نکته: این برنامه برای رادیو زمانه ساخته شده بود اما به دلیل طولانی بودنش از نشر بازماند و خواستم اینجا نشرش کنم گرچه یازدهم سپتامبر گذشت اما گپها هنوزم جدی است. این شما و برنامه پادکست من:
قبلا پادکستی به زبان انگلیسی ساختم در وبلاگ انگليسیام. آن برنامه گفتگویی است با یک تن از روزنامهنگاران آمریکایی بنام Jeffery Stern در کابل.
powered by ODEO

اگر پلاگین این پلیر را در کامپیوتر تان نداشتید، شما میتوانید این برنامه را مستقیما از اینجا دانلود کنید.
شش سال از حادثه يازدهم سپتامبر مىگذرد و در چنين روزى حملات تروريستى كه مركز آن عمدتا در افغانستان بود صورت گرفت. يازدهم سپتامبر سرنوشت سازترين روز براى افغانستان به حساب مىآيد. در اين حادثه بيش از سه هزار نفر جان شان را از دست دادند و خسارات زيادى را به دولت ايالات متحده آمريكا وارد كرد. حادثهاى كه تمام معاملات و بندبازىها برهم زد و صفحه تاريخ را از نو ورق زد. تشكيلات جديدى بنام جنگ عليه تروريزم و تغيير حكومتهاى افغانستان و عراق نتيجه يازدهم سپتامبر دو هزار و يك است.
بعد از يازدهم سپتامبر، جورج بوش رئيس جمهور آمريكا با ارائه طرح جنگ بر ضد تروريزم، قول داد پديده تروريزم را از دنيا ريشه كن كند و امنيت را براى ساكنين كرهى خاكى به ارمغان بياورد. حادثه يازدهم سپتامبر براى افغانها از اهميت زيادى برخوردار است. اگر يازدهم سپتامبر اتفاق نمىافتاد شايد امروز افغانستان در چنگ وحشىترين رژيم دست و پا مىزد و خيلى از مناطق آن هم شايد خالى از سكنه مىشد.
در اين مورد نظرات يكى از نويسندگان و كارشناسان مسايل فرهنگى و سياسى افغانستان على اميرى را مىشنويم. بيشتر در مورد يازدهم سپتامبر و تاثر آن بر تحقق دموكراسى در افغانستان و موانعى كه فراروى تحقق دموكراسى وجود دارد را به بحث مىگيريم.
در ابتدا از آقاى اميرى پرسيدم، در يازدهم سپتامبر كجا بوده و اين حادثه مستقيما چه تأثرى بر زندگى او گذاشته و حالا كه افغانستان برگشته چه فكر ميكنه آيا احساس امنيت ميكنه.
حادثه يازدهم سپتامبر يك تاثر مستقيم روى افراد داشت. آنها افرادى بودند كه در اصل وقوع حادثه نزديك بودند و يا به نحوى دست اندركار حادثه بودند و يا آنهايى بودند كه كسانى نزديك خود را از دست دادند. به اين معنى تاثر خاصى روى من نداشت. ولى يك پيامد جهانى داشت كه نظم جهان را دچار يك دگرديسى كرد، ساختار روابط بينالملل را زير سوال برد، مناسبات حاكم بر روابط بينالمللى را در واقع سر از نو واقع ساخت. و در نتيجه جهان متوجه شد كه نظم سياسى كلاسيك حاكم بر جهان جواب پس نمىدهد و بنابر اين بايد كانونهاى بحران را شناسايى كرد و منابع تازه براى خطر پيدا شده است، اگر اين چيزها را در نظر بگيريم، تاثر جهانى داشته است يازدهم سپتامبر، از اين جهت، روى افغانستان و زندگى افراد و اشخاص مثل من هم تاثر خاصى خود را داشته است.
بعد از يازدهم سپتامبر جامعه جهانى و در رأس آن آمريكا توجه چشمگيرى روى افغانستان داشتند و وعدههاى زيادى هم دادند. اما حالا شش سال از اين حادثه مىگذرد و خيلىها براين باورند كه جامعه جهانى به وعدههاى شان وفا نكردهاند و حتى امروز امنيت نسبى هم حاكم نيست. در اين مورد اميرى مىگويد:
شايد حق با شما باشد ولى قضيه پيچيدهتر از آن است. هنوز تمام عواقب و پيامدهاى حادثه مورد بررسى قرار نگرفته است و مواضع كه حادثه در آن مواضع تأثر خود را منعكس مىكرد هم هنوز به حدى كافى روشن نيست. بطور مثال مستقيما حادثه يازدهم سپتامبر روى عراق و افغانستان تأثر مستقيم داشته است. روى سياستهاى منطقوى برخى كشورهاى منطقه كه نسبتهاى نزديكترى با القاعده دارند هم تأثر داشته ولى حادثه تنها يك پيامد خاص در يك كشور خاص نداشته است، اين آغاز كار است. يعنى نشان مىدهد كه در مناسبات بينالمللى ما با يك پديده جديد بنام تروريزم مواجه هستيم. اما اينكه جنگ با تروريزم چگونه به سر مىرسد، نيروهاى مبارزه با تروريزم مثلا قواى ايتلاف و نيرهايى ايالات متحده آمريكا يك بحث جداگانه است. اينكه ما در طى اين چهار پنج سال منتظير نتايج فورى باشيم و يا ريشهكن شدن شر از جهان باشيم، فراموش نكنيم كه رئيس جمهور بوش اين را جنگ خير و شر لقب داده بود. جنگ خير و شر در طى پنج سال ختم نميشود در نتيجه خيلى نمىشود گفت كه تأثرش منفى بوده و يا مثبت و يا ما مثلا در جنگ با تروريزم چقدر پيروز و يا ناكام بوديم. اينها اصلا بحث اصلى نيست. بحث اصلى اين است كه فعلا در مناسبات بينالمللى ما با يك نيروى جديد در حال جنگ هستيم. اين نيروى جديد تروريزم است. ولى اين گپ كه حتما قواى ايتلاف شكست خورده است و يا بعد از چند سال ما ناكام مانديم - يك تحليل نوميدانه و بدبينانه است ما نبايد تن به تحليلهاى نوميدانه و بدبينانه بدهيم. اين نشان مىدهد كه ما عمق استراتيژيك قضيه را خيلى درك نكرديم. تا آنجا كه به افغانستان مربوط مىشود، من نظرم اين است كه هم شيوه و عملكرد نيروهاى ايتلاف را در داخل افغانستان مورد ارزيابى قرار بدهيم كه اينها با چه ميكانيزم عمل مىكنند و پروسه دموكراتيزسيون را در اينجا تطبيق مىكند و هم به فرهنگ افغانستان و گروههاى فشارى كه اينجا وجود دارد كه از حضور جامعه بينالمللى سوء استفاده مىكنند به سود اهداف و نيتهاى خاصى خود شان اين ها را در نظر بگيريم ـ حق با شماست. قواى ايتلاف امكانات شان در افغانستان يك مقدارى هدر رفته ولى هنوزم زود است كه ما اعلان بكنيم كه در جنگ با تروريزم شكست خورديم و يا مثلا پروسه دموكراسى در افغانستان سبوتاژ شده، تخريب شده، ناامنى روز به روز بيشتر ميشود. در قضايايى تامين امنيت، نيروهاى خارجى و دولتى برآمده از دل رخداد يازدهم سپتامبر، اينها همه ناكامند، هنوز زود است كه به اين نتايج برسيم.
از آقاى اميرى در مورد دموكراسى پرسيدم. دموكراسى ايكه يازدهم سپتامبر آن را براى افغانستان به ارمغان آورد. گرچه هنوز زود است ما به قضاوت بنشينيم و بگويم همه چيز شكست خورده و دموكراسى تحقق نيافته است. اما سرنوشت دموكراسى چه ميشه و آيا فضايى براى تحقق دموكراسى وجود داره. دموكراسى چقدر در آوردن امنيت در افغانستان موثر بوده.
ببينيد اين سوال چند وجه پيدا ميكند. يكى اين است كه بعد از يازدهم سپتامبر دموكراسىهاى موجود به چه سرنوشتى مبتلا ميشود. فضاى براى تحقق دموكراسى وجود دارد ـ دموكراسى تحقق پيدا كرده است. يك نظامى است كه از قرن نزده به اين طرف يك مدل سياسى بوده كه پيوسته رو به گسترش بوده و رو به افزايش بوده است. مبارزات ملتها نشان داده است كه آنها براى دموكراسى بصورت جدى مبارزه مى كردند. پس بنابراين دموكراسى هم فضا دارد، هم جاه دارد و هم حتى تحقق پيدا كرده است. منتها يازده هم سپتامبر يك سوال را پيش مىآورد وقتى ما در دموكراتيكترين كشور دنيا با يك ضربه فنى بسيار غافلگيركننده مواجه مىشويم، آيا نظامهاى دموكراتيك كه مبتنى است بر آزادىها مدنى و اتباع و رعاياى كشورها، اينها مىتوانند كه جواب پس بدهند به حيث يك نظام سياسى مطلوب و كارآمد و در آينده هم باقى بمانند يا اينكه در اثر تهديدهاى كه وجود دارد از جمله تهديد تروريستى، اين نظامها سختگيرىهاى بيشترى بكنند، آزادىهاى مدنى را بيشتر بكنند، سوال اصلى اين است. من فكر مىكنم كه حادثه يازدهم سپتامبر تأثر بسيار جدى روى دموكراسى گذاشته و يك آزمون و چالش جدى براى دموكراسى است. دموكراسى هم بايد اثبات بكند كه معهد است به رعايت حقوق شهروندان و هم مىتواند كه از امنيت آنها حمايت و صيانت بكند. اگر دموكراسى تنها حقوق و آزادىها مدنى را رعايت كند و در عرصه تامين امنيت ناكام باشد بدهى است كه به حيث يك نظام ناكارآمد دچار چالشهاى بسيار جدى شود و در نتيجه ما شاهد بروز اشكال مختلف از تماميتخواهى سياسى باشيم. رشد گروههاى راستگرا در اروپا خود يك معنى اش اين است كه دموكراسى در تامين امينت و تامين معيشت چندان موفق نبوده است. ولى بهرحال اين يك چيز جدى هست ـ ما بايد ببينيم كه فرجام آن به كجا مىرسد، نظامهاى دموكراتيك چگونه خود را با شرايط جديد عيار مىكند كه هم بتواند آزادىهاى مدنى از آنجا رعايت شود و هم از امنيت جانى و مالى مردم حراست به عمل بيايد. اين يك بحثى است كه فعلا در جريان است و سرنوشتش روشن نيست اما شما اشاره كرديد كه آيا فضايى براى تحقق دموكراسى وجود دارد شايد به حوزههاى پيرامونى اشاره داشته باشيد نظير عراق، افغانستان و خاور ميانه. براى استراتيژيستهاى آمريكايى و غربى يك مسئله بسيار روشن است. و آن اينكه حمايت از نظامها دكتاتورى و مستبد و تكحزبى در آسيا، افريقا، خاور ميانه حتى آمريكاى لاتين كه سياست كلاسيك آمريكا بود، اين سياست محكوم به شكست است و ديگر اينكه بسيار پرهزينه است. بايد آمريكا از راه سيستمسازى، ايجاد سيستم مدل آمريكا، ايجاد سيستمهاى دموكراتيك به مشكل ناامنى، خطر و تروريزم فايق بيايد. پس بنابراين من فكر مىكنم كه يازده سپتامبر از يك جهت چالشى است براى دموكراسى ولى از طرف ديگر فرصتى است براى تشديد فرايند دموكراتيزسيون. من فكر مىكنم فرصت خوبى است كه جهان به اين نتيجه برسد كه در واقع هم رسيده كه تنها مىتوان از طريق اعاده حقوق ملتها و احترام به خاص و اراده ملتهاى مختلف امنيت جهانى را تأمين كرد. اينكه ما بخواهيم از طريق باج دادن به دكتاتورها و جنرال پينوشه در شيلى، صدام حسين در عراق، جنرالها در پاكستان و جاهايى ديگر بخواهيم يك امنيت نسبى را جور كنيم اين خيلى پرهزينه شده است. من فكر مىكنم بعد از يازدهم سپتامبر، در حوزههاى پيرامونى در كشورهاى منطقه، در مناطق غير دموكراتيك جهان يك روند از دموكراتيزسيون و تحقق دموكراسى شروع شده است و اين فرصت خوبى است براى تحقق دموكراسى البته به شرط اينكه نيروهاى ايتلاف و مخصوصا ايالات متحده مسئولانه در صحنه عمل بكنند و اين فرايند را به خوبى مديريت كنند.
آقاى اميرى بنظر شما نيروهاى كه بعد از يازدهم سپتامبر براى آوردن دموكراسى به افغانستان آمدهاند چقدر در كارشان موفقند؟
هنوز زود است كه ما راجع به موفقيت آنها قضاوت بكنيم. هنوز اينها در حال مبارزه هستند ولى طى همين چند سال بعد از حادثه يازده سپتامبر كه ما در كشور خود شاهد حضور نيروهاى خارجى هستيم، نيروهاى بينالمللى به رهبرى ايالات متحده - ما انحرافاتى را در شيوه مبارزه اينها مىبينيم كه قسما متاثر از گروههاى فشار داخلى هستند، قسما ناشى از عدم آشنايى با فرهنگ سياسى ـ استبدادى از اين كشور هستند و شايد هم در بعضى موارد آدم احساس مىكند كه اراده سياسى لازم براى مبارزه با تروريزم و تحقق دموكراسى وجود نداشته باشد بخاطر كه هزينهها خيلى بالا بوده است ولى دستآوردها خيلى اندك. ولى ما باز هم چانس بدهيم و فرصت بدهيم، دموكراسى افغانى از خلال همينگونه تضادها، تقابلها و تنشهاى كه فعلا در افغانستان در جريان است متولد خواهد شد. من نااميد نيستم كه جريان دموكراتيك با يك توانايى خاص و سازگار با محيط و زادگاه بومى خود در افغانستان حتما شكل بگيرد.
افغانستان يكى از كانونهاى بحران و خط مبارزه با تروريزم است. جايى است كه پروسه دموكراتيزسيون باالفعل در آن در حال جريان است. با اين وضعيت موانع دموكراسى هم بايد بالا باشد. موانع دموكراسى در هر منطقه و در هر كشور به تناسب فرهنگ حاكم بر آن كشور، ذهنيت سياسى حاكم بر آن كشور و معلومات و اطلاعات و سطح فكرى هر جامعه متفاوت هست. از آقاى اميرى پرسيدم، موانع دموكراسى بعد از يازدهم سپتامبر را چگونه ارزيابى مىكند.
اين موانع بر مىگرده به نبود نيروى انسانى كافى، نبود معلومات كافى راجع به دموكراسى و سازكار يك نظام دموكراتيك، فرهنگ استبداد قبيلوى كه ريشههاى بسيار عميق در ذهن و نهاد مردم و احزاب سياسى فعال وجود ندارد. احزاب سياسى فعال خيلى براى ايجاد فرهنگ سياسى رقابت و مشاركت بسيار جدى است. فرهنگ مشاركت وجود ندارد و از همه گذشته قدرت مانور اقتصادى گروههاى سياسى هم بسيار پاين است، اقتصادى غيرصنعتى و پسمانده، جمعيتى روستايى كه هفتاد فىصد را شكل مىدهد، تا اواخر به حكومت رسيدن مجاهدين جمعيت شهرى ما ٪۳۰ درصد نمىشد يعنى بيشتر از هفتاد درصد از جمعيت ما روستانشين و دهنشين بود. اينها مجموعه عواملى هستند كه تحقق دموكراسى را در كشور مثل افغانستان بسيار دشوار ميسازد. همانطور كه گفتم در حوزههاى پيرامونى كه غيردموكراتيك هست، دموكراسى موانع واحد و يكسانى ندارد بلكه ما با فاكتهاى مختلف و گوناگون موجه هستيم. در افغانستان كه اشاره كردم اينها عمده فاكتهاى هستند كه تحقق دموكراسى را به تعويق انداخته و يا به تأخير انداخته است. خوب است كه من اشاره بكنم در فرايند دموكراتيزسيون كه توسط قواى بينالمللى ايتلاف پيش برده مىشود به جوانب فرهنگى توجه بسيار خاص شود. و با مطالعات موردى و مردمشناختى بايد در كنار نظاميان و سياستمداران لشكرى از فرهنگيان و فعالين و روشنفكران ما بيايند اين موانع را ريشهيابى بكنند و با شناسايى اينها راههاى عبور از موانع را به جستجو بنشينند.
این برنامه را در اینجا بشنوید
سلام
قربان لطف و محبت های بی پایان شما.
عکس ها را نه به من و نه به اسد روان داشتی، پاسخی هم که ننوشته ای که مانعی هست یا نه. به هر روی من منتظرم.
تشکر و سپاس
بدرود
سلام نسیم فکرت عزیز
ممنون از زحمت تان. مصاحبه ی خوبی بود.
اگر محذوریت و یا ممنوعیتی نیست، می خواستم لطف نمایید و عکس های امیری عزیز را برای من هم روانه نمایید.
کامیاب باشید....
dost salam, az een kar ha baz ham anjam bedeh , omedwaram ke beshtar wa behtar nateja bedehad ok khoda jan yarat ya hoo
tareq
فعاليتهاي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در افغانستان با ابلاغ قانون موافقتنامه فرهنگي، علمي و آموزشي بين دو دولت از سوي رييسجمهور، گسترش مييابد.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) دكتر احمدينژاد رييس جمهور قانون موافقتنامه فرهنگي ،علمي و آموزشي بين دولت جمهوري اسلامي ايران و دولت افغانستان را كه مشتمل بر يك مقدمه و چهارده ماده به تصويب مجلس شوراي اسلامي و تاييد شوراي نگهبان رسيده و اجازه مبادله اسناد آن به دولت داده شده است را براي اجرا به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ابلاغ كرد.
در چارچوب اين موافقتنامه هر دو طرف تسهيلات لازم را جهت شناساندن فرهنگ و هنر طرف ديگر به مردم كشور خود و نيز احياي فرهنگي و هنر اسلامي فراهم ميكنند. به اين منظور اقداماتي از قبيل مبادله كتب، نشريات، عكس و اسلايد و فيلم و ميكروفيلم در زمينههاي علمي، آموزشي، مردمشناسي، معماري، هنرهاي سنتي، تاريخي و تبادل تجربيات و اطلاعات و كارشناس در زمينه ميراث فرهنگي، گنجاندن اطلاعات مفيد و صحيح درباره فرهنگ، تاريخ و جغرافياي طرف ديگردر كتابهاي درسي خود، ايجاد تسهيلات براي بازديد علما، دانشمندان، پژوهشگران و اعضاي انجمنهاي فرهنگي و سازمانهاي جوانان دو كشور از اماكن و مراكز فرهنگي و تاريخي دو كشور، تشكيل نمايشگاههاي كتاب، هنرهاي ملي، سنتي، اسلامي و آثار علمي، ادبي و تاريخي دو كشور، مبادله برنامههاي راديويي و تلويزيوني، مبادله هنرمندان و گروههاي هنري، تشويق و ترغيب ادبا، شعرا و هنرمندان به معرفي اوضاع كشور مقابل در قالب تاليف و ايجاد آثارفرهنگي و همكاري بين كتابخانهها و مراكز اسناد ملي دو كشور از سوي طرفين صورت خواهد گرفت.
حمايت از تشكيل موسسات فرهنگي و آموزشي از جمله مدرسه، موسسات علمي، تحقيقاتي، هنري، كتابخانهها و مراكز دائمي عرضه كتاب، انجمنها و خانههاي فرهنگ، و تشويق گسترش زبان و ادبيات فارسي از طريق همكاري نزديك بين دانشگاهها و موسسات و سازمانهاي فرهنگي، علمي ،آموزشي و ادبي، حمايت از مبادله استادان دانشگاه، دانشمندان، محققان، علما و معلمان و نيز دانشجو و محصل، ازجمله توافقات صورت گرفته است.
اعطاي بورسهاي تحصيلي، علمي و ادبي، مبارزه مشترك با بيسوادي،ارزشيابي مدارك تحصيلي صادره در هريك از دو كشور، تسهيل همكاري بين راديو وتلويزيون و موسسات خبري و مطبوعاتي و سينمايي، تشويق همكاري بين سازمانهاي ورزشي و تبادل مربي هم از ديگر اقداماتي است كه صورت خواهد پذيرفت.
دولتهاي ايران و افغانستان جهانگردي و بازديد از اماكن مذهبي و تاريخي دو كشور را مورد تشويق قرار خواهند داد و در زمينه توسعه مسائل زيربنايي جهانگردي از قبيل آموزش نيروي انساني، ساخت هتل و نيز تبادل آمار و اطلاعات تحقيقي و آموزش جهانگردي با يكديگر همكاري خواهند كرد
سعید عزیز، غیر از صدای علی امیری آن دو صدا دیگر نیز از من است. یکش کمکی پخش ثبت شده و دیگری کمکی بلندتر. مشکل در قسمت ثبت صدا است.
اسد عزیز سلام! یادم است آن بعد از ظهری که برش زنگ زده بودی من و او در چهار راه پل سرخ باهم ایستاد بودیم و در حال گفتگو بودیم که و چه را میره کی میره و کی پس میایه. امیری نمونه صداقت و بیرنگی است و به همان اندازه برای من عزیز است. من دو سه تصویر ازش دارم آدرست را به من بتی برت بفرستم/// شاد باشی
آشنا بیند صدای آشنا/ آری آری جان فدای آشنا. نسیم گرامی سلام! امروز بعد از یک خستگی و سرگردانی عظیم به انترنت می ایم و به وبلاگ شما سر می زنم و می بینم گفتگوی داشته اید با علی امیری. دلم برای ان ادم چقدر تنگ شده است، عکسش را می بینم، هیچ تغییری نکرده است. همان سادگی، همان نگاه نافذ و همان پیراهن قدیمی و ساعت "پلاستیکی". خنده ام می گیرد، از این همه ثبات، می خواهم با تصویرش سخن بگویم، اما چه ساکت است این تصویر، انگار در تاکستان رستگاری سکوت مست حقیقت است. خب، هر کجا هست، این یار عزیز، خدایا به سلامت دارش! خب هرچه بود امروز یک "نسیم" ملایم از وبلاگت در دل خسته ام گرفت و اکنون با "فکرت" تازه خویشتن را لحظه ای از "عذاب الیم" این کلان شهر پلید رها می سازم. وجودت روشن باد!
من ازمقالات آقاي اميري هميشه خوشم ميايد واميدوارم يك روز ازنزديك باايشان آشنا شوم
سلام
چند صدا است. غیر از امیری دو صدا به گوش می رسد، کدامش شما استید؟
خوش باشید.
سلام خوب بود زمان و مکان مصاحبه را نیز می نوشتید.
موفق باشید.
سيما سمر در ليست صد زن از قدرتمندترين زنان جهان. اين بانو افتخار بزرگي است براي افغانستان و مردم افغانستان
