راویان و قاریان اخبار و احادیث در یک اجلاس چند روزه که بنا به ضرورت شناسایی هویت مردم در یکی از هوتلهای مجلل کابل برپا شده بود تصمیم گرفتند مردم افغانستانزمین را از نظرگاه جیوگرافیک، جیوپولیتیک، جیوسیکسوالیست، جیوتروریست، جیوسایکولوجیست، جیوسوسیالوجیست، جیوکمیونیست، جیوامپریالیست، جیووحشیالیست مورد غور و بحث و بررسی عمیق قرار بدهند. سرانجام بعد از گذشت چندین روز قال و مقال و چال و چالبازی و آنهمه احتجاج و بلوا، دستهای تصمیم گرفتند که سرنوشت مردم افغانستان را از دیدگاه جیووحشیالیست یک طرفه حل کنند.
البته ناگفته نماند که تعداد انگشتشماری به بعضی تیوریهای غربی اشاره میکردند که مقبول نیفتاد. تعداد بیشتری دیگر که نظراتشان بیشتر شرقی مینمود به پیامبر عظیمالشان قاره هند حضرت مهاتما گاندی تمایل داشتند که از آن جمله خیلیها از هیمسا و اهیمسا حدیث و روایتهای ایراد کردند که به دلهای خیلی از شرکتکنندگان مقبول افتاد. دسته جیوسیکسوالیست که از این عمل به خشم آمده بودند، دست به تنبان بردند و حرفهای رکیک و مستهجن نثار اهل مجلس کردند که بعضیها از این عمل دچار دستپاچگی شدند و کنترولشان را از دست دادند.
دستهء دیگر که بنا بر وابستگیهای عامه به میدان آمده بودند ولی در اصل هدف شان خصوصی بود تا همهگانی، کوشش مینمودند تا جلسه را صلحآمیز پیش ببرند.
هدف معلوم بود: شناسایی هویت مردم. اما مقصدها فرق میکردند. اشخاصی که در این مجلس شرکت کرده بودند همه از نوع مبتلا به بیماری آلزایمیر لری کینگ از نوع تیکزاسی بودند.
بگو مگو چندین روز طول طرازو شد اما حاصل صفر مطلق بجا ماند. افراد وابسته و غیروابسته همیشه در پی کارشکنی بودند هردم تیشه به ریشه میبردند تا جلسه را به گُه بکشند. کار به جایی رسید که شرکتکنندگان به روی همدیگر برخواستند، تا اندازهی یکدیگر را فحشکاری کردند که زبان شان از ادامه یافتن کلمات بیناموسی عاجز شدند. آنگاه دوباره جلوس کردند و با پیشانیهای چین خورده و دهان کفکرده و رگ گردن پندیده به همدیگر بانگ زدند که:" آخر این چه کاری اس که چند روز اس نمی تانیم یک تصمیم اتخاذ کنیم؟"
وانگهی یکی از حاضرین که عاقلتر از همه تشریف داشت، از هر دسته خواست که در لحظات آخر جلسه نتایج حاصله را اعلام کنند. هر کدام به گوشهای خلوت کردند و بعد از مدت طولانی برگشتند. دوباره رسم این شد که کلانهای مجلس از هر دسته با همدیگر سر و کله بزنند تا نتایج آخر را به گوش شرکتکنندگان برسانند. بعد از اندک زمان، آنها برگشتند و یکی از آن کلانهای که تصمیم آخر را گرفته بودند، با یک سرفه و تکان سر اعلام کرد:
" بیادرا و همشیرا! ما و شما به خدا ایمان داریم و لحظهای هم از یاد او غافل نیستیم. القصه کوتاه انکه حاصل چندین روز جلسه و کل و ماکل میان مردم نتیجه این شد که مردم افغانستان به سه دسته تقسیم میشوند.
الافغانستانیة الناس ثلاثة:
القاعده
الفایده
الگایده
