آرشیو ماهانه



آرشیو موضوعی
www.flickr.com
More of Sohrab Kabuli's photos
»
يادداشتی از شهر جلال آباد

امروز صبح که از خانه بیرون آمدم، خلق و خویم بهتر و مناسبتر از دیروز بود. شب قبل از اده جلال آباد احوال گرفتم که آیا راه باز است یا خیر؟ گفتند باز است.

خوش حال شدم و شب هم آرام به بستر رفتم. صبح ساعت 6 و نیم بجه بود آمدم اده. بعد از جنجال زیاد موافقت کردیم تا نفر چهار صد افغانی بپردازیم. سرنشینان موتر، چهار نفر بودیم که یک مرد میان سال در بغل دست راننده نشسته بود و من با یک زوج جوانی که مردش در کنار من نشسته بود و خانمش نزدیک به پنجره نشسته بود که ظاهرا از سر دردی رنج می برد و در مسیر راه هم سه بار دل بد شد و نزدیک بود که دل من هم از دل او تقلید کند. البته من یاد ندارم که روزی در موتر دل بد شده باشم.

وقتی پول چرخی رسیدم، دیدم راه باز است خوشحال شدم که به مقصدم می رسم.

چه راهِ پرپیج و خمی. عقل آدمی عاجز میشود که باور کند از سینه کوه راه موتر باشد آن هم راه موترهای تیلری. کوه ها را شکافته اند تا راه باز کنند تونل های درون به درون پرپیج و خم آنقدر زیاد است که سرگیجی به آدم، رخ می دهد. بيچاره خانم که پهلوی شوهرش نشسته بود چشمانش را پوشانیده بود که مبادا پایین اش را ببیند.

شاه راه کابل- جلال آباد در زمان صدارت داوود خان (خدایش بیامرزد) توسط روسها ساخته شده است که همزمان، شاه راه کابل- قندهار توسط آمریکاییها ساخته می شد. البته ساخت و ساز این دو شاه راهِ مهم در آن زمان از اهمیت خاصی برخوردار بود. آن زمان یک رقابت جدیی بین آمریکا و روسها وجود داشت که هرکدام با قدرت و نیروی زیاد کوشش می کردند تا خودش را به میدان قدرت، ظاهر بسازند.

متاسفانه این شاه راه بعد از سقوط دولت داکتر نجیب الله راهِ برای عبور و مرور تانک های چیندار مجاهدین شد. از پول چرخی تا دو راهی لغمان هیچ جایی سرک آباد نمانده است کاملا تخریب شده است. تاکسی ها وقتی در گرد و خاک گم می شوند مجبورند چراغ های شان را روشن کنند نه یک بار بلکه ده ها بار. با آنکه این شاه را یک شاه راهِ تجارتی مهم به حساب می آید ولی متاسفانه دولت افغانستان آنقدر بی باک است که فکری درستی برای اعمار سریع این شاه راه نکرده است. سرک کابل- قندهار در 9 ماه ساخته می شود ولی سرک کابل-جلال آباد سه سال است که در دست ساخت و ساز است. البته ناگفته نماند که اعمار این شاهراه را یک پروژهء چینی به عهده گرفته است که تا کنون 20 کیلومتر آن پخته کاری شده است. طول شاهراه کابل- جلال آباد 170 کیلو متر است.

بند نغلو رنگ آسمانی داشت چقدر رویایی بود. دوست داشتم شنا کنم، اما هوا خیلی سرد بود. کوهها پر از برف بود. مردم حکایت می کردند که بعد از بیست سال این اولین باری بوده است که در این منطقه برف باریده است. نارسیده به سربی تپه ای است که ظاهرا در زمان نجیب الله قرارگاه محافظین از بند نغلو بوده است. در زمان مجاهدین، شخصی بنام سگ زرداد در آن منطقه زندگی میکرد که هرکسی را می دید یک کف میزد و تکه گوشتی از باسن و یا جاهایی دیگر بدن انسان با دندانهایش جدا می کرد. آنطور که شنیدم این شخص فعلا به جرم تخطی از حقوق بشر در انگلستان زندان است.

بند سربی نارسیده به بند نغلو است. بند سربی کوچک تر از بند نغلو است که در تابستان جایی است برای تفریح و ماهی گیری.

بند نغلو یکی از بهترین و بزرگترین بندهای تولید برق در افغانستان به شمار می آید که استفاده کنندگان برق نغلو شهروندان کابل می باشند.

درونته هم یکی از بند برق های مهمی است که برق آن مختص به شهر جلال آباد است. بند درونته بزرگترین تولیدکنندهء ماهی است که ماهی آن در افغانستان مشهور است. پارسال تابستان نزدیک بود در این بند برای ابد بخوابم و هرگز برنخیزم. دلیل اش این بود که یک روز گرم تابستان از کارخسته شدم و رفتم دریا. در جاییکه آب به تندی حرکت می کرد خودم را انداختم. ولی زود از نیرو بازماندم و تسلیم نیروی آب شدم. کوشش کردم خودم را روی آب نگه دارم ولی دریا هم ناجوانی نکرد تا هرجایی که دلش خواست مرا با خودش کشید تا اینکه در یک خالیگاه به درخت بید تسلیمم داد.

حال، هرباری که هوای دریا می کنم، حادثهء آن روز بیادم می آید و گرده ام تیر می کشد.

در زمان طالبان، درونته جایی بود برای اسامه بنلادن و حتی خانهء برایش ساخته بود. من می خواستم از آن خانه دیدن کنم ولی متاسفانه وقت کافی نبود.

پایین تر از بند درونته پوهنتون ننگرهار است که فضای سبز با درختان بید و چنار، آن را احاطه کرده است. بناهای ظاهری اش هیچ کمبودی از پوهنتون کابل ندارد حتی زیبا تر می نماید ولی در مورد کم و کیف دروس اش، اطلاعات کافی ندارم.

ننگرهار یکی از بهترین ولایات افغانستان می باشد که از هرچهار فصل آن محصولات برداشته می شود. و شاید یکی از پرسبزترین مناطقی باشد که من دیده ام.

حسودی ات چشم باز می کنه که چرا موهبات الهی مختص به یک منطقه می باشد در حالیکه مناطق دیگر، غیر از کوه های آسمان خراش و دشتهای کویر چیزی به ارث نبرده اند.

در مورد مردم این دیار باید بگویم که بسیار آرام و متین اند. از سیمایی مردان شان معلوم اند که کوشا و ساعی اند (به گفتهء یونس قانونی). اکثرا باسواد اند. مثلا من با خیلی اشخاصی برخوردم که یا داکتر بودند و یا حقوق دان و انجینیر. خصلت مهمان نوازی که در وجود همهء افغان هاست، جلال آبادی ها هم از این خصلت بی بهره نیستند بلکه بیشتر هم هستند. ولی متاسفانه زنها در شهر کمتر دیده می شوند. اگر هستند آن هم با چادری هستند که سر تا پا پوشیده می باشند.

آب و هوای این شهر بد نیست در زمستان هوا خیلی سرد نمی شود، معمولی است ولی در تابستان حرارت به 48 درجه بالای صفر می رسد که حتی پشه ها سایه می پالند.

امسال بعد از سی سال در این شهر برف باریده است که برای این مردم معجزه به شمار می آید.

در مورد نظافت شهر باید بگویم که معذرت می خواهم " الکثافت من الایمان"


-------------------------- » » » ● « « « « --------------------------