آرشیو ماهانه



آرشیو موضوعی
www.flickr.com
More of Sohrab Kabuli's photos
»
مراسم بزرگداشت از استاد رهنورد زریاب در کابل
به بهانه سال نو ۱۳۸۷ و ميلاد رسول اكرم، روز شنبه، تاريخ پنزدهم ماه مارچ، مجلس بزرگداشت از بزرگترين چهره ادبيات فارسى درى استاد رهنورد زرياب برگزار شد. اين محفل از طرف رايزنى فرهنگى سفارت جمهورى اسلامى ايران در كابل برگزار شده بود. در اين جلسه شمار زيادى از فرهنگيان، اساتيد دانشگاه و شاعران شركت كرده بودند. آقاى حيدرىاستاد ادبیات فارسی دری، استاد رهنورد زریاب وجودى، استاد طغيان ساكايى، محمد حسين محمدی، سيد ضيا قاسمى و جاويد فرهاد از جمله شركت‌كنندگان در اين مجلس بودند.

بعد از تلاوقت قرآن، جلسه رسما با نواختن نى و منقبت خوانى با اشعار مولانا آغاز شد. محب بارش استاد در دانشگاه البيرونى يكى از اولين سخنرانان جلسه بود. محب بارش در ضمن تعريف از شخصيت استاد زرياب در مورد جشن نوروز گفت: "جشن نوروز، جشن ايرانى خراسانى است و دليل اينكه چرا برگذارى جشن نوروز در زمان حكومت رژيم طالبان منع اعلام شده بود، دليلش هم همين امر بوده است.  آقاى بارش در ادامه سخنانش نقل قول‌هاى زيادى از بزرگان آورده و پيوند جشن نوروز را بيشتر در ميان پارسى گويان دانست.
محمد حسين محمدى يكى از سخنرانان ديگرى بود كه در مورد شخصيت استاد زرياب سخن گفت. آقاى محمدى در ضمن اينكه وضعيت زبان فارسى را در افغانستان بسيار بسيار اسفبار خواند گفت: "استاد زرياب به يك شخص تعلق ندارد بلكه به زبان فارسى و ادبيات فارسى تعلق دارد. متاسفانه امروز كار در زبان فارسى در افغانستان اسف‌انگيز است".

محمد حسين محمدى در ادامه افزود: " زرياب، يكى از پركارترين نويسندگان افغانستان است اما اينكه  زرياب سرانجام به يك ركود مى‌رسد، شايد اين ركود بيشتر به مسايل سياسى ربط داشته باشد". آقاى محمدى در اخير جمله‌اى را از استاد واصف باخترى نقل كرده گفت: " ما بايد رهنورد را گرامى بداريم كه تمام قد بر درگاه ادبيات داستانى ما ايستاده است"

سيد ضيا قاسمى يكى ديگر از سخنرانان اين جلسه بود. آقاى قاسمى يكى از خاطرات سالهاى گذشته‌اش از ايران را به شركت كنندگان گفت:" در سال دو هزار و شش ميلادى در چهارمين جشنواره ادبى "قند پارسى" در تهران، مراسم بزرگداشت از استاد رهنورد زرياب برگزار شد كه در آن نويسندگان نامدار ايرانى شركت كرده بودند. وقتى رسانه‌ها شنيدند استاد زرياب در تهران تشريفه آورده، تمام رسانه‌ها از سراسر ايران هجوم آوردند و عجيب غوغاى برپا شده بود. اما متاسفانها امروز از تمام رسانه‌هاى ما فقط سه تاى آنها در اينجا شركت كردند".

گردانندگى جلسه توسط زبير هجران يكى از شاعران خوب معاصر اداره مى‌شد و ناگفته نماند كه در اين ميان، تعداد زيادى از شاعران جوان، شعر خواندند و در مورد شخصيت استاد زرياب سخن گفتند.

سرانجام، استاد رهنورد زرياب در پشت تريبون قرار گرفت. استاد زرياب با لحن اندوهگين سخنانش را آغاز كرد كه بسيارى از شركت‌كنندگان متاثر شدند. استاد زرياب گفت: " در اوضاع نابسامان بسر مى‌بريم. آن چيزى را كه ناصر خسرو در درى خواند و حافظ شيرازى آن را قند پارسى گفت، امروز از اوج و بهاى برخوردار نيست. سوگمندانه بايد گفت كه امروز، برداشت ما، از بسيارى از مقوله‌ها از جمله مقوله فرهنگ و زبان، برداشت‌هاى بسيار پيش پاه افتاده هستند".
استاد زرياب، در ادامه سخنانش افزود: "هنوز در تعريف داستان مى‌گوييم، داستان واقعيت‌ها را بازتاب مى‌دهد. هنوز در تعريف زبان مى‌گوييم، زبان وسيله افهام و تفهيم است. من بايد بگويم كه اين مقوله‌ها ديگر مردود و منسوخ شده است. در مورد زبان، ميشل فوكو سخن مى‌گويد، ويتكنشتاين سخن مى‌گويد، ژاك دريدا سخن مى‌گويد. اما سوگمندانه بايد گفت كه از اين نظريه‌ها و پرداخت‌ها، بى‌خبر افتاده‌ايم.

استاد زرياب در ميانه سخنانش، از محمد حسين محمدى نام برده و گفت: " محمدى دو كار بزرگ در حوزه فرهنگى ما انجام داده است: اول اينكه داستان مى‌نويسد، دوم اينكه خود را وقف داستان‌هاى افغانستان كرده است. كارهاى كه محمدى تا هنوز انجام داده است تا هنوز هيچ كس چنين امر خطيرى را آغاز نكرده است.
استاد زرياب در آخر سخنانش گفت: " امروز، آنانيكه با ادبيات و  زبان فارسى سر و كار دارند، آنها از رنج عظيمى در گدازند. اما، ما بخاطر بزرگان ادب ما، تحمل كنيم. ما بايد چراغ علم و فرهنگ باشيم كه هستيم".

در اخير جلسه، مسئول رايزنى فرهنگى ايران آقاى غلامى به شركت كنندگان اعلام كرد كه از اين به بعد، جلسات فرهنگى ادبى از طرف رايزنى فرهنگى ايران در كابل، در چهار بخش ادامه خواهد يافت:
شعر خوانى
نقد شعر و داستان
معرفى بزرگان كهن درى در افغانستان
تجليل از عزيزان و بزرگان زبان فارسى درى

آقاى غلامى در اختتاميه جلسه بزرگداشت از استاد رهنورد زرياب، در مورد ارج نهادن به سخن فارسى درى گفت: " اين تنها ما نيستيم كه به اين زبان ارج مى‌نهيم بلكه بشريت به اين ارج مى‌نهند". او گفت: " سر درب سازمان ملل متحد به فارسى نوشته شده:
 بنى آدم اعضاى يك ديگرند
كه در آفرينش ز يك گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار
ديگر عضوها را نماند قرار
تو كز محنت ديگران بى‌غمى
نشايد كه نامت نهند آدمى.
آقای غلامی در ادامه سخنانش افزود: " در سال 2006 ميلادى، پرفروش‌ترين كتاب سال در آمريكا، كتاب مثنوى معنوى بوده است".

برای دیدن وبلاگ محمد حسین محمدی "انجرهای سرخ مزار" در اینجا کلیک کنید.
-------------------------- » » » ● « « « « --------------------------

نظرات





اطلاعات شما ذخيره شود ؟
Monday April 7, 2008 01:23 AM
1- بلخی

گپ خوبی است اما دردا که باید سفارت ایران همچو محافل را باید پشتیبانی کند. کاری که حکومت این سرزمین بایستی میکرد.
و اما حرفهای این آقای به اصطلاح بدخشی خیلی دور از عفت کلامست. با درود به آنانیکه به راستی از بدخشانند. تو را بخدا فکرت گرامی آزادی و امانت داری را یکطرف بگذار و بلاگت از ناسزاگویی هایش عاری کن تا یک لحظه ی را که اینجا میآیم لطیف بماند و انسانی.


URL:
Monday March 31, 2008 05:24 AM
2- دوست

فکرت جان سلام

برادر عزیز شما نباید اینقدر بدوبیرا به قدیمی ترین دوستد ( شهباز ) میگفتی.

اگر یکی از دوستان تان با نظر ات تان موافق نبود, یا به شما نصیحتی کرد, خوب نیست که شما هرچی به زبانت آمد به او بگوی.

بنظر من شما باید با شهباز تلفنی حرف بزنید.


Sunday March 30, 2008 03:42 PM
3- محبوب تخاری

سلیم جان معلوم میشود که شمله لنگی شما هم مانند پدرکلانهای تان دوازده متر است. البته شمله بیناموسی شما. شما از دختران یاد کردید ولی فراموش کردید که امریکاییان زمانی که دلشان خانه داری میشود شبانه وارد خانه های تان درکندهار پکتیا و کنر میشوند. فکر کنم که انرا فراموش کرده اید. اگر چیزی گپی در بگرام است انهم از شما است زیرا شما مهمانداران بسیار تاریخی هستید. هم از القاعده، اعراب وپنجابیها مهمانداری میکنید وهم از برادران غربیتان. شما انقدر بیناموسی در تاریخ 250 ساله تان کرده اید که اگر نوشته شود یک خروار کتاب خواهد شد. تاهنوز در صفحات شمال فضل خدا کدام امریکایی دیده نشده که وارد خانه کسی شود. دیدی که یک امریکایی یک موتر را در شمال کابل با تانک زد ولی عکس العمل مردم به اندازه بود که خایه های کرزی و بوش لرزید. به این میگویند شهامت. نه ان شهامت شما که صرف در پیش کردن دختر وزن به خارجی ها معلوم میشود.


Saturday March 29, 2008 11:45 PM
4- نسیم فکرت

شهباز!
بس کن، تو ره بخدا بس کن. من از حرف‌های تو دچار تهوع می‌شوم. من اگر چیزی بنویسیم بیش از یک جمله نخواهد بود. آن جمله این است که او یک مرد بود و رفت و افسوس که حالا نیست.
اما من و تو که پست هستیم زنده ماندیم. فکر کن، با این همه پستی مان میتوانیم در مورد خوبی‌های او بنویسم؟؟؟

تو حق دوستی را به بهترین نحوش ادا میکنی و من تو را خوب میشناسم که در این کارت حرفه‌ای هستی. برو به دنبال کارت، خودت را اینقدر به زمین نزن.


Saturday March 29, 2008 03:57 PM
5- شهباز ایرج

فکرت صاحب در فکر یک مجموعه از خاطرات درباره ی رحیم بخشی باشیم. در این باره با بخشی صاحب هم صحبت کرده ام به نظرم حق این دوستی باید به نحوی شایسته ادا شود. چرا که مرگ چنان خواجه نه کاری است خورد.


URL:
Saturday March 29, 2008 09:24 AM
6- سلیم

مجبوب تخاری!
چیزی که شما نوشته کرده اید ایینه فرهنگ 5000 ساله؟؟؟؟؟ شماست. پشتون اگر بی ناموس می بود, در 300 سال حکمروایی خود باید کاری می کرد. اما طوری که شما می گویید نیست. بی ناموسها و کسانیکه دخترها و مادران شان در اغوش دیگران شبها را صبح می کنند معلوم هستند. دخترهایی که در بگرام هستند, دخترهایی که پیش تام کوینگر, قوماندانان ناتو و .... شب وروز رقص می کرد , نیز معلوم هستند, ضرور نیست خاک بام خود را بر بامهای دیگران بیندازید.
از اینکه از بدخشی قار هستید, شاید کسی باشد که شما را می شناسد و یا از جمله دوستان تان باشد. مطمین باشید که او پشتون نیست و اگر می بود اینقدر معلومات از فاشیستهای بی دهن و بی زبان نمی داشت. تشکر


Thursday March 27, 2008 04:07 PM
7- یاسر محسنی

سلام. خوبید ؟‌کجایید ؟ ‌نیستید ... با بنیاد گرایی دینی در افغانستان برزوم ..


Wednesday March 26, 2008 02:53 PM
8- محبوب تخاری

باید افغانستان به اقای زریاب افتخار کند. پاسخ های دندان شکن که ایشان به حبیب الله رفیع فاشیست در برنامه گفتمان طلویزیون طلوع دادند واقعا جای افتخار است. خدمت اقای بدخشی باید عرض کنم که درکشور ما کسی وجود ندارد که ارزش اقای زریاب را بداند. بگذار که دراین کشور بی صاحب از بابا ها وکارنامه های دزدی وغارت گری هایشان یاد بود گردد. بگذار کسانی که گرگین را شب درخانه خود مهمان کردند و همسران خود را به خدمتشان فرستادند ولی فردا صبع وقت وی را سربریدند به نام نیکه یاد گردند. در این وطن صرف از بیناموسان قدر صورت میگیرد. اقای بدخشی مطمین هستم که فردا از توهم تجلیل صورت میگیرد زیرا تو بیناموس ترین کسی هستی که تاامروز دراینجا پیام گزارده است. زیرا تو اگر راست گفته باشی پس از روابط جنسی بسیار کسها باخبر هستی پس حتما یا خودت یا پدرت دلال ومورده گاو هستی. زیرا صرف دلالان جنسی از روابط جنسی دیگران باخبر هستند. از محتوای متنت بر میاید که از یک بطن فاحشه به دنیا امده یی زیرا بسیار با افتخار از روابط جنسی دیگران صحبت میکنی. مطمین هستم که از روابط جنسی خواهرت با دیگران هم همینطور پر حرارت صحبت خواهی کرد. من معذرت میخواهم از خواننده ها که بسیار تند رفتم ولی با حرامزاده های مانند بدخشی که مطمین هستم بدخشی نست همینطور صحبت باید کرد. از اقای نسیم فکرت میخواهم که نوشته مرا پاک نکنند تا باشد این درس عبرتی باشد به دلالان مانند بدخشی که برزرگان وافتخارات کشورمانرا مورد اتهام قرار میدهند.


Tuesday March 25, 2008 05:48 PM
9- یاحیا

نسیم جان,
ترا ده سر اتی تو امی عکس مر دار امزی زر خر ره بال کو
از رنکشی بیخی دلیم بل میه.

از کجا اور دی ای ره .


Tuesday March 25, 2008 06:37 AM
10- شریف قبایلی

شریف بدخشی حتماَ بلستی یا کوتوله است... بخاطریکه قدش پخچ بوده و همیشه مردم را از طرف پائین میبیند... به این دلیل اول چشم مبارک شان به آلات تناسلی میآفتد و بعداَ هم به چهره مردم... فلهذا همیشه غیبت شان از نوع غیبت های جنسی است...


Monday March 24, 2008 06:07 PM
11- نعیم

سلام

سال نو مبارك


Monday March 24, 2008 05:25 PM
12- یاسر محسنی

سلام . نوشته های خبری خوبی داری . ممنون . 87 ات هم مبارک . با نوشته ی " دین بومی " بروزم . راستی خودت خوبی ؟‌


Sunday March 23, 2008 09:36 AM
13- احمدی

آقای شریف بدخشی درود بر شما
شما با این نقل قول های تان هیچ کاری نکرده اید جز اینکه خواسته باشید مسلک خود تان را به نمایش بگذارید
خوب است که از تمام قصه ها تنها شما خبر دارید
نیسم فکرت عزیز
بنویس بنویس و باز هم نبویس
خواننده داری


URL:
Friday March 21, 2008 12:59 PM
14- fasel

برایتان معلوم کنم که برنا کریمی معین ارگان های مستقل محلی هم زن دومش ایرانی بود ولی خوب پس از مدتی او را رها کرد .
آفرین بر تو


Thursday March 20, 2008 11:42 PM
15- تحرک بی حرکت

ایکارا دیگه چیسته که می رین در مجالس او لامسبا شرکت می کنید اگه به خاطر یک پیله چای مورید خوب واییییییی برشما اگر برا ی خایه مالی مورید اوففففف بر شما
اگرنه شخصیت های کشو ری خود ما همگی بدون تجلیل مانده است


URL:
Wednesday March 19, 2008 11:33 PM
16- taymaz

سلام.
فرا رسیدن نوروز باستانی رو به شما دوست گل دکه ای ام تبریک میگم و امیدوارم سال جدید براتون پر از شادکامی و موفقیت و پیروزی و بهروزی باشه.

//////8//////...
اينها سبزه 13 بدره! اون وسطي رو براي رسيدن تو به آرزوهات گره زدم...

باز هم بهانه اي ديگر... عيدت مبارک!

[گل][قلب][لبخند][گل]


Tuesday March 18, 2008 09:44 PM
17- کابلی

خداوندا به حال ما ببخشی

وگر نه باز میگردم بدخشی


کابلی


Tuesday March 18, 2008 10:48 AM
18- شریف بدخشی

ایران باید از آقای زریاب تجلیل به عمل آورد. کاری که زریاب و تلویزیون طلوع می کند, ایرانیها انرا در صد سال کرده نمی توانند. زریاب نه شخصیت دارد و نه هنر و علم. شخصیت وی این است که یکبار در تلویزیون طلوع شراب نوشیده بود و از زهره موسوی خواسته بود که با وی سکس کند. او برایش گفته بود که استاد چه میگی؟ تو استاد منی! بار دیگر شراب نوشیده بود و پشت فرشته یعقوبی را گرفته بود. وقتی که مامون از قصه خبر شد که زریاب از زهرا موسوی تقاضای سکس کرده, خیلی عصبانی شده بود, اما با میانجیگری اقای صدیق احمد زاده مدیر تلویزیون طلوع موضوع ساکت گذاشته شد. از قصه های عاشقانه مامون- زهرا موسوی شهریان کابل اطلاع دارد. و نسیم جان فکرت و اقای کامران میرهزار! شما نیز در امن نیستید. یک روز اقای میرهزار در رادیو کلید زن ایرانی خود را اورده بود. زنش به عزیز حکیمی معاون رییس دی ایچ ایس ای دست نمی داد و کامران جان فافشاری می کرد که مانده نباشی کن, چه میکنی.... نسیم جان فکرت خودت با دوست المانی تان چه روابطی داشتید؟ آن روز یادت هست که شما در دفتر تان زیر پاهای وی قرار داشتید؟ اگر نوشته هایت را درست نکردی, جریان قصه را در ویبلاگ خود میگذارم. تشکر


Tuesday March 18, 2008 12:02 AM
19- علی بامیانی

آیا راست است که علی محقق نسب در ایران در قم زندانی شده است؟ اگر بلی؟ به کدام جرم؟ و چرا نسیم جان درینمورد چیزی نوشته نمیکند؟


URL:
Monday March 17, 2008 07:26 PM
20- karemi

maraseem hai e bozoorg taar az en maraseem guzasht amaah yak baar dar en weblog ad na naweshti, maraseem e padaar e qowm guzasht yak baar yadash nakardi, hala da bara ke naweshti, afareen bar tu wa ahsaasi e tu,

maraseem e mardi adalat kha wa bozorg mazari e qahramaan ra heach na naweshti amah az en adam ke heach namasha ba angoshtaan e mazari maqayesa koni naweshti, sabeed kardi