قضیهء علت سقوط هواپیمای کام ایر تا هنوز لاینحل مانده است. عظمت پروپاگند مقامات دولت و به دنبال آن رادیوها آنقدر زیاد بود که حقیقت اصل قضیه پوشانیده شد. معلوم نیست که چه دستی در پشت این قضیه دخیل بوده است. همین دیشب از یکی از صاحب منصبان سابق، که فعلا در سرحدات مرزی ایفای وظیفه می کند حرفهای شنیدم که باعث شگفتی ام شد. او می گفت: در یک جلسهء خصوصیی که جنرالان سرحدی دایر کرده بود یکی از جنرالان میدان هوایی حضور داشت که در مورد نحوه فرود آمدن و نشست طیاره سخن میگفت. او اینطور توضیح میداد که به محض ورود هواپیما در آسمان کابل، اختیار از دست خلبان رفته به دست برج مراقبتی رادار می افتد. بدینگونه که اول ارتفاع و درجه ثابت هواپیما توسط برج مراقبتی گرفته شده به خلبان سپرده میشود و برایش تذکر داده میشود که فاصله شرقی و غربی ات با کوه فلان این قدر است و درجه چرخش به این میزان، اوج و فرود هم به این اندازه. حتی در بعضی مواقع به علت نادرستی وضعیت هوا و غلیظ بودن مه، طیاره مجبور است بیشتر بچرخد تا از ارتفاعش کاسته شود و تا خطوط میدانهوای رویت شود. مثلا هنگام شب، کنترول طیاره در لحظه فرود آمدن، هرگز به دست خلبان نیست چون او قادر به درک طول البلد و عرض البلدی که بتواند فاصله طیاره با کوهها و تپهها را تعیین کند نمیباشد و حتی قادر به دیدن خطوط روشنِ میدان هوایی نیست چه برسد به کوهها و تپهها. او مجبور است فقط به فرمان و راهنماییهای برج مراقبتی رادار گوش بسپارد تا قدم به قدم از ارتفاعش کاسته نشست کند. و اگر هم امکان پایین شدن را نداشته باشد در همان لحظه برج مراقتبی مجبور است با یکی از میدانهوای داخلی و یا کشور همسایه تماس گرفته و آنها را در جریان بگذارند. همزمان برج مراقبتی کوشش میکند تا ارتفاع کاسته شده را جبران نموده و به خلبان اطمنان دهد تا مسیرش را به هدف داده شده ادامه دهد. همین طور در لحظهء بلند شدن از زمین و ارتفاع گرفتن تا زمانیکه ارتفاعش را کامل نکرده فرمان به دست برج مراقبتی میباشد.
پس بنا به گفتهای این صاحب منصب، نتیجه این میشود که خلبان طیاره کامایر کنترولش را به برج مراقبتی میدانهوایی خوجه رواش که در کنترول نیروهای آمریکایی می باشد سپرده بوده که نه تنها نیروهای آمریکایی مسئولاند بلکه مقامات دولت و در راس آن وزیر هوانوردی و ترانسپورت مسئول این فاجعه دلخراش هستند که در برابر ملت باید جوابگو باشند.
چرا نیروهای آمریکایی روز اول گفت ما اجازه فرود به میدان هوایی بگرام را دادیم و بعد از دو روز که سر و صداهای زیاد برخواست دو باره تکذیب کرد؟
همین امروز سر وقت است مردم باید جدا از کرزی بخواهند که علت سقوط هواپیما را معلوم کند اگر نی باید هر روز بلاوقفه تظاهرات راه بیاندازند و خواستار نتیجه کارشناسان در مورد سقوط طیاره کام ایر شوند تا اینگونه واقعه دو باره تکرار نشود! و آمریکا هم باید بفهمند که این نوع بزبازیهایش در افغانستان نمیچلد.
گمانزنیها همچنان ادامه دارد مثلا بعضیها گفته اند احتمال دارد بر اثر تعلل زیاد در چرخیدن طیاره از طرف برج مراقبتی خوجه رواش، خلبان روسی به خشم آمده و جر و بحث عادی منجر به دو و دشنام شده باشد که امکان دارد کانگسترهای آمریکایی عمدا مانع پاین شدن طیاره شده باشند. از آنجاییکه آمریکاییها پرخاشجوترین مردم هستند امکان دارد به خلبان روسی دشنام و توهین کرده باشد. که این عمل به رگ غیرت خلبان روسی برخورده باشد و یک دفعه اشترینگ زده راهش به کوه چپری کج کرده است. دلیل پنهان نمودن قضیه جعبهء سیا هم همین موضوع است که مقامات دولت بیعرضه افغان از توضیح این قضیه سرباز میزنند. روزهای اول گلونشان را پاره میکردند که با میدان هوایی پیشاور تماس گرفته اند. دو روز بعد مقامات هوانوردی پاکستان ادعای مقامات افغان را بی اساس و دروغ خواند. جای شرم نیست؟؟ افغانها باید بشرمند با اینگونه رسواییهای شان. شرم برباد بر چنین دولت!
ننگ باد بر مطبوعات و رسانهها که خاموش نشسته اند!
آخیر این ملت مظلوم و درد دیدهء افغان را به کجا میبرند؟
بهتر نبود نوکر روس میبودیم تا آله دست آمریکا؟
بهتر نبود دوباره دست به دامن روسیه میشدیم و طلب استغفار میکردیم و توبه میکردیم؟
آخ که اینقدر زود بیغیرت شدیم!
یک ما بیشتر از سقوط هواپیمای کامایر میگذرد، تاهنوز ۷۵ جسد از زیر برف بیرون آورده شده است. من نمیدانم آقایان مسئول، چرا این قدر مجبوراند دست به این همه تناقضگوییها به گمراه کردن اذهان عمومی بزنند تا کسی از فجایع آنها بیخبر بمانند. همین دیروز بود که جنرال ظاهر عظیمی سخنگوی وزیر دفاع از خرابی اجساد و انفجار هواپیما حرف میزد و میگفت که اجساد قابل شناسای نیستند و کاملا متلاشی شدهاند.
بعضیها اینطور اظهار میکنند که حرف ظاهر عظیمی آدم را به شک میاندازد که هیچ شکی نیست نیروهای آمریکایی به طیاره روسی شیلیک کرده باشد. ناگفته نماند این ظن و گمان در بعضی از صاحبنظران هم وجود دارد.
از طرف دیگر، منابعی هم ذکر کرده اند که علت سقوط طیاره، پرواز در ارتفاع پایین بوده است که در مرحله اول بال راست طیاره به کوه برخورد کرده و بعد تکه پارچه شده است و افزوده اند که اگر با سینهاش برخورد می کرد بدون شک آتش میگرفت. و گفته اند که بعضی از سرنشینان هواپیما تا دو روز زنده بوده اند، تاخیر و تعلل در جهت پیدا نمودن لاشه هواپیما هم این بوده است که آمریکاییان نمیخواستند سند رسوایشان به دست بیاید. بعد از یک هفته وقتی مطمئین شدند که سرنشینان زنده، مرده اند شروع به جستجو و ردیابی طیارهء مذکور نمودند.
گفته میشود این دومین طیارهی است که کوه چپری به خود کشیده است که در سالها قبل طیاره دیگری نیز به این کوه سر فرو برده است.
گفته میشود هر طیاره دارای دو تا جعبه سیاه می باشد که یکی مختص به مشکلات فنی تخنیکی می باشد و دیگری برای ثبت محاوره خلبان با برج مراقبتی رادار. ظاهرا هر دو جعبه سیاه را یافته اند ولی جعبه اصلی به کاخ سفید فرستاده شده است تا معلوم شود اربانان چه مصلحی را در این امر میدانند.
شگفتی اینجاست که این نه مربوط به دولت افغانستان می شود و نه به نیروهای آمریکایی بلکه شرکت کامایر خود مسئول هست تا به کمک کارشناسان خود شرکت، جعبه سیاه را کشف کرده و به مردم پاسخ بگویند نه کارشناسان آمریکایی. برفرض انکه شرکت کامایر فاقد کارشناس تخنیکی باشد پس افغانها که هستند اگر آنقدر تخنیکی هم نباشند شاید قادر به بیرون آوردن جعبه سیاه باشند. آخیر غیر از کارشناسان آمریکایی کسی دماغ تشخیص این کار را ندارد؟ راستی از یادم رفت که بگویم جعبهء سیاه کارشناسی و کالبدشناسی نیاز ندارد چون او یک جعبهء ضد آب و آتش است که دارای کسیت مخصوصی برای ثبت مکالمهء خلبان و برج مراقبتی رادار اختصاص یافته است.
جالب اینجاست که اکثر مقامات دولت از ظاهر شدن در برابر پرسش خبرنگاران و روزنامه نگاران خودداری میکنند و اگر هم حاضر میشوند مانند ظاهر عظیمی خشمگینانه پاسخ میگویند که شما دو پایه ده موزه کده از ما هردم میپرسید که جعبه سیا چه شد! بمانید که آمریکا تحقیقش را به سر برساند!. این هم یک سخنگوی وزیر دفاع ما.
و جالبتر هم این است که این روزها دیگر هیچ خبری از جعبه سیاه و علت سقوط هواپیما نیست. گو اینکه پنجاه سال است در این کشور اتفاقی رخ نداده است!!!!
