فصلنامه وزين خط سوم، شماره ۸ و ۹ به دست روشنفکران و فرهنگيان داخل افغانستان رسيد. اين خبر همزمان خبر خوشِ ديگری را هم با خود دارد. آن خبر اينکه، چندی است محقق و نويسنده توانمند محمد جواد خاوری به کابل آمده است. گرچه در اين کوير سترون و آشفته بازار، اينگونه مژدهها خريدار ندارد اما باز هم ما ورود اين ارجمند را گرامی ميداريم..jpg)
از آنجايی که منی حقير ( از بسکه از خودم بدم آمده است و دقيقا همين لحظه سراپا بر خودم عصبانیام به خودم نهيب زدم که در شمار حقير هم نمیيايم) سراسر در بیتکليفی و بیبرنامگی (مثلا باور میکنيد روز جمعه فوتبال کردم، چهار روز بعد آن که امروز باشد متوجه شدم که شورت فوتبال هنوزم در جانم است) بیحد و حصری تشريف دارم بعد از سه هفته که برای ديدن آقای خاوری عزيز امروز و فردا میکردم، سرانجام ديشب اين بزرگوار را زيارت کردم. آنهم در وضعيتی که آقای خاوری زکام بود و چنان در پتو و کلاههای رنگ رنگ پيچيده بود که تا صدايش را نکشيد من توان تشخيص دادن را نداشتم.
قرار بود که من مخاطب باشم نه متکلم وحده لاشريک له، اما شب گذشته به قدر گبرانی کردم که سرانجام چندين بار از ايشان عذرخواهی کردم. البته فرصتی هم نبود که بنيشينيم و سر صحبت را بگشايم. در خلال صحبتها، از برنامه آقای جوادی خاوری جويا شدم. آقای خاوری مشغول تحقيق و جمعآوری مطالب شماره آينده فصلنامه خط سوم در کابل هست. البته شماره که بعد از آخرين شماره چاپ شده ۸ و ۹ باشد نه، بلکه بعدتر آن. مدير مسئول خط سوم آقای خاوری تا يک ماه ديگر در کابل خواهد بود.
آخرين شماره خط سوم را از مغازه انتشارات عرفان واقع شهر شهر نو، روبروی قبرستان مسحيان، بدست آورده میتوانيد.
در يادداشت بعدی، در باره آخرین شماره خط سوم، بیشتر خواهم نوشت. تا آنوقت یا آهوووووو!
سلام با آرزوی موفقیت برای شما
May lord keep Hazara Mongols of Afghanistan united.
سهرابجان سلام ! امیدوارم همیشه شاد باشی.
جناب نوری سلام. فکر میکنم بهتر خواهد بود خود شما مستقیما با آنها در تماس شوید. البته اگر آقای شریعتی در افغانستان بیاید که حتما در چند هفته دیگر میآید من این موضوع را با آنها در میان میگذارم.
شاد باشید
چند تصوير از رهبرانِ هزارههاي اهلسُنت: hunturk-hazara.blogfa.com
سهراب جان گرامي. از الطافت روزي روزگاري به قدري كه ارزش اين همه را داشته باشد تشكر خواهم كرد. حال خواستم ببيني اگر اين دوستان در نشر عرفان جناب شريعتي تمايل به نشر اين رمان در كابل دارند بفرما كه به اين بنده نامه بنويسند. تشكر
اي قهرما كاغذي روزنامهها
اي آدم دو پا
به ياد بياور
زماني كه چهارپا داشتي
و مهربان تر بودي
سلام. سلام به كاكاي بيمزه شيرن شور شاد شيطان شلوغ كار بد اخلاق دوست داشتنيام. جور استي كاكا جان؟
بسيار دلتنگ بودم و و بالكل گمان داشتم كه بردهاي ام از ياد. و چه خوب كردي كه خبر زنده گي ات را برايم از پاميرستان افسانوي ات فرستادي
و دلتنگ شبهاي كابل شدم و آن قصه شمع و چاي سبز و فلاكس سوخته و روغن زرد صبحانه و فوتبال گاهگاه جمعهها. برايم رويا شدهاند ان روزها.
و من ماندهام هنوز اسير اين روزهاي سرگردان آرام و بيآرامش.
جاي مرا خالي داشته باش در پاميرستان. باشد تا روزي كه با هم تمام سرزمين عجيبمان را چكر بزنيم، پاي لوچ ( يادت كه نرفته قولمان )
گاهگاهي به ياد من باش
برادر ار جمندم سهراب جان به سلامت باشيد . از تذکر به جا ي تان تشکر .
خدمت نگاريده شود که بنده اصل آدرس سايت شما را با تمام مخلفاتش آماده کرده بودم وفکر مي کردم هنگام کپي کردن روي صفحه ، کامل کپي مي شود که براي خوانندگان به آساني قابل دسترسي باشد. اما در موقع انجام کار نهايي انترنت قطع شد وخود رفتم مسافرت . بعداً پسرم کار را به قول شما ناقص تمام کرده که جبران مي شود.
تذکر پاياني اين که ناراحتي ات را کاملاً درگ مي کنم واز پيام خشم آلود تان هم سپاسگزارم.
سلام
من هميشه از خوانن نوشته هاي شما لذت مي برم.نثر سليس و روان شما خيلي خوب است.هيج وقت نوشته هاي اين چنيني را نمي خواندم. اما نثر شما عالي است.موفق باشيد
بيادر آخر كار دست خودمان داديم مهرباني لالا
سهراب گلم سلام . خواندم استفاده نمودم اما به داستان فوتبالت
مرا خيلي خنده ام گرفت . زنده باشي بيادرگ !
واه واه سهراب. طوفان کدی بخدا. اینه امیتو بنویس
سلام ...جداي از خبرهايي كه گفتي من از نثرت لذت بردم ...شما فارسي را از ما شيرين تر و بهتر مي نويسي ...
