متن سخنرانی محب بارش از دره پنجشیر و استاد ادبیات در پوهنتون البیرونی ـ در روز سوم عید قربان بر مزار عبدالرحمن محمودی و میر غلام محمد غبار ـ شهداء صالحین
جناب سپنتا شما چرا از وطن فروشها ياد نمیکنين؟ شما با کسی که اي مرد، اي کسی که وجدان ماست ايستاد هستيم که او وطن را يک دو زد. شما همين شب گذشته مصاحبه داشتيد در بیبیسی، از ايالات متحده دفاع کرديد و ايالات متحده، کشوری است که اول فاحشهخانه میسازد او کشور را. شما اين گپها را به ما ياد ندهيد که سنگفروش قهرمان شده اما وطنفروش ده سر تپه هرجای که شما برين هزاران جريب زمين به فرمان اعلی حضرت محمد ظاهرشاه خان به يک خانه به پشتون نی، به يک خانواده که بسيار که به دربارش ارتباط داشته قومش بوده، قوم هم نه، خانوادهاش بوده، امروز شما با همو گروپ آمدين يکجای کار میکنين. خواهش مه ای است که ايطور صحبتا ره نه مه بايد میکدوم و نه شما ای صحبته میکرديد.
چرا ما اگه مرد هستيم، نر هستيم، کاکه هستيم، جوان مرد هستيم، راه غبار و محمودی ره دنبال میخواهيم بکنيم ديگه هيچ پشتون دشمن تاجک نبوده، نيست، قطعا نبوده. اما يک خانواده کوچک ۳۰ سال پيش، چند روز پيش ده دانشگاه البيرونی سنگ میماندند، سنگ تهداب ره که هنوز هم يک مزخرفاتی به نام بانگ جهانی و چه چه ميگه ما يا ره نمیشناسيم. ما آنها را میشناسيم. تحصيل نبايد به روستاها برود. اما وقتی که مره دکتر اشرف غنی احمدزی در جلسه دانشگاه بگويد در اطاقم، ديگه دانشگاه نگو! مه مجبور هستم آنچه او ميگنه مام عکسالعمل نشان بتيم. اينها يک تعدا کوچکش هستند که بنام سرود ملی بنام اکثريت بنام چه و چه ما را متفرق میسازد، بيگانه ره ميارند باز او ره پول میدهند، راديو، تلويزيون ميدهند ميگه تشنج بيافرين که يک وسيله باشه برای بازماندن بقای مه.
يک موتر اينجا بود، تفنگدار آمد. گفتم از کيست؟ گفتند از جناب استاد سپنتا است. استاد! اينه امی تفنگ ره که رد میکنی، آلی خودت پذيرفتی. خواهش ما اينمی اس که ای صحبتها نباشه، پايان باشه. هرکس که تکسیوان بگويه که مره ببر ده دانشگاه، میبرد ده زايشگاه، مه که بگويم مه استاد دانشگاه هستم مره ببر دانشگاه. تکسیوان راننده نمیفامه در زايشگاه میبره. ای ره کسانی راه انداختند که امروز در حاکميت هستند و وسيله هستند. بنام خصوصی سازی، بنام اين، بنام آن، ثروت مره، زمين مره، ملت مره، خاک مره، يک دو زدند. ما اوناره چيزی نمیگويم. اما ای بيچاره سنگفروش که سر شانه امو واری آمديم ياد ماست ده سر قبرش.
زنده باد داکتر محمد احمدی نژاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
تل دوی احمدی نژاد
براستي ما دوصد سال ( پهنتون ) گفتيم بجاي نرسيديم بياييد كلمه دانشگا ه را به فال نيك بگيريم . وطن فروشي مگر شاخ و دم دارد . ؟ بعد از سقوط مزار و سمت شمال . ظاهر شاه مخلوع اين پيروزي را به سران طالبان تبريك گفته بود . از كجا ؟ آن هم از كشور ايتا ليا !!!!
زنده باد آدولف هیتلر!!!!!!
زندگی بسیار زیبا است...... پس از آن لذت ببرید...... احمق ها....
متاسفم .....
اقتصاد بلند مشکل همه را حل میکند.این داد و بیداد راه انداختن ها همه و همه اش از درد بی پولی و شرایط زندگی پایین است.مرد شوید برای پویایی اقتصاد کشورتان برزمید.هیچگاهی آباد شدن قصر خود را در ویران شدن کاخ دیگران نبینید فقط و فقط استعداد کار و دست آورد و ابداع و ابتکار تعین کننده نخبه بودن و انسان بودن است.
زنده باد سکیولاریزم، بهترین شیوه زندگی کردن، بهترین قانون ممکنه انسانی، برترین شیوه تحقق اهداف یک جامعه انسانی که تلاش دارد هومانیزم را معیار قانون سازی قرار داده است.
دوستان،
من را برای اینکه بنیادگرایانی چون محسنی ها و انوری ها و کاظمی ها و عبدالله ها را در لیست فوق فراموش کرده ام با بزرگواری تان ببخشید.
چه بگويم؟
فقط بايد به برشت رفت و از آن ابرمرد ادبيات مردمي سخني آورد كه آنكه حقيقت را نمي داند احمق است و آنكه حقيقت را مي داند و نمي گويد تبهكار است.
نفرين بر همه اينها:
گلبديني ها
خلقي ها
طالبي ها
القاعده ها
پرچمی ها
مسعودی ها
مزاری ها
خلیلی ها
محقق ها
مارشالی ها
قانونی ها
خالص ها
ربانی ها
سیافی ها
شینواری ها
دوستمی ها
عطا ها
اسماعیل خان ها
قومندانچه ها و فرهنگیان مزدور و خوشخانه ای بنیادگراین و.....
و دیگر حرامزادگان جنایت پیشه بنیادگرا و غیر بنیادگرا
مرگ بر بنیادگرایی!
زنده باد سکیولاریزم!
اقاي محترم سلام : درست گفتي كه غيبت كردن كار خوب نيست يك عمل زنانه است. اولا از خود شروع كن و بعدا اشاره بكسي ديگر كن. اين يك واقعيت است نميدانم كه اين واقعيت چرا مزاج ترا خراب كرده.يك توصيه دوستانه واقعيت را هيچ گاه به غيبت هم رديف نكن. و منظور م نه جنگ است نه انتقام گيري كه اينرا برايت نوشتم والسلام
به حرف بسيار ساده نوشتم. اي راست من مرد هستم اگر تو بتشويش هستي ادرس خود را بمن بنويس كه بيك تفاهم برسيم.
اين من بودم كه خطاب به خودت نوشتم. من نه محب بارش را مي شناسم و نه اسپنتا را. فقد مي دانم كه حرف هاي اسپنتا خوب نبود و تشكر از محب بارش كه در مقابلش ايستاده شد و به اصطلاح دلش را بد كرد.
شايد خودت چيز هايي را راجع به محب بارش بداني ولي غيبت كردن كار خوبي نيست. يك عمل زنانه است. مرد شو مرد!
پيروز باشي
نميدانم كه تو كي هستي بعنوان نام من نوشتي كه
محب بارش مرد است مرد. من به مرد بودن و نا مرد بودن او كدام حر ف نادارم. اما نوشته بودم او را ميشناسم.كه چندان مرد نبوده ونيست. او به خاطر ايكه به خدمت سربازي در انوقت نرود. يكي از خا يه مالان فريد مزدك (دزدك) بود نيمدانم او مرد ميدان چرا نوكر صفتانه بر دربار فريد مزدك رفت وامد داشت. مرد ميدان بود ميرفت به جهبه پنچشير در وصف مزدك نه در وصف مسعود شعر ميگفت.
من از اسپنتا دفاع نكرديم و نميكنم و همينقدر ميگويم او مخالف رژيم سابق بود . نظر به ارمانكه دارد شا يد خدمت كنند. چون اسپنتا دزد نبوده وهيج گاه دزدي هم نمكيه. سخت مخالف دزد هم است. اگر روزگار تلخ هم بيايد بگفته شما شايد برود غرب.
اگر روزگار سخت سر محب بارش بيايد باز هم خايه مالي ميكنه.
تو بياد نداري. محب بارش به خا طر گرفتن كارت تعجيل عسكري شب ها جمعه بخدمت شعر خواني به خانه مزدك بود.وحالا در خدمت مارشال و قانوني و داكتر عبدالله است. ( فريد مزدك عضو بيروي سياسي حزب وطن بود كه با ايتلاف مسحود وطن نازنين مارا بخون كشيدن و سيستم دولت را تغيير دادن و جنگ بين بشتون و ناجك را به ميان اوردن.)
وطنداران محترم بحث شما هميش بر سر دو دزد است كه يكي ان حزب اسلامي است و ديگر اش شوراي نظار. اما بنظر من شما با يد از ابتدا امدن دزد ان قرن بيست در عر صه سياسي كشور ما قضاوت كنيد. بنده در دوران امدن اين جنايات كاران و قا تلين ملت ستمديده و بلا كشيده وطن بطور اخص مردم شريف كابل در دوران( جهاد ايشان ) از ناموس و عزت شان دفاع ميكرد.در انوقت بسياري از مردم شر يف كابل ميدانستن كه شوهر شان يا در جهاد است و يا زنداني و يا به پاكستان . اما مردم شريف عزت و ابرو شانرا حفظ داشت. در كابل بودم. و ديدم. اما بر عكس اين چپاولكران اين دزدان واين ادمكش ها افراطي چه گونه به ادارات دولتي موسسات توليد موسسات خيريه حمله ور شدن به استفاده از شعار مقدس(الله و اكبر) استفاده نا جايز كردند.تمام سرمايه دولتي را به پاكستان به پيش پا باداران خود انداختن اما درانوقت تنها شوراي نسوار(نظار) و حزب نا اسلامى(اسلامي) گلي بي دين(گلبيدين) نبود. همه بودند . اما درانوقت وجدان رهبران بيدار نبود به امدن طالب و از بين رفتن طالب اينها شدند ناجي دموكراسي.من شاهد بسيار از جنايات اينها در كابل بودم بلكه تنها من نه تمام باشنده هاي شريف شهر كابل. در چور هم بشتون بود وهم تاجك . هزاره بشه يي وازبك تركمن خلاصه از تمام مليت هاي كه درتنظيم جهادي بودند.
بسر مردم ميخ كوبيدن بناموس مردم تجاوز كردند به كانتينر هاي انسانها را سو ختند جسد ها مرده ره با زنده ها بستن بسر زن حامله
كه طرف شفا خانه مير فت تجاوز كردند وبعدا انرا كشتن. مال ثروت مردم به تاراج رفت. بيايد به موارد بي اندايشيم. اين نشد كه يك نفر فرمان داد قهرمان ملي.ديكر فرماندان سبه سالار ديگر فرمان داد مارشال ديگر فرمانداد خالد بن وليد. خداوند لا ينزال نسل جوان را قدرت بد هيد نظر به مسوليت ايشان در قبال وطن كه اين همه جنايات كاران را بميز محكمه بكشاند. اگر جوانان ما هم در مورد بي تفاوت باشد وابحال وطن و ملت. افسوس صد افسوس كه اهل قلم نيستم و اگر نه تمام جنايات اينها را در قيد قلم مياوردم نه از كينه و تعصب بلكه از وجدان بيدار و چشم ديد خودم. بيايد يك لحظ بياد اوريم جنايت افشار كوته سنگي دشت برچي دهمزنك چهل ستون
شاه شهيد كارته نو مكرويانها و خلاصه تمام كابل به شمول راكت هاي كور گل بيدين كه به خير خانه فير شده بود. تا اكنون كه ان سانحه دلخراش
گريه ها زنان و فرياد اطفال بيگناه كه تقريبا 14 سال ميگذرد هنوز هم در گو شهايم ا ست. بخاطر تسلي خود زمزمه ميكنم
بخدا داد ه گان ستيزه مكن - كه خدا داده را خدا داده
و درمورد خود ما صدق ميكنه
بخدا زده گان رحم مكن - كه خدا زده ره خدا زده
ولي
محب بارش مرد است مرد!
اسپنتا از همان لشمك هاي است كه اگر كمي وضع دگرگون شد سر و كله را تراشيده، پتلون چسپ به تن نموده و با پاسپورت خود به غرب فرار ميكند. او از حقيقت روزگار و از سختي هاي روزگار خبري ندارد و از دل گرم خود گپ مي زند. گناه اين گونه موش هاي صحرايي نيست كه مردان ميدان را كوهستاني صدا كند. او مثل موش مي ترسد و به همين سبب به زودترين فرصت از بيهوده گفتن هايش معذرت خواست. ورنه مطمئن بودم كه اگر چنين نميكرد يك روز نه يك روز كشته مي شد.
كمال دين
پنجشيري هيچ وقت سقو نبوده. بچه سقو يك تاجك از شمال كابل بود. تو همه تاجك ها را دشنام دادي.
نوشه يي كه :
------------------------------------------------------------------------
خواجه زادگان در باري و بچه هاي سقاو را چه به حكومت؟
در حكومت فعلي مردم راضي است يا اداره دزدانه پنجشيري ها؟
------------------------------------------------------------------------
اگر جشمانت را باز نمايي خواهي ديد كه حكومت فعلي هم متشكل از همان پنجشيري هاست كه سال ها قبل حكومت را در دست داشتند. كسي كه حظور ندارد و در مغاره ها پنهان شده همان حكمتيار است كه خودت "صاحب" خطابش كردي. پنجشيري ها دزد نبودند بلكه دزد آنهايي بودند كه كمر مزدوري به پاكستان را بسته بودند و ههه روزه هزاران راكت را به شهر كابل پرتاب مي كردند. در آن زمان هيچ قدرتي به فكر كمك به افغانستان نبود و همسايه ها هم تشنهء خون افغانستان بودند. پنجشيري زودتر چه ميكرد؟ باد ميشد؟ باران ميشد؟ نان ميشد؟ پول ميشد؟ چه ميشد؟ انسان هاي مثل خودت را چطور مي توان انسان ساخت؟ مشكل است آقا كمال الدين خان. بايد هر شخص احساس مسئوليت نمايد تا جامهء پيچيدهء مانند افغانستان راه خود را دريابد.
اگر تو مرد مي بودي و اخلاق فاميلي مي داشتي به اين شيوه نمي نوشتي. نوشته ات سر تا پا پر از دشنام است و اين خود به وضاحت نشان مي دهد كه خودت يك انسان مريض و متعصب هستي. از يك سو اسپنتا را روشنفكر مي گويي و از سوي ديگر به حكمتيار خاين كه در انسان كشي از پال پت پيشي كرده بود " صاحب" خطاب مي كني و او را بيگنا جلوه مي دهي. اگر به مسعود دشنام مي دهي آزاد هستي ولي خودت اين حق را نداري كه به مسعود به عنوان پنجشيري دشنام دهي و مردمش را به نام هاي اين آن توهين نمايي. در افغانستان اگر يك تعداد پنجشيري ها سقو بودند يك تعداد زياد پشتون ها گدا بودند و عمر خود را در زير خيمه ها يا در مغاره ها با پا هاي برهنه و سر و وضع كثيف سپري مي كردند. هزاره ها هم به جز مزدوري در خانه هاي مردم و جوالي گري در طول روز كار ديگري نداشتند. خلاصه همه افغان ها چه تاجك چه پشتون چه هزاره و ازبك همه و همه در يك سطح اقتصادي قرار داشته اند. البته با اين يادآوري ها من قصد دشنام دادن را ندارم فقد خواستم ساده تر بگويم كه افغانستان يك مملكت غريب بوده و هيچ قومي بهتر از قوم ديگر نبوده، نيست و نخواهد بود. همه غريب بوده ايم و همه زندگي مشكل و پر مشقتي را تجربه نموده ايم. خودت هم از خاندان شاهي انگليس نيستي و پدر و پدر كلانت حتمآ غريب كار بوده اند يا دهقان بوده اند. وقتي تو با وجود اين همه، مردم پنجشير را دزد و سقو خطاب مي كني و دشنام مي دهي، فكر نمي كني كه به ديگران اين حق را مي دهي تا خودت را يك انسان فرومايه، پست، بي وجدان، متعصب و جاهل خطاب كنند؟
از روشنفكري و وطن دوستي و سياست اصلآ حرف هم مزن. اخلاق مهم تر از همه است.
خدا حافظ
دوست پنجشيري ات
برادر راست میگی اما باید بدانی که راه حل را باید در داخل جستجو کنیم
برادر راست میگی اما باید بدانی که راه حل را باید در داخل جستجو کنیم
مقوله مشهور ايست كه "تفرقه بيانداز و حكومت كن" و مثل مشهور هم ميگويد كه " تا احمق در جهان باقيست، مفلس در نميماند". از همسايه هاي ما گرفته تا ساير بيگانگان از تفرقه احمقانه ي ما افغانها استفاده كرده اولا ما را در برابر حريفان خود استعمال كرده اند و ثانيا مارا بدست خود ما دريده اند. من از خجالت رنگ برگشته شدم، وقتي حملات به اين ابتذال هموطنان خود را عليه همديگر در اين صفحه خواندم. بدبختانه همه ي شما فلان و بستان مادر همديگر را به تمام فارسي فهمان جهان به نمايش گذاشته ايد. من هم از مخاطب شدن بيشتر باشما سلام گفته و ميگذرم.
آقاي محب بارش اصلاخودش هزاره پنجشيري است.
همان هزاره هاي كه مانند داكتر عبدالرحمن پس از سالها صداقت با خواجه زادگان افغانستان و اخلاف سقاو هاي دزد ويا روباه مكار پنجشير(مسعود گوش بريده) دراخير توسط چند پنجشيري خودخواه با چاقو كشته خواهد شد.
سپنتا يكي از نمونه اي روشنفكري است كه وجدان پاك و فكر سالم دارد وهنوز افكارش به مسايل قومي آلوده نشده است.
نمي دانم اين خواجه زادگان سقاو زاده چرا نمي گذارند افغانستان به آرامي برسد ؟ چند سال پنجشيري تازي شما كه نتوانست كاري را از پيش ببرد. لااقل ادب شويد!
مسعود كسي بود كه دنيا فهميد تا او نباشد افغانستان به آرامي نمي رسد. و بالاخره وقتي از صحنه حزف شد كشور به آرامي رسيد. آنهم به دست خود پنجشيري هاي نوكر آمريكا و روسيه و دريك حادثه بسيار شرم آور كه حتي نتوانست حقيقت ما جراي آن را معلومات دهند فقط دروغ گفتند. خبرنگار كجا بود ؟ خواجه زادگان سقاوي سالها حتي كامره هاي فيلمبرداري را نمي گذاشتند كه به محل خواب و زندگي روباه پنجشير برود پس چگونه دو عر بخبرنگار توانست مسعود را نابودكند؟ شما گفتيد و مردم باور كردند؟
چرا توفيق نداشت كه مردانه بميرد؟
روباه مكار مثل يك روبا ه درغار خودش مردارشد.
ومردم افغانستان از شر او خلاص شد.
او مي خواست مانند پدرش بچه سقاو و ساير خواجه زادگان افغانستان چند روزي به نام مجاهدين حكومت كند كه خداوند توفيق نداد و لياقت نداشت.
او باعث بدنامي تمام مجاهدين افغانستان شد.
زيرا نام دولت مجاهيد را بر اداره خواجه زادگان سقاو زاده گذاشته بود. درحالي كه هيچ صفتي از جهاد و مجاهد نداشت مگر يك خصلت دزدانه و شياد مانند خواجه گان دربار افغانستان.
تا اين كه حكومت در جاي كه بايد قرار مي گرفت آرام شد.
حكومت در افغانستان حق پشتون ها است.
خواجه زادگان در باري و بچه هاي سقاو را چه به حكومت؟
در حكومت فعلي مردم راضي است يا اداره دزدانه پنجشيري ها؟
اگر حكمتيار صاحب را مي گذاشتند ويا مجددي كشور آرام مي شد.
افسوس كه مسعود به نوكري روسيه و هند و ايران نگذاشت. كه كشورما آرام شود.
خود جناب سپنتا تاجيك است اما نه يك پنجشيري بي خرد
بلكه يك روشنفكر واقع بين
همان گونه كه ساير روشنفكران است .
اگر حكومت پشتون ها بد است چرا برادر مسعود خود به نوكري كرزي درآمده است؟
سلام عزيزان!
در قسمت صحبت اقاي سپنتا نوشتم چون فعلاً وقت ندارم نمیتوانم برایتان چیزی بنویسم و اگر وقت شد در اینده خواهم نوشت. من مطعلق به هیچ یک از احزاب و تنظیمها نیستم قبلاً هم نوشتم که تمام رهبران احزاب و تنظیمها خطا های زیادی کردند و اگر خطاها عمدی و تکراری باشد خیانت است و اگر از ان بوی تفوق طلبی ، راسیزم ، تحقیر و سؤاستفاده از سایر ملیتها .... به مشام رسد دیگر خیانت نیست بلکه جنایت است !! من قبلاً نوشتم باید با دلیل و برهان طرف را قناعت داد نه به شیوه لومپنی با دادن کلمات ناشایست و خارج از چوکات ادب !! اگر واقعاً افغان هستید باید و خود را لا اقل با سواد میگیرید (روشنفکر که نیستید چون روشنفکر بر وجدان خود پا نمیگذارد تا بخاطر تعلقات مذهبی ، لسانی ، قومی ، ملیتی و منطفوی از این و یا آن رهبر دفاع بیچون و چرا کند و روی منطق و وجدان پا گذارد !!) به تبادل نظر منطقی بپردازید. اگر وقت شد از طرف افغانان وطن پرست وافعی برایتان اسنادی ارایه خواهد شد که شاخ خواهید کشید. چون جریان محاکمه تمامی رهبران احزاب و تنظیمها ی افغانستان در محکمه بین المللی هاگ در هالند در جریان است باید تامل کرد وشما هم منحیث یک افغان با قلب و وجدان انسانی درین راستا بدون وابستگیهای ...... باید سهیم شوید که برای همه چیز ندکی وقت ضرورت است .
وسلام
موفق و خوش باشید.
دوعا خوان
