چرا تلویزیون بی بی سی فارسی برنده جایزه می‌شود؟

January 20، 2010

در یادداشت قبلی بیشتر در مورد ساده‌لوحی‌ها و به بیان دقیقتر اغراق‌های بی‌بی‌سی فارسی در مورد بینندگان تلویزیونش در دو کشور فارسی زبان؛ افغانستان و تاجیکستان بحث کردم. اما در این یادداشت بیشتر به مسایل می‌پردازم که مستقیما متوجه 70 میلیون جمعیت فارسی زبان در ایران است. جمعیتی پویا، زنده و پرتلاش اما سرخورده و منزجر از وضعیت حاکم. بی‌بی‌سی فارسی به چنین بینندگانی ضرورت دارد نه افغانستان که مردمش نه توان خرید تلویزیون را دارند و نه هم خرید ماهواره را و نه هم انگیزه رسانه‌ای دارند. هم چنین تاجیکستان که شرایطش کاملا فرق دارد. کشوری که فارسی صحبت می‌کنند اما به زبان سیریلیک می‌نویسند و به زبان روسی هم صحبت می‌کنند. صدها کانال تلویزیونی از کشورهای همسایه جمهوری سابق شوری را هم در دسترس دارند. گرچند افغانستان تا حدی غنیمت است برای بی‌بی‌سی فارسی. اما حرف بر سر این است که بی‌بی‌سی فارسی چقدر موفق است در کارهای شان، با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کند و چرا به ضعف‌های شان نمی‌پردازند.

برمی‌گردیم به همان صفحه نظرخواهی بی‌بی‌سی که در نخستین سالگرد تلویزیونش از بینندگان نظرخواهی کرده بود. این پاراگراف را من از متن نظرخواهی بی‌بی‌سی برداشتم، دقیق بخوانید:

"این شبکه برنده جایزه "واضح ‌ترین پوشش یک حادثه خبری" سال 2009 به خاطر پوشش انتخابات ایران از سوی اتحادیه رادیو و تلویزیون های بین المللی شده است. همچنین تلویزیون فارسی بی بی سی جایزه ماهواره هات برد را به عنوان "بهترین کانال خبری" سال 2009 از آن خود کرده است."
حالا اگر از فارسی زبانان ایرانی پرسیده شود که وقتی این جمله را می‌خوانند: "تلویزیون فارسی‌ بی‌بی‌سی برنده جایزه واضح‌ترین پوشش یک حادثه خبری سال 2009 شد" چه حسی خواهند داشت؟ آنان چوب و چماق خوردید، خیابانها ریختند، زندانی شدند، کشته شدند، صدها تن ازمعترضین به زندان‌ها انداخته شدند، صدها تن دیگر هنوز گمند و آنان بودند که صدای شان را به گوش جهانیان رساندند، و دنیا را تکان دادند. با گوشی‌های موبایل شان عکس و ویدیو گرفتند و از صحنه‌های تظاهرات و از دلخراش‌ترین صحنه‌ها تصویر برداشتند و به انترنت پخش کردند که بر آنان چه می‌گذرد و چرا دست به چنین انقلابی زدند و خواست شان چیست.
هرکدام از آن ویدیوهای که توسط معترضین در انترنت نشر شده است خبراست. حالا شاید یکی پیدا شود و از بی‌بی‌سی فارسی بپرسد این واضح‌ترین پوشش چیست که بی‌بی‌سی ازش جایزه ‌گرفت؟ آیا کسی از بی‌بی‌سی و از صادق صبا مسئول بی‌بی‌سی فارسی در هنگامی که جایزه را در ونیز ایتالیا گرفت ازش پرسید، آقای صبا این جایزه را برای چه گرفتی؟ این واضح ترین پوشش چه بوده؟

احتمالا جواب آقای صبا این خواهد بود که بلی، ویدیوها و خبرهای که از ایران به انترنت پخش می‌شد ما آنرا دوباره در تلویزیون مان واضح‌تر نشر کردیم. بعد شاید یکی می‌پرسد،‌ آقای صبا این تلویزیون فارسی‌ بی‌بی‌سی که روی سیگنال‌هایش پارازیت پخش میشه، در ایران کسی نمی‌تواند این تلویزیون را ببیند این "واضح‌ترین پوشش" را کیها دیدند؟

بعد بی‌بی‌سی چطور برنده اعلام شد؟ وقتی بیننده این تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی، فارسی زبانان ایران است و آنان هم که نتوانستند تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی را مشاهده کنند، کی به این تلویزیون رای داد و کیها این "واضح‌ترین پوشش" را نگاه کردند و بعد آن کارشناسان غیرفارسی زبانان چگونه دریافتند که تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی واقعا "واضح‌ترین پوشش" داشته که متاسفانه آنهم نتوانسته مخاطب احتمالی اش را پیدا کند.

بیننده آگاه باید متوجه این ظرافت‌ها باشند. ممکن است سازمانی که به تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی جایزه دادند سنجش درست نداشتند. اما برنده اصلی آنانی هستند که وقتی در خیابان‌های تهران با موبایل شان داشتند فیلم و عکس می‌گرفتند باتوم خوردند، یا کشته شدند و یا روانه زندان شدند. برنده این جایزه "واضح‌ترین پوشش" شبکه‌های اجتماعی آنلاین ایرانیان و صدها وب‌سایت و وبلاگ‌های دیگر. اگر این جایزه به چند فعال رسانه‌ای و شبکه‌ آنلاین فارسی زبان داده می‌شد شاید بهتر می‌بود. شاید این جایزه کمکی می‌شد برای گسترش و رشد جامعه آنلاین فارسی زبانان ایران. شاید آنان بیشتر می‌توانستند با فیلترنگ مبارزه کنند و شاید می‌توانستند کارهای جدی‌تری در زمینه اینترنت بکنند. شاید این جایزه انگیزه خوبی بود برای آن عده کسانی که هنوز دسترسی به انترنت ندارند و نمی‌توانند صدای شان را به گوش جهانیان برسانند. شاید این جایزه به جامعه آنلاین فارسی زبانان کمک می‌کرد. اما بی‌بی‌سی برای چه و چرا این جایزه را می‌گیرد؟

این متن از صفحه بی‌بی‌سی فارسی و از مطلبی در مورد دریافت جایزه گرفته شده است:
صادق صبا رئیس بخش فارسی بی بی سی در این مراسم که شامگاه جمعه در شهر ونیز ایتالیا برگزار شد حضور یافت و این جایزه را دریافت کرد و گفت."این جایزه نشان می دهد که بی بی سی فارسی به چه جایگاه مهمی در رسانه های جهانی دست پیدا کرده و چقدر اخبار بی بی سی دقیق، مطمئن، بی طرف، حرفه ای و عاری از غرض است. دنیای خبری رسانه های جهانی این نکته را هر چه بیشتر به رسمیت می شناسد."
شاید خنده تان بگیرد از جمله بالا. شبکه‌ای که یک سال ازش گذشته و هنوز کسی نمی‌تواند این شبکه را در ایران ببینید، آقای صبا می‌گوید، این شبکه جایگاه مهمی در رسانه جهانی دست پیدا کرده باشد. یعنی چه؟ وقتی این شبکه برای مخاطبانش هنوز قابل دسترسی نیست و فیلتر شده است و نمی‌تواند با مخاطبانش رابطه ایجاد کنند، چطور ممکن است جایگاه مهمی در رسانه‌های جهانی یافته باشد؟ ممکن بود آقای صبا باید در اینجا در مورد پارازیت و مشکلات تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی اشاره می‌کرد که دولت ایران ایجاد کرده است. شاید به فعالیت‌های اجتماعات جوانان بیدار ایرانی در انترنت.
فکر می کنم ساده‌لوحانه است که اینقدر زود قضات کرد: "چقدر اخبار بی بی سی دقیق، مطمئن، بی طرف، حرفه ای و عاری از غرض است."

به این کلمات دقت کنید: دقیق، مطمئن، بی‌طرف، حرفه‌ای و عاری از غرض. گویا این‌ها همه خصوصیت‌های تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی در یک سال گذشته بوده و آنهم در یک گزارش که برنده اعلام شده است.

در مورد حرفه‌ای بودن شان شکی نیست اما ممکن است بی‌بی‌سی بی‌طرفی را رعایت نکرده باشد. چون قرار بر این است که باید یک شبکه خبری، رویدادهای خبری را انعکاس دهند. آنهم در زمانی صورت می‌گیرد که خبرنگار در صحنه حاضر باشد. البته معلوم است که بی‌بی‌سی مشکل دارد و خبرنگارش نمی‌تواند در ایران باشد که این باعث شد به باز نشر مطالب از انترنت اکتفا کردند. اما بی‌بی‌سی از کجا می‌داند تمام آن خبرها جزء حقایقند؟ بی‌بی‌سی از کجا مطمئن است که بازنشر تصاویر و اخبار فرستاده شده در انترنت مشکلات که فراروی جنبش سبز است را دوچندان نمی‌کند؟ بی‌بی‌سی از کجا مطمئن و دقیق است که به نحوی طرفداری از جنبش سبز را نمی‌کند و به براندازی نظام آخوندی کمک نمی‌کند؟ این بی‌طرفی یعنی چه؟ کارهای بی‌بی‌سی فارسی خود گویایی این است که مخالف نظام است و حامی جنبش سبز. این در نفس خود خوب است اما رسالت رسانه این نیست و این "عاری از غرض" چه معنی دارد؟ البته شکی نیست که بی‌بی‌سی فارسی ناخودآگاه در این مسیر افتاده باشد. یعنی هیچ راه جز این نداشته است که از جنبش سبز حمایت نکند. هرچند سیاست‌های دولت بریتانیا نسبت به ایران تغییر کرده است و بدون شک پالیسی خارجی دولت بریتانیا هم روی این تاثیرگزار بوده است. اما بی بی سی هرگز از آشوب‌های خیابانی که ضرر رساندن به اماکن عمومه و جایداد‌های شخصی افراد منجر شد چیزی نشر کرد. این در حالی بود که تلویزیون های دولتی ایران از پخش تصاویر مخالفانش کم نیاورد اما پخش آن تصاوی در بی بی سی فارسی نادر بود، چرا؟ اینها جزء حقایق بودند که تلویزیون فارسی بی بی سی هر دو را در کنار هم می‌گذاشتند.

مطالب مرتبط به موضوع:

چرا بی بی سی فارسی را نقد می کنم؟
ساده لوحی بی ‌بی‌ سی فارسی در باره افغانستان و تاجیکستان
تناقض در خبر بی‌ بی ‌سی

نکته مهم: در این یادداشت به من رای دهید تا کارها رونق بخشد.

2 نظرات شما:

صحرا کریمی ۲۰ ژانویهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۱۲:۱۴  

آقا شما خودتان را عصبانی نکنید... دنیا اینطوری هست و عصبانیت من وشما گره ای نمی گشاید...

ناشناس,  ۲۳ ژانویهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۲۷  

نظر شما ئمحترم ولی ما همه bbc را در ایران میدیدیم ، به تازگی در ایران فیلتر شده ولی مردم از طریق ماهواره کاملا دنبال میکردند bbc رو.
اما در مجموع کاملا درست بود ، bbc با این لفظِ :"بی طرف " بیشتر خودشو مضحکه میکنه !
چون bbc=دولت انگلیس ،
و این یعنی اعتباری به آقای صباو دارو دستشون نیست !!!

ارسال يک نظر

لطفا آنچه مربوط به یادداشت می شود بنویسید. کامنت‌های نامناسب پاک خواهد شد.


کليه حقوق اين سايت متعلق به نسیم فکرت است.هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ مجاز نيست .