تبعیض نژادی در میدان هوایی بین‌المللی کابل

February 24، 2009

در میدان هوایی بین‌المللی کابل هستم و اندکی ناراحت. یکی پیدا می‌شود مرا درک کند. یکی پیدا شود، حداقل به این حرف‌هام گوش دهد. من درد دارم. باور کنید درد دارم. من چندین بار بیرون از افغانستان، پاکستان، امارات عربی و اروپا سفر کردم اما هر باری آمدم، با آدم‌های که به اصلاح آمرین (یا صاحب منصب) کنترل و بررسی دخول و خروج مسافرین‌اند با مشکل برخوردم. شاید بگوید که نسیم خودش مشکل آفرین است اما نه، حداقل در اینجا نیستم و بسیار هم عاجزم. این چندمین باری است در بخشی که پاسپورت‌ها را در حین خروجی بررسی می‌کنند و مهر خروجی را می‌زنند، مرا اذیت می‌کنند. پاسپورتم هیچ مشکلی ندارد. یک سال می‌شود که از وزارت داخله گرفتم و سه سال وقت دارد. اما میدانید مشکل در کجاست؟

در صفحه‌ای که عکسم است، روی آن عکس یک پلاستیک نازک کشیده شده است. ظاهرا این پلاستیک ایمنی است که از جعل کاری جلوگیری می‌کند. پس این صفحه باید زخیم‌تر از دیگر صفحات باشد، درست؟ اما میدانید، من هرباری که آمدم، آدم‌های که در میدان هوایی کابل، پاسپورتم را بررسی کردند، همین صفحه را مشت و مالی (مچاله) کردند. پاسپورت هیچ کسی به این شکل بررسی نشد به غیر از من و یک مرد جوانی که نمی‌توانست به دری حرف بزند بلکه به زبان پشتو حرف می‌زد - که بعدا گفت از خوست است و می‌رفت دوبی – این طوری بررسی شد. از او پول می‌خواست اما نمیدانم از من چه می‌خواست. ولی می‌دانید، به این دلیل که من هزاره‌ هستم، پاسپورتم اینگونه در دست این مامور کنترول بخش خروجی میدان هوایی کابل مچاله می‌شد. حالا من ماندم، آیا می‌توانم با این پاسپورم به اروپا برسم یا خیر. چون صفحه‌ای که عکسم است، مچاله شده است و مثل یک کاغذ کهنه و فرسوده‌ای که فکر کنی، از سطل زباله گرفته باشی می‌ماند. من از این بابت هراس دارم که با این پاسپورت دچار مشکل نشوم. من به آن مامور گفتم که به والله من ده‌ها دوست شریف شمالی و پنجشیری دارم، خواهش می‌کنم به خاطر همانها هم شده ، مرا به خاطر هزاره‌ بودنم، با من اینطوری برخورد نکن. اما او مرا تهدید کرد که می‌تواند پاسپورتم را از من بگیرد و مرا از سفرم باز دارد.

آیا فکر می‌کنید با یک خوستی، گردیزی، قندهاری، بامیانی و دیگران که همه در راه آزادی این کشور خون دادند و برای گرفتن حق شان سالها مبارزه کردند، باید اینطوری برخورد شود؟

من جگرم خون است و نمیدانم چه وقت می‌توانیم اینگونه کینه‌های نژادی را از ذهنها برطرف کنیم. نمیدانم کی‌ میشود، کسی به خاطر قیافه، رنگ ، نژاد و منطقه در افغانستان مشکل نداشته باشد. میدانم شما مرا به نژاد پرسی متهم می‌کنید اما من این را می‌نویسم و این درد من است که این چندمین باری است که با آن دست و پنجه نرم می‌کنم.

امیدوارم قبل از اینکه مرا به نژاد پراستی و راسیستی محکوم کنید، یک بار بی‌طرفانه قضاوت کنید و با خود بگویید: نسیم با قیافه هزاره‌گی اش یک طرف، مرد پنجشیری و یا کسی که پاسپورت‌ها را بررسی می‌کند و مهر خروجی را به پاسپورت‌ها می‌زند به یک سو، رفتار توهین‌آمیز و راسیستی آن مرد نسبت به مسافرین هم در سوی دیگر و حق یک انسان نه یک شخص از قوم هزاره و یا تاجک، پشتون در سوی دیگر. حالا قضاوت کنید و ببینید به کدام نتیجه می‌رسید.

Read more...

تجاوز 12 نفر به دختر 12 ساله در کابل

February 04، 2009

با شنیدن این خبر چه حالی به شما دست می‌دهد؟ تعجب از اینکه 12 نفر چطور توانسته‌اند تصمیم بگیرند، به دختر 12 ساله تجاوز جنسی کنند؟ تعجب از اینکه دختر 12 ساله چطور زنده مانده است؟ دچار شوک می‌شوید هان؟ شوک از اینکه چنین عمل وحشیانه و غیرانسانی در افغانستان، در جایی که دقیقا دو هفته قبل از این حادثه، دو نفر به جرم خوردن روزه، توسط دستگاه قضایی افغانستان به شش ماه زندان محکوم شدند؟ در چنین جامعه سنتی و مذهبی که مردم دیدن کتف عریان زن و زنان سرلخت در تلویزیون و فیلم‌های هندی را گناه می‌دانند و بعد در ماه مبارک رمضان بصورت دست جمعی به دختر 12 ساله تجاوز می‌کنند؟ شما از چه شوکه می‌شوید، از اینکه یک مسلمان انتحاری در کابل سه نفر به شمول خودش را از بین می‌برد؟ از اینکه در یک بامباران آمریکایی بر مرکز طالبان که منجر به کشته شدن نزدیک به 90 نفر شد که مطمئین اکثرا طالبان بودند؟

خشم از اینکه این جنایت‌کاران را رئیس جمهور کرزی می‌بخشد؟
عجیب است. در کشوری که رئیس جمهورش اخیرا دو متجاوز جنسی را در ولایت سمنگان بخشید، بیش از این چه انتظار از این جامعه، مردم و رئیس جمهورش داشته باشیم؟ شاید از رسانه‌ها شنیده باشید که کرزی دو متجاوز را عفو کرد. این خبر در روزنامه اندیپندنت انگلستان به نشر رسید. اندیپندینت، می‌نویسد:

"رئیس جمهور افغانستان، حامد کرزی، دو متجاوز جنسی را که به زنی در ولایت سمنگان تجاوز کرده بودند فرمان عفو صادر کرد. سارا (زنی که مورد تجاوز قرار گرفته است) و خانواده‌اش زمانی از فرمان عفو باخبر شدند که متجاوزین را در قریه شان دیدند. دلاور شوهر سارا می‌گوید: همه شوکه شدند، وقتی دیدند این دو نفری که چند روز پیش از طرف دادگاه محکوم به جزا شده‌ بوند و حالا آزادانه گشت و گزار می‌کنند. ادامه این خبر را روزنامه اندیپندنت بخوانید. در آنجا گفته شده که کرزی با این دو متجاوز چه رابطه‌ای داشته است".

در کشوری که یک روزنامه‌نگار و یا نویسنده‌ای به جرم خواندن نوشته‌ای از اینترنت توسط دستگاه قضایی به اعدام محکوم می‌شود، در کشوری که حق خواندن و گفتن را اینگونه از آدم می‌‌گیرد و بعد همین قاضیان، کسانی که خود شان را بانی و محافظ اسلام می‌دانند و داد از اسلام و قرآن می‌زنند، در برابر دو حادثه‌ اخیری که در طی دو هفته اخیر دو دختر بچه خردسال را در ماه رمضان مورد تجاوز قرار می‌دهند اما آنان اینگونه خاموشی اختیار می‌کنند. می‌بینید؟ همین اسلام‌گرایان، چند روز پیش، مسوده‌ای را به پارلمان کشور ارائه کردند که در آن پوشیدن پیراهن آستین کوتاه، داشتن موی دراز، قدم زدن دختر و پسر و رقص در مجالس و جنش را منع کرده‌اند. همین شورای علما و همین آدم‌ها این مسوده را نوشتند، امروز در کجایند که به فریاد این بینوایانی برسند که در طی هفته گذشته مورد تجاوزی قرار گرفتند که قرار است آستین کوتاه نپوشند و در مجالس رقص هم شرکت نکنند.

آدم دچار وحشت می‌شود در این جامعه. دیگران بی‌جهت به افغان‌ها وحشی خطاب نمی‌کنند، حتمن چیزی دیدند. نمونه‌ها هم این‌هاست. به دختر بچه خردسال تجاوز کن و بعد رئیس جمهور فرمان عفو صادر می‌کند.

نمیدانم، من مخم هنگ کرده است. یکی پیدا شود، به ما بگوید چه وقت آدم می‌شویم. بی‌جا و بی‌جهت جوک نساختند که وقتی یک افغان در برابر خدا قرار گرفت و ازش پرسید، چه وقت آدم می‌شوم. خداوند، زار زار گریست و سرانجام گفت تا تو آدم میشی، من مرده‌ام.

Read more...

کليه حقوق اين سايت متعلق به نسیم فکرت است.هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ مجاز نيست .