اهانت اسپنتا به هزاره ها
February 06، 2010
من این مقاله علی امیری را خواندم و به شدت مرا تکان داد. اسپنتا در آخرین روزهای وزارتش گفته است که او تاوان آوردن هزاره ها را در وزارت خارجه می دهد. تحقیر از بیشتر؟
برای دانشجویانی که در کابل از پس اسپنتا راه میرفتند، پیشنهاد می کنم مقاله را برای حداقل یک بار هم شده بخوانند. اسپنتا با نام و نشان روشنفکری وارد افغانستان شد. برای اولین بار اسپنتا را بر مزار غبار و محمودی دیدم. در سخنرانی کوتاه و تا حدی بی ربطش به احمدشاه مسعود تاخت و از او بنام سنگ فروش و قاچاقبر سنگ یاد کرد. محب بارش هم بود و هر دو درافتادند تا سرحد دشنام.
از همان روز به بعد من روی اسپنتا شک داشتم که آدم با درایت و قابل اعتمادی باشد. او بارها بر کلمه گله و تشبیه مردم را به گله مضحکانه تاکید میکرد. هرچند این بحث را میگذارم به فرصت دیگر تا روی این قضیه مفصل صحبت شود. اما اکنون مهمتر از همه این است که نوشته امیری را به دقت بخوانید و رویش فکر کرد.
و بعد مهمتر از همه اینکه نوشته اسد بودا را بخوانید که سالها پیش با این نوشته دروغ های اسپنتا افشاء شد و بعد از جنب و جوش های روشنفکری نمایی که در کارته سه و دانشگاه کابل راه انداخته بود، یکدم سقوط کرد.
سالک طریقتِ آدورنو یا خادم دولتِ لیبرال؟ اسد بودا
اسپنتا: قبای روشنفکر بر قامت دیوان سالار. علی امیری
و این مطلب را هم پیشنهاد می کنم که اسپنتا از احمدشاه مسعود بارها بنام سنگفروش یاد می کرد. این مطلب از متن سخنرانی اش گرفته شده است.
اسپنتا: احمدشاه مسعود سنگفروش بود


9 نظرات شما:
سلام
ای ما میگم "نر" است
تو میگویی بدوش
بابا قلبت کار نمیکند نه یک دفه نه شش دفه
هموطن گرامی ! ازنوشته های زيبا وپرمعنای شما تقديرميکنيم وازشما دعوت ميکنيم آخرين اخباروحوادث وگزارش های خبری درمورد مسيرمهاجرت هموطنان ما به کشوراندونزيا رادروبلاگ " مهاجرت به استراليا " بخوانيد . منتظرقدم ها ونظرات سبزشما دروبلاگ هستيم
با سلام
مقاله ی امیری نکات جالبی داشت ( گر چه او تقریبا هیچ نقطه ی روشنی در اسپنتا نیافته بود). اما من نمی دانم چرا شما از آن سخن اسپنتا در مورد هزاره ها این قدر تکان خورده اید. او فکر می کرده که به محرومیت زدایی سیاسی از هزاره ها کمک کرده و بعد گفته که هر کس این کار را بکند چوب اش را می خورد. مغز سخن او ( جدا از این که او خدمتی کرده باشد یا نه) فاش کردن این واقعیت است که همراهی با خواست های حتا عادلانه ی هزاره ها برتری طلبان قومی را به واکنش منفی بر می انگیزد.
شادکام باشی.
نسیم عزیز! سخیداد گرامی درست میگویند. از گفته اسپنتا چنین برداشت میشود که وی بخاطر اینکه هزاره ها و زنها را در چوکات وزارت خارجه مقرر کرده است ملامت شده و وزارت را از دست داده است. اینکه اسپنتا آدم خوب است یا بد من نمیدانم. ولی نوشته امیری و ایراد شما درینمورد کاملآ بیمورد است. اگر شما یک بار دیگر مقاله امیری را بخوانید متوجه این موضوع میشوید. کامگار باشید. کربلایی
فکر کنم نظر هاتف منطقیتر است.در رابطه با تبعیض قومی دو مشکل است. یکی خود همین تبعیض و ستم است. دوم اینکه کسی نمیتواند از وجود این ستم سخن گوید. این مشکل دومی کمتر از اولی مهم نیست. مساله تنها در این نیست که قدرت سیاسی/دولتی حاکم نمیگذارد که کسی از وجود این ستم حرفی بزند که همینطور هم است. بلکه مشکل در اساسات "فکر افغانی" و "ذهن اففانی" است. مثلا حتی روشنفکرترین های افغانی حرف زدن در مورد وجود ستم و نابرابری ملی راتابو میشمارند. از این زاویه اگر دیده شود، سپنتا نه تنها که گپ بدی نزده است که خیلی خوب و بجا هم گفته است.
نکته یی که در مقاله ی امیری است یک چیز است: اسپنتا آن چیزی که می گوید نیست، و آنچه که هست نمی گوید. او هیچ هزاره یی را به وزارت خارجه نیاورده است؛ بلکه هزاره ها با دادن یک امتحان ملی برنده شده اند و به آنجا رفته اند.
سخیداد هاتف هم از کسانی است که اسپنتا و اخگر برایش از خدایان اندیشه است!! و از سوی دیگر هیچگاه حاضر نیست حق گویی درباره هزاره ها را بر دوستی با پشتونها و تاجیک ها ترجیح بدهد - یک جاغوری تیپیک.
این اقای هاتف خود یکی از طرفداران اسپنتا است چه میگی.
بلاخره این یک رویداد تاریخی در حال رشد است آنها نمیتوانند با سیل عظیمی از فکرها و تفکرات بیدار مردم هزاره مقابله کنند و باید با سعی و تلاش انتقام عقب ماندگی هایی که در گذشته شده بگیریم اسپنتا و هر انسان بیشعور دیگری در هر مقامی نمیتوانند در برابر فکری که در برابر قوم خود مسول است مقاومت کند.
موفق باشید
ارسال يک نظر