خدا ترا به غم دردِ متبلا مكناد، اسير دست پزشك و دوا بلا مكناد!
فاجعه است فاجعه. من از ديروز تا حال نه چيزى خوردم و نه داغ و يخى نوشيدم. من بارها گفتهام كه در افغانستان، چيزى بنام پزشك نيست و اگر هست آنهم قصاب است. بترسيد روزى كه خداى نكرده مريض شويد و شما به اين پزشكان نياز پيدا كنيد. من هميشه از اين بابت ترس دارم كه مبادا مريض شوم. درست شش ماه پيش من و شهباز ايرج براى تداوى دندان هاى مان به مزار شريف رفتيم. دوكتورى كه نامش از يادم رفته ولى از كشور كورياى جنوبى آمده بود و نامش سر زبانها بود. او با خانمش يك مطب دندان پزشكى در شرق شهر مزار شريف ايجاد كرده و مشترى زيادى هم داشت. ما كه مبهوت تعريف او شده بوديم بدون تحقيق براى تداوى دندانهاى مان رفتيم به كلنيكش. او كه فارسى را تازه ياد گرفته بود به مشكل توضيح مىداد كه كارش خوبه، پنجاه و هفت سال عمر داره و دندان پزشكى شغل دايمىاش بوده است. در افغانستان، فعاليتش را از شش ماه پيش شروع كرده و در اين شش ماه براى صدها نفر دندان ساخته و دندانهايى صدها نفر ديگر را هم كشيده و در اين مدت حتى يك مورد شكايت هم نرسيده است.
ما همهء اين لاف و گزافها را قبول كرديم. سرانجام، من دو تا از دندانهايم را پر كردم و ايرج هم بسيار خوشحال بود كه اين بار دندانش توسط يك پزشك كوريايى درست خواهد شد (كه فكر مىكنم هنوز نشده است). ايرج شش كشور را گشته و هنوز پزشكى يافت نشده كه دندانش را تداوى كند (به گفته خودش). او مىگفت، شش كشور، براى تداوى دندانش سرگردانند و باالاخره:
گفتند يافت مى نشود جسته ايم ما، گفت آنكه يافت مى نشود آنم آرزوست.
كلام كوتاه اينكه همين دو روز پيش، در جمع دوستان فرهنگى در مركز فرهنگى زهيرالدين بابر بودم و از قضا سر و كله يك پياله چاى ديده شد و بعد هم چاكلت. باور تان ميشه چه اتفاق عجيبى افتاد؟ چاكلت روى دندانم چسپيد و هى كوشش مىكرد كه آنجا بماند و كيف كند. من با سر زبانم كه در اين موقع بيشتر به تانكهاى محاربوى مىماند، از جايش حركت دادم كه ناگهان خلهاى در دندانم احساس كردم. سر زبانم را عقبگرد چرخاندم، ديدم مواد پرشدهگى دندانم بيرون آمده و درون دندانم خالى شده است. وقتى يك شوب چاى بالا بردم، همان بود كه دندانم چنان دچار سوزنكبازى شد كه عالم را پيش چشمم تاريك كرد.
حالا چند روز است كه نه چيزى خوردم و نه هم چيزى نوشيدم. مرگ نزديك است اگر دندانم جور نشود. من از اين پزشكان قهرم اگر شما پزشك خوب ميشناسيد راهنمايىام كنيد ورنه از دست رفتهام.
در زندگى براى يك مرد، دو چيز مهم است: زن و دندان. حالا من نه زن دارم و نه هم دندان سالم كه لذت دنيا را بچشم.
sohrab jan salam, sale nawat mobarak, o bacha az qadeem ha gofta and ke darde dandan kandan ast , man azmoda am wa dorost gofta and, wa agar baz ham sheq mekoni az ma beshnaw ke behtareen doktar ha dar kabul hastand wa arzane arzan dandanat ra ya por mekonand wa ya ham mekashand wa baz sazi mekonand, khoda jan een taraf ha dandan dard ra nasebat na konad , man sale par babate yak dandan ke nemkala porash kardand wa yagan gapak haye degar 350 euro az khod pardakhtam bar elawaye anche ke bema pardakht kard , bekan dandan wo janat ra khalas jon, wa een darde bezani, che shereen darde ast khoda jan az een dard khalasat konat wa yadat bashad ke een darad nemate elahi ast agar yak bar tadawi shod baz mobtalayash nameshi harchand ke delat khahad ayyame por ze dardash ok khoda jan ba to bad wa sale nawat pooor az mashghala haye naw bad ya hoooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo
tareq
سلام نسیم جان برادر خوبم
خوبید دندانتان خوب شد؟
من این روزها بیشتر می نویسم وگاهگاهی شعری می گویم چند ژست می گذرد که به وبلاگم نیامده اید.خوش می شوم اگر میزبانتان باشم
سال نو تان هم مبا رک
این سید رضا آغا بچه بیر یش بود یک وقت. در مزار چه رسوایی ها که نکرد. همه بیاد دارند.
به: سید رضا محمدی
آقا سید رضا...در هرروز رنگ و جبهه عوض می کنی؟ نکند با سید فضلالله قدسی نسبتی داری؟ همو که روزی در مظلومیت مدافعان و مقاومت غرب کابل می سرود و چند سال بعد با کمال بیشرمی، در تلویزیون جمهوری اسلامی، منظومه بلند و حماسی در مدح خفاش پلید احمد شاه مسعود را دکلمه می کرد؟(وی احمدشاه مسعود را عقاب هندوکش مدح و توصیف کرده بود). آقا سید محمدرضای محمدی!. یک روز شیعه شش آتشه می شوی و شعرهای آتشین می گویی، یک روز روشنفکر لیبرال؟، یک روز به مدح مزاری می سرایی، یک روز در مدح سید محمد علی جاوید و یک روز خلیلی؟ا و هم شاید دیگرانی را که من نشنیدهام( ظاهرا در ارگان نشراتی حزب سیدپارتی(اقتدار سید مصطفی کاظمی) هم مداوم مطلب می نوشتهای). تو و پدرانت که تک تک سلولهای بدنتان از خمس هزاره نشو و نما و ارتزاق کرده، کم در حق آن ولینعمتان تان، نمکدان شکستهاید؟ تو اگر خیلی دلت به حال مردم هزاره می سوزد، برو همان هم تباران سیهپوش و سیهکیشات(سادات شیعه افغانی) را از ضدیت و خیانت به هممذهبان و ولی نعمتانشان بر حذر دار!. همان صفت سید(!) که همیشه در ابتدای نام خود درج کردهای، دم خروسی است که از زیر عبایت بیرون زده و تو را رسوا می کند. کدام انسان روشنفکر و آزادیخواه و برابری طلب آنهم در قرن حاضر می تواند صفت طبقاتی و خودبرتر بینی "سید" را در جامعه هزاره با آن مشخصات و حساسیتها بر خود بنهد و.... بله من حتی مخالف نقد زندهیاد شهید مزاری هم نیستم(منصفانه) آن دلقکهای امروزی مانند حلیلی و محقق که بماند بهجای خود. تنها در سایه نقد است که جامعه آزادی و پیشرفت خواهد کرد. ولی در شرایط حاضر و در کشور-دهاتی با ویژگیهای افغانستان، که سنگ و چوب آن هم معاند با مردم ما هستند نقد مزاری و تخریب چهرههایی که امروز درست یا نادرست در جایگاه رهبری مردم ما قرار دارند به هیچوجه به صلاح مردم و جامعه هزاره نیست. آقا سید! در مقابل آتش و هجوم پر حجم سیاف و مسعود و ملاعمر و...، روشنفکرانی شبیه تو هیچوقت نمی ایستند. در این آوردگاه امثال شهید مزاری و نصیر و شفیع نیاز است. بارت کج است آقا سید!. تا حالا هیچ سید شیعه افغانی را ندیدهام که در راه صلاح و پیشرفت مردم هزاره صادقانه صحبتی کرده یا قلمی زده یا کاری کرده باشد و یا اگر کرده و بر آن استوار مانده باشد!( در مورد سهراب بیگ هر چه گفتهای به خودش مربوط است).
سهراب بیگ گپ تقیخان را گوش کو، اگر اشتباه نکنم این داکتر صاحب همنامات چیزکی سرش می شود، چرا که در همین تهران هم در گذشته مطب داشت (قاچاقی) و آوازهاش را شنیده بودم. جالب است که پدر این شخص که شاعر هم است چندان میانهای با شهید مزاری ندارد ولی پسرش بقول ایرانیها، عدل رفته و در خیابان شهید مزاری دکان باز کرده؟!. امیدوارم که پسر همفکر پدر نباشد، ولی اگر باشد و بداند که مثقالی همفکر و علاقمند به شهید مزاری هستی، ممکن کدام بلایی سرت بیاورد(شوخی!). این دندانپزشک محترم همانطور که جناب تقیخان گفت، تحصیلکرده شوروی و اصالتا از غزنی(چغتو/علاءالدین) است.
هیچگاه تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد...
سلام عزیز!
واقعا که راست گفتی!!!
من وبلاکم را فعال نمودم برو ببین!
فکرت، فکرت را برایت معرفی میکنم.
داکتر حسن فکرت واقع تانک تیل سرک شهید مزاری شماره مبایلش: 0799732000
تحصیل کرده شوروی است در کابل جوره ندارد. دقیقا 4 برابر دیگران پول میگیرد. یک دندان تا 100 دالر هم خرچ میبردارد.
!!!!! Can you handle
سلام کاکای جان من خوبی؟
علی هستم ....
بابا با این قصه ها کلی ما را نومید میکنی ... خدا کند که دندانت خوب شود واگر نشد ...
همو داکتر جمیل خود مان خیلی بهتره بهتره پس برگردی خاکریزک
او هم شاید کمی پیشرفت کده باشه اگه او نشد اغای کریمی تیاره ...
البته حواس تو باشه اون رفیق خوده همرات نبری اهههه
من در تعجبم که این اقای سید رضا چرا اینقدر با هزاره ها مخلالفت میکند چرا اینقدر دشمنی با این مردم؟
داکتر مرید در ده افغانان بهترین داکتر دندان در کابل است. و مشکل زنت را نیز خودت غیرت کو و یک زن بگیر. اگر منتظر دختر کرزی نشسته ای گفته نمیتوانم...
سلام برادر سابقم نسیم جان!
غرض از این نوشته نه این است که ناصحتی چون تو را نصیحت کنم و نه این که بگویم خدای نا خواسته من از تو صحیح تر می دانم.اما نوشته ات مرا به راستی رنجاند(اگر چه شاید رنجش چون منی یا شاید هیچ کسی برای تو چندان اهمیتی نداشته باشد)اما به هر حال من و تو دیری بر سر یک سفره با هم نشسته ایم سفره ای که تو به صاحب آن امروز هیچ جانب ادب ونمک و جوانمردی را مراعات نکردی.تو خود نیک تر می دانی که ما این خرده دانشمان را به آن بزرگوار که بر من و تو حق پدری دارد و چه بسا بر تو بیشتر ،مدیونیم. و جز این ما محرم خانه وفرزند آب و دانه اش بودیم و به فراست می دیدیم که اگر در آن بلدآدم بلدی باشد جز وی نمی تواند بود.چه که پیر مرد تمام عمرش را جز به کتاب خواندن نگذرانیده است.فکر می کنم آن جه بیشتر از زبان فارسی می ارزد، زبان معرفت و جوانمردی و انصاف است .که ان را هم راهان تو و تو دیریست بی خر خر خرم از خود رمانده اید. و ما این چیز ها را در محضر او نیاموخته بودیم ، مگر این که تو همان هنگام نیز به بازیگوشی نیکو گوش نمی سپردی. برای من قابل تعجب است که یکی دیگری را برادر و رفیق و پدر بنامد و بعدبر او هلاهل وهلهله و خنجر بکشد. این رویه ایست که اربابان سیاست وریاست را در نظر من و تو مذبوح می ساخت و امروز ما خود ازیشان در ین رویه روانه تریم.
ما ترا برای روز های مبادای بسیاری می طلبیدیم که شمشیرت را بر سر سریر نشینان و حریر نشینان که از تو و نسل ما فرصت تحصیل وتصعید را گرفته بودند تیز کنی.اما می بینم که اینک آن شمشیر برهنه را بر پرده داری از آنان و پرده برداری از رفقایت آخته ای.رهبران هزاره ای که تو از آنان دم می زنی و اشرف المخلوقاتشان می خوانی باور نمی کنم ،برای هیچ اولاد ادمی اعم از هزاره وغیر جز به چشم نردبان بنگرند. وبا تونیز بهنر از ان که با من و دیگران کردندنخواهند کرد.سنگ اینانی که ما به سینه می زنیم روزی به سر ما خواهد خورد چنانکه به سر زکی از جانب بادارش خورد. امروز رهبر واقعی هزاره تو و روشنقکرانی مثل تو اند که چراغ روزگار جدید را به کف دارند و از درگاه و بارگاه فارغند.
رییس پلیس برهنه در میان شش زن
http://www.roozonline.com/archives/2008/03/post_6606.php
زبال سرخ کفتر قصه می گفت
ز سنگ و خون و خنجر قصه می گفت
پدر هم رفت با پرهای خونین
در آن شب ها که مادر قصه می گفت
سیزدهمین سالگرد شهادت افتخار آمیز و قهرمانه رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری (ره) و یاران صدیقش را به عموم عدالت خواهان و آزادی خواهان تسلیت عرض می نمایم.
