نمیخواستم، چیزی در این مورد بنویسم. اما همینکه دیدم، دوستان ایرانی و همزبانانم، در دو مطلب قبلیام انتقادهای شان از حد گذشت، با خود گفتم بیا فرصتی است که اندکی با این دوستان درد دل کنم. بحث جدی و تا حدی یک جانبه در بالاترین درگرفته است و نیز در پیام خانه مطلب قبلیام، بین ایرانیها و افغانها در اینجا. این یادداشت متوجه دوستان ایرانی است. آنانی که فکر میکنند، یک سر و گردن بالاترند از انسانهای دیگر، خصوصا از همسایههای شان. آنانی که فکر میکنند، نژاد ایرانی، پاک ترین نژاد دنیاست، آنانی که در پی یافتن خون ایرانی در بدن انسانهاست. آنانی که فکر میکنند، از همه بزرگتر و عاقلترند و آنانی که فکر میکنند: هنر نزد ایرانیان است و بس.
'مهلت' ![]() |
همین اکنون هزاران ایرانی در کابل با شرکتهای مختلف کار میکنند. دهها شرکت ایرانی در کابل و بقیه شهرها فعالیت دارند. صدها مهندس ایرانی در شرکت های عمرانی کار گرفته اند و حقوق به دلار میگیرند. مشکل زبان ندارند، مشکل مذهب ندارند و مشکل امنیتی هم ندارید. کسی پشت آنها را نمیگیرد. از آنها نمی پرسد کجا میروند. منحیث یک ایرانی قدر و عزت میشوند.
اینجا وقتی بفهمند ایرانی هستید، چای و چلم تعارف میکنند. اما برعکس شما که در ایران، به افغانها چوب و چماق تعارف میکنید. به زور اخراجش میکنید. از ساختمان ده طبقه به پاین پرتش میکنید. در خیابانها آزار و اذیت شان میکنید. هر افغانی که به افغانستان برمیگردد، معیوب برمیگردد. حتما یک عضوی از بدنش را از دست داده است. یکی دستش را از دست داده است یکی کمرش معیوب شده است. کدام ایرانی حاضر است در آن سنگبریها نجف آباد، دولت آباد و محمود آباد اصفهان کار کنند؟ کدام ایرانی حاضر است یک تخته سنگی 100 سانتی متری را بر روی شانههایش حمل کند؟
با تمام این همه زحمت و صداقت اما همین بیچارهها از طرف دولت تان بازهم آرام نیستند. هر روز سربازان تان به جان همین کارگران بیچاره که برای یافتن یک لقمه نانی برای فرزندانش به آنجا رفتهاند لت و کوب میشوند. آنها کتک میخورند و رنج میکشند اما برای شما کار میکنند، صادقانه هم کار میکنند.
زور تان به که میرسد؟ به یک مهاجر بیچاره افغان؟ فکر میکنید بسیار شاهکار میکنید که یک افغان را میکشید. "اردوگاه سفید سنگ" را همه مهاجرین افغان بیاد دارند. روزی که از دست گرسنگی از اطاقهای شان بیرون پریدند، دولت ایران، برای سرکوب انسانهای گرسنه، حمله هوایی بالای اردگاه سفید سنگ صادر کرد. چند لحظه بعد، با هلیکوپتر از هوا به اردوگاه شلیک کردند، مهاجرین گرسنه و بیپناه و بیدست و پا را زیر آوار سنگ و کلوخ کردید. درد ما بیشتر از آن است عزیزم. عبور از مرز و رسیدن به کارخانههای که جان هر انسان از دست کار شاقه در آنجا میبرآید از روی هوس نیست. اکثر این بیچارهها در مسیر راه، در حین عبور از مرز توسط مرزبانان ایرانی کشته میشوند. تعداد اندکی قادر به عبور مرز به طرف ایران میشوند. وقتی کسی مجبور نباشد، چرا جانش را به خطر بیاندازد و خدا گفته به شما پناه بیاورد؟ معلوم شد شما پناهگزین خوبی نبودید. شما با افغانها من حیث یک حیوان برخورد کردید.
'سر به زیر' ![]() |
حال من یک پرسش دارم از شما:
واژه "اردوگاه"، واژه روحبخشی است برای شما نه؟ وقتی اردوگاه را به یاد میآورید، شاید از مادر و پدر تان بخواهید، شما را آنجا ببرند، نه؟ میخواهید در آنجا شادی کنید، تفریح کنید هان؟
آیا میدانید، واژه اردوگاه برابر با شکنجهگاه و عذابگاه است برای هزاران انسانی این سرزمین که در سرزمین شما زیستهاند و برگشتند به کشور شان؟ شما با چنین نامی اردوگاه ساختید بنام "اردوگاه سفید سنگ"، "اردوگاه تل سیاه" و "اردوگاه ورامین" که عذابگاه هزاران انسان بیگناه است. به چه جرمی؟ به جرم اینکه آن انسان برای لقمه نانی به کشور تان آمده است تا با دستان تاولزده و ترکیده شان، برای شما قصرها بسازند تا شما عیش کنید. شما جاهایی مخصوصی برای شکنجه و آزار هزاران انسان در کشور اسلامی تان ساختید. یک بار تاریخ آلمان نازی را مرور کنید و اردوگاههای آنها را در نظر بگیرید، چه فرقی با آنها دارید. شاید این موضوع بنظر تان عجیب و غریب برسد، شاید شما منحیث یک شهروند عادی در آنجا از این موضوع آگاه نباشید اما میتوانید از سرهنگها و سربازانی تان بپرسید که شاهد کشتار و عذاب مهاجرین افغان در کمپهای سفید سنگ و تل سیاه بودند. شاید شما نسل بیگناهی باشید اما آگاه باشید که در ایران اردوگاههای ضد بشری برای شکنجه و عذاب هزاران انسان بیگناه بیرون مرز ساختهاند که کرامت انسانی را در سرزمین جمهوری اسلامی ایران زیر سوال میبرد.
همزبان من!
ضربهای که شما بر ما وارد کردهاید، تا زنده هستیم از آن رنج میبریم. شما در هیچ حال، خوشی مان را نمیخواهید. شما هرگز، خواهان آرامش در کشور ما نبودید. همیشه آتش بیار معرکه بودید. ما را تکه پارچه کردید. به ما احزاب ساختید و ما را به جان همدیگر انداختید. همین لحظه دولت تان، به طالبان کمک میکنند تا با نیروهای اردوی ملی و پلیس مان بجنگند و علیه نیروهای بینالمللی خصوصا آمریکا حمله کنند. مگر نشنیدید که در همین اواخر، چندین نوع سلاح و ماینهای مختلف با مارک ایرانی که نشان میداد جدیدترین سلاح تولیدی ایرانی است در غرب و جنوب افغانستان از طالبان به دست آمد؟ نه یک مورد بلکه چندین مورد و ثابت هم شد. برای اثبات این ادعا اینجا و اینجا را به دقت بخوانید. شما آرامش ما را نمیخواهید. به یاد داشته باشید که شما ماری در آستین میپرورانید. فردا دور نیست. دولتها میروند و ما در کنار همدیگر ماندگار هستیم.
بهتر است به انسانیت باور داشته باشید. به دموکراستی و حقوق بشر احترام بگذارید. به کرامت انسانی به هرچه که شما فکر میکنید انسانی است باور داشته باشید. باور کنید، قلب انسان درد میگیرد وقتی میشنود، پنجاه مهاجر افغانی از ایران اخراج شدند و در مرز از سردی و برودت جان دادند. فکر میکنم بیشتر از امام زمان و چهارده معصوم تان کمک میگیرید و راه وجدان تان را گرد گرفته است. مطمئین باشید، امام زمان در این حال ظهور نخواهد کرد. و اگر بکند هم همان محمود احمدی نژاد است که بارها حلقه نورانی از ایران گرفته تا نیویورک او را همراهی میکند.
کامگار و آباد باشید.
گفتم از لینکها هم محروم نشوید که مرتبط به موضوعند:
مرگ کارگر افغان 'در اثر ضرب و شتم توسط پلیس ایران'
اخراج ۱۶۰ مهاجر از ایران در هوای سرد و برفی
'فاجعه انسانی'، پیامد اخراج پناهجویان افغان از ایران
ایران 'یک و نیم میلیون' مهاجر افغان را به زندان تهدید کرد
'اخراج 20 هزار مهاجر غیر قانونی افغان از ایران'
اخراج ۴۰۰ مهاجر افغانی دیگر از ایران
اخراج ناانساني و هويت نوين افغانستاني
سلام
تعدی به حقوق دیگران تحت هر شرایطی و در هر جامعه ای امری بسیار زشت و ناپسندیده است.
مشکل اینجاست که ما ایرانیها بدی های شما را میگوییم، شما افغانها بدی های مارا.
هیچ وقت خوبی های طرف مقابلمان را نمبینیم.من 3کارگر افغان دارم،رابطه بسیار خوبی هم باهاشن دارم،حتی برای تمدید ویزای کارشان خودم وکیل گرفتم،بسیار هم بهشان اعتماد دارم.
ولی نقطه مقابلی هم هست، چقدر افغانها هستند که در ایران به کارهای خلاف و ناپسند مشغولن!
آفرین به تو ای هم وطن ان شاالله یکی از آینده سازان کشورمان باشید
لطفا هیچ کس رسیدگی نمی کند شاید آویزون آنرا منعکس کند لطف کنید آین متن را در قسمتی از سایت قرار دهید تا مردم بدانند فیلتر کردن سایتها برای این است که آگاهی آنها نسبت به در آمد این مملکت مشخص نشود
خدمت ریاست محترم و وزیر سازمان
این نامه به دفتر ریاست جمهور شورای اسلامی قم و به تمام خبرگزاریها فرستاده شده است
آیا شما نمی دانید که در شهر شیراز مهاجر غییر قانونی از افغانی و پاکستانی زیاد شده و یکی که مدرک قانونی دارد خانه ای ببا مبلغ بالای 500 هزار تومان کرایه میکند و آانرا به دیگر مهاجران کرایه می دهد در بعضی محلات تعداد آنها آنقدر زیاد شده که فرزندان ما بجای یادگیری زبان فارسی در مدارس دارند افغانی یاد میگیرند ما به هر جا مراجعه کردیم جوابی ندادند آیا اداره کار و امور اجتماعی شیراز خبر ندارد که پیمانکاران شیرازی در شیراز به ازای هر مهاجر قانونی که سر کار می برند حدودا 5 تا 7 مهاجر غیر قانونی سر کار دارند و آیا ماموران قیافه این افراد را تشخیص نمی دهند یا کارت مهاجرت غیر قانونی در مملکت صادر شده است یا ایینکه کارمندان این اداره ....
لطف کنید سرییعا سری ببه محلات دروازه کازرون و کوچه پشت بهار ایران و کوچه کناری حمام بهارستان بزنید و ببینید که چقدر مشهدی زیاد شده اینها حتی کارت ملی ایرانی نییز دارند ولی نمی دانم از کجا چه کسی ایین وضع نابسامان را بوجود آورده ایا پرداخت پول پناهندگان که امسال 12 میلییارد بوده این مشکل را برای در آمد دولت بوجود آورده
http://afgany324.blogfa.com/
این موضوع را جودی هاپکینز دستیار کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان شب گذشته (دوشنبه 14 اسد / مردادماه) در پایان سفرش به ایران با شرکت در یک کنفرانس خبری اعلام کرد.
آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد می گوید امسال حدود دوازده میلیون دلار بابت نگهداری از پناهجویان افغان به ایران پرداخته است.
اگر 100 میلیون ایرانی باشییم نفری 12 میلیون تومان از سهمیه واریزی به ما می رسد این پولها بجای خرج مملکت شدن کجا می روند .و چه کسی می خورد . و این افغانیها مشاغل زنان و ناموس ما را مورد تهاجم قرار می دهند و دولت چون سود می خورد انرا مقدس می داند ( این دولت ویدئو – مشت زنی – و شطرنج را نیز غیر مقدس می شمرد تا بودجه داده شد ) این کار شبیه حمالی مفت سربازی است که چون برایشان سود دارد مقدس می شمارند
گور بابای رژیمی که افغانییها را بر این مردم مسلط کرد
ایران شده پر از افغانی وای به حال ایرانی
ایران شده پر از افغانی خاک بر سرایرانی
ایران شده پر از افغانی کجایی ای ایرانی
ایران شده پر افغانی زورکی است ای ایرانی
ایران شده پر از افغانی گور بابای ایرانی
ایران شده پر از افغانی وای به حال رژیم بی حالی
ایران شده پر از افغانی بدبختی ای ایرانی
ایران شده پر از افغانی جناییت کاران شدند ایرانی
ایران شده افغانی زندان پر از ایرانی
ایران شده افغانی دزدان شدن ایرانی
ایران پر از افغانی سازمان ملل کجایی
ایران پر از افغانی پول سازمان ملل کجایی
تبليغات
X
ایران ایرانی قاطی شده با افغانی
ین موضوع را جودی هاپکینز دستیار کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان شب گذشته (دوشنبه 14 اسد / مردادماه) در پایان سفرش به ایران با شرکت در یک کنفرانس خبری اعلام کرد.
آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد می گوید امسال حدود دوازده میلیون دلار بابت نگهداری از پناهجویان افغان به ایران پرداخته است.
اگر 100 میلیون ایرانی باشییم نفری 12 میلیون تومان از سهمیه واریزی به ما می رسد این پولها بجای خرج مملکت شدن کجا می روند .و چه کسی می خورد . و این افغانیها مشاغل زنان و ناموس ما را مورد تهاجم قرار می دهند و دولت چون سود می خورد انرا مقدس می داند ( این دولت ویدئو – مشت زنی – و شطرنج را نیز غیر مقدس می شمرد تا بودجه داده شد ) این کار شبیه حمالی مفت سربازی است که چون برایشان سود دارد مقدس می شمارند
گور بابای رژیمی که افغانییها را بر این مردم مسلط کرد
ایران شده پر از افغانی وای به حال ایرانی
ایران شده پر از افغانی خاک بر سرایرانی
ایران شده پر از افغانی کجایی ای ایرانی
ایران شده پر افغانی زورکی است ای ایرانی
ایران شده پر از افغانی گور بابای ایرانی
ایران شده پر از افغانی وای به حال رژیم بی حالی
ایران شده پر از افغانی بدبختی ای ایرانی
ایران شده پر از افغانی جناییت کاران شدند ایرانی
ایران شده افغانی زندان پر از ایرانی
ایران شده افغانی دزدان شدن ایرانی
ایران پر از افغانی سازمان ملل کجایی
ایران پر از افغانی پول سازمان ملل کجایی
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 21:17 توسط قلی زاده | نظر بدهید
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
نوشته های پیشین
شهریور 1387
RSS
POWERED BY
BLOGFA.COM
حالا روزی رسیده که این آخوندهای افغانی اون رفسنجانی اصل افغانی کوسه ماهی به بدبختی بیفتد
فکر می کنم دولت افغانستان بهتر است به جای آباد کردن کل افغانستان ابتداچند شهر راآباد وقابل سکونت چند میلیون افغانی کند .فکرکنید جمعیت سی میلیونی افغانستان را میتوان در پنج شهر بزرگ جای داد.به این ترتیب هر افغان که دوست داشته باشد راحت تر می تواند به وطن خود برگرددورنج پناهندگی وآوارگی را به تن نخرد.
با سلام خدمت همزبان عزیزم.
در ابتدا کسب مدال ارزشمند المپیک را به شما و همه هموطنانتان تبریک میگویم.
اولا ما ایرانی ها هیچوقت نگفته ایم که از شما برادران افغان یک سر و گردن بالاتریم. و سرنوشت شما برای ما حداقل به عنوان کشور همسایه بسیار مهم است. (خود من وقتی احمد شاه مسعود ترور شد اشک در چشمانم حلقه زد.)
دوما کشور شما هنوز در حالت جنگ و ناامنی است. (که امیدوارم هر چه زود تر به امنیت کامل برسید) آیا اینکه مهندس عمران ایرانی که میتواند در کشور خود با امنیت کامل کار کند ولی به آبادانی کشور شما همت گماشته شایسته شماتت است؟
سوما آیا مهندس ایرانی جای یک مهندس افغان را در افغانستان گرفته یا کارگر افغان جای کارگر ایرانی در ایران؟
چهارما آیا مهندس ایرانی به طور غیرقانونی در افغانستان کار میکند یا کارگر افغان در ایران؟
پنجما .. آیا دلیل ترس خیلی از ایرانی ها از افغان ها را نمیدانید؟ آیا نمیدانید از هر پنج قتل در تهران یکی بوسیله یک افغان است؟
من به هیچ وجه رفتار فعلی با افغان ها را تایید نمیکنم ولی آیا با مهاجرین غیر قانونی در همان آلمان که نام بردید بدتر از این رفتار نمیکنند؟
به گمان من ریشه تمامی این مشکلات جنگ و شرایط ناگوار در کشور شماست که امیدوارم هر چه زودتر از آن رهایی یابید و با درایتی که در دولت شماست به پیشرفت روز افزون برسید.
salam
man dar besyari mavared harfhaye shomar taid mikonam! man hamvare az besyari az raftari ke mardom ba Aghan ha mikonand azhare narahati kardeam! ama
1) dar kenare raftare nashayesti ke dide mishavad jelvehaye khubi az doosti va baradri ham gah dide mishavad in dorost nist ke shoma hame ra manfi bedanid va be yek chub beranid! nimeye pore livan ham ghabel tavajoh hast!
2) hadise panahandegi hadisi ast ke na marbut be Iran va Afghanestan bashad in hadisi ast marbut be hameye bashariyat! goman mikonid ke ordugah haye panahandegi dar Europe dar nahayate refah va salamat hastand! shoma bayad ghadri ensaf dahid ke aya hameye atbaye Iran az lahaze standrard haye zandegi dar vaziate monasebi hastand? aya nadide id iraniani ra ke besyar bad tar az panahandegane Afghan zendegi mikonand! Iran ra bayad be nesbate tavanayi haye eghtesadi va mali ash besanjid! hanooz Atbaye irani hastand ke dar vaziate asaf bari zendegi mikonand ama dar Europe shoma neminbinid ke atbaye Europe dar chenane vaziyati zendegi mikonand!
3) In ke shoma siasat haye dolate iran ra be hesabe mellate iran begozarid ke digar kheyli bi ensafi ast! shoma midanid ma irani ha be tore omdei az dolate iran bizar hastim va in system ra democratic nemidanim ama az tarafi masaleye Afghanestan faghat masalye dekhalat iran nist man etminan daram ke Pakistani ha dar Afghnestan dekhalat bishtari mikonand va in ra President Karzai taid mikonad!
4) shoma ham mesle ma dochare bohrane farafekeani mozmen hastid ma dar iran adat darim ke har moshkeli darim yek kasti ra az kharej peydamikonim va u ra moghaser jelve midahim! hoshyar bashid ke in besyar khatarnak ast agar faramush konid ke az mast ke bar mast!
Baradre aziz! ma ham mesle hamye ensanha eshtebah mikonim vali talash konid ke dar ghezavat ziad tond naravid va hadde ensaf ra moraat konid!
dar panahe hagh
Afshin
دوست عزیز شاید در مقابل مشکلاتی که در ایران کشیده اید ناچیز باشد. اما بدانید که خیلیها هم صمیمانه سعی به کمک به افغانها دارند. من در کانون اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان در تهران کار داوطلبانه میکنم و شاهدم که بعضی از مددکاران کانون چقدر وقت صرف میکنند تا اختلاف بچه های فراری افغان را با خانواده شان حل کنند. یا بول دیه آنها را تهیه کنند. همین ماه گذشته یک دختر جوان افغان که مرتکب یک جرم اتفاقی شده بود با چهار میلیون تومان بول جمع آوری شده از مردم ایرانی آزاد شد. این خبر فقط برای این است که کمی از اینهمه خشم شما نسبت به ایرانیها بکاهد. خشم چیز بدی است. روح آدم را میخورد.
امیدوارم در کارتان موفق باشید.
سلام دوست من
من یه وبلاگ دارم که تا حالا خونده نشده... اگه خواستی یه سر بزن شاید جالب باشه
ممنون
صهیونیزم اسلامی علیه مهاجرین افغان در ایران
مقام های ولایت شیراز ایران روز چهارشنبه هفته گذشته خانه های شماری از مهاجرین افغان را در منطقه دهپیاله آن شهر تخریب کردند.
ایرنا، خبرگزاری رسمی ایران به نقل والی شیراز گزارش داده است که «حضور پنج هزار نفری اتباع بیگانه در محله دهپیاله شیراز موجب شده است به شرایط محیطی این محل لطمه وارد شود، ضمن این که بافت جمعیتی در این محله تغییر یافته و 90 درصد ساکنان این محل افغان هستند و همین امر باعث آسیب جدی گردیده است».
ایرنا به نقل از والی شیراز افغان های مقیم این محله شیراز را متهم به سرقت سیم های برق و تاسیسات شهری کرده است. این در حالی است که یک مسوول حکومتی دیگر در شیراز به روزنامه جام جم چاپ تهران گفته است که منظور از تخریب خانه های افغان ها را در محله دهپیاله شیراز ناشی از مشکلات بهداشتی عنوان کرده و گفته است که اکثر افغان ها به بیماری وبا و سل مصاب اند و به دلیل ارتباط مستقیم آنها با مردم و شهروندان این بیماری به شهروندان ایرانی منتقل می گردد. در همین حال والی شیراز به مردم آن شهر هشدار داده است که برای افغان ها محلات مسکونی خود را به کرایه ندهند و در صورتی از این دستور تخلف صورت گیرد، دولت ایران با آنها «برخورد قانونی» خواهد کرد.
این سومین مرحله از اخراج مهاجرین افغان از ایران است که از دو نیم سال قبل آغاز شده است. با این حال تصاویر منتشره از روزنامه دولتی جام جم( البته با توجه به سانسوری که در ایران وجود دارد) نشان می دهد که برخورد مسوولان حکومتی شیراز با افغان ها در منطقه دهپیاله به شدت غیرانسانی بوده است.
تخریب سرپناه مهاجرین آن هم بدون اطلاع قبلی از سوی مقام های حکومتی ایران با اتهام بستن به افغان ها که آنها دزد اند و بیمار، تعبیری جز دشمنی آشکار با مهاجرین افغان مقیم آن کشور ندارد.
این در حالی است که گفته می شود در میان کسانی که خانه های شان در محله دهپیاله شیراز تخریب شده است، افغان های نیز وجود دارند که اسناد قانونی اقامت را از جانب حکومت ایران دریافت کرده اند.
درحالی که تصاویر منتشره از روزنامه دولتی جام جم ایران بولدوزر های را نشان می دهد که به منظور تخریب خانه های مردم از سوی حکومت محلی شیراز فرستاده شده است، بیننده دقیقا به این تصور می افتد که حتا در جمهوری اسلامی ایران، کشور دوست و برادر! نیز اقدام های شبه صهیونیستی که اسراییل در فلسطین بر سر مردم می آورد، انجام می شود. این در حالی است که به لحاظ تاریخی، فرهنگی، زبانی و دینی مشترکات زیادی میان ایران و افغانستان وجود دارد و به دلیل همین اشتراکات به سختی می توان میان ایران و اسراییل شباهت قایل شد. با این حال عملکرد های غیر انسانی در برابر مهاجرین افغان آن هم با بولدزور را نمی توان تعبیری جز اقدام های صهیونیستی یک نظام اسلامی نام گذاشت.
تخریب سکونت گاه مهاجرین نمونه ای از برخورد برادرانه و اسلامی
8صبح : والی شیراز کشور ایران اعلام کرد که سکونتگاه اتباع غیر مجاز، در منطقه دهپیاله شیراز، تخریب شد. والی شیراز با اعلام این خبر اظهار داشت که مردم و مسوولین باید نسبت به محیط و شهرشان احساس مسوولیت داشته و بی تفاوت از کنار مسایل مختلف، از جمله اتباع بیگانه نگذرند. وی با اشاره به حضور 5000 نفری مهاجرین و لطمه ای که به زعم او، از این ناحیه به شرایط محیطی این منطقه وارد می شود، گفت که بافت جمعیتی در این منطقه تغییر یافته و90 درصد ساکنان این محل افغان هستند. والی شیراز سرقت سیم های برق و تاسیسات شهری را نیز به مهاجرین نسبت داده، ایجاد اشتغال مزاحم را یکی از دردسرهای ناشی از حضور آنان معرفی کرد. اگر در گذشته مقام های ایرانی با استفاده از نیروهای پولیس شان به تعذیب و تحقیر و آزار مهاجرین افغان می پرداختند، اکنون والی شیراز می کوشد با تحریک و تشویق مردم محل و تحریک آنان بر ضد مهاجرین، به شیوه ی کاملا فاشیستی، اذیت و آزار و عذاب مهاجرین را ابعاد تازه ای ببخشد. حکام ایرانی با این شیوه ی کارشان نه فقط نارضایتی و خشم و عصبانیت ناشی از فقر و گرانی و استبداد حاکم بر مردم را متوجه مهاجرین می سازد، بلکه از مردم می خواهد زیر عنوان احساس مسوولیت در برابر شهر و محیط شان، مردم را علیه مهاجرین برانگیزاند، تا هم کار خودشان را آسانتر سازند و هم عقده های مردم را از این طریق کاهش دهند. در حالی که مهاجرین افغان در شیراز، جز در محدوده محلات کاری و مسکونی شان حق گشت و گذار ندارند و تقریبا در قرنطینه به سر می برند و در بسیاری از اماکن و بازارها رسما از رفت و آمدشان ممانعت به عمل می آید و آنها هرگز حق ندارند در مناطق ممنوعه به خرید کالای مورد نیاز شان بپردازند. وانگهی در یک جمعیت پنج هزار نفری که اغلبا با خانواده های شان مصروف کار هستند، چند نفر دزد و رهزن می توانند وجود داشته باشند که با وجود نیروهای امنیتی و پولیس امکان سرقت کیبل و تاسیسات شهری (معلوم نیست، منظور از تاسیسات شهری چیست) را داشته باشند. هر چند والی شیراز گفته است که اسکان و اقدام های اتباع افغانی برای ساخت و ساز غیر قانونی در این ناحیه مربوط به سال های گذشته است (بر این اساس می توان ادعا کرد که مقام های مسوول شیراز، به نحوی از انحا جواز اعمار آن را داده اند، ورنه چگونه قابل تصوراست که مهاجرین بی پناه افغان، بدون هیچ ضمانتی، بامزد حداقلی که در اختیار دارند به اعمار کاشانه و کلبه ای دست یازند که بنایش نه بر آب بلکه بر باد است). با وجود آن و بر اساس گزارش های دریافتی، تخریب منازل و یورش بولدوزرهای ویرانگر که خاطره ویران سازی اماکن فلسطینیان آواره توسط صهیونیست ها را از نو زنده می سازد، بدون هیچ نوع هشدار و اطلاع قبلی، صورت گرفته است. این کاری جدا از ابعاد حقوقی وقانونی آن به لحاظ اخلاقی و انسانی، آن هم از جانب کسانی که خود را الگوی اخلاق و دیانت می شمارند، ضد انسانی و وحشیانه است. آن هم در برابر مردمی که از روی استیصال و ناچاری و به امید پیدا کردن لقمه نانی، دوری از دیار خویش را به ناچار پذیرفته اند و با قبول برخوردهای تحقیرآمیز و اهانت بار آنانی که همسایه و هم دین شان به حساب می آیند، زندگی در غربت را برخود تحمیل نمایند.
برخی از مقام های دیپلوماتیک ایران، با لحنی حاکی از تهدید، چندین بار خطاب به روزنامه نگاران افغان گفته اند که ایران همسایه شماست، خارجی ها می روند، ولی همسایه ها می مانند. جدا از منظوری که آنها دارند، شاید بد نباشد ما هم به آنها یادآور شویم که ما نیز همسایه شان هستیم و این برخوردهای زشت و ضدانسانی هرگز نمی تواند از حافظه و روان تاریخی مردم ما فراموش گردد. آنچه اکنون بر ما وکشور ما میگذرد، برای همیش ماندگار نخواهد بود ومردم افغانستان خواهند توانست، از زیر بار مصایب و فلاکتی که بر آنها عارض شده است، رهایی یابند و قد راست کنند؟ آن روز بی گمان فرا رسیدنی است. برخوردهای کنونی می تواند بر آینده اثرات ناگواری از خود برجای بگذارد. ما هرگز آرزو نداریم مردم ایران در وضعیتی مشابه وضعیت ما قرار بگیرند، زیرا ما نیک آگاهیم که ویرانی همسایه به نفع آبادی ما نیست. هرچند برخی ازهمسایگان ما آبادی شان را در ویرانی وآشفتگی و بیچارگی ما می جویند.
نویسنده: کیومرز واقف
آدرس:
تهران چهار راه خاقانی-میدان اطلاعات خیابان شمالی بلاک ١٤ واحد ٣
دوست عزیز
متاثر شدم از خواندن این یادداشت... من با نظر شما موافقم که نژادپرستی ما ایرانی ها انصافا زننده است... این را به همین بهانه نوشتم:
http://thedivizion.blogspot.com/2008/08/blog-post_17.html
متاثر شدم از خواندن این یادداشت... من با نظر شما موافقم که نژادپرستی ما ایرانی ها انصافا زننده است... این را به همین بهانه نوشتم:
http://thedivizion.blogspot.com/2008/08/blog-post_17.html
دوست عزیز.
با شما موافقم که مهاجرین افغانی حق خیلی خیلی زیادی به گردن ایرانیها دارن و ما همیشه بهشون مدیون خواهیم بود.
به عنوان یه ایرانی با شما موافقم که ما فقط بلدیم مغرورانه خودمون رو از همه بالاتر بدونیم. مسئله فقط دولت و حکومت نیست. نگاه ما باید عوض بشه. ما باید بدونیم که اگر به افغانیها کمکی کردیم، چندین برابرش رو برامون تلافی کردن. کاش طوری برخورد میکردیم که یه همسایه از ما اینطوری نمینوشت.
دوست عزیزم
سلام
من خیلی کم با افغان ها تماس مستقیم داشته ام ولی همیشه نسبت به آن ها با احترام برخورد کرده ام. هر انسانی به خاطر انسان بودنش قابل احترام است و نه به خاطر ملیت زبان و یا مذهب.
البته من هم از رفتار بعضی هم وطنانم نسبت به مهاجرین افغان آگاه ام اما چنان که از نوشته ی شما بر می آید گویی که همه ی ایرانیان با افغان ها پدرکشتگی دارند و همه ی ایرانی ها نسبت به آن ها رفتار غیر انسانی روا می دارند.من این را اصلا نمی پذیرم.رفتار گروهی را هرچند که کم تعداد هم نباشند نمی توان به همه ی یک ملت تعمیم داد.
البته بی کاری روز افزون در ایران و اشغال فرصت های شغلی در ایرانی به دست مهاجرین افغان و نیز مشارکت تعدادی از افغان های ساکن در ایران به اعمال ناشایست(مشارکت در قاچاق مواد مخدر-آدم دزدی-گروگان گیری-تجاوز-قتل و ...) که یک واقعیت غیر قابل انکار است.(که این را هم نباید به همه ی افغانی های ساکن ایران که بیش تر آن ها انسان های شریف و زحمت کشی هستند تعمیم داد.) موجب به وجود آمدن یک احساس منفی نسبت به مهاجرین افغان شده است.
البته این موضوع مختص ایران نیست و متاسفانه در اکثر کشور های مهاجرپذیر روی می دهد.
درود و سلام
اسم من بابک است
خوشبختانه همیشه با افغانها رابطه خوبی داشتم و هیچگاه بدی از آنها ندیدم.
میان افغانها حتی دوست هم دارم.
وقتی رفتار ایرانیها را با افغانیها اینجوری می بینم خوب ناراحت می شوم
گرچه عاشق افغانی ها نیستم اما افغانیها هم انسان و هموطن ما هستند.
ما ها در واقع همه آریایی هستیم که تنها از لحاظ سیاسی کشورهایمان از هم جداست اما برادر و هم ریشه هستیم
ایرانی ها حتی با خودشان هم بدرفتارند شما ناراحت نباشید
همه مشکلات ما از بی فرهنگی است.
افغانستان باری دیگر رکوردها را در تولید مواد مخدر می شکند و آماده سرازیر نمودن هروئین درجه یک به اروپاست.
طبق اطلاعات منتشره توسط اداره مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد "UNODC"، مساحت زیر کشت خشخاش در سال جاری 59% افزایش داشته و به 165 هزار هکتار در برابر 100 هزار هکتار در سال گذشته میلادی رسیده است که برداشت افیون خام از آن 6100 تن خواهد بود.
به این مطلب این را نیز باید افزود که همانطور که کارشناسان افغانی تاکید می کنند، در سال جاری افیون غنی از مرفین می باشد و برای تولید یک کیلوگرم هروئین، تنها به 7 کیلو افیون خام نیاز می باشد.
چنین تناسبی، چیز نادری است. معمولاً برای تولید یک کیلوگرم هروئین 10 تا 15 کیلوگرم افیون خام مصرف می شود. طبق اطلاعات اداره مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد سال گذشته در افغانستان 4 هزار تن افیون خام برداشت شد که از آن 400 تن هروئین تولید شد. این بدین معناست که با وجود غلظت کنونی مرفین در افیون، از 6100 تن ممکن است بیش از 870 تن هروئین تولید شود که حجمی افسانه ای است.
تصور این هم که افغانستان وعده عرضه چه مقدار مواد مخدر سنگین و با کیفیت را در سال 2006 به بازار اروپا و روسیه می دهد، چندان سخت نیست. بویژه با احتساب این که در افغانستان نمودار برداشت افیون و تبدیل آن به مرفین و هروئین و نیز تحویل محصولات نهایی به کشورهای مصرف کننده از طریق مسیری مطمئن، تعیین شده است و همانند ساعتی سوئیسی دقیق کار می کند.
بلافاصله این سوال به ذهن می آید که آیا واقعاً هیچ چیزی جلودار مواد مخدر افغانستان نیست؟
خود افغانی ها چنین مکانیزمی ندارند. نه از لحاظ اقتصادی و نه از لحاظ قدرتی. در رابطه با ائتلاف بین المللی ضد تروریستی و نیروهای بین المللی مساعدت به امنیت در افغانستان ISAF نیز باید گفت که برای انجام عملیات نابودسازی کشت خشخاش و آزمایشگاه های تولید هروئین آنان نیازمند اعتبارنامه ای ویژه از سوی سازمان ملل متحد هستند.
نه آمریکا که ریاست ائتلاف ضد تروریستی را بر عهده دارد و نه سران ناتو که ریاست ISAF را دارند، هیچگاه درخواستی برای دریافت چنین اعتبارنامه ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد نمی دهند.
بویژه آمریکا که برخلاف ISAF ، هم اکنون نیز بر اساس قوانینی بسیار ضعیف در افغانستان بوده و تحت حمایت سازمان ملل متحد نمی باشد. برای چه آمریکا باید با مبارزه با مواد مخدر روابط دشوار کنونی خود با مردم محلی را دشوار تر سازد، مخصوصاً که مشکلات روسیه و اروپا در رابطه با مواد مخدر افغانستان بنا به علت معلوم، از آنها فاصله بسیاری دارد. "دونالد رامسفلد" وزیر دفاع آمریکا معتقد است: "آنچه که با رشد تولید مواد مخدر در افغانستان رخ می دهد، مرتبط با افزایش تقاضای آن در روسیه و اروپا است. برای خاتمه دادن به این مشکل، نیاز به تلاش مشترک روسیه و اروپای غربی در افغانستان است".
"آنتونیو ماریا کوستا" مدیر اداره مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد در کنفرانس بین المللی مواد مخدر افغانستان که در مسکو برگزار شده بود، خیال پردازی ها در رابطه با تلاش های ممکن ناتو به نمایندگی از اروپا در افغانستان را نقش بر آب کرد. بنا بر اظهارات وی، جذب نیروهای ISAF برای نابود سازی کشتزارهای مواد مخدر و لابراتوارهای شیمیایی در سال 2005 نتیجه مطلوب را نداده و تنها منجر به تنش زایی در روابط با مردم محلی شدند. "تلاش" اکنون تنها در راستای یاری رسانی مالی و فنی و آماده سازی پرسنل افغانی خواهد بود.
ماریا کوستا همچنین اظهار داشت که این افسانه ای بیش نیست که "کاروان هایی پر از مواد مخدر" در مقابل چشم ناتو و ISAF حرکت می کنند. اما معلوم می شود که به احتمال زیاد چنین "کاروان هایی حرکت می کنند". شاید آنها حاوی خود مواد مخدر نباشند، اما موادی برای تولید و تبدیل شیمیایی آنها را شامل هستند.
برای تبدیل نمودن یک تن افیون خام به هروئین، به ماده ای رآگنت نیاز است که به گفته متخصصین از اسید آنهیدرید به میزان 2 تا 6 تن استفاده می شود. به گفته ماریا کوستا در سال گذشته میلادی در افغانستان برای تولید 4 هزار تن افیون خام بیش از 10 هزار تن از همین نوع آنهیدرید وارد شده بود. این حقیقتاً "کاروانی" با بیش از 500 تریلی 20 تنی می باشد.
اسید آنهیدرید در افغانستان تولید نمی شود، اکنون بعقیده کارشناسان، چنین اسیدی تنها در چین، هند و روسیه تولید می شود. اما باید متعجب شد که چگونه چنین "کاروان هایی" می توانند در افغانستان با چنین شبکه ضعیف راه های آن ویا در نزدیکی آن دیده نشوند.
در اوایل ماه جولای، حکومت افغانستان مجبور شد به موثر نبودن تدابیر اجرایی در کشور در زمینه مبارزه با تولید غیر قانونی مواد مخدر اعتراف کند. نه تصویب قانون جدید مبارزه با مواد مخدر در اواخر سال گذشته میلادی و نه ایجاد وزارتخانه ای ویژه کمکی نکرد. اما این مشکل را باید حل کرد. پس چگونه؟
گفتن آن سخت است. نماینده منطقه ای اداره مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد در آسیای میانه اعلام می کند که "علیرغم تدابیر اتخاذ شده از سوی کشورهای آسیای میانه، انتقال مواد مخدر از طریق این کشورها کاهش نیافته است".
ابتلای گسترده به مواد مخدر افغانستان نیز در عین حال افزایش می یابد، مسلم است که روسیه و اروپای غربی راهی ندارند جز اینکه امیدوار باشند که با گسترش سالانه 50 درصدی زمین های زیر کشت مواد مخدر، زمین های مساعد برای کشت آن کمتر و کمتر خواهند شد. در افغانستان نیز چنین زمین هایی چندان زیاد نیستند. تنها 7 میلیون هکتار که 165 هزار هکتار از آن در حال حاضر زیر کشت است.
دوست عزيز مطلب غم انگيزت روخوندم.با اينکه عده ايی تو ايران چشمهارو ميبندندو خودشونو برتر ميدونند باهات موافقم ولی اينقدرم از ايرانيها کينه به دل نداشته باش.همونطور که علی نوشته در بین ایرانی ها هم هستند کسانی که از حقوق افعان های مهاجر دفاع می کنند.از طرف ديگر اين واقعيت رو هم در نظر بگير اکثر(البته نه همه)مهاجرهای افغان که وارد ايران شدند بدون تخصص يا حرفه ايی بودند و به خاطر شرايط سخت زندگی درصد جرم و جنايت بين اين افراد بالا بود و به خاطر همين مردم از ابتدا يه ديد منفی پيدا کردند.ايرانم که کشور پيشرفته ايی مثل المان نيست. بنابراين اين مقايسه روفراموش کن
مطلب متین و تاثیر گذاری بود دوست عزیز.
متاسفم که هموطنانی دارم که به جای انسانیت به مرزها نگاه می کنند و هنوز با اینکه خودمان غرق در لجن شده ایم فکر می کنند که ما برتر از همسایگانمان هستیم.
البته تنها راه حل این مشکل و حذف این دیدگاههای نژادپرستانه گفتگو است و بدور ریختن کینه ها است که البته کار آسانی نیست.
خود شما هم بهتر می دانید که در بین ایرانی ها هم هستند کسانی که از حقوق افعان های مهاجر دفاع می کنند. پایدار باشی
آرزوی قلبیم اینه که مردم افغان به عنوان یه توریست به ایران بیان نه برای فرار از گرسنگی و فقر. نه برای فرار از جنگ و چه بد که در این لحظه های سخت همهی ایرانیان یکپارچه از هم کیشان خویش حمایت نمیکنند!! شاید روزی خود ما به وضعی بدتر از آنان دچار شویم !
دوست عزیزم
من دوستان افغان زیادی دارم و خدمت همه آنها ارادت. ولی فکر می کنم شما قضیه را سیاه و سفید دیده ای. من معلم افغانها در ایران بودم در یکی از روستاهای ورامین. بعدها یک مدرسه برای افغانها در قرچک افتتاح شد. در دوران فوق لیسانس هم یک دوست افغان داشتم در دانشگاه تربیت مدرس که دانشجوی فوق بود و لیسانسش را از دانشگاه تهران گرفته بود.
آقای فکرت عزیز
من به عنوان یک ایرانی از صمیم قلب از شما عذرخواهی میکنم.من به عنوان یک ایرانی یکسال در افغانستان برای افغانها و کمک به اونها جنگیدم. اینکه کشور من چه سیاستی داره گناهه من وشما نیست. خواهش میکنم مرزیندی بین افغان و ایرانی رو ایجاد نکنید. بقدر کافی تمام دنیا اونجا جمع شدن که دیگه افغانستانی نباشه و شما یا دست خودتون تیشه به ریشه دوستی بین مردم نزنید. از شما به عنوان یک نویسنده گروه بندی آدمها و عنوان بندی برای اونها درست نیست. رسالت شما برتر و بالاتر از جنگیدن با ایرانیها است. با کسانی بجنگید که معادن سنگ و طلای شما را دارند به یغما می برند و شعار میدن که میخوان افغانستان نو بسازن. با اونهایی بجنگید که به نام کمک به افغانستان جیب هاشون رو پر میکنن.من با دردهای شما آشنام .اون رو حس کردم . گناه دیگران رو پای همه ما ایرانی ها ننویسید.


