خواندنی بود. حلیم تنویر مطبوعات کشور را به دو دسته تقسیم کرده و میگوید نیم از مطبوعات کشور برضد و نیم دیگر موافقند که دیگران از آن سوء استفاده میکنند. و جالبتر اینکه حلیم تنویر به نمایندگی از وزارت بیفرهنگ میگویند در پنج سال گذشته وزارت اطلات و فرهنگ حتی یک عنوان کتاب را هم چاپ نکرده است.با شنيدن اين خبر چه احساس به شما رخ مىدهد. وزارت اطلاعات و فرهنگ يك كشور در طى پنج سال نتوانسته است يك عنوان كتاب چاپ كند. شما به اين وزارت چه عنوان مىدهيد؟ اين همه كمكهاى جامعه جهانى به كجا مىرود؟ آدمهاى كه هر روز با لباسهاى اتو كشيده در اين وزارت معاش دو سه هزار دالرى مىگيرند مشغول چه كارى هستند؟ پلهوان وزير در چه كارى است؟
براى اين دولت و اين مردمى كه اين دولت را انتخاب كردند شرمآور است. ما ديگر نبايد با اين ادعاها گلو پاره كنيم كه آهاى مولانا از بلخ است و فلان از كنر و غزنى است. جالبتر از همه اينكه همين حليم تنوير در مصاحبهاش گفته بود كه كشور افغانستان مورد هجوم فرهنگهاى كشورهاى بيگانه قرار گرفته است. مثلا او مىگويد: يك عده از ايران آمدهاند مىخواهند اصول سچه قديمى درى را از بين ببرند و يك عده ديگر كوشش مىكنند كه بين زبان پشو و درى اختلاف ايجاد كند.
من شك دارم اين آدم از روى تعقل اين گپها را زده باشد ورنه امروز ما مديون زبان و ادبيات فارسى ايران هستيم. آنچه داريم از آنجاست و زبان هم همان فارسى است كه امروز بيشتر از پيش انكشاف يافته است و مليونها كتاب به اين زبان چاپ شده است. ما كه ادعا داريم درى زبان اصلى و ريشه است چه كردهايم؟ چند جلد كتاب در طى همين پنج سال چاپ كردهايم؟
متاسفانه يك عده نافهم در پى ايجاد اختلاف هستند. زبان درى و فارسى يعنى چه؟ من فرق آن را فقط در لهجه مىبينم نه در نوشتار و قواعد. تمام كتابخانهها و كتاب فروشىها امروز كتابهاى را دارند كه همه و همه چاپ ايران است.
مشكلات كه زبان فارسى درى درافغانستان دارد اين است كه يك عده پشتو زبان هستند و متاسفانه آنها بىجا به جان زبان درى افتادهاند در صورتيكه بايد زبان پشتو را تقويت كنند. مثلا به جايى اينكه پشتو زبانان مانند حبيبالله رفيع بيانند محافظ زبان فارسى درى در افغانستان باشند آنها كوشش كنند كه كلمات فارسى را از زبان پشتو بردارند و هر روز رمان و كتابهاى جديدى را ترجمه و چاپ كنند كه اين هم خدمت به فرهنگ است و هم زبان تقويت مىشود. وزارت اطلاعات و فرهنگ در فكر اين است كه چگونه مىشود لوحههاى شهر را به زبان پشتو تغيير بدهند. مثلا در اين اواخر لوحه سر درب وزارت اطلاعات و فرهنگ را به پشتو تبديل كردند و در زيرش به انگليسى ترجمه كردند. ايكاش همان هم به زبان پشتو مىبود كه يك دو پندگ به كلمات چسپيده بودى كه نيست متاسفانه. لوحه وزارت اطلاعات و فرهنگ را آنها ترجمه كردند داطلاعات او فرهنگ وزارت، كجايى اين پشتو است؟ پيشنهاد سالم من اين است مركزى ساخته شود كه در آن زبان پشتو را تقويت كنند و نگذارند مورد هجوم زبان فارسى درى قرار بگيرد. ابراز نظرهاى حبيبالله رفيع در مورد زبان فارسى/درى مانند اين است كه برنا كريمى در مورد زبان و ادبيات پشتو نظر بدهد.
اگر دلسوزانهتر قضاوت كنيم بايد زبان پشتو را تقويه كرد و تمام واژههاى فارسى را از آن برداشت. مىدانيد كه از بين رفتن يك زبان به تدريچ از بين فرهنگ و سنت آن مردم است. من همين لحظه فكر مىكنم، پيشنهاد من حداقل اين مريضى كه امروز خيلى از محافظين و مدافعين فرهنگ و زبان ما را گرفته برطرف خواهد كرد و زبان فارسى/درى در افغانستان بيشتر و بيشتر در حال رشد خواهد بود و همينطور زبان شيرين پشتو در كنارش.
آنهايى كه درى زبان هستند مجبور نباشد پشتو صحبت كنند و آنهايى كه پشتو زبان هستند هم مجبور نباشند درى صحبت كنند.
من فکر میکنم شما یک انسان عقده ی هستید , شما هیچگونه اطلاع درباره زبان طلائی دری ندارید . شما باید شرم کنید که , اعتراف میکنید که زبان دری شاخه از زبان فارسی , لعنتی کمی مطالعه و سطح معلومات خود را بالا ببر , بعداً نظر بده, تو دهن خوده به هفت آب بشو بعد درباره استاد رفیع قضاوت .
سلام امید است که صحتمند باشید نوشتار عالی دارید امید است که همین طور ادامه بدهد به امید روز که کامیابی شما !
اگر شما نام ویلاک من را در پیوند های تان اضافه فرمایید بسیار خوب خواهد شد
وهمچنین شما اگر خواسته باشید ما را مطلع سازید
تشکر
شما فرخته شده و فرشنده به ایران هستید
این درست است که فرق میان دری و فارسی وجود ندارد و فارسی نیز از افغانستان به ایران رفتندف مردم فارس از کدام شهر به ایران رفتند که آنجا را فارس نامیدند
در مورد تغيير لوحه ها به پشتو يك چيز به خاطرم آمد كه مي خواهم اينجا ياداور شوم. آن اينكه چند قبل در كابل بودم و خواستم به ليسه استقلال بروم. روزي از مقاب در ورودي اش گذشتم و چشمم به لوحه كنار راست دروازه اش خورد كه به رنگ سياه نوشته شده بود "ليسه عالي استقلال". آنروز نتوانستم داخل مكتب شوم. با خود گفتم يك روز ديگر بايد بيايم. مدتي گذشت و تقريبآ يك ماه بعد تصادفآ باز هم از مقابل ليسه به سوي كتابخانه عامه مي رفتم كه ديدم آنه لوحه مكتب نيست و جايش را لوحه بزرگي گرفته كه در آن به حروف درشت نوشته شده: "د استقلال عالي ليسه". ناخد آگاه گفتم "پدرتان لعنت شما فاشيست هاي خر". تا اين كار را كردن چرا لوحه هاي را مثل "فوتو شاپ سنتر"، كابل سيتي سنتر، خوست تاور، ديجيتل پرنتنگ وغيره لوحه هاي را كه واقعآ هجوم فرهنگي پاكستاني و انگسي است نابود نمي كنند؟؟ اين انگيس زاده هاي پشتون تبار اگر اينقدر حافظ زبان و فرهنگ خيش اند بايد بيشتر به هجوم زباني و فرهنگي انگلسي و اردو و هندي بانديشند تا برچيدن لوحه هاي فارسي در كابل فارسي زبان.
من نه حليم تنوير را مي شناسم و نه ديگران را. ولي اگر اين شخص چنان كه شما نقل قول كرديد، سخن زده باشد، بايد بگويم كه متهم كردن ايران يا فارسي ايراني به هجوم فرهنگي به جز بي دانشي و بيسوادي وي و امثال او چيز ديگري را به نمايش نمي گذارد. اگر چنين اتهامات از روي كينه توزي و دشمني با زبان فارسي يا دري باشد، باز هم بيشتر شخصيت شيطاني ايشان را نمايان مي كند.
چنين اشخاص بي سواد كه در چوكي وزارت تكيه زده اند بعضآ مي گويند فلان تلويزيون كابل ايراني شده است. من در كابل بودم و اين حرف ها در قسمت تلويزيون طلوع گفته مي شد. من كه همه روزه به اين تلويزيون چشم دوخته بودم در اين تلاش بودم تا اين نكته را دريابم كه كجاي اين تلويزيون ايراني شده است. به جز درامه هاي بي معني هندي چيز ديگري را نمي ديدم. بلاخره به اين پي بردم كه اين ادعا ها از روي تنگ نظري و اغلبآ به دليل ندانستن درست زبان فارسي يا دري است. مثلآ وقتي يك شخص درست و ادبي تر حرف مي زند، تعدادي فكر مي كنند كه او ايراني شده است. در تلويزيون طلوع هم جوانان كوشش مي كنند بهتر حرف بزنند ولي به گوش جالهلان بي سواد نا آشنا جلوه مي كند.
مرگ بر دشمنان زبان فارسي دري. مرگ بر بيسواداني كه از روي كينه و عداوت نمي خواهند همزبانان فارسي زبان با هم نزديك شوند.
قابل توجه نادانان متحجر
يك چيز را بايد خاطر نشان شويم كه فرقي بين زبان دري و زبان فارسي نيست چون اين دو از يك ريشه هست و اينكه بعضي ها فكر ميكنند اين دو يك زبان جداست كاملا در اشتباه است و نشان از بي سوادي و بي اطلاعي آنها است، چون در اين ممكلت هر كس و ناكس درباره زبان خود را دانشمند و عالم مي داند. به هر حال زبان دري يا فارسي متعلق به يك قوم و قبيله و ملت نيست بلكه فراتر از يك ملت هست با تاريخ بسيار كهن و با قدمتي فراتر از خيال نادانان متحجر.
اينكه در اين مملكت بعضي ها بجاي رشد زبان و فرهنگ خويش سعي در نشان دادن دلسوزي براي زبان دري براي جلوگيري از واژه هاي جديد در اين زبان هستند نشان از ضعف زبان خويش هستند و نمي توانند ببنند كه زبان دري داراي سير تكاملي مي باشد. و روز به روز بين ساير زبانها همانند گذشته در صدر جای گرفته و ميگيرد.قابل ذكر است كه كساني كه مي خواهند در باره زبان صحبت مي كنند يك چيز را نبايد فراموش كرد كه زبان نيز مانند ساير علوم و فنون و هر آنچه كه در عالم خلقت هست داري رشد و تكامل هست و زباني كه رشد نكند نشان از بي ريشه بودن آن هست. و از اينكه ايرانيها روز به روز واژه هاي نو را در زبان خويش بكار مي برند نشان از اهميت دادن آنها به زبان خويش است و ما بايد سپاسگزار آنها باشيم كه در خدمت زبان فارسي هستند و ما از تلاشهاي آنها استفاده مي كنيم . اين بيخردان متحجر و فاشيست يك سري به كتابخانه ها و كتاب فروشيهاي شهر خودشان بزنند تا ببيند كه چه مقدار كتاب به زبان به اصطلاح دري توسط كشور و وزارت اطلاعات و فرهنگ ما به چاپ رسيده؟ در بين كتابهاي علمي و تحقيقاتي بگردند كه چه تعداد كتاب چاپ نموده ايم ؟ هر چه مي بينيم كتابهايي است كه در ايران چاپ شده و در اينجا بدست ما رسيده. حتي بيشتر كتابهاي ايران در كشور پاكستان كثيف كپي برداري شده و با كيفيت پايين چاپ شده است.
حالا در اين روزها نيزبه فکر افتاده اند ( به خیال خامشان ) که چطور میشه زبان فارسی را در بین جامعه کمرنگ کنند و به یک طرح نو پرداخته اند که در مکاتب، فارسی زبانان و پشتون زبانها را جدا کنند (طرح فاشیستی حنیف اتمری).
جدا کنند ولی دود اش به چشم خودشان می رود ما که از این طرح ضرر نمی کنیم شاید هم بهتر شود که جدا شود. چون بعضی از پشتون زبانها با دخالت در امور تدوین و تالیف کتب به زبان دری لطمه زیادی به این زبان وارد کرده اند.
حنیف اتمر بجای طرح های فاشیستی باید به فکر ارتقای ظرفیت و کیفیت معارف کشور بپردازد به افزایش معاش معلمان بپردازد تا ان بیچاره ها به فکر تعلیم و تدریس صحیح به دانش اموزان باشند نه آنکه به فکر این باشند که چطور می شود با استفاده از نمره دادن به شاگردان نان شب خویش را پیدا کنند. کسانی که برنامه فراسوی تلویزیون نورین را در شام مورخ 12/8/1386 تماشا کرده اند می فهمند که چه کسانی پشتیبان این طرح هستند کسی که به کوچی گری و یاغیگری خویش افتخار می کند( حشمت غنی احمد زی).
راستي مطلب دا دي چي ده اوغانستان په جنوبي ولايتونو زنها او مرد ها ره چي قسم تلاشي كوي....
مه خو از اول گفتم كه كامه وال بچو سي كو خوده مردار نكني, هر چند كه براي شما كوچيها مرداري يك افتخاراست, همچنان كه وجشيگري و ضد فرهنگ بودنتان , خودرا منفجر كردن و انسانهاي بيگناه را كشتن به آرزوي اينكه به بهشت ميرويد به يك فرهنگ در بين قبيله تان تبديل شده است, زن فروشي و پوست كندن سر دختران معصوم خو سر جايش و و و .... راستي ده خبر داري امريكايي ها چي قسم زن ها و دختر ها ره تلاشي ميكنن؟ برو ده يوتيوب سيل كو بچيم.
سلام نسيم جان . من يك عكس ترا در آلبومت در فليكر ديده بودم . بتازگي ترا خواب ديدم . در خواب به يك قصابي رفتم . در آنجا گوشت خريدم و پولش را پرداختم . در نزديك آن قصابي يك پارك براي تفريح بود . ديدم در شروع پارك يا دهن در ورودي و در داخل پارك ايستاده اي . خوب شناختم كه سهراب كابلي يا نسيم فكرت استي . در خواب با هم دوست بوديم . خلطه گوشت را بزمين گذاشتم . احوال پرسي كرديم . تو در خوابم خيلي قشنگتر از آن بودي كه در عكست ديده بودم . زياد خنديدي و گفتي ...
وقتي بيدار شدم فكر كردم چرا تو را بخواب ديده ام ... يادم آمد مدتي است به سايت تو سر نزده ام . گفتم در اولين فرصت بايد به ديدن سايت تو بيايم . وقتي به اينجا آمدم در حيرت فرو رفتم . زيرا آن جمالي كه از تو در خاطرم است از خوابم و اين قواره وحشتناك كريم خرم هيچ با هم جور نميايد . اين حادثه برايم يك خاطره شد . كسي است كه تعبير خواب بداند ؟ چرا كه هر بار كه به قواره اين مرد بي گردن كه وزير اطلاعات و فرهنگ است نگاه ميكنم وحشت سراپايم را ميگيرد . گويا يكي از ارواح خبيثه در پوست يك غژگاو داخل شده باشد تا خود را انسان جلوه دهد و مردم فريبي كند . قواره اش به ضحاك ميماند . با اين كه ميدانم وحشتناك است ميخواهم يك عكس سرتاپاي اين موجود را ببينم . بعد از آن هفت بار چشم در پياله آب كوثر فرو خواهم كرد . .
کامه وال
اول ادب را یاد بیگیر بعد بنوس ! شما نوشتید ( وقتی که مه به این سایت تشریف آوردم ) کسی کلمه ( تشریف ) بر خود استفاده نمیکند
دومآ اگر منظور تان از بینی پوچق مردم شریف هزاره باشد سخت در جهل بی خبری به سر میبرید به تاریخ کوشانیها مراجعه کنید به عظمت قدامت فرهنگ هزاره ها پی میبرید که سند معتبر آن بت های بامیان است
واقعآ تکان دهنده بود پشتون ها 250 سال حکومت کردند وطن عزیز ما را به قهقرا بردند که بزرگترین دست آورد آنها حکومت کثیف طالبانی بود . اینها حتی بر قبیله خودشان هم خدمتی نکردند که یک نمونه اش همین کامه وال است
نابود باد جهل نادانی
سلامونه به همه !
كسي حق ندارد و نا ممكن هم است كه واژه هاي دري را از پشتو دود كرد. واژه ها از يك زبان داخل زبان - بخواهيم و يا نخواهيم - ميشود. بنا ضرورب به چنين كاري نيست.
بايد زبانها را ار عربي پاك كرد.
پشتو و دري 2 زبان شرين ما ست و ما ضرورت به هر دو داريم كه تقويت شود و رشد كند. درين راه هر كس وظيفه دارد كه كار كند و به خصوص اهل زبان و فرهنگ و مسولين مربوط بيشتر بايد درين راه كار كنند.
موفق باشيد.
سلام دوست من
دوست من.
دوست من.
مدتهاست كه تو را از ياد برده بودم. همانطور كه بسيارهاي ديگر را. ولي امشب هواي تو را كردم. ياد آن روز افتادم كه با هم عكس گرفتيم در آن اتوبوس كهنه در دانشگاه كابل....
هي سهراب ديوانه. نسيم ديوانه. همهِ نوشتههايي را كه نخوانده بودم خواندم. به خصوص آن وبلاگنويسي در افغانستان را. اميدوارم باز هم بنويسي هنوز هم پركار باشي و دست از تلاش برنداري البته هدفهاي بزرگ و طولانيتر را هم فراموش نكني. مطمئن باش روزي ارزش كار تو قدر دانسته خواهد شد. چنانچه هماكنون نيز اين نوشتههايت آتش به پا ميكند...
شاد باش و گاهي به كلبه من هم بيا هرچند در آن جز دلتنگي و غم و تاريكي چيزي نيست.
دوست نازنين من كالبي عزیز سلامت و عرض حرمت
ميخواهم صنعت سينمای افغانستان(خاليووود)را بشما معرفی کنم اگر وقت داشته باشيد
موباشيد
متن زيباي تان در مورد اين وزير باستاني وعتيقه را خواندم.اما لياقت را چه ميكني كه خون را بگو .تعلق قومي بالاترين ارزشه امروز درين كشور مفلوك
sohrab ra salam
een chi hal ast ashena , dar khana wo kashana at
ok ya hoooooo
tareq
خبر موفقیت ورزشی یک جوان افغانی در ووشو درسطح اروپا.
كامه وال بچو سي كو امو مرچ كه ده ك و ن ت در آمده يك بم نشوه كه باز غازي گفته خوده مردار نكني او غول خدا ... برو خوده منفجر كو ني كه ده بهشت بري او غول وحشي تو ره ده انترنت و كمپيوتر چي غرض او كوچي.
به دوستان سلام!
جاهلان با سعي بيهوده بر پنهان كردن ِ خورشيد تابان با انگشتان كثيف ِشان در واقع دهل رسوائي خود را ميزنند و بس... دوستان ميتوانند اين مطلب جالب را بطور نمونه از تحريف بيشرمانه’ تاريخچه’ نوزاد ِ زبان پشتو توسط كوردلان و احمقان ميتوانند بخوانند:
http://www.ariananet.com/modules.php?name=Artikel&op=view&sid=8780
و هر فردي كه ميخواهد ميان فارسي زبانان تفرقه بياندازد در واقع ميخ به سنگ خارا ميكوبد و بس...
به عنوان پاسخ فقط دو بيت از لسان الغيب حافظ شيرازي در اين مورد كافيست:
زشعر دلکش حافظ کسی شود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
اي عكس شبيه عكس يك شتر چران مار خور و سوسمار خور استك چطو گفتي لالا جان؟ گل گفتي قندولك شيرين زبان بشين سر چوكي
نسیم بچیم عکس خر از کجا کدی
قواره ا یش مرده گاو واری هست
من به خوبی درک می کنم که این سیاست کار خود را در بلند مدت به خصوص روی نسل های آینده خواهد گذاشت. اگر کسی قبول کند که فارسی و دری دو زبان مستقل از هم هستند. و آن کس بخواهد به زبان مادری خود مطلب بخواند, به نظرشما در کتاب خانه های جهان به چندعنوان کتاب زیر تیتر -دری - دست خواهند یافت؟
دیگر این که این جدا سازی, اتهام تعلق به بیگانگان را به فارسی زبانان کشور راحت تر می سازد. چنان که هم اکنون جریان دارد.... به هر حال این جداسازی در اول هر هدفی داشته , من نمی دانم ولی بالفعل از این وسیله به چند منظور استفاده می شود.
