آرشیو ماهانه



آرشیو موضوعی
www.flickr.com
More of Sohrab Kabuli's photos
»
تبريکیه سال 1386 خورشیدی و جشن نوروزی در مزار شریف

حضور مردم در جشن سال نو امسال نسبت به سال گذشته در شهر مزار شريف کمرنگ بود. دليل اين موضوع را برگزارکنندگان جشن نوروزی، مسدود بودن شاهراه سالنگ می‌دانند. دقيقا سه روز قبل از روز نوروز، کوتل سالنگ جنوبی در اثر برف‌باری‌ها و برف‌کوچ از ارتفاعات کوه‌ها به پاين که در اثر آن، بيش از ۲۴ عراده موتر زير برف شدند و افراد زيادی ازبين رفتند، سدی شد برای زايرين که می‌خواستند سال نو را در مزار حضرت علی در شهر مزار شريف جشن بگيرند. من پس از گذراندن ۲۴ ساعت در کوتل سالنگ مجبور به بازگشت به کابل شدم و يک روز قبل توسط طياره به مزار شريف آمدم.

امروز روز اول سال ۱۳۸۶ است و مردم از هر گوشه کشور در اين شهر آمده‌اند تا با برافراشتن علم مقدس حضرت علی سال نو خورشيدی را آغاز کنند. امروز مزار شريف سرک‌‌ها، کوچه‌ها و چهار راه‌ها شاهد جنب و جوشی مرد و زن و اطفالی است که از خانه‌های شان برآمده‌اند. تدابير امنيتی ويژه از طرف نيروهای اردوی ملی و پوليس ملی گرفته شده بود. تدابير شديد امنيتی به اين دليل که در زمان طالبان اينگونه مراسم از طرف‌ آنها غيراسلامی و حرام دانسته شده بود.
از جمله شرکت‌کنندگان معاون اول رئيس جمهور کرزی، احمدضيا مسعود و اعضای پارلمان و مجلس سنا و برخی ديگر از مقامات دولتی بودند.

جشن نوروزی امسال رنگ ويژه به خود گرفته بود. خصوصا امسال که سال ۲۰۰۷ ميلادی سال مولانا جلال‌الدين بلخی ناميده شده است و اين موضوع بسياری را به اين شهر کشانيده بود. مهمانان زيادی از کشورهای ترکيه، ازبکستان، ترکمنستان، تاجکستان، روسيه و از برخی کشورهای اروپايی‌ آمده بودند. برعکس سال گذشته که جنده سخی يا همان علم مقدس به سختی برافراشته شده بود امسال با شليک چندين توپ، جنده به آسانی برافراشته شد و مردم راضی‌‌بودند که امسال سال نيکوی خواهد بود. بعد از فير توپ و برافراشتن جنده سخی، تمام مردم از صحن‌ها و ميدان‌های حرم حضرت علی به طرف علم مقدس هجوم آوردند و کوشش می‌کردند تا خود شان را به علم رسانيده زيارت کنند.
برخی هم بودند که کلاه، دستمال گردن و تار را به درون محوطه کوچک جنده سخی پرتاپ می‌کردند تا متبرک شده و بعد توسط کسانی که در در آن محوطه از علم محافظت می‌کردند به طرف جمعيت زيادی پرتاپ می‌شد که به دست صاحب اصلی‌اش نمی‌رسيد و در خيلی مواقع دست مال گردن و يا کلاه، به چندين حصه توسط چاقو بريده می شد و در ميان بيش از بيست نفر من حيث يک شی متبرک تقسيم می‌شد. صحنه‌های ديده می‌شد که بيش از ده نفر در کشماکش‌اند تا تکه‌ای از دستمال گردن را به دست بياورند. اين صحنه‌ها برای من بيشتر جنبه تفريحی و خنده را داشت که سخت مرا به خنده واداشت. و راستی هجوم، فرياد و ناله‌های کسانی که به طرف علم مقدس می‌دويدند برايم اندک تاثر آور بود و در آن لحظه عقلم به هر دری وارد شد به بن‌بست مواجه شد و قد نخورد. نميدانم کجا بايد جست اين راز را.

سال نو ۱۳۸۶ را به دوستان بسيار عزيزم آنهای که به من پیام نوشته‌اند و آنهای که از طریق امیل به من تبریکه فرستاده‌اند وخصوصا دوست تازه يافته‌ام نصرالله غفوری عزيز در جرمنی و بقيه دوستان در سراسر دنيا تبريک می‌گويم. اميدوارم سال نيکو و امن در کشور ما افغانستان عزيز باشد.
-------------------------- » » » ● « « « « --------------------------

نظرات


Saturday March 31, 2007 09:38 AM
1- سخيداد هاتف

سلام سهراب جان. تشكر از نظرت. برايت اي ميل خواهم فرستاد


Saturday March 31, 2007 12:48 AM
2- قانع زاده

سلام ! میتوانید شجره نامه خانوادگی در اروپا را در بند امیر ببینید...........


Wednesday March 28, 2007 09:50 PM
3- فيض

در وطن گر معرفت بسیار میشد بد نبود

چاره این ملت بیمار میشد بد نبود

این شب غفلت که تار و مار میشد بد نبود

چشم پر خوابت اگر بیدار میشد بد نبود

کله مستت اگر هشیار میشد بد نبود


Wednesday March 28, 2007 09:50 PM
4- فيض

در وطن گر معرفت بسیار میشد بد نبود

چاره این ملت بیمار میشد بد نبود

این شب غفلت که تار و مار میشد بد نبود

چشم پر خوابت اگر بیدار میشد بد نبود

کله مستت اگر هشیار میشد بد نبود


Wednesday March 28, 2007 08:29 AM
5- غرجستاني

سال که نیکوست از بهارش پیداست! ( تأملی بر چند رویداد)

در روزهای پایانی سال 1385 و آغاز سال 1386 هجری شمسی حوادث و اتفاقات شکل گرفت که نگاه ها و نگاره ها را به خود معطوف ساخت و تردید جدی پیرامون بهبود وضعیت امنیتی، سیاسی و اجتماعی کشور را به وجود آورد. فرایند این اتفاقات را می توان از دو زاویه ( حوادث مثبت و حوادث منفی) مورد مداقه قرار داده و به تحلیل گرفت:

سقوط چندین ولسوالی در ولایت هلمند بدست طالبان.
راه اندازی عملیات گسترده و غیر موفق برای پس گیری مناطق مذکور و شکست طالبان در این ساحات، توسط قوای ائتلاف و اردوی ملی.
تصویب طرح مصالحه ملی و عفو عمومی [جنایتکاران جنگی] توسط شورای ملی در قبال طرح عدالت انتقالی حامد کرزی.
اعلام آمادگی تاکتیکی گلبدین حکمتیار برای مذاکره و پیوستن به پروسه صلح و آشتی ملی.
همایش حمایت از طرح مصالحه ملی در استدیوم ورزشی کابل توسط رهبران جهادی و طرفداران آنها.
ربایش خبر نگار ایتالیایی و همکار افغان وی به همراه موتروان آنها.
آزادی خبر نگار غربی (مذکور) در قبال آزادی چندین فرد مهم و تأثیر گذار از قوماندانان طالبان و وابستگان آنان.
تشکیل جبهه موسوم به « متحد ملی» از سران مجاهدین دیروز و کمونیستان پریروز.
بازرسی منازل برخی از نمایندگان شورای ملی از جمله عبد الرسول سیاف توسط قوای خارجی و همکاران افغانی آنان.
برنامه انتقال زندانیان افغانی از زندان گوانتانامو به زندان پلچرخی کابل.
دوست خوب سلام! با مطلب بالا بروزم.


Tuesday March 27, 2007 03:19 PM
6- لوركا

دوست عزيز سلام،
وبلاگ عشق و آزادي به روز شده است. گزازشي از غرب كشور را مي توانيد در آن بخوانيد.
به اميد موفقيت شما


Tuesday March 27, 2007 01:07 PM
7- mirzai

سیمینار

شهید مزاری و مبا نی وحدت ملی

دوازده بهار را درغروب پیشوایی گذرکرده ایم که عطرکلامهای جاودانه اش، فضای آلوده وغبارگرفته ی زمانه ی مارا معطر کرده است؛ مرد استوار و برد باری که زمین سوخته ازجهل و استبداد مارا اعتبارمی بخشید و نسل تشنه کام وجوینده ی آزادی و آزاد گی را به خود اند یشی و جسارت رهنمون می گردید. به تجلیل ازنام بلند وبه بزرگداشت ازعروج آسمانی آن منادی مفاهیم سبز« عدالت » و« وحدت » ، رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری ، سیمیناری با عنوان « َشهید مزاری و مبا نی وحدت ملی » بمنظورتبیین اندیشه های سیاسی ـ اجتماعی آن شهید همواره شاهد، در کشور ناروی برگزار می گردد. شرکت علاقه مندان وهواخواهان عدالت و وحدت را از سراسراروپا گرامی میداریم. باشد تا با این همایش وحضور فرزانگان کشور، به غنا مندی گفتمان ملی، افزوده گردد.

13زمان: شنبه،31 مارچ2007، ساعت 20ـ

Nadderud Videregående skole مکان:

Gjønnesjordet 30
1356 Bekkestua

تلفن های تماس:

48144195/48201177/97751697/48214961

مهاجرین وپناهند گان افغانستان ـ مقیم نروژ


Email:
URL:
Tuesday March 27, 2007 12:15 AM
8- اذر

سهراب نازنين . ايا ميشود در مورد جنده توضيحي براي ايرانياني كه وبلاگ ترا ميخوانند بدهي ؟ ممنون ميشوم . ضمنا سال نو را براي شما و تمام مردم شريف افغانستان همراه با تندرستي . رفاه و دل خوش . ارزو ميكنم .


Monday March 26, 2007 11:37 PM
9- زهرا

سلام/سال نو مبارک باشه
سر سبزترین بهار تقدیم تو باد
آوای خوش هزار تقدیم تو باد
گویند که لحظه ایست روئیدن عشق
آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد
عيد نوروز بر شما عزيز مبارك


Monday March 26, 2007 08:58 AM
10- مرتضوي

سلام سال نو مبارک


Sunday March 25, 2007 10:33 AM
11- ازاد

سلام در باره محقق بدانيدكه...........


Saturday March 24, 2007 03:24 PM
12- لوركا

دوستان سلام،
سال نو به تمام شما مبارك باشد. وبلاگ عشق و آزادي به روز شده است. چند روزي اينجا نبودم و به انترنيت دسترسي نداشتم.
www.kabul.parsibox.com


Saturday March 24, 2007 07:50 AM
13- ع.پ

هييييييييي! سهراب جان! سال نو تبريك جانم. آن شبي كه خانه (د.ن) بوديم و سپس با موتر (ع.آ) گشتي در شهر كابل زديم خيلي زمان تير ميشه. نا رفيق! در همين يك شهر هستيم و لي از هم بي خبر حتا در سال نو هم يكديگر را نمي بينيم. به هر حال صد سال به اين سالها.


Friday March 23, 2007 03:26 PM
14- قانع زاده

سال نو مبارک ! تکه آخر نوشته ای شما جالب و قابل دقت ، قسمت کش گیرک در اطراف علم .
به همان وطنداران میشود گفت دو ، سه روز بعد بیایند به راحتی زیارت کنند !
تازه .......بگذریم.


Friday March 23, 2007 03:13 PM
15- پرخانه جافر خان

گزارش جلسه پارلمان چرسيانه//

سال نو به همه مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مکان: پسخانه پرخانه جافرخان//

زمان: شام غريبان//

اشتراک کننده گان:

خمار سنگهـ برادر کوچک خمار کمار نماينده اهل سکهـ و اهل هنود

گيلدي باي بچه کاکاي اکه مردان قل نماينده صفحات شمال کشور

چنارگل بچه ماماي ماما لندهور نماينده قوم پشتون

جمشيد تماشاگر بچه خاله افشين افشاگر نماينده قوم تاجيک

برگ علي چنداولي برادرک چرس علي چنداولي نماينده قوم هزاره

قدوس للندر و اسپ اش نماينده مردم افغانستان

تفداني نصوار ماما لندهور نماينده روشنفکران افغانستان

سخن گوي پرخانه :

چرسگرايان و چرسيوکراتان محترم ! جلسه امروز پس از اتحاف ادعيه بروح مرحوم جافرخان و به سر سلامتي جناب محترم جنرال صاحب ايساف خان شروع مي شود. محفل امروز به مناسبت مولفه هاي پارلمان چرسيانه افغانستان در پرخانه جافرخان ترتيب يافته است. خوب دوستان عزيز ! سخنران اول محفل امروز .............

در اين اثنا برگ علي با يک خيز مايکروفون را از دست سخنگوي پرخانه چور ميکند و آن را بطرف چرس علي برده مي گويد: سوخن ران اول شي بيرار کته خود مه يه! بسه هر سال هرسال حق و حقوق ماره اوغو و تاجيکو تلف موکونه. اقليتي! اقليتي! اقليتي! هرکي ماره موگه اقليتي، خودشي اقليته .... همو صفدر توکلي هم بد موکونه که موگه "همگي پک بيراريم" همگي مو هيچ پک بيرار نيستيم! بسه ديگه بيخي بسه! خيلي مظلوميت کشيديم تا قيامت خو حوصله نموشه . حالي هزاره که استه ده کول مردم دنيا بادار استه! ما هيچ بيرار کار نداريم ! ظولم و سيتم هم يک اندازه دره! هر کسه توخ موکوني بسر ما مردم فيلم "کابل ايکسپرس" پور موکونه! اينه لالا چرس علي چنداولي خودون شي به تنهاي خود اکثريت موشه.

پيش از آنکه مايک به دست چرس علي چندوالي داده شود، چنار گل چپلي ها را کشيده و پشت برگ علي مي دود. در همين اثنا شمله لنگوته اش در کمر برگ علي حلقه مي شود و مايکروفون به دستش مي افتد و مي گويد: زه خو پارسي نپوهيژم! دا هزاره گي سه وائي؟ اوس زما ماغزه گد ود شو، ولاهي په خرقه مبارکه قسم دي چه خپل توپک واخلم، تول هزاره گان قتل عام کوم. زه پخپله نر يم ، پشتون يم ، اکثريت يم. ولاهي که د چا پلار دا مايکروفون ما نه واخستل شي ... دا مايکروپون خپل مشر ورور ماما لندهور جان ته ورکوم چه دير شه غيرتي غيرتي خبري وکي ...

در اين وقت خون خمار سنگهـ به جوش آمده و بسر چنار گل خيز زده ميگويد : هري رام هري کرشنا ! هري رام هري کرشنا ! يه کيا حال هي، يه کيا چال هي ؟ يار! بهت هوگيا! بهت هوگيا! ديشوم ديشوم ديشوم ! يا تخت هي يا تابوت! هماري حقوق سب سي زياده پايمال هوگياهي. در مسال لوت گيا، هم خاموش رهي. دکانهاي زرگري لوت گيا هم خاموش رهي. علامه فارقه تطبيق هوگيا هم خاموش رهي. روتي کپرا اور مکان لوت گيا هم خاموش رهي . ديگه خاموشي کفر مطلق هي . يا تخت هي يا تابوت! ديشوم ديشوم ديشوم ! فعلن صرف اور صرف هندور اور سکهـ اکثريت هي باقي تمام اقوام اقليت هي. رام قسم پتان + تاجک = اقليت هي. هزاره + ازبک = اقليت هي . اقليت + اقليت = اقليت هي . فقط اور فقط هندو اکثريت هي اور سکهـ اکثريت هي. هندو + سکهـ = اکثيريتون کي اکثريت هي ... جي بولو ماتا جي کي ! جي ! ديشوم ديشوم ديشوم ! او بهايي! او خمار کمار بهايي! تم کها هو... تم کها هو . يه مايکروفون ليلو اور بهت اچا حق به حقدار کرو ...

ديگر طاقت گيلدي باي طاق شده و مايکروفون را از دست خمار سنگهـ بشدت بيرون مي کشد و دفعتاً شروع ميکند: اوهو ! هندوي کافر! نباشه! سکهـ لامذهب ! خيريت؟ خيريت؟ خيريت؟ حالي پير و مذهب تان بياب و بيعزت بيلدينگ . افغانستان خو شار خربوزه نه قلين. افغانستان قوم ازبک لر اصلي آبائي و اجدادي منطقه قلدينگ. صفحات شمال ده دوران امير عليشير نوائي پايتخت علم و فرهنگ قلدينگ . اکثريت و اقليت خو کدام گپ پت و پيچيده نه بولميسيز. هندو + سکهـ + تاجک + پشتون + هزاره = هنوز هم کمتر از اقليت .... // شار چور خو نه قلدينگ. ازبک = اکثريت لر اکثريت // ازبک + ترکمن = مافوق اکثريت . اکه مردان قل! اي اکه مردان! طبيعت يخشي؟ اينه مايکروفون مثل بز مسابقه بزکشي به دايره حلال خدمت شما لر تقديم قلينگ. سخنراني نغز فرمائينگ...

جمشيد تماشاگر که سگرت بلب دارد با فرهنگ عميد دست داشته اش به فرق گيلدي باي کوبيده و او را نقش زمين مي سازد . بعداً مايکوفون را برداشته مي گويد: خواهش ميکنم! يک کمي نزاکت ادبيات و فرهنگ را مراعات کنيد. همه شما اقوام و مليت هاي عقبمانده و قبيله گرا تشريف داريد. در سرزمين آرياناي بزرگ و در خراسان بزرگ نه براي پشتون و ازبک جائي وجود داشت و نه براي هندو و سکهـ و هزاره. اين خاک پرافتخار از تاجيک بود از تاجيک است و از تاجيک خواهد بود . من مثل شما بي فرهنگ ها صحبت هوائي و بي سند نمي کنم. در صفحه 420 فرهنگ عميد در رديف حرف "ت" مراجعه کنيد و ببينيد که در مقابل واژه تاجيک چي نوشته است: تاجيک به معناي اکثريت، بشترين و زيادترين . حالا شما برويد و رديف حروف مبتذل الف، پ، ت، س، ه گردک و هـ دوچشمه را باز کنيد و ببينيد که چه نوشته است: ازبک = اقليت / پشتون = اقليت / ترکمن = اقليت / سکهـ = اقليت/ هزاره = اقليت / هندو = اقليت / خلص همه آنها به معناي اقليت ... حالا براي اينکه ثبوت قوي تر براي تان نشان داده باشم، مايکروفون را به پسر خاله بزرگوارم جناب افشين افشاگر تقديم .....تقديم .... تقديم .... اوهو اين چه بي نزاکتي است ... قدوس للندر ... قدوس للندر ... کجا بردي مايکروفون را ...؟

قدوس للندر بر اسپ خود سوار شده و چارنعل هر طرف ميرود و فرياد ميکشد: چو چو چو ! اسپ بيصاحب! چوچوچو حيوان بيزبان ! چوچوچو که شرف داري بر سر سخنگويان قرتکي و فرتکي و جرتکي .... چوچوچو ! اسپ بيصاحب ! چوچوچو که افتخار پرخانه جافر خان استي ....

در يک گوشه گک پرخانه چند نفر در زير پاي افتاده و زير مشت و لغت آخ و واخ ميکنند. بياييد ببينيم که چه کس چه کسي را لت و کوب ميکند و چه ميگويد:

ماما لندهور چنار گل را چپه کرده و در حالي که با تلي چپلي هاي خود بدهانش کوبيده مي رود، ميگويند : کينه! لوده! دغه دي! مايکروفون والا! دغه دي اکثريت والا ! اوس دي خوله در ماتوم. اوس توبه در باندي وايم! مردار خوره! پرخانه جافر ستا لپاره ندي. رنگ دي ورک شه!

چرس علي چنداولي برگ علي را چپه کرده و در حالي که همراي پوش کست فلم "کابل اکسپرس" بدهانش کوبيده مي رود، ميگويند : قد شي ره توخ کو! قواري شي ره توخ کو! بيني ازموره ده پيش کلاناي پرخانه بريده. دو تا کو! دوتا کو. رنگ نجيس تو ده گور موشه....

خمار کمار آقاي خمار سنگهـ را چپه کرده و در حالي که ديشوم ديشوم کرده او را بکس کاري ميکند ميگويند: سالا! اولو کا پته! چور پاگل ! هري رام اور هري کرشنا تمهاري کمر دوقات کري. اري او بي وقوف ! افغانستان بالکل مثل پرخانه جافر خان هي. يها اکثريت اور اقليت کوچ نهي. يه سب فضول هي. افغانستان اي ميري پياري وطن هي . اي ميري پياري چمن هي .

افشين افشاگر جمشيد جان تماشاگر را چپه کرده و در حالي که با فرهنگ عميد در دهانش کوبيده مي مي رود، ميگويند : اي بي شعور! زدي نام و نشان ماره در پرخانه جافر خان بدنام کردي. اقليت و اکثريت چي ؟ او بيحيا؟ حيف چرس! حيف چلم! حيف نصوار که بدست شما واري آدمهاي بي همه چيز مي افتد ....

در ختم محفل ماما لندهور طبق معمول بطرف تفداني خود مي رود و در حالي که نصوار پل متک خود را در دهان تفداني خالي ميکند، از خواننده گان پرخانه جافر خان مي پرسد: بيرادرجانا او همشره جاناي ويبلاگي! اسلاماليکوم ! ولاهي همي فکر ما يک ذره پريشان واري استن . شوما يک بار ده همو قسمت بالاي بالاي صفحه سيل کنين که همي تفداني ما نماينده کدام طبقه مردم بودند تا ما بفامييم که نصوار خوده ده جاي صحيح توف کديم يا باز ده کدام جاي غلط توف کديم !!!


Friday March 23, 2007 12:06 PM
16- احمد

ما تاجك: لطف نموده از حرفهاي زشت در اين ايام بگذريد تا اين روزهاي كاغذپيچ نوروز را بدون آزردگيهاي شخصي يا فردي جشن بگريم. انتقاد شما در مورد خبر سهراب محترم بجا نيست و اين انتقاد بيشتر به خود شما منعكس ميشود. به هر صورت حال نوروزي را حفظ كنيد.


Email:
URL:
Friday March 23, 2007 11:51 AM
17- ما تاجيك

سلام دوست عزيز گب راستي را شما گفتيد به راستي كه اخلاق مهم است
اما تحمل حرف بوچ و بي سروته آدم را ديوانه ميكند
امروز ما و همه جهان كاظم كاظمي را ميشانسد اين ابله به او توهين ميكند به جامعه مدني به خاطر اينك برايش فضاي مجاني نداده اند توهين ميكند نميدانم كه كه خوش شان ميايد
گزارش سفر هاي اين لوده را بيبينيد اين همه بول را از كجا ميكند
معلوم است كه اين هم مثل بشر دوست يكي از حاسوس هاي ديوانه است
و به خالق خود نيز وفادار نيست (بنام كريم ...... نعوذ باالله ")
خوب روزي بشيمان خواهد شد
اما خوب است در طفلي توبه كند


URL:
Friday March 23, 2007 09:17 AM
18- فردا

جعفر جان براي تبريك گفتن سال نو لنك نگذاشتي كه خداي ناخواسته از علاقمندان ويبلاگيت آزرده نباشي...خوب، برادر، سال نوت مانند بهار سبز باشد.


Email:
URL:
Friday March 23, 2007 09:07 AM
19- احمد

ما تاجك، هر كس كه هستي تاجك استي يا پشتون و يا هزاره، اول اخلاق مهم است. و بعد، هيچ. راستي...سال نو به همه مبارك.


Email:
URL:
Friday March 23, 2007 04:42 AM
20- آزاد

با سلام ..دوست گرامی..
سال نو مبارک...سال نیکویی را برای شما آرزومند هستم....اگر اجازه دهید لینک شما را در وبلاگم قرار دهم ....به امیددیدار...آزاد...