گرامی بداریم مهاتما گاندی را
December 02، 2009
با اجابت به بزرگی او، به قداست او، به اندیشه والایش ـ امروز را بنویسم به یاد او. یاد او را گرامی بداریم مثل یک مظهر پاک، یک ناجی بشریت و الوهیت. امروز دوم اکتبر سال 2009، 140مین سالروز تولد ناجی قرن بیستم "مهاتما گاندی" است. گوگل به احترام آن بزرگمردی هندی
، با جابجایی حرف اول گوگل "G" با عکس آن بزرگمرد تولد او را جشن گرفته است. مردی که عمرش را فدای رسیدن به حقیقت "ساتیاگراها" کرد، در مقابل استعمار ایستاد و تبسم کرده گفت: " دوست دارم اسلحه را زمین بگذارید چرا که کمکی برای حفظ جان و انسانیت شما نمیکند. با سلاح برداشتن و وارد جنگ شدن هیتلر و موسولینیها را دعوت میکنید تا وارد کشور شما شوند و داشتههایتان را به یغما ببرند. اگر این آقایان محترم تصمیم بگیرند کشورتان را اشغال نمایند آنها را پس میزنید. اگر شما را در بیطرفی خود رها نکردند آنگاه زن و مرد و کودک از خاک خود دفاع خواهید کرد واجازه نخواهید داد به اهداف خود برسند."
منطق گاندی، مانند تیزی شمشیر بود، نه گفتن در برابر بیعدالتی و نابرابری بود. او زیست و گفت و درد کشید. او سراسر امید داشت و مصممانه به جلو میرفت. او میدانست بیعدالتی روزی پایان خواهد یافت البته او این را میدانست و با خون و پستش درک کرده بود. آنجا که میگوید: " وقتی ناامید میشوم بخاطر میآورم که در طول تاریخ راه حق و عشق همواره پیروز بودهاست حکمرانان و قاتل در برههای شکست ناپذیر جلوه میکنند ولی درنهایت همه آنها سقوط کردهاند - همیشه به این واقعیت فکر کنید. "
گاندی مصمم است و تا پای جان بر تصمیمش پا فشاری کرد تا به آن دست یافت. او رویای آزادی در سر داشت که آن را در جلو چشمش عملا میدید. او آزادی را از لندن به آفریقا و از آفریقا به جنوب آسیا به هندوستان – با رنج و مشقت راه برد. او آزادی را از دریاها عبور داد و میخواست این هدیه گرانبها را به میلیونها انسان هدیه کند. آزادی، چه هدیهای است برای بشریت. برای گاندی نبود آزادی، عدم بیش نبود. آنگاه که او میگوید:
" چه فرقی میکند که مرگ وبی خانمانی وبی سرپرستی ریشه در حکومتهای استبدادی داشته باشد یا با نام مقدس آزادی و دموکراسی ایجاد گردد؟"
"ضربه دربرابرضربه و چشم در برابر چشم دنیا را کور میسازد."
"من بنا به دلایل زیادی آماده مردن شدهام و نه برای کشتن."
گاندی را گرامی بداریم برای سالها و برای نسلها. او سرمایه جهان بشریت است، او نه در مرز میگنجد و نه در نژاد و نه هم در زمان و مکان. او از تمام خطوط عبور کرده است. او ماندگار است تا آزادیی که او در خاطر داشت، این جهان را برتابد.
نکته: گوگل همواره از اشخاص مهم و تاثیرگزار و با قرار دادن تصاویر آنان در صفحه اول گوگل ادای احترام میکند. چندی پیش، لوگوی سلطان پاپ "مایکل جکسون" را در سالروز تولدش قرار داده بود.
با یاد و خاطرش ـ
و این هم گزیدهای از دست نوشتههای گاندی:
من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو يا شیطانصفت باشم
من می توانم تو را دوست داشته يا ازتو متنفر باشم،
من میتوانم سکوت کنم، نادان و يا دانا باشم،
چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است
و تو هم به یاد داشته باش :
من نباید چیزى باشم که تو میخواهى ، من را خودم از خودم ساختهام،
تو را دیگرى باید برایت بسازد و
تو هم به یاد داشته باش
منى که من از خود ساختهام، آمال من است ،
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى
و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا نه
ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى .
میتوانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.
میتوانى از من متنفر باشى بىهیچ دلیلى و من هم ،
چرا که ما هر دو انسانیم.
اين جهان مملو از انسانهاست ،
پس این جهان میتواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.
تو نمیتوانى برایم به قضاوت بنشینى و حكمی صادر كني و من هم،
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و میستایند،
حسودان از من متنفرند ولى باز میستایند،
دشمنانم کمر به نابودیم بستهاند و همچنان میستایندم،
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتا رقیبى،
من قابل ستایشم، و تو هم.
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد
به خاطر بیاورى که آنهایى که هر روز میبینى و مراوده میکنى
همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت،
اما همگى جایزالخطا.
نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى،
و یادت باشد که کارى نه چندان راحت است
، با جابجایی حرف اول گوگل "G" با عکس آن بزرگمرد تولد او را جشن گرفته است. مردی که عمرش را فدای رسیدن به حقیقت "ساتیاگراها" کرد، در مقابل استعمار ایستاد و تبسم کرده گفت: " دوست دارم اسلحه را زمین بگذارید چرا که کمکی برای حفظ جان و انسانیت شما نمیکند. با سلاح برداشتن و وارد جنگ شدن هیتلر و موسولینیها را دعوت میکنید تا وارد کشور شما شوند و داشتههایتان را به یغما ببرند. اگر این آقایان محترم تصمیم بگیرند کشورتان را اشغال نمایند آنها را پس میزنید. اگر شما را در بیطرفی خود رها نکردند آنگاه زن و مرد و کودک از خاک خود دفاع خواهید کرد واجازه نخواهید داد به اهداف خود برسند."منطق گاندی، مانند تیزی شمشیر بود، نه گفتن در برابر بیعدالتی و نابرابری بود. او زیست و گفت و درد کشید. او سراسر امید داشت و مصممانه به جلو میرفت. او میدانست بیعدالتی روزی پایان خواهد یافت البته او این را میدانست و با خون و پستش درک کرده بود. آنجا که میگوید: " وقتی ناامید میشوم بخاطر میآورم که در طول تاریخ راه حق و عشق همواره پیروز بودهاست حکمرانان و قاتل در برههای شکست ناپذیر جلوه میکنند ولی درنهایت همه آنها سقوط کردهاند - همیشه به این واقعیت فکر کنید. "
گاندی مصمم است و تا پای جان بر تصمیمش پا فشاری کرد تا به آن دست یافت. او رویای آزادی در سر داشت که آن را در جلو چشمش عملا میدید. او آزادی را از لندن به آفریقا و از آفریقا به جنوب آسیا به هندوستان – با رنج و مشقت راه برد. او آزادی را از دریاها عبور داد و میخواست این هدیه گرانبها را به میلیونها انسان هدیه کند. آزادی، چه هدیهای است برای بشریت. برای گاندی نبود آزادی، عدم بیش نبود. آنگاه که او میگوید:
" چه فرقی میکند که مرگ وبی خانمانی وبی سرپرستی ریشه در حکومتهای استبدادی داشته باشد یا با نام مقدس آزادی و دموکراسی ایجاد گردد؟"
"ضربه دربرابرضربه و چشم در برابر چشم دنیا را کور میسازد."
"من بنا به دلایل زیادی آماده مردن شدهام و نه برای کشتن."
گاندی را گرامی بداریم برای سالها و برای نسلها. او سرمایه جهان بشریت است، او نه در مرز میگنجد و نه در نژاد و نه هم در زمان و مکان. او از تمام خطوط عبور کرده است. او ماندگار است تا آزادیی که او در خاطر داشت، این جهان را برتابد.
نکته: گوگل همواره از اشخاص مهم و تاثیرگزار و با قرار دادن تصاویر آنان در صفحه اول گوگل ادای احترام میکند. چندی پیش، لوگوی سلطان پاپ "مایکل جکسون" را در سالروز تولدش قرار داده بود.
با یاد و خاطرش ـ
و این هم گزیدهای از دست نوشتههای گاندی:
من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو يا شیطانصفت باشم
من می توانم تو را دوست داشته يا ازتو متنفر باشم،
من میتوانم سکوت کنم، نادان و يا دانا باشم،
چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است
و تو هم به یاد داشته باش :
من نباید چیزى باشم که تو میخواهى ، من را خودم از خودم ساختهام،
تو را دیگرى باید برایت بسازد و
تو هم به یاد داشته باش
منى که من از خود ساختهام، آمال من است ،
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى
و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا نه
ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى .
میتوانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.
میتوانى از من متنفر باشى بىهیچ دلیلى و من هم ،
چرا که ما هر دو انسانیم.
اين جهان مملو از انسانهاست ،
پس این جهان میتواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.
تو نمیتوانى برایم به قضاوت بنشینى و حكمی صادر كني و من هم،
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و میستایند،
حسودان از من متنفرند ولى باز میستایند،
دشمنانم کمر به نابودیم بستهاند و همچنان میستایندم،
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتا رقیبى،
من قابل ستایشم، و تو هم.
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد
به خاطر بیاورى که آنهایى که هر روز میبینى و مراوده میکنى
همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت،
اما همگى جایزالخطا.
نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى،
و یادت باشد که کارى نه چندان راحت است


0 نظرات شما:
ارسال يک نظر