ما و تناقضهای زندگی ما
ساختمانهای بزرگ داریم ولی قلبهای کوچک
سرکهای وسیع داریم ولی دیدگاه تنگ
زیاد خرج میکنیم اما بسیار کم داریم
زیاد خرید میکنیم ولی لذتش کم میبریم
خانههای بزرگ داریم ولی خانوارهای اندک
راحتیهای بیشتر ولی زمان کم
متخصیص زیاد داریم ولی مشکلات بیشتر
دانش زیاد داریم ولی قضاوت اندک
داکتر زیاد داریم ولی مریض بیشتر
دوا و درمان زیاد داریم ولی سلامتی کمتر
زیاد مینوشیم و زیاد دود میکنیم
بیحساب و کتاب خرج میکنیم
حال و حوصله اندک خندیدن را نداریم
با سرعت میرانیم،
و زود عصبانی میشویم
دیروقت میخوابیم و خسته از خواب بلند میشویم
اندک مطالعه میکنیم ولی تلویزیون بیشتر میبینیم
اندک وقت برای عبادت نداریم
هر روز بر اموال و دارای ما چند برابر افزوده میشود ولی ارزش آنها کمتر
گپ زیاد میزنیم، معنی عشق را نمیدانیم، بیشتر از همدیگر نفرت داریم
بلدیم که چگونه پول بدست بیاوریم ولی نمیدانیم چگونه زندگی کنیم
فقط میخوریم و میخوابیم ولی یاد نمیگیریم
به ماه و مریخ سفر کردیم ولی هنوزم از سرک عبور کردن مشکل داریم
از فضا بیرون پریدیم ولی هرگز به فضای درونی راه نیافتیم
کارهای کلان کلان کردیم ولی نه درست و خوب
هوا را آلوده کردیم، روح را آلودهتر
اتم را شکافتیم ولی تعصب را تکثیر
زیاد مینویسیم ولی کمتر یاد میگیریم
پلان و برنامه زیاد میسازیم ولی به نتیجه نمیرسیم
یاد گرفتیم که عجله و شتاب کنیم ولی به شکیبایی هرگز دست نیافتیم
کامپیوترهای بسیاری ساختیم که اطلاعات زیادی زخیره کند
ولی نیآموختیم چگونه استفاده کنیم و ارتباط برقرار کنیم
یاد گرفتیم که پرخوری کنیم اما به فکری هضم کردن نیستیم
مردان قددراز هستیم ولی با اندکترین کارکتر
سود سرمامآور داریم ولی ارتباط سطحی
خانههای مقبول و زیبا میسازیم ولی بدون گرمای خانوادگی
تفریح میکنیم ولی سرگرمی نداریم
به انواع غذاها دست داریم ولی اندک تغذیه میکنیم
ترجمه از: سهراب کابلی
