آرشیو ماهانه



آرشیو موضوعی
www.flickr.com
More of Sohrab Kabuli's photos
»
یک روز مانده به انتخابات

امروز سرک‌های کابل نسبت به روزهای گذشته آرام و خلوت به نظر میرسد. کراچی‌وانان و دست‌فروشان دوره‌گرد، حاشیه‌ سرک‌های شهر را ترک گفته‌اند و شهر در سکوت و انتظار فرو رفته است. از موتر‌های سیستم بالا و لندکروزرهای که کارمندان خارجی هر روز در سرک‌های کابل رژه میرفتند، خبری نیست. چند روز پیش به تمام کارمندان خارجی و موسسات بین‌المللی اطلاع داده شده بود که در روزهای انتخابات بنابر احتیاط واجب نباید در شهر گشت و گذار کنند.

اکثر دکانداران شهر، دکانهای شان را بسته‌اند. سرای‌شاهزاده و دکان‌های طلا فروشی از دیروزه بسته شده بودند. نیروهای پولیس امنیتی تمام چهار راه‌ها را زیر نظر گرفته‌اند. موترهای خطی به سختی یافت میشود ولی بس‌ها هنوزم رفت و آمد دارد. مردم با اضطراب و نگرانی جدی در شهر گشت و گذار میکنند. موترهای که نمبر پلیت و یا پلیت موقت دارند به سختی به آنها اجازه گشت داده شده است. اکثر چهار راه‌ها از امروز بسته شده است.

شهر کابل امروز حال و هوایی کاملا متفاوت در خود گرفته است. امروز دیگر بوق و کرنای دیروز نیست که آرامش شهر را به هم بزند و نه هم موترهای مملو از عکس‌های کاندیدا‌ها است که جلب توجه کند. کامپاین تبلیغاتی کاندیداها متوقف شده است و کاندیداها با اضطراب شدید، منتظیر روز موعودی است که به زودی فراخواهد رسید.

۲- در حال عبور از عقب شهرداری کابل بودم که نگاهم را یک تابلو بدین مضمون جلب کرد: "اینجانب محمد صدیق افغان علیه حاکمیت بی‌منطق‌سالار، عوام‌فریب و قانون‌شکن که مردم ما را به ستوه آورده اعتصاب غذائی مینمایم". چند قدم پیشتر رفتم، دیدم روی پارچه سیاه نوشته شده است " سازمان نام‌نهاد ملل متحد! آیا تاریخ بشریت به یاد دارد که سرک‌ها و پیاده‌رو‌های کدام کشور مستعمره مسدود گردیده باشد، به جز افغانستان؟". بنده حقیر سر در نیاوردم منظور این جناب چه بود. کنجکاوی‌ام بیشتر شد و به راهم به همان مسیر ادامه دادم. وارد پارک شدم، دیدم جمعیتی در اطراف خیمه‌ای کوچک گرد آمده‌اند و صدای از درون خیمه به گوش میرسد که میگوید "آمریکایی‌ها افغانستان را باید ترک کنند، ما به نیروهای آمریکایی ضرورت نداریم، قوت‌های بین‌المللی آیساف برای امنیت شهروندان افغانستان بسنده است". در دلم خندیدم و گفتم این آدم باید غیرنورمال باشد. به جمعیتی که در جلو خیمه در حال شنیدن صداهایی بودند و بعضی هم تبسم بر لب داشتند، من هم پیوستم. به سختی از درون جمعیت، فرد اعتصاب‌کننده را دیدم. دیدم در حال مصاحبه با یک خارجی است. اندک راهی به درون باز شد و من هم بدون فاصله دو سه قطعه عکس از فرد اعتصاب‌کننده گرفتم.
راهم را برگشتم، تابلوی دیگری در دم در خروجی توجهم را جلب کرد "انتخابات بدون استقلال مانند نماز خواندن بی‌وضو است" و در پایانش نوشته شده بود "ریاضی فلسفی". گیج ماندم و نفهمیدم که ریاضی‌فلسفی چگونه به این نتیجه عالی رسیده است.

شهر نو، مقابل سینماپارک از موتر پاین شدم و رفتم درون پارک به دیدن داکتر رمضان بشردوست. دیدم جمعیت زیاد است کمی صبر کردم، یکدفعه متوجه شدم که بر جمعیت افزوده میشود. بلافاصله درون خیمه شدم و با آقای بشردوست احوال پرسی کردم. دیدم مصروفیتش زیاد است من هم مزاحمش نشدم فقط دو سه قطعه عکس گرفتم. تمت
----------------------------------------------------------------------------

تاریخ آیینهء عبرت است،

به تاریخ نگاه کن،

به چهره‌ها بنگر،

به شعار‌ها گوش کن.
----------------------

پل خشک‌ (قسمتِ آخر برچی) از دوربین سهراب. عکس‌ها را در فوتو وبلاگم در اینجا ببینید. و یا به این لینک بروید به تگ مخصوص برچی. و یا به صورت اسلاید شو ببینید در اینجا. شما هم میتوانید پیشنهاد کنید جاهای را که میخواهید از دوربین سهراب ببینید. حال اینجا را ببینید:http://www.flickr.com/photos/sohrab_kabuli/44023177


-------------------------- » » » ● « « « « --------------------------