تازه کابل رسیدم. خسته، میده و مانده. کل اینها را باهم جمع کنیم، وضعیت جسمی من میشود. راه کابل – بامیان، راه دور و درازی است. ولی وقتی شوق و زوقی پشت سر سفر نهفته باشد، دیگر چیزی برای آدم خستهکننده نیست. من همیشه در این گونه سفرهایم این طوری هستم. این چند روزی که در بامیان بودم، عجیب روزهای بود. عجیب جوانان مستعد و آگاهی را ملاقات کردم و با آنها دوست شدم.
بامیان، پتانسل بسیار قویی توسعه و انکشاف را در هر زمینه داراست. اما چه کنیم وقتی از دست یک والی بیدرایت 85٪ در صد بودجه آن برگشت میخورد، آنوقت باید که را مقصر دانست؟
قلب آدم درد میگیرد وقتی وارد شهر بامیان شوید، نشانهای از پیشرفت و بازسازی چندانی دیده نمیشود. کی مقصر است، دولت؟ مردم؟ سازمانها که پولها را مثل برگ درخت جمع میکنند؟
این بحث باشد برای وقت دیگر تا بیشتر انکشاف یابد. میخواستم بطور خلاصه بنویسم که من فعلا کابل هستم و دومین دور کارگاه آموزشی وبلاگنویسی به مدت سه روز از طرف کانون وبلاگنویسان افغانستان برای روزنامهنگاران و فرهنگیان در بامیان خاتمه یافت. بسیار خوشحال شدم که دور دوم، بهتر و خوبتر برگزار شد. و در ضمن پوشش خبری وسیعی را هم همراه داشت. رسانههای الکترونیکی، تلویزیونها، رادیوها، آژانسهای خبری و نشریات چاپی بطور وسیع از این رویداد خبر نشر کردند. در این دوره، در کنار سه نفر از آموزگاران داخلی، ما دو نفر آموزگار از کشورهای غربی داشتیم که متاسفانه یکی از آنها دچار مشکل شدند، سریعا برگشتند اما "جیفری استرن" که یک روزنامهنگار آمریکایی است روز دوم را به خوبی پیش برد و به وبلاگ و وبلاگنویسی از دیدگاه غربی پرداخت که برای شرکتکنندگان بسیار جالب بنظر میرسید. فکر میکنم قسمتی از موفقیت این برنامه بود.
هدف این کار چیست؟
عام ساختن این پدیده جدید در افغانستان.
شاید بگوید، این شد گپ؟ یعنی چه؟
بدین معنی که ما میخواهیم وبلاگنویسی را در افغانستان به همگان یاد بدهیم. هرکس بتواند حرفش را آزادانه از کنجی، از غاری، از شهری، چه از دایکندی، بامیان، توره بوره، قندهار، بلخ و یا پامیر نشر کنند. به دنیا بفهمانند که افغانستان، افغانستان دیروز نیست که آیینهاش از قتلعامها و کله منارها کدر شده بود. افغانستان چهره جدیدش را میخواهد آشکار کند.
آن چهره چیست؟
انسانیت، برابری، برادری، تعقل، آموزش، فرهنگ و پیشرفت. به دنیا بفهماند که اگر افغانستان در جنگ و جدل و خشونت آنقدر کله شق است، در آموزش، آدم شدن و یک گام به جلو هم کله شقاند البته زمانیکه تصمیم بگیرند. مردم افغانستان از آنجایی که تاهنوز به خون افغانیاش افتخار نمیکند و هنوز به این مفهوم دست نیافتهاند اما راستش زمانی که تصمیم بگیرند بدون خون هم میتوانند رخ دنیا را بچرخانند.
ما میخواهیم وبلاگ را عام بسازیم که چه؟
که هرکس حرف برای گفتن دارد، آستین را بالا زده شروع و به گوش دیگران برساند. این کار میتواند تاثیر روی زندگی روزانه هرشخص و اجتماع بگذارد. میتواند محیط ماحولش را تغییر دهد. میتواند تاثیر مستقیم روی رسانههای چاپی بگذارد. وبلاگ میتواند خودش یک هرم قدرت منحیث یک رسانه دیجیتال در آینده نه چندان دور به حساب آید.
بیشتر حرفها بماند برای بعد...
داریوش جان
شما درست میگویید : هر چه در ذهن هست به روی کاغذ می آید و نوشته می شود
منظور بنده این بوده كه ظاهرا ذهن برخی جز ناسزا و دشنام چیز دیگری ندارد.
میم نون گرامی
منظور از "افغانی ها" کی هست؟ با پوزش اما این تعبیر به نظر من اندکی بی ادبانه است
مگر قرار است آن چه می نویسیم چیزی نباشد که در ذهن هست؟
چیزی که برای من شگفت انگیزه اینه که برخی از شما افغانی ها چقدر بی ادب هستید و هر چه در ذهن دارید در بخش نظرات می نویسید.
نسیم جان فکرت!
همیشه از خواندن وبلاگت لذت می برم و منتظر مطالب جدیدت هستم. انرژی ایکه در وجود تو است و شیوه نویسندگی ای که داری بسیار جالب است. موفقیت روز افزون را برای تو و شاگردان وبلاگ نویست آرزو دارم.
مانده نباشی جان
باید همه قبول کنند که تو پدرخوانده ی بلاگ بازی در افغانستان هستی. و تمام بلاگرهای وطنی از حرامزاده های تو اند.
خبر خوبی بود که حتا نطفه ی بلاگ را در زهدان بامیان هم بسته کرده یی. تا باشد چه براید.
والی محترم بامیان یکی از بیکفایت ترین والی های قرن جدید است. با کمال احترام با ایشان، ایشان لیاقت مدیریت یک دفتر ارشیف را هم ندارند ولی بخت شان یاری کرده وایشان را والی یک ولایتی ساخته که مردم ان حتی صدای خودرا هم نمیکشند.
سهراب جان، چطور است که تو را والی بکند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ههههههه هدفم این بود که تورا والی بسازند. امیدوارهستم که انرا چیزی دیگر فکر نکرده باشی.
آقای فکرت گرامی. تازه به تارنگارتان سر زدم و لذت بردم. دست مریزاد با زحمت هایی که در زمینه آشنایی مردم افغانستان با تارنگار می کشید. من مطمئنم که این رنج شما بی گنج نخواهد بود و در آینده نزدیک شمار وبلاگ نویسان از درون افغانستان نیز افزایش خواهد یافت. امیدوارم ما هم بتوانیم چنین ابتکاری را در تاجیکستان راه بسندازیم.
