متن سخنرانی دکتر رنگين دادفر سپنتا وزیر مشاور کرزی بر مزار عبدالرحمن محمودی و غبار در شهداء صالحین - روز سوم عید.
عصيانگر بزرگ تاريخ معاصر ما داکتر عبدالرحمن محمودی است که بر گردن من حق بزرگی دارد، بخاطر انکه آنها يکی از رهروان جريان پرافتخار شعله جاويد بود.
ما به همه حال، با آنکه ايشان خود شخصيت بود و کدام رابطه مستقيم با اين جريان نداشتند.
آنچه که در سالهای اخير و يا شايد در يک و نيم سال اخير بعد از برگشت مهاجرت تبعيد، برای شخص من نگرانکننده بود و هنوز هم دغدغه خاطر سياسی من است اين است که آيا تداوم اين تفکر انتقادی در بستر يک جامعهء زخمی و داغان شده همه ساله عذاداری حسينواری است در عاشورا؟ يا انکه بالآخره جستجوی فرصتهای است که يک سنت تفکر و تيوری آفرينش اتقادی است و عمل انتقادی که در بستر اين جامعه احياء بکنيم بدون وسوسه پست مدرنستیی بدوی روستای – افغانی ما فلج بکند از عمل؟ يکی.
دو آيا میتوانيم با غلتيدن در احيای هويتهای جمعی و گلهای و قهرمانسازی قوم و قبيلهء خود در حاليکه تاکنون در خون غرق باشند بتوانيم به سوی آزادگی رهايی انسان آنچه که برای غبار و محمودی مطرح بود به سوی آن برويم يا نه؟
هميشه وقتی من مکتب رفتگان افغانستان را آنانيکه به ناحق صفت روشنفکری مثل خود ما يدک میکشند که از فکر امتناع میکنند و بدترين نوع راسيزم و بدترين نژادپرستی بدوی خود را به از ستايش از اميرهای خونريز تا قهرمان قلابی کوهستانیها و سنگفروشان معينی به عنوان آزادیخواهی میخواهد به مردم ما حکومت بکند؟
آيا میتوانيم با دفاع از چنين انديشههای آن ميراث بزرگی که هيومانيزم در مرکز آن انسانمرکزی، تبليغ فرهنگی که رهايی انسان در مرکز آن قرار داشت نه که رهايی قبيله، میتوانيم به عنوان پاسداران و ميراثداران چنين بزرگانی قدعلم بکنيم؟
در هرجا و هر مقامی که هستيم بايد شرافت سياسی داشته باشيم. انسانهای که شرافت سياسی را نمیتوانند شعار خود قرار بدهند چه وزيرمشاور کرزی باشد و چه روشنفکر عصيانگر. علنی و در همه جا از هويت سياسی خود نتوانند دفاع کنند من متأسفانه با چنين انسانها حتی با وحدت با چنين انسانهای نمیتوانم فکر بکنم. اگر تا آخر عمر مثل جزامی تجريد بمانم اما دست پيمان بستن مجدد به سوی همه شما دراز است مشروط به انکه از تنگنای قبيله بيرون بياييد و به سوی انسانگرايی و آزادیخواهی بزرگی در پهنه اين جهان قدم بگذاريم!
دوستان عزيز! عجيب است که آنکه از ما خون میريزد قهرمان ملی است و آنکه از ديگران خون میريزد شئونيست و فاشيست است. چگونه میتوانيم با چنين تيوریای به سوی رهايی انسان برويم، مگر شما در يکی از سخنرانیهای محمودی در نشريه شورا(؟) نشريه خلق ديديد که گفته باشد خونريز هزاره و تاجک برتر از قهرمان ملی است از قوم پشتون؟
اين روحيهای که من به او بدون انکه خجالت بکشم گلهگرايی میگويم. با اين ذهن گلهگرايی نمیشود روشنفکر شدن. روشنفکر هميشه بايد انتقادی بماند بخاطر انسان نه بخاطر قبيله. بخاطر انسان نه بخاطر قوم. بخاطر انسان نه بخاطر يک جغرافيای تنگ.
آنچه که مرز جدايی من با بعضی دوستانم شده، بيشتر تجربه شکستخورده يک و نيم سال اخير بوده. روان اجتماعی ما، فکر قوم گلهگرا شده و من به روان گلهگرا باور ندارم. همانطور که محمودی باور نداشت. تلاش غبار برای آفريدن يک تاريخ ملی بود. تلاش غبار بود که عشاير و قبايل و گلهها را کمک بکند که بسوی ملت شدن برود.
همه کشورها و همه مردم دنيا در سياست خود دارايی سمبولهای هستند. سمبولهای گوناگون قهرمانان و غير...
جنبش روشنفکری افغانستان اگرچه يک جنبش مشروطيت بود، سمبولهای دارند و در آسمان اين سمبولها شادروان غبار و محمودی اين دو سمبولاند به عنوان دو جنبش بزرگ فکری و کنش اجتماعی. محمودی از ديدگاه من سمبول عصيانگری و تسليم ناپذيری است و غبار سمبول توليد فکر و انديشه است.
آيا روشنفکران ما میتوانند به سمبولهای خود وفادار بمانند؟؟
اين سؤالی است که همچنان به بزرگی خود باقی است.
یک حقیقت در مورد شکیره بارکزی !
سلام. ماجرای من از اونجايی شروع شد که من تازه کرک و پشمی درآورده بودم وهمش نگام تو کس و کون همسایه ها و فامیلا بود ولی بعد از یه مدت تکراری می شدن و برام اون جذابیت رونداشتن همه جز یه نفر. شکریه بارکزی ! اولا از خودم خجالت می کشیدم که چون شکریه بارکزی خیلی ها از جمله خویشا وندان نزدیک ما است که چگونه به کون او دید می زنم ولی خوب این حس اینقدر قوی بود که نمی شد مهارش کرد. بابام از آدمای تقریبا مذهبی بود و این ترس منو چند برابر می کرد ولی شکریه بارکزی خوشبختانه این جوری نبود ومعمولا تو خونه خیلی راحت می گشت که همینم منو انگولک می کرد. شکریه بارکزی از من 1 سال کوچيک تره و 39 سالشه. یه زن جا افتاده وگوشتی. سینه های بزرگ و نرم 80 با کون و رون تپل که نگاه آدمو خیره می کنه. من که جمله نزدیکان بسیار بسیار نزدیکش استم نظرم اینه وای به حال بقیه. همیشه وقتی می خواست خم بشه سعی می کردم جلوش باشم و سینه هاشو دید بزنم. این دید زدنها تا حموم واتاق خواب و... ادامه پیدا کرد تا این که شکریه بارکزی فهمید من همیشه دارم سعی می کنم که سینه و کونشو دید بزنم و میرم سروقت لباسای زیرش. یه روز که داشت تو آشپزخونه کار می کرد رفتم سر کمد لباساش.............................................
بقیه در آینده نزدیک
سلام به همه !
من حرفهای برادر که نوشته از نزدیکان آقای کرزی هستند را تائید میکنم زیرا من خود خانم شکیره بارکزی را نزدیک به شام در مقابل دروازه جناب قانونی دیدم که خیلی ها شرم آور است برای خانم بارکزی
برو کس خوده به جاوید لودین بتی به پنجشیری میتی
بشرم
نادیه
زنده باد کرزی
مرگ به مزاری این خاین بی ناموس کس فروش بی عقل مورده گو
مرگ به محقق این بی خایه و بی ناموس که مادرش را سیاف میگایه
مرگ به کریم خلیلی این مورده گوه مشهور دوران
مرگ به حاجی احسان الله بیات که دخترش در نیویارک کس میته
مرگ به کریم آغا خان که کیر هزاره های بی بینی را بالا بالا میکنه
مرگ به برهان الدین ربانی ریس جمهور اسبق
مرگ به مارشال محمد قسیم فهیم مارشال افغانستان و مشاور ارشد ریس جمهور کرزی
مرگ به رحیم وردک که 3 سال است کیر خود را ندیده است
مرگ به یونس قانونی که گفته میشه شکریه بارکزی ره گپ داده
گفته میشه که شکریه بارکزی شب جمعه در منزل آقای قانونی بوده و باید ذکر نمود که با پتلون چسپ سیاه خود و با بلوز سفید به منزل جناب قانونی تشریف برده بودند
مرگ به دگه امی کول کوس مادر های که پشت امی گپ های میگرده
ممنون بنده از جمله خویشاوندان نزدیک جناب کرزی هستم که چند بار از لبان خانمش بوسه زده ام
سلام عزیزان گرامی
مرگ به کرزی
مرگ به احمد ضیا مسعود
مرگ به کریم خلیلی
مرگ به فیهم
مرگ به عبدالرحیم وردگ
مرگ به بسم الله خان
مرگ به اسپنتا
مرگ به انورالحق احدی
مرگ به اسما عیل خان
مرگ به قرقین
مرگ به یونس بی قانون
مرگ به مجدیدی
مرگ به برهان الدین بارانی
مرگ به محقیق
مرگ به سیاف
مرگ به پبر گیلنی
مرگ به شینواری
مرگ به یوسف پشتون
مرگ به شهرانی
مرگ مرگ مرگ به مخدوم رهین
مرگ به ضرار احمد مقبل
مرگ به گلبدین حکمتیار
مرگ به مسعود خاین
مرگ به عبدالحق خاین
مرگ به مزاری خاین
مرگ به کوس گیلانی
مرگ به وطن فروشان باقی مانده
مرگ به وزیران باقی مانده
مرگ به خاین های مورده شده
مرگ به همه وطن فروشان
زنده باد زنده باد زنده باد زنده باد وطن دوست ها
زنده باد احمد شاه مسعود قهرمان ملي افغانستان
مرگ بر شعله يي ها
مرگ بر برچمي ها
مرگ بر خلقي ها
مرگ بر كرزي ها
مرگ بر مجاهدين
مرگ بر مهاجرين
مرگ بر افغان
مرگ بر بشتون
مر گ بر كش فروشان " يعني طالبان"
كلكاني صاحب !
كلكاني صاحب كير ته جار شوم !
مادر مشرف و دال خور هاي چركستاني ره گائيدي
رحيمي
افغانستان خانه مشترك همه افغانهاست !
افغانستان باغستانيست كه همه اقوام افغانستان نمودي ازين باغ اند
اگر تاجيكان عزيز هستند , اگر بشتون هاي دوست داشتني هستند, اگر هزار ه هاي زحمت كش هستند, و يا هم ازبكان بهلوان ما
ننگ صاحبه ! ديره دتا خبره زما خوخ شو جار دشم !
زه نه بوهيژم چي هغه كسان چي دافغانانو ترمينخ نفاق اچول كوي ولي ددي ملت نور زورونه غواري دخداي به لحاظ خوشي كي داسي كارونه او ننگ صاحب دتاسي دا نظر دهغه كسان چي دافغانستان ملي ويارونه ته سبكاوي كوي هغوي ته دير خه او عالي زواب ده دخداي له دربار سخه آمر صاحب ته مغفرت هيله كوم
تاسو ورور
نعيم "شينواري"
wallah Shoma Tajika che qadar racist wa tang nazar hastin, hich bawaram nameshod. Che qadar khud khah wa khud pesand. Bas konid ba khuda ain kara ra, khejalat bekashid
نظر آقاي ننگ را به ديده قدر مينگريم و ميخواهم از همه قلم بدستان و بزرگاني كه در رابطه به آمر صاحب اظهار نظر هاي دارند با چنين منطق عالي آنرا مطرح نمايند بنده يكي از دوستان نزديك آقاي سپنتا هستم طوري كه ميدانيد در نشريه وطندار خيلي مطالبي هم در ارتباط به جناب سپنتا نوشته ام اما بعد از اظهار نظر شان در مورد جناب آمر صاحب شهيد "قهرمان ملي افغانستان " يك اندازه با ايشان موافق نيستم هر چند جناب سپتا از طريق طلويزيون طلوع معذرت خواهي هم كردند كه همه عزيزان به خصوص عزيزاني كه از طلوع درين بحث اشتراك دارند آنرا به خوبي ميانند
ممنون
سیامک" هروي " برادر كوچك شما
زه د یو پشتون په صفت احمد شاه مسعود خپل ملی اتل پیژنم او دهغه په باب هر هغه کسان چی زیاتی کوی هغه کلکه غندم او وایم .
ژوندی دوِی دافغانستانن ملی یووالی
او تل لپاره دآمر صاحب مسعود لارپررهرو وی
مننه
آصف "ننگ "
مسعود افتخار به نام نامی تو مبارز واقعی وطن ، مسعود عزیز بگذار دشمنانت به هر نامی که میخواهند ترا صدا بزنند , امروز جهان به نام نامی تو افتخار میکنند و مسعود را بنیان گذار مبارزه علیه تروریزم میدانند اما دریغ و درد هنوز هم در سرزمینی که یک عمر برای این مردم مبارزه نمودی هنوز هم مردمانی هستند که میخواهند وجود چون کوه استوار ترا که همچو حماسه آفرینان شهنامه فردوسی در یادها و خاطره های جاودان است را کتمان کنند ..
برای برادرانی که هنوز به حقانیت مبارزه مسعود معتقد نیستند صمیمانه پیشنهاد مینمایم تا برنامه مبارزات مسعود را که در هر دو ماه یک بار در " نشنل جیوگرافیک " چینل بین المللی که احمد شاه مسعود را منحیث کاندید جایزه صلح نوبل پیشنهاد کره بودند به نظاره بنشینند .
تشکر
نکته قابل ذکر
فحاشی آزادی بیان نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! استدلال منطق مبارزات سیاسی را مسیر روشنتر میبخشد
او مه بي بي تان را بگايم اين چه حرف هاست كه شما نجس ها مينويسيد
استاد اسپنتا مقدمت گلباران
ظهر امروز تاييد تاريخي جابجايي وزير خارجه افغانستان با تصويب پارلمان به تثبيت رسيد.
داكتر رنگين دادفر اسپنتا بعنوان وزير خارجه دولت اسلامي افغانستان صلاحيت قانوني خويش را از پارلمان بدست آورده برگي ديگر از دفتر درخشان فعاليت در وزارتخارجه افغانستان را با نام مبارك خويش مزين ساخت.
با تاييد استاد اسپنتا در پست وزارتخارجه ، به تمامي شايعات و يا قصور در اين وزارتخانه پايان داده خواهد شد.
استاد اسپنتا با سابقه درخشان در عرصه فعاليت هاي بين المللي مي تواند در راستاي هماهنگي هاي بيشتر ميان دولت و نمايندگان مردم در پارلمان عمل نموده با جلب توجه بيشتر جهانيان به افغانستان ، موفقيت هاي بي شماري را نصيب مردم ما بسازد.
استاد اسپنتا با يكصد و پنجاه راي موافق دقيقا دو برابر مخالفين خود در پارلمان از طرفداران موافق برخوردار است و اين تاييد اكثريت قاطع پارلمان نشاندهنده شعور و درك بالاي نمايندگان در روز هاي اوليه پارلمان و آمادگي آنان براي تصاميم بزرگ است.
تاييد صلاحيت استاد اسپنتا را از جانب پارلمان ، به همه مردم شريف و نجيب افغانستان تبريك گفته از درگاه خداوند منان توفيقات روز افزون اين مرد بزرگ را خواهانيم.
وطن دوست. اگر كونت ميخاره نام اسينتا را بگير.......ماردت را ميگاين.....احطياط كني......
در باره’ اسپنتا همين قدر كافي است كه او يك كثافت دو پاسپورته و اجنت خايه مال است.
وطندار عزيز!
البته ما هم كيفيت نداريم كه همچو افراد نجس را زنده گذاشته ايم. البته خواهيم كشت. اين وعده عملي مي شود عزيزان عملي مي شود. جدي بگيريد
به بچه هاي سقاوي دوم (مسعود سنگ فروش)!
چه خوب گفت داكتر سپنتا كه مسعود دزد سنگ بود مثل پدر كلانش بچه سقاو كه او هم دزد بود. شما دزدان هروقت مي خواهيد بر افغانستان حكومت! كنيد يك ادم درست خود را بياوريد كه لا اقل مرد باشد. و شهري باشد نه اين كه دزد كوهستاني باشد.
حالا كه از آمدن افغان ها زورتان آمده دم از عدالت مي زنيد مثل هزاره ها كه دز زمان سنگ فروش دم از عدالت مي زد.
افغانستان از اوغان ها است كسي ديگر تاجيك سنگ فروش دزد يا هزاره يا ازبك نمي تواند حكومت كند.
بچه هاي سقاو و همه سنگ فروشان كوهستاني بچه هاي خواجه هاي افغانستان است كه پدر كلان تاجيك ها هميشه در افغانستان به صفت خواجه بوده اند. همان گونه كه هزاره ها جوالي و غريب كار بوده است. و ازبك ها كله خام.
از زن تمام هزاره ها ها و تاجيك را 100 بار بگايم....
»آواره
سلام عزیزان !
معذورم دارید اگر دیر بعدی به جواب منشینم چون بدبختی روزگار در آواره گی آواره مان ساخته .
یکی چندی از جوانان ما راه درست و منطقی تبادل نظر را تایید کردند آفرین و مبارک باد. ببنین عزیزانم اگر خواسته باشیم در بین ملت هایمان استکاک بیشتر بیافرینیم و اندک رنجیها و دشمنی را چاقتر کنیم كار ساده ايست. کافیست جملات رکیک و کینه توزانه را در قالب ادبیات ناشایست در هر وبلاگ بنویسیم و نام خود را افغان و بالاتر از آن انسان بپنداریم ، مشکلی ندارد ولی اگر بخواهیم دو برادر تنی را که از یک پدر و مادر باشند و با هم نا سازگار باشند به مشکل میتوان آنهارا آشتی داد چه رسد با این همه جفا و ستمی که در 27 سال گذشته بر تمام ملیتها یا در یک کلمه بر ملت افغان روا داشته شده ناممکن مینماید.
امیوارم اگر وقت یاری دهد ممکن در آینده بتوانم بیشتر بنویسم و تبادل نظر کنیم البته با درنظر داشت سرحد اخلاقی ادبیات.
صحتمند و سر حال در پناه خداوند باشید.
وسلام
آواره
