلخان فروشي وجوالي گري . و كو طه والي !!1


Email:
URL:
Sunday May 28, 2006 03:20 AM
16- دوست

تا جيك وهزاره فقط در مقابل هم كارد برنده است . در مقابل پشتون ها با و جود كه دماغ سياسي ندارد . دست بمحا فظه كاري ميزند . اگر اين كار تكرار شود خدا شاهد است . باز همان سقوي و تلخان فروشي وجوالي گري . و كو طه والي !!1


Email:
URL:
Saturday May 27, 2006 09:52 PM
17-

اجلاس بزرگ (لويه جرگه) قسمي ساخته شده كه حافظ منافغ پشتون هاي متعصب باشد و بس. اين عده پشتون ها از قدرت دولتي خويش و از حمايت سياسي دنيا سوء استفاده كرده همه توان خود را در راه پياده كردن پلان هاي تعصب آميز خويش به خرج مي دهند. ولي غافل از اين اند كه به اين ملت خدمت نه بلكه جنايت مي كنند، خيانت مي كنند و تخم نفاق را ميكارند.

جز يكي دو نفر بقيه فارسي زباناني كه در لويه جرگه و مقام هاي دولتي حضور دارند(هدفم از به اصطلاح تاجك ها، هزاره ها وغيره است) همه جا طلب و فروخته شده هستند. ايشان اين كلهء سياسي را ندارند كه به فكر زبان خويش باشند و اين شجاعت را هم ندارند كه بايستند و مخالفت كنند. ايشان تنها مقام هاي خويش و پول دالر خود را مي خواهند و به همين دليل همه اين جفا ها را كرده اند و خواهند كرد.


Email:
URL:
Wednesday May 24, 2006 01:09 AM
18- عطايي از دانمارک

سرودتحملی
راستی آنانی که در لوی جرگه با سرودملی به زبان پشتو موافقت کردند ، بزرگترین جفا به حق ملت مظلوم افغانستان روا داشتن . ملت که پیشتر از 60 فیصد آنرا دری زبانان تشکیل میدهند .
شاید نمایندگان دری زبان با دریافت پول یا قدرت سمت ، یوغ ستم را بر شانه مردم گذاشتن و با سرورد ملی که از آن بوی برتری جویی و انحصارگرایی میآید موافقت کردند . سرود ملی باید از دل برخیزد بر دل بنشیند .نه اینکه ورزشکاران و سربازان وطن با خواندنش احساس حقارت کنند .
ما خواهان حذف زبان پشتو در افغانستان نیستیم بلکه خواهان مساوات برادری و برابری هستیم . پشتون ها هموطن ما هستند ولی همه باید حد خود را بشناسند . هیچ فومی نباید احساس کند که صاحب افغانستان هستند و هر چه دل شان میخواهند بر دیگران تحمیل کنند .
همین برداشت های غلت و احساسات نادرست بود ، که قتل عام صورت گرفت . مشکل ما انحصار بوده و است . یک روز این انحصار زیر شعار ما همه یک ملت هستیم ، روزی زیر لوای مجاهد ، اسلام، طالب و ........ امروز هم در نقاب دموکراسی و کار را به اهل کار سپردن وارد صحنه شده است .
بیآیید دست از این دغلبازی ها برداشته سر به راه وحدت ملی گذاریم .


Email:
URL:
Monday May 22, 2006 03:58 PM
19-

اين سرود سرود ملي نيست سرود پشتونهاست.


Email:
URL:
Sunday May 21, 2006 08:43 AM
20- تنهابيد

مصاحبهء آقاى كشتمند و تبصره اى بر آن

گرفته شده از سايت دويچه ويله
مصاحبه با سلطان علي کشتمند درمورد 7 و8 ثور
روياهاي سياسي سرخ وسبز درافغانستان تا کجا قابل مقايسه اند؟!
منظورمقايسه نيست بلکه بيان کمابيش واقعيت هاي ومشابهت هااست . چنانکه يکي ازآنها ،وضع دولت ازنگاه امنيتي درسال هاي 1980 ودرشرايط موجود است . اکنون مي گويند که حملات ومداخلات درافغانستان ازبيرون سازمان داده مي شوند ودرآن سال ها البته به مقياس عظيم وآشکارحملات مسلحانه ازسوي پاکستان درهمسايگي ما به همکاري ومداخله فعال کشورها ونيروهاي معين ديگرسازمان داده مي شد.


دويچه ويله : آقاي کشتمند درهفته ي جاري دو رويداد تاريخي افغانستان يعني بيست ونهمين سالگشت هفت ثور1357 وهشت ثورچهاردهمين سالگشت به قدرت رسيدن مجاهدين درافغانستان قرارداريم ؛ شما که يک تن ازرهبران حزب دموکراتيک خلق افغانستان بوديد وکودتاي هفت ثورتحت رهبري آن حزب صورت گرفت ، به هنگام کودتا وپس ازآن چه موضعي داشتيد واکنون چه قضاوتي داريد؟
کشتمند: قيام افسران نظامي اپريل 1978 به رهبري جناحي ازحزب دموکراتيک خلق افغانستان به پيروزي رسيد . پس ازبازداشت شماري ازرهبران حزب درشب قبل ازقيام به وسيله حکومت محمدداود- من با شماري ديگري ازاعضاي رهبري- د ولت وارتش ازهمان آغازعملاً بدست حفيظ الله امين افتاد و او سياست هاي انحصارطلبانه وتک تازانه خود را درهمه ي امور تحميل کرد وبه زودي به تصفيه حزب ودولت وارتش ازوجود ديگران به ويژه پرچمي ها دست زد. درنتيجه سياست هاي رژيم؛ شماري ازرهبران پرچميها به خارج ازکشورتبعيد وشماري بازداشت شدند که من هم دراثريک توطئه آشکار رژيم ازجمله بازداشت شدگان بودم . دراين جريان هزاران تن انسان کشورکه ديگرانديش ومخالف شمرده مي شدند وبه ويژه شماربزرگي ازپرچميها سربه نيست ، شکنجه وزنداني شدند.
دويچه ويله : دراينصورت آيا پرچميها به مخالفت ومقاومت دست زدند يانه وشما چگونه ودرچه زماني اززندان رهايي يافتيد؟
کشتمند: من يک سال ونيم درزندان پلچرخي باقي ماندم، ود راين زمان بقاياي پرچميها درافغانستان پيرامون کميته هاي مخفي حزب ، سازمان يافتند ومبارزه ومقاومت سرسختانه مرگ وزندگي رابرضد رژيم در داخل، ورهبران تبعيدي پرچمي ها درخارج ازکشوربه پيش بردند. سرانجام درروزهاي پاياني سال 1979 سازمانهاي پرچمي هادراختفا باهمکاري برخي ازاعضاي رهبري خود خلقيها وبا کمک نيروهاي نظامي اتحادشوروي سابق ،رژيم حفيظ الله امين را برانداختند.
دويچه ويله : بله، دقيقاً بادخالت مستقيم شورويها ، ولي شما چه موقف داشتيد؟
کشتمند: درباره خودبايد بگويم که من پس ازتحمل شکنجه ها وزنداني مجرد ، درحاليکه درآغازبه اعدام وبعداً به بيست سال حبس محکوم شده بودم ودرحاليکه نيروهاي شوروي سابق قبلاً به افغانستان وارد شده بودند همراه باهزاران تن زنداني سياسي وعقيدتي ديگروازجمله باهزاران تن ازپرچميهاي زنداني رهايي يافتم.
دويچه ويله : آقاي کشتمند ؛ به نظرشما رويداد شش جدي 1358 يا 27 سپتمبر1979 وهجوم نيروهاي شوروي سابق که دراثرآن حکومت حفيظ الله امين برانداخته شد وپرچمي ها به رهبري ببرک کارمل به قدرت رسيدند؛ آيا يک کودتا بود يا طوري که ادعا مي شود مرحله تکاملي انقلاب ثور؛ يا شما کدام توجيه ديگري برآن داريد؟
کشتمند: هرکي به هراسمي مي خواهد آنرا يادنمايد درماهيت امرفرقي نمي کند. ولي درهرحال منجربه برانداختن رژيمي گرديدکه بي رحم وبيباک بود ودرنتيجه زمينه ها براي انجام تحولات واقعي به سود مردم فراهم گرديد اما بازهم دراثرمداخلت ها، درنيمه راه باقي ماند. اين چنين حوادث درتاريخ پرازفرود وفرازافغانستان زياد به مشاهده رسيده ويکي ازآخرين نمونه هاي آن برانداختن نظام طالبان است.
دويچه ويله : منظورتان ازاين مقايسه چه است؟
کشتمند: منظورمقايسه نيست بلکه بيان کمابيش واقعيت هاي ومشابهت هااست . چنانکه يکي ازآنها ،وضع دولت ازنگاه امنيتي درسال هاي 1980 ودرشرايط موجود است . اکنون مي گويند که حملات ومداخلات درافغانستان ازبيرون سازمان داده مي شوند ودرآن سال ها البته به مقياس عظيم وآشکارحملات مسلحانه ازسوي پاکستان درهمسايگي ما به همکاري ومداخله فعال کشورها ونيروهاي معين ديگرسازمان داده مي شد.
دويچه ويله : شما که درسالهاي 1980 نزديک به ده سال صدراعظم افغانستان بوديد ، کارکردهاي تحت رهبري خود را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
کشتمند: شوراي وزيران حکومت درآن زمان به عنوان بخشي ازدولت بود . انجام اموراقتصادي واجتماعي کشور،رساندن کمک هاي انساني به مردم افغانستان را به عهده داشت وسازمان هاي حزبي واجتماعي ونيروهاي جانبداربه گونه ي گسترده اي با برنامه هاي مردمي حکومت فعالانه همکاري مي کردند. اما مصارف بزرگ جنگ تحميلي ، تاثيرات مستقيم فضاي جنگ سرد وحضوردوامداروبي لزوم نيروهاي اتحادشوروي درافغانستان که ازسوي مخالفين دروني وبيروني مورد استفاده وسيع قرارمي گرفت ، موجب کندي يا بعضاً وقفه دربرنامه هاي کاري حکومت مي شد. اما بايد گفت با وجود آن درعرصه هاي رشد وتوسعه اقتصادي اجتماعي ، بازسازي شالوده هاي زيربنايي اقتصاد ، ايجاد فرصت هاي شغلي ومبارزه براي فقرزدايي گامهاي معين برداشته مي شد. کارهاي که درعرصه ي آموزش وپرورش ، صحت عامه ورشد فرهنگ انجام گرديد. قابل يادآوري است وبه عنوان يک نمونه مي توان گفت که هم اکنون فيصدي بيشترکارمندان ، کارگران ، پيشه وران ، انجينران ، آموزگاران ، پژوهشگران وکارمندان طبي باکاروبي کاردرداخل کشورودهها هزراتن ديگرکه به عنوان پناهنده سياسي درخارج ازکشوربسرمي برند درسال هاي 1980 آموزش ديده وتجربه کاري اندوخته اند. شماري بيشترنويسندگان ، فرهنگييان وهنرمندان معروف کشوردرداخل وخارج به گونه اي ازشرايط مساعد آموزشي وپرورشي کارآموزي وتجربه اندوزي دهه 1980 درداخل وخارج بهره گرفته اند که مايه افتخارهم ميهنان ماهستند. مثال ها ونمونه ها به گواه واقعيت ها وارقام وآمارزياد است ومجال بازگوکردن آن ها دراينجا نيست . ولي متاسفانه دراين رابطه ها ازسوي بسياري ازرسانه ها وافراد وابسته به جريانات واپسگرا مغالطه وبي انصافي صورت مي گيرد.
دويچه ويله : هدف شما ازبي انصافي درچنين موارد چيست؟
کشتمند: اولاً اين که تبليغات يک جانبه دوران جنگ سرد به سردي نگراييده وکماکان همان گپ هاي تبليغاتي گذشته تکرارمي شوند که گويا اين حزب دموکراتيک خلق افغانستان بود که درمجموع بد کرد وغالباً هيچگونه تفريق ميان جناحها ودورانهاي مختلف قايل نمي شوند. ثانياً گفته مي شود که درطي دودهه ، (منظوردهه هاي هشتاد ونود) درافغانستان يک سان جنگ وجدال بود ودرنتيجه همه دست آوردهاي ازميان رفت . اما آنها به خود زحمت نمي دهند که بگويند چگونه وتوسط کيها .
غالباً رسانه هاي غربي بطورکلي زيرنام دو ونيم يا سه دهه جنگ درافغانستان همه چيزرا ساده مي سازند وهمه را بصورت يکسان بايک چوب مي زنند ويا به اصطلاح توده اي ما ، شوروشيرين را مخلوط مي کنند وبه خورد مردم مي دهند.

برگرفته شده از سايت” 28 اسد
عصمت رسا


Email:
URL: