یاد داشت اول (روز دو هزار و پنج میلادی و یاد از فاجعهء سونامی)
January 02، 2005
شکر مرخدای را که این گیتی پهناور را به این مخلوق مفلوک عرضه بداشت و از نعمات ارضاوی و سماوی اش قدری نه بلکه مزید در اختیار تمام جنبنده های روی زمین ارزانی بکرد. الغرض، این حقیر سراپا تقصیر از ایام ماضی بعید تا زمان حال جاری، قصد همی کردم تا در این مملکت المزید المالک "انترنت" پاه بنهم و قدری از نعماتی که پرنگی ها از آن برخوردار هستند من هم اندکی فیض برده باشم. و الحال چنین است که با هزار دل نگرانی و شوریده حالی عزمم را جزم کردم. چندین دوست اندرین باب بگفتند که میباید در" شبکه جهانی شیطانی" صاحب قلمرو آزاد بود که در آن رویداد و یاد داشت های روزانه و شبانه ام را به نبشتن بگرفت.
این روزها که مصادف با میلاد عیسی مسیح و اولین روز سال می بوده باشد، نقل است که دوهزار و پنج سال قبل حضرت عیسی مسیح چشمان مبارک را به دیدن جمال این دنیایی مسحور کننده روشن نمود. آن شمع فروزان عالم و آدم، یکی از پیامبران آن خالق یزدان است که هرچه از او سخن بگویم کم است.
این روز بزرگ و خجسته را به تمام مسیحیان جهان، مبارک باد همی گویم. از طرف دیگر فاجعه سونامی را که حیات هزاران انسان را به کامش فرو برد، تسلیت می گویم. اکنون که این یاد داشت را به نبشتن گرفته ام، بغض پیچداری در گلویم می چرخد که مانع راه یافتن کلمات به شقیقه ام میشود. حال که این طور همی نماید لحظهء بیاد تمام انسانهای که به دام سومانی افتاده غرق شدند اشک می ریزم. اشک می ریزم بیاد اطفالیکه روز تعطیلی کریسمس همرا با والدین شان در کنار بحر با اسباب بازی های شان بازی همی کردند. اشک می ریزم بیاد آنهایی که سرپناه شان در حاشیهء خیابان های سریلانکا و اندونیزیا که سر بر بالین سنگ و خاک گذاشته و رو پوشی از آسمان امانت برده و امروز در دل سومانی و در دل کوسه و ماهی ها آرام خفته اند. چه قدر غمناک است سومانی! یک هیولای طبیعی با دهان باز و کف آلود و لب های آسمانی! یک بمب اتم طبیعی.


0 نظرات شما:
ارسال يک نظر