لحظه لحظه به انتخابات پارلمانی نزدیکتر میشویم. کامپاینهای تبلیغاتی کاندیدان همچنان ادامه دارد و روز به روز پرجنب و جوشتر و داغتر میشود. این روزها در و دیوار شهر کابل مملو از اوراق تبلیغاتی کاندیداهای هست که کوشش دارند با شعارهای ساختگی و نویدهای پوچ و گنگ مردم را گمراه سازند و به سوی یک آیندهء مبهم و تاریک سوق دهند.
آدمهای که دیروز خون صدها انسان بیگناه را در این شهر ریختهاند، شهر را به ویرانی مبدل کردند، امروز کاندید مصلحتر و ارجحتر میتراشند. واقعا گیچکننده است از میان این همه کاندید، کدام یک شایستگی انتخاب کردن را داراست؟ در شهر کابل بیش از چهار صد نفر در پارلمان و شورا کاندید کرده اند که معلوم نیست کدام یک از این آدمهای که امروز شعار دوستی و برادری و برابری سر میدهد مصلح واقعی است. همانی که دیروز بر گرده مردم سوار بود، امروز با نقاب صلحجویانه از مردم میخواهد تا به او رای دهد.
از طرف دیگر احزاب و گروههای قومی موج تازهای از کامپاین تبلیغاتی را انداختهاند که در آن، مسایل قومی، زبانی و مذهبی به شکل بسیار وسیع دامن زده میشود. با توجه به افزایش و تشدید شدن چنین مسایل از طرف احزاب و گروههای افراطی قومی به طور آگاهانه در میان مردم باهم برادر افغانستان، امکان آن میرود که کشور را به یک گرداب تازهء فرو برد. متاسفانه اکثر مطبوعات کابل که هر کدام به گونهء متعلق به حزب خاصی است تا هنوز کوشیدهاند به طور مستقیم و غیر مستقیم به این گونه مسایل دامن بزنند. نویسندهگانی هم هستند که هنوزم جذبههای فریبندهء قومی و حزبی آنها را در چنگ دارند و هر گاه و بیگاه مسایل قومی و زبانی را بیشتر و بیشتر دامن میزنند.
کاندیدای که میخواهد رای اکثریت را بدست آورند، نباید دست به طرح مسایل قومی بزند. گیرم که چنین شخص از طبقه و قوم خاصی با همان ایدهای قومی و لسانی به پارلمان راه پیدا کند، آیا این شخص میتواند یک شخص ملی باشد و ملی بیاندیشد؟ آیا این شخص میتواند برای لحظهای از چنبره قوم و قومبازی بیرون آید؟ آیا این شخص میتواند ممثل حرکت ملی باشد نه قومی؟ پارلمان جایی برای عقدهگشایی قومی نیست اگر چنین باشد پس از همین حال از آینده چنین پارلمان، افتخارانه باید دست شست.
چرا ما نمیتوانیم چندین نفر مانند داکتر رمضان بشردوست داشته باشیم؟ داکتر رمضان بشردوست یکی از همان چهار صد کاندیداهای شهر کابلِ است که تیم کامپاین تبلیغاتیاش را برادران پشتون و تاجیک تشکیل میدهد. چرا ما نمیتوانیم به جایی حاد کردن مسایل قومی و لسانی به ارزشهای ملی تکیه کنیم؟ چرا ما نمیتوانیم یک لحظه از دایره دید تنگ قومی و مذهبی بیرون آمده و یک لحظه به جهان بدون عقده و تنگنظری، نظر بیافکنیم؟
این در حالی است که مردم شریف افغانستان بدون توجه به چنین مسایل، به همدیگر علاقه دارند و پیوندها و رشتههای ژرفی که در آنها موجودند، خوشبختانه باعث میشود که شعلههای خصمانه قومی و زبانی از بین برود.
کاش میشد همگی کاندیداها، بشردوست را الگو قرار میدادند و تیم کامپاین تبلیغاتیاش را از اقوام دیگر انتخاب میکردند. و برای کامپاین به محلات اقوام مختلف کشور سفر میکردند!
به امید آینده بهتر و درخشان برای تمام مردم شریف و دوستداشتنی افغانستان عزیز!
