<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>یادداشت هایی از کابل</title>
      <link>http://www.kabuli.org/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Thu, 08 May 2008 21:56:15 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/?v=3.35</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>روز جهانی نجوم  و مصاحبه با مدیر سایت آسمان کابل</title>
         <description><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">در این جامعه سترون، گاهی می‌شود به بعضی چیزهای دل خوش کرد و امیدوار بود. <a href="http://www.kabulsky.com"><strong>یونس بخشی</strong></a> که سالهاست کارش ترجمه و تحقیق است، از سالهای پسین علاقمندی زیادی به علم نجوم </span><span dir="ltr" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">Astronomy </span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><span dir="rtl"></span><span style="">&nbsp;</span>پیدا کرده است که تا حدی هم در این جهت پیش رفته است. او به همین علاقمندی‌اش ارج گذاشته و پافراتر</span><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><img width="268" height="400" align="left" alt="solar system" src="/UserFiles/Image/2400-1000~Nasa-Solar-System-Posters.jpg" /></span><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"> گذاشت، سایت <a href="http://www.kabulsky.com"><strong>آسمان کابل</strong></a> را ایجاد کرد. او برای آموزش استفاده از تکنولوژی رصدگری و تحقیق کیهانی به ایران سفر کرد تا علم نجوم را به صورت حرفه‌ای دنبال کند. روز جهانی نجوم بهانه‌ای شد تا با او در این مورد که چه شد به مطالعه علم نجوم پرداخت و این علم در جامعه‌ ما چقدر قابل اهمیت است سر صحبت گشودم.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><strong><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">نجوم و اطلاعات کیهانی تا حدی در این جامعه ای که تازه از خط جنگ عقب نشینی کرده و هنوز هم از گردابی نگذشته که گرادبی دیگری آن را می بلعد و از سوی دیگر در تنگنا قرار دادن آزادی بیان و اندیشه روز به روز افزون می شود. با این همه اختناق و دردی که امروز روی دوش این جامعه و مردم تحمیل شده است، نجوم و یا اخترشناسی یا </span></strong><strong><span dir="ltr" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">Astronomy</span></strong><span dir="rtl"></span><strong><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><span dir="rtl"></span> به چه درد کشور مثل افغانستان و مردم اش می خورد؟</span></strong><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><o:p></o:p><br />
اولأ نجوم یکی از عرصه های علم است. شما نمی توانید بگویید که طب امروزه نسبت به ادبیات یا نجوم در این جامعه بیشتر بدرد می خورد. زیرا همه شاخه های علم به هم وابسته اند و در رشد همدیگر نقش دارند.</span><span dir="ltr"></span><span lang="FA" dir="ltr" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">از سوی دیگر افغانستان یک کشور مذهبی<span style="">&nbsp; </span>است، جوانان ما در کنار مسایل روز علمی به اعتقادات و سنت های دینی پابند هستند. دین مبین اسلام بار ها بر اهمیت تعلیم و آموزش تأکید نموده و بر اساس یک حدیث از پیامبر، یکتسب العلم حتی بی ثین (چین) علم بیاموز حتی در چین. ( تأکید ویژه از سوی پیامبر اسلام هم بر آموزش علم شده است).<br />
در مورد عظمت و زیبایی های هستی در قرأن کریم آیات متعددی وجود دارد. نجوم در واقع شرح ساختار و عظمت کائنات از دیدگاه علم است و می تواند در روشن ساختن اذهان افغانها نقش مهمی را ایفا کند. پس به صورت دیگر نجوم شرح علمی خلقت و آفرینش است. <o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">ما میدانیم که یک هسته میوه تا زمانیکه به درخت تبدیل شود باید زمان و روند طولانی را طی کند و تنها با توضیحات علمی می توانید به آن پی ببرید. کائنات هم یک روزه خلق نشده، بلکه بر اساس تحقیقات علمی، حدود 14 یا 15 میلیارد سال قبل از یک اتم واحد به وجود آمده. یعنی من، شما، زمین، آسمان، خورشید و تمام کهکشان های دیگر از یک نقطه بسیار متراکم و بی نهایت کوچک بوجود آمده ایم.<o:p> <br />
</o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><strong><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">من شخصأ اطلاعات نجومی ام را مدیون شما می دانم. اطلاعات شما دریچه جدیدی را به سوی اسرار کائنات برای من گشود که حتی اندکی هم از آن آگاه نبودم. با در نظرداشت سطح سواد و آگاهی مردم، شما این علم را تا چه حد مفید در جامعه می بینید و فکر می کنید چه تعداد و از چه گروه از جامعه علاقمند اند به شما گوش بدهند؟ </span></strong><strong><span dir="ltr" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><o:p></o:p></span></strong><br />
<span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">اولأ یک توضیح در مورد نجوم یا اخترشناسی بگویم که با اختربینی یا طالع بینی که مردم فکر می کنند فرق دارد. <o:p></o:p><br />
اختربینی یا طالع بینی که در مورد تأثیر اجرام سماوی بر زندگی انسان سخن می گوید،اساس علمی ندارد. متأسفانه تا هنوز در جامعه ما و حتی در جوامع غربی هم مردم برای انجام امور روزمره شان به پیش بینی های نجومی یا طالع بینی مراجعه می کنند. این ها در واقع پس مانده های به ظاهر علمی اختربینی قرون گذشته اند. در گذشته ها یک پادشاه یا حاکم وقتیکه به جنگ می رفت یا ازدواج می کرد از منجمین می خواست تا زمان مناسب را برای آن پیشگویی کنند. که در اکثر موارد پیش بینی ها غلط می بود و باعث مرگ منجمین می شد. اما اخترشانسی یا نجوم بر اساس بررسی، رصد، اندازه گیری و محاسبات علمی است. <o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><o:p></o:p>نجوم یا اخترشناسی هم به نوبه خود به دو شاخه تقسیم می شود. یکی نجومی علمی و دیگری نجوم آماتوری. نجوم علمی در مورد شاخه های مختلف علم نجوم، فیزیک نجومی </span><span dir="ltr" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">Astrophysics</span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><span dir="rtl"></span>، زیست شناسی کیهانی یا </span><span dir="ltr" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">Astrobiology</span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><span dir="rtl"></span>، کیمیای فضایی یا </span><span dir="ltr" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">Astor chemistry</span><span dir="rtl"></span><span style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><span dir="rtl"></span> <span lang="FA">می باشد که فقط توسط یک تعداد افراد خاص در مراکز علمی مختلف تحقیق و بررسی می شود.<o:p></o:p></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">اما اکثر افراد علاقمند به نجوم مانند خودم را منجمین آماتور می گویند که از میان گروه ها و طبقات مختلف جامعه برخاسته اند. در این بخش شما به آموزش معادلات فیزیکی، محاسبات کیمیاوی و دیگر توضیحات به شدت علمی نیاز ندارید. نجوم تا هنوز یکی از عرصه های علمی است که افراد مختلف و آماتور می توانند در آن سهم بگیرند و در حقیقت مشاهدات و کشفیات همین افراد، شالوده کار های تحقیقاتی مراکز علمی را فراهم می کند. مثلأ یک کشیش آلمانی بنام فیلیپس بخاطر مطالعات اش درباره مشتری شهرت یافت. در سال 1933 یک بازیگر کمیدین بنام وهی لی لکه های سفید سیاره زحل را کشف کرد و بلاخره گروت رابر انجینیری بود که در دوران جنگ دوم جهانی با استفاده از تلسکوپ رادیویی ساخت خودش نخستین نقشه رادیویی کهکشان را فراهم کرد.<o:p>&nbsp;</o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">یعنی نجوم آماتوری در واقع شرح و حکایت کائنات به زبان ساده است. برای منجمین آماتور سن و سال هم معیار نیست. نجوم آماتوری در واقع از دوره ابتدائیه مکتب آغاز می شود و کودکان هم از همان سالهای اول مکتب فرا می گیرند که منظومه شمسی چیست، آفتاب چطور حرکت می کند و غیره. پسر خودم صنف اول مکتب است و به نجوم بسیار علاقمند است و من هم از همین آغاز به آموزش نجوم برای او سعی می کنم.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><o:p></o:p></span><strong><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">چی شد که در این زمینه وبلاگ ایجاد کردید و بعد هم آن را به سایت آسمان کابل تبدیل کردید. هدف شما از ایجاد چنین سایت چی است؟ </span></strong><strong><span dir="ltr" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><o:p></o:p></span></strong><br />
<span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">از مدت سه سال بدینسو به مطالعه نجوم در سایت های مختلف انگلیسی، روسی و فارسی پرداختم و می دیدم که چقدر در دیگر جوامع مردم به نجوم علاقمند اند. دانستنیهای نجوم برایم آنقدر جالب بود که با دوستانم اکثرأ در این مورد صحبت می کردم و گاهی هم چنان ذوق زده می شدم که جمع بندی اطلاعات از دستم میرفت. من در این مورد در مقدمه یا اولین مطلبی که در وبلاگ آسمان کابل نوشته ام، توضیح دادم. <strong><o:p></o:p></strong></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">تا اینکه دوستانم و بخصوص خود شما به من مشوره دادند تا مرکزی را ایجاد کنم که همه از این اطلاعات مستفید شوند و هدف من هم جز رساندن اطلاعات به خواننده افغان چیزی دیگری نبود. می خواهم که افغانها در شناخت کائنات ازدیگر ملت ها عقب نمانند. می خواهم تا مردم ما بدانند که این پدیده گرمایش زمین و گاز گلخانه یی چیست و سهم ما در تخریب لایه آزون چقدر است و چطور خورشید بر زندگی روزمره ما تأثیر دارد و آیا جز زمین در جایی دیگری از کهکشان راه شیری موجودات هوشمند زندگی می کنند یا خیر و ده ها مسئله مربوط به امور روزمره انسان و بالعکس اثرات فضایی بر روی زمین. <o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><o:p></o:p>در ضمن ملل متحد هم بخاطر ترویج نجوم و گسترش فعالیت های فضایی بخشی را بنام شورای مشورتی نسل فضا یا </span><span dir="ltr" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">Space Generation Advisory Council </span><span dir="rtl"></span><span style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><span dir="rtl"></span><span style="">&nbsp;</span><span lang="FA">با هدف تحقق پروگرام های فضایی ملل متحد ایجاد نموده است.</span></span><span dir="ltr"></span><span lang="FA" dir="ltr" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">این شورا قوانین استفاده از فضا را ترتیب می دهد و اثرات مخرب زباله های فضایی را بررسی می کند و مهمتر از همه ترویج نجوم در بین نوجوانان و جوانان، زمینه های آموزشی، جستجوی منابع انسانی برای آموزش نجوم را در کشور های مختلف جهان از طریق نماینده یا فرد رابط شان بررسی می کنند. من نیز درخواست نمایندگی آنها را در کشور کرده ام که به نظرم یکتن از هموطنان قبلأ نمایندگی آن را دارند ولی ما با هم آشنا نیستیم و من در حقیقت دومین فرد یا نماینده این سازمان در کشور خواهم بود. من سعی می کنم تا با استفاده از فرصت و زمینه های موجود در این شورا به نسل جوان افغان در ترویج نجوم کمک کنم.<span style="">&nbsp;&nbsp; </span><span style="">&nbsp;</span><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><o:p></o:p></span><strong><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">اخیرأ بعضی از تلویزیون های خصوصی در کابل به پخش فلم های نجومی پرداخته اند، به نظر شما این کار برای مردم جالب است؟<br />
<o:p></o:p></span></strong><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">موضوعات نجومی بخصوص فلم های که توسط کشور های پیشگام در این عرصه ساخته شده بی نهایت دلچسپ و جذاب است و من خیلی از این ابتکار تلویزیون ها استقبال می کنم. اما یک مشکل اساسی و عمده که من در نمایش این نوع فلم ها دیدم این است که تلویزیون های خصوصی کشور، به این مسئله هم مانند دیگر برنامه های غیر تولیدی مانند سریال های هندی می نگرند. من چندی قبل فلمی را تحت عنوان &quot; آفتاب چگونه خلق شد&quot; از طریق تلویزیون طلوع دیدم و بسیار ناراحت شدم. اگر اشتباه نکنم فلم توسط کشور جاپان یا کوریای جنوبی با زیبایی و جامعیت خوبی در مورد خورشید ساخته شده بود، اما ترجمه این فلم و بخصوص دوبله یا متن خوانی آن با بی تفاوتی و اشتباهات فراوانی انجام شده بود. من در برابر این فلم نشستم و چندین قسمت آن را یاد داشت کردم. مثلأ مترجم در یک قسمت می گوید که آفتاب 109 برابر زمین است و در جای دیگر می گوید که لکه آفتاب 3 هزار برابر زمین است. <o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">مثلأ می گوید که آفتاب یک شی بی ثبات است که از مدار ها استفاده می کند و یا پلازما در فضا زیاد است و از طریق برق عادی بوجود می آید و یا آفتاب در 5 میلیارد سال بعد مواد خود را مصرف می کند و ونوس، عطارد و<span style="">&nbsp; </span>زمین را فرا می گیرد و تا آخر همین طور. می خواهم بگویم که نمایش فلم های نجومی و هر نوع فلم دیگر اولأ به ترجمه دقیق نیاز دارد. تلویزیون های کشور به این مسئله چندان توجه نمی کنند و هر گاه ترجمه فلم اشتباه باشد طبعأ پیام اساسی فلم را به بیننده نمی رساند. <o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">ابتکار تلویزیون های خصوصی در نمایش فلم های نجومی کار بسیار نیک و خوبی است اما باید درست نمایش داده شود. یعنی اولأ ترجمه آن باید درست و دقیق باشد، سپس و طوری شود که مردم به تماشای آن دلگرم شوند.<o:p><br />
</o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><strong><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">در مورد روز جهانی نجوم بگویید که چه وقت و با چه هدفی برگزار می شود؟<o:p></o:p></span></strong><br />
<span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">هر سال اعضای گروه های نجومی، منجمین آماتور و دیگر گروه های علاقمند به این عرصه یک روز دور هم جمع می شوند تا شگفتی ها و زیبایی های نجوم و آسمان را به علاقمندان نشان دهند. اما بصورت رسمی روز جهانی نجوم با هدف &quot; ترویج دستاورد های جدید علمی و ارایه اطلاعات، منابع و همچنان ترغیب به عرصه های مختلف نجوم&quot; تجلیل می شود و همچنان بخاطر این تجلیل می شود تا به مردم نشان داده شود که نجوم عرصه بسیار جالب و حتی نوعی تفریح است.<o:p> <br />
</o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">دوگ برجیر </span><span dir="ltr" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">Doug Berger</span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><span dir="rtl"></span> رئیس انجمن نجوم شمال کالیفرنیا این رویداد را در سال 1973 به عنوان یک روش بسیار خوب برای جلب توجه مردم به علم و سرگرمی از طریق برگزاری نمایش و برنامه های رصدی در مرکز شهر تجلیل نمود. از همان زمان به بعد تجلیل و گردهمایی در اندازه های مختلف رواج شده است.<o:p> </o:p><br />
تاریخ دقیق این روز بصورت سنتی در میانه ماه اپریل و ماه می و نزدیک به زمانی که مهتاب در ربع اول خود قرار می گیرد. این حالت مهتاب با دهم ماه می مصادف افتاد که از آن به بعد تاریخ دقیق آن را 10 می هر سال تعیین نموده اند. <o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;">اما در کشور ما که تا هنوز هیچ انجمن یا گروه نجومی وجود ندارد. خواستم تا به بهانه روز جهانی نجوم سایت آسمان کابل را که با هدف ارایه اطلاعات نجومی تهیه شده به همه معرفی کنم و در ضمن از علاقمندان نجوم دعوت کنم تا با مشارکت هم یک انجمن نجوم در کشور ایجاد کنیم و از دولت و جامعه جهانی و بخواهم تا افغانها را در این عرصه کمک کنند. مثلأ ما به ایجاد یک رصد خانه، مرکز نجوم و همچنان تهیه و خرید تلسکوپ و مواد تعلیمی نجوم نیاز داریم.<span style="">&nbsp;&nbsp; </span></span><span dir="ltr" style="font-size: 9pt; font-family: Tahoma;"><o:p></o:p></span></p>]]></description>
         <link>http://www.kabuli.org/archives/dialog/001274.php</link>
         <guid>http://www.kabuli.org/archives/dialog/001274.php</guid>
         <category>گفتگو</category>
         <pubDate>Thu, 08 May 2008 21:56:15 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حمایت صریح کرزی از طالبان</title>
         <description><![CDATA[<p align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA" dir="rtl" style="">اگر کرزی اندکی وجدان می‌داشت و پابند به تمامیت ارضی و جغرافیایی این کشور می‌بود، بعد از ترور نافرجامش همینکه به ارگ ریاست جمهوری می‌رسید باید فرمان بازداشت وزرای داخله، دفاع و رئیس امنیت را صادر می‌کرد. کرزی چرا دست به این کار نزد و تنها به یک پیام تلویزیونی بسنده کرد؟ چرا این امر را جدی نگرفت؟<img width="165" height="233" align="left" src="/UserFiles/Image/Hamed Karzai.jpg" alt="حامد کرزی، از یک حمله تروریستی در 8 ثور 1387 جان سالم بدر برد" /><o:p></o:p></span></p>
<p align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA" dir="rtl" style="">امرالله صالح رئیس امنیت در روز استیضاحش بی‌محابا به برخی مسایلی اشاره کرد که واقعا تکاندهنده بود. او گفت، اگر مطبوعات و رسانه‌ها از سالون بیرون بروند، من حاضرم به تمام وکیلان پارلمان توضیح دهم که طالبان کیستند و حکومت کیستند.<o:p></o:p></span></p>
<p align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA" dir="rtl" style="">او از حادثه هوتل سرینا یاد کرد و گفت:&quot; شش نفر متهم به دست داشتن در قضیه حادثه تروریسی هوتل سرینا دستگیر کردیم و به کرزی سپردیم، تا هنوز از آنها هیچ خبری نیست که کرزی با آنها چه کار کرد&quot;.</span></p>
<p align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA" dir="rtl" style=""><o:p></o:p></span>بعید است که کرزی برادران و همسنگران سابقش را به چوبه دار بسپارد. حوادث خونبار اخیر و چراغ سبز نشاندادن کرزی به طالبان، این روزها به یکی از مسایل داغ محافل سیاسی تبدیل شده است.<span lang="FA" dir="rtl" style=""></span>  </p>
<p align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA" dir="rtl" style="">اکنون این مسئله مطرح است که چطور ممکن است وقتی کرزی از نیروهای خارجی تقاضا می‌کند دست از گرفتاری طالبان بردارند و از طالبان به نام فرزندان این وطن یاد می‌کند و برادر می‌خواند و بعد هم بیاید آنها را به اعدام محکوم کند؟<br />
اندک اندک این شک و تردید در میان مردم قوت می‌گیرد که حکومت کرزی با تبانی با طالبان سقوط می‌کند یا طالبان یک شبه وارد کابل پایتخت می‌شود؟<o:p></o:p></span></p>
<p align="right" class="MsoNormal" style="text-align: right;"><span lang="FA" dir="rtl" style="">حادثه 11‌هم ثور در پی حملات بر مخفیگاه طالبان در گزرگاه یک اشتباه دیگری بود که مقام‌های امنیتی به آن اعتراف کردند. وقتی مقامات امنیتی از مخفیگاه‌های تروریستان آگاه بودند پس چرا زودتر قبل از حادثه 8 ثور اقدام نکردند به جای اینکه از ملت عذر بخواهند و از این حادثه به عنوان یک عمل &quot;شرم‌آور&quot; نام ببرند؟<o:p></o:p></span></p>]]></description>
         <link>http://www.kabuli.org/archives/politic/001265.php</link>
         <guid>http://www.kabuli.org/archives/politic/001265.php</guid>
         <category>سیاسی</category>
         <pubDate>Fri, 02 May 2008 10:37:08 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نفوذ طالبان در پایتخت</title>
         <description><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="">آخر چرا قضیه را اینقدر پیچیده کنیم و یا هم کوشش کنیم پیچیده‌اش بسازیم. و بدتر از همه اینکه کوشش کنیم پیچیده نشانش دهیم.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="">بعضی از ما آدم‌ها همیشه عادت داریم که بعضی‌ چیزها را به گونه توضیح می‌دهیم که گویا آن چیز فقط همان یک چیزی بوده که</span><span lang="FA" style=""><img width="322" height="184" align="left" alt="" src="/UserFiles/Image/capt_cps_nag00_280408040525_photo03_photo_default-512x293.jpg" /></span><span lang="FA" style=""> اتفاق افتاده و علت‌اش هم همان یک چیز بوده که باعث شده این چیز اتفاق بیافتد. این حرف، بسیار پیچیده و مسخره بنظر می‌رسد، نه؟ بسیار رسم شده است که برخی از این وقایع را به جاهای ربط بدهیم. اما اگر بیشتر به عمق این حادثه اخیر روز هشتم ثور را بنگریم، به برخی واقعیت‌های آشکار که در پشت این قضیه جریان داشت و دارد دست پیدا می‌کنیم. <o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="">طالبان در فاصله 500 متری رئیس جمهور کرزی قرار می‌گیرند و شلیک می‌کنند. در این روز بیش از 3000 نفرافراد پلیس و اردوی ملی امنیت را گرفته بودند. چطور امکان دارد که طالبان در 500 متری رئیس جمهور و قطعه رژه نظامی نزدیک شود؟<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="">خلاصه اینکه این حادثه یک بار دیگر ثابت کرد که طالبان و اعضای حزب اسلامی، چقدر در درون دولت نفوذ دارند. حامد کرزی، به طالبان چراغ سبز نشان می‌دهد و به آنها می‌گوید در هر سر حاضر است با آنها گفتگو کند. کرزی با حکومتش که در حال از هم گسستن است برای تبلیغات انتخاباتی دور بعدی ریاست جمهوری می‌خواهد طالبان را با صف‌های برادری و برابری فراخواند و جالبتر از همه اینکه با دلسوزی زیاد از نیروهای بین‌المللی خواسته است که دست از دستگیری طالبان بردارند و آنها را مورد آزار و اذیت قرار ندهند. <o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="">مردم به حدی کافی بدبین شده‌اند و بدبینی نسبت به اینگونه موارد و حمایت کرزی از طالبان هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود. اگر وضع بدین منوال ادامه یابد مطمئینا طالبان ارگ ریاست جمهوری را هدف قرار خواهند داد. <o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="">خبرگزاری رویتر و اسوشیتت پرس، بیشترین بازتاب را در روزهای گذشته در این مورد داشتند. اخبار مرتبط اما بسیار جالب و جامع را در اینجا بخوانید<br />
<br />
<a href="http://us.rd.yahoo.com/dailynews/rss/afghanistan/*http://news.yahoo.com/s/afp/20080428/pl_afp/afghanistanunrestuswhouse">نگرانی ایالات متحده آمریکا در مورد قصد ترور کرزی توسط طالبان</a><br />
<a href="http://us.rd.yahoo.com/dailynews/rss/afghanistan/*http://news.yahoo.com/s/nm/20080428/wl_nm/afghan_kabul_capital_dc">علی‌رغم تشنجات، کابل با بغداد شدن فاصله دارد</a><br />
<a href="http://us.rd.yahoo.com/dailynews/rss/afghanistan/*http://news.yahoo.com/s/nm/20080428/wl_nm/afghan_kabul_capital_dc">مقامات بلند پایه امنیتی مورد سوال قرار خواهند گرفت</a><br />
<a href="http://us.rd.yahoo.com/dailynews/rss/afghanistan/*http://news.yahoo.com/s/afp/20080427/ts_afp/afghanistanunrest">فرار کزی از صحنه تیراندازی در چمن حضوری</a></span></p>]]></description>
         <link>http://www.kabuli.org/archives/politic/001264.php</link>
         <guid>http://www.kabuli.org/archives/politic/001264.php</guid>
         <category>سیاسی</category>
         <pubDate>Mon, 28 Apr 2008 22:25:25 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>افغانستان، لکه‌ای روی زمین</title>
         <description><![CDATA[<em>فکر کنید این پست دیروز بوده</em><br />
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">امروز تاریخ 22 اپریل برابر با سوم ثور 1367 <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Earth_Day">روز جهانی زمین</a> نام گذاری شده است. زمینی که ما امروز روی آن راه میرویم، می‌خوابیم، می‌خوریم، زباله‌ها را دفن می‌کنیم و آزمایش‌های اتمی می‌کنیم. زمین، حدود 4.5 بیلیون سال قبل به وجود آمد. سیاره ما یکی از زیباترین سیاره‌ای است در نظام شمسی. براساس تحقیقات دانشمندان، سابقه حیات بر روی زمین به 3.5 بیلیون سال بر‌می‌گردد.<img width="220" height="222" align="left" src="/UserFiles/Image/earthday.jpg" alt="" /> <o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">چرا روزی بنام روز زمین یا زمین پاک نام گذاری می‌شود. اندیشه روز زمین، برای اولین بار توسط سناتور آمریکایی &quot;گی‌لرد نلسون&quot; </span><a title="Gaylord Nelson" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Gaylord_Nelson"><span dir="ltr">Gaylord Nelson</span></a><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span> <span lang="AR-SA">در دهه 60 میلادی به وجود آمد. او اندیشه‌‌اش را بزرگتر از آنچه همقطارانش می‌پنداشتند می‌دانست. هدف او، پاک نگهداشتن زمین و متوجه ساختن سیاسمت‌مداران جهان و کشورهای بزرگ صنعتی به بحران زیست محیطی بود. اندیشه والاتر از این در کجا بود که گی‌لرد نلسون به آن دست می‌زد؟ اما او با پشت‌کارش توانست، طیف بزرگی از روشنفکران و دانشجویان دانشگاه‌های آمریکا و سراسر دنیا را با خود متحد کند تا این روز را در تاریخ ثبت کند و از روز زمین تجلیل به عمل آید.<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">اما در این روز، چیزی که بیشتر توجهم را جلب کرد این بود که افغانستان در کجای این زمین قرار دارد؟ اصلا ساکنین این تکه‌ای از جغرافیای زمین، به نام افغانستان چگونه آدم‌های هستند؟ من می‌شرمم این کلمات را به زبان بیاورم و بگویم در روی این سیاره به نام زمین می‌زیم. من شرم دارم از اینکه بگویم من ساکن قسمت کوچک این زمینم.<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">یک انسان نجیب که نامش را &quot;کوچی&quot; گذاشته و فرهنگ‌‌اش را توحش، به ملیون‌ها انسان می‌تازد و می‌گوید شما ساکنان اصلی این سرزمین نیستید. یک انسان دیگر از راه می‌رسد و می‌گوید شما مسافرید و این سرزمین مال ماست. ما باید بشرمیم و آب شویم.<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">سهم ما در این میان چیست؟ ما در مورد بهبود زیست محیطی چه قدمی مثبتی برداشتیم؟ ما من حیث یک انسان چه کاری برای بهتر زیستن خود کردیم؟ اصولا تمام این‌ سوال‌ها بی‌پاسخ می‌مانند. ما هیچ کاری نکردیم. جز خوردن و ریدن. شما شهر کابل را ببینید. به یک تشناب عمومی تبدیل شده است. از هر کوچه و پس‌کوچه‌ء که شما گذر کنید، بوی و تعفن کثافات دیوانه تان می‌کند. ما در کجایی این زمین هستیم؟<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">این افغانستان نیست، تشناب است. زندگی ما و عشق ما در درون تشناب است. زایده تشناب هستیم. و در درون همین تشناب دفن می‌شویم. هیچ فکری به حال نجات مان نکرده‌ایم. همینکه خوردیم، می‌زنیم بیرون و در لب جاده‌ها و در انظار عمومی‌، بی‌آنکه شرمی در چهره ما گل کند، می‌شاشیم. ما نه به زندگی و صحت خود و نه به صحت هزاران نفر دیگر توجه داریم. این فرهنگِ این سرزمین شده، شهر ما خانه‌ای ماست. در هرجایی این خانه بشاشید، تا توان دارید.<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">برای این مردم، رسم شده و افتخار است که ازاربند گلدار شان را در انظار عامه نمایان کنند. این رسم شده که در راه رفتن دست به ازاربند شوند و در جاده عمومی شهر بشاشند. راستی این دولتی را که ما فعلا داریم از این روز اصلا چیزی شنیده که امروز روز زمین است؟ فکر نمی‌کنم که این خبر را شنیده باشد. و اگر شنیده باشد هم باید در پی مفهوم &quot;روز جهانی زمین&quot; سرگردانی کشیده باشد. حتما در پی ساختن مصطلحات ملی بودند که فرصت نتوانستند از این روز حداقل یادی کنند. شهردار کابل در کجاست؟<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">کرزی! برخیز! از قصر ریاست جمهوری‌ات پاین شو، بیا شهر کابل را ببین به تشناب تبدیل شده است. رودخانه خشک کابل، مملو از زباله‌های است که از چند سال انبار شده است. روزانه هزاران هزار انسان از کنار آن می‌گذرد و دچار هزار نوع مریضی می‌شوند. کرزیا! بینی‌ات، را بمال، و اینجا را ببین. زیر سرت مردم شاشیدند، پاین پایت را مردار ساختند. به خود تکان بده و به خود بیا.</span></p>]]></description>
         <link>http://www.kabuli.org/archives/social/001260.php</link>
         <guid>http://www.kabuli.org/archives/social/001260.php</guid>
         <category>اجتماعی</category>
         <pubDate>Wed, 23 Apr 2008 10:18:05 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>کوچی‌ها و جهانگشایی</title>
         <description><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style=""><br />
بعضی وقت شده که هنگ‌*(</span><span dir="ltr" style="">hang</span><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style=""><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span>) کرده باشید و ناتوان از چیزی که بر لب بیاورید؟ من بارها شده که hang کردم. هیچ نتوانستم چیزی بگویم. این hang ماندن دو علت داره: یکی اینکه شما از خشم فروخورده، توان حرف زدن از شما سلب شده باشه و دو اینکه دچار بهت و حیرت شده باشید و اینجاست که زبان تان لال و مخ تان هنگ </span><span dir="ltr" style="">Hang</span><span lang="FA" style="">‌ میکند.<o:p></o:p></span></p>
<span lang="FA" style="">من بعضی وقت‌ها hang می‌کنم. یعنی توان حرف زدن از من گرفته می‌شود. <o:p></o:p></span><span lang="FA" style="">شاید همگان از اظهار نظرهای <strong>علم گل کوچی</strong> نماینده کوچی‌ها در پارلمان آگاه باشند. علم گل، بدون ترس در مجلس اعلام کرد که افغانستان سرزمین کوچی‌هاست و بقیه اقوام افغانستان همگی مهاجرند. و جالبتر اینکه یک روز بعدتر همین علم گل کوچی، با یکی از کانال‌های تلویزیونی مصاحبه کرد و گفت که من حرف‌هایم را تصحیح می‌کنم. منظور من تمام اقوام افغانستان نبود بلکه فقط هزاره‌ها بود.</span><span lang="FA" style=""><o:p>&nbsp;</o:p></span>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="">می‌بینید! در مجلس، در جایی که همیش داد از این دارند که خانه مردم افغانستان است اما یک کوچی از گوشه‌ای پیدا می‌شود و می‌گوید به غیر از کوچی‌ها، بقیه اقوام افغانستان همه مهاجرند. می‌بینید! ما در چه وضع قرار داریم و مشکلات ما را به چندین هزار سال برمی‌گرداند.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style=""><o:p></o:p>من چند روز بود که می‌خواستم چیزی در این مورد بنویسیم اما راستش مانده بودم چه بگویم. من فکر می‌کنم علم گل کوچی این حرف را بدون مقدمه و تصمیم قبلی نگفته است. در هفته‌های اخیر، آقای کرزی بیشترین کارش این بود که با نمایندگان پارلمان و رهبران جهادی به گفتگو بنشیند و روی اینکه انتخاب پارلمانی و ریاست جمهوری همزمان برگزار شود صحبت کند. اولین قربانی این بازی، وزیر ترانسپورت نعمت الله احسان جاوید بود که بعد از جر و بحث زیاد کرزی با محمد محقق و سرانجام هم به توافق نرسیدند. کریم خلیلی معاون دومش، قبل از قبل پذیرفته بود. یک روز از آن نگذشته بود که کرزی برای اینکه زهر چشمش را به محمد محقق نشان بدهد، وزیر ترانسپورت نعمت الله احسان جاوید را از وزارت برکنار کرد.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style="">این هم کارگر نیافتاد، کرزی جویایی راه‌های مختلفی شد. اکنون این معضلات کوچی و اظهار نظر‌های علم گل کوچی به گونه توام با توطئه‌های کرزی می‌باشد. این فقط یک توطئه است، قضیه اصلی پشت پرده صورت می‌گیرد. دولت کرزی آخرین نفس‌هایش را می‌کشد و ممکن است به زودی از پا در بیاید.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style=""><o:p>&nbsp;</o:p>من هنوزم هنگ کردم. یکی پیدا شود کلید </span><span dir="ltr" style="">Ctrl</span><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style=""><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span>، </span><span dir="ltr" style="">Alt</span><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style=""><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span> و </span><span dir="ltr" style="">Delete</span><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style=""><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span> ام را بزند.<br />
<em><br />
<strong>*هنگ یا به زبان انگلیسی hang</strong> واژه فنی برای باز ماندن از فعالیت و یا متوقف شدن ناگهانی سیستم کامپیوتر است.</em></span></p>]]></description>
         <link>http://www.kabuli.org/archives/politic/001259.php</link>
         <guid>http://www.kabuli.org/archives/politic/001259.php</guid>
         <category>سیاسی</category>
         <pubDate>Fri, 18 Apr 2008 15:52:05 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>باز هم غم بی‌زنی و حرف‌های مادرم</title>
         <description><![CDATA[<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="2"><span lang="FA" style=""><br />
مادرم دیروز از خانه کریم خان، از سعودی برگشت. حالا پیشوندی به نامش افزوده شده: &quot;حاجیه بی‌بی‌ حوا&quot;. دیروز سراسر، قصه <strong>مکه</strong> (ج) و سرگردانی‌های مادرم را شنیدم. دیروز، برایم قصه کرد که چندین بار در اطراف خانه خدا گم گشته و به کمک عروس و بچه‌اش دوباره یافت شده.<o:p></o:p></span></font></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="2"><span lang="FA" style="">مادرم برای سه ماه رفته بود امارات عربی- دوبی. سه سال است که از مریضی شکر (</span><span style="" dir="ltr">diabetes</span><span dir="rtl"></span><span style=""><span dir="rtl"></span> <span lang="FA">) رنج می‌بره. گاهی غصه پرهیز را هم نداره، هرچیز شیرین که گیرش آمد، نوش جان میکند. <o:p></o:p></span></span></font></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="2"><span lang="FA" style="">بهرحال، دیروز مادرم از سفر چهار ماهه‌اش به دوبی و عربستان سعودی برایم قصه کرد. وقتی متوجه می‌شد که من فکرم جایی دیگری است، میگفت: &quot;بچم بری تو مهم نیس که خدا کجاس و خانه‌اش کجا. من از خانه خدا صحبت میکنم و تو فکرت، جایی دیگه میره&quot;. ازش پرسیدم مادر جان، خانه خدا رفتی، بریم چه دعا کدی؟. گفت:&quot; بچم برت دعا کردم که صاحب آو و نان شوی، صاحب زن شوی و دعا کردم که از دزد و طرار نجات یابی&quot;.<o:p></o:p></span></font></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="2"><span lang="FA" style="">این روزها، بزرگترین آرزوی مادرم این شده، من که همان سهراب، پهلوان مادرم باشم باید زود زن بگیرم. دیروز مادرم می‌گفت، چه می‌شد که حال صاحب سه چهار تا بچه می‌بودی و در اطرافت خیزک و جستک می‌زد. یک لحظه تمام بچه‌های آینده‌ام از پیش چشمم رژه رفتند. گفتم واه واه اینه، سهراب‌ های کوچک! ولی یک دفعه تکان خوردم، وقتی به خود آمدم. گفتم نشود، شغل پدر لامذبش را بگیرند:<strong> وبلاگ‌نویسی.</strong><br />
چه شغل بدی است این وبلاگ‌نویسی. و بدتر از همه اینکه سهراب‌های کوچک، یعنی فرزندانم در بیوگرافی‌ شان بنویسند:<strong> در یک خانواده وبلاگ‌نویس به دنیا آمده‌اند.</strong> وای خدای من! همین لحظه، از شرم آب می‌شوم. غرق عرقم.<o:p></o:p></span></font></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="2"><span lang="FA" style=""><o:p></o:p>آهان، برگردم سر موضوع. مادرم علاقمند است که عروسش را از دست خودش آش ساختن و قروت جور کردن یاد بته. بریم میگه: &quot;بچم! یکی را بگیر که یک دو روز کتش گذرانت شوه، زیاد نازک خیالی نکن، برو سر یکی انگشت بمان&quot;. مادرم هم چند نفر را زیر چشم کرده، از جمله دختر خاله‌ام را. این یکی از آن یکی که سه سال پیش گپش بود نی، این کوچکتر است و صنف یازده مکتب است ظاهرا.<o:p></o:p></span></font></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="2"><span lang="FA" style=""><o:p>&nbsp;</o:p>مادرم جانم میگه: &quot;ای خردترک‌اش هم خوبش اس، خوب خامک دوزی بلد اس، خوب آشپزی بلدس، در کار خانه هیچ بند نمی‌مانه&quot;. من با تائید مادرم همیش می‌گویم، مادر جان، کسی باشه که آشپزی را خوب بلد باشه، از عهده کار خانه خوب بر بیایه و مهربان باشه که تو را اذیت نکنه. <o:p></o:p></span></font></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="2"><span lang="FA" style="">راستی، بعضی از این عروس‌ها هستند که روزانه تا یک بار خسر مادرش (مادر شوهر) را لت و کوب نکنه و تا دلش را یخ نکرده آرام نمی‌گیرند. خدا شما را <span style="">&nbsp;</span>از این دسته از عروس‌ها نجات بته. بدتر از همه اینکه بعضی از همین عروس‌های چغر، آنقدر در دل شوهرش شان شیرینند که شوهر توان تیز نگاه کردن به چشم خانمش را ندارد. حتی همین عروس‌های چغر، بالای شوهران شان زورآزمایی می‌کنند و در بعضی مواقع لت شان می‌کنند.<o:p></o:p></span></font></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="2"><span lang="FA" style=""><o:p>&nbsp;</o:p>می‌بینید، این عروس‌ها گاهی وقت اینطوری هم هستند. حالا مادر من، بسیار نگران است که زن من از چه رقمش خواهد بود. من در این میان ماندم که چه کار کنم. زن بگیرم و اگر خوب از آب در نیاید باز چه خاک برسرم کنم؟ من طاقت شنیدن صدایی گریه مادرم را ندارم. اگر بشنوم که خانم من، مادرم را لت کرده، کاری می‌کنم که هیچ کس تا هنوز نکرده باشد. به طیاره (هواپیما) بالایش می‌کنم وقتی بالای دریا رسیدم، از ارتفاع هفت هزار متر پاین پرتش می‌کنم. بانش که وال‌ها و کوسه‌ها نوش جان کندش.<o:p></o:p></span></font></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="2"><span lang="FA" style="">اگر خوب از آب در آمد که هیچ چه. خوشا به سعادتش. گاهی وقت فکر می‌کنم که با این وضعیت که من دارم، فکر نمی‌کنم صاحب زن شوم. اگر همینطور بی‌زن بمانم که چه فاجعه خواهد بود.<o:p></o:p></span></font></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="2"><span lang="FA" style="">لذت دنیا زن و دندان بود<br />
بی زن و دندان جهان زندان بود<o:p></o:p></span></font></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><font size="2"><span lang="FA" style=""><o:p></o:p>چند روز است که دنیا لذتش را از من گرفته است. وقتی آب سرد می‌خورم، فکر می‌کنم دندانهایم می‌ریزد و حالا فکر می‌کنم دنیا به برگ کاه هم ارزش ندارد. من نمیدانم، اگر زن بگیرم و این همه چیز تغییر کنه که خوب و اگر نکنه باز چه چاره بجویم؟<br />
یک سوال جدی:<br />
های جوانان! شما بعد از اینکه زن گرفتید، دنیا برای تان لذت داشته یا تلختر شده است؟ روزانه چند بار زن تان را لت می‌کنید؟ و در چه زمان؟ و راستی چند بار خود تان لت می‌خورید؟ به من بگویید لطفا.<br />
</span></font></p>]]></description>
         <link>http://www.kabuli.org/archives/society_and_woman/001245.php</link>
         <guid>http://www.kabuli.org/archives/society_and_woman/001245.php</guid>
         <category>زن و اجتماع</category>
         <pubDate>Wed, 09 Apr 2008 20:44:47 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اولین کارگاه آموزشی وبلاگ‌نویسی در افغانستان</title>
         <description><![CDATA[نکته: این مطلب قبلا در <a href="http://radiozamaaneh.com/special/2008/04/post_501.html"><strong>رادیو زمانه</strong></a> نشر شده بود        <br />
<p>برای اولین بار در افغانستان کارگاه آموزشی وبلاگ‌نویسی برای روزنامه‌نگاران و فرهنگیان افغان دایر شد. این کارگاه از طرف <a href="http://www.afghanpenlog.com"><strong>کانون وبلاگ‌نویسان افغانستان</strong></a> در شرکت &laquo;جیو مپ&raquo; (GEO <span class="caps"><span class="caps">MAP</span></span>) یک شرکت خصوصی نقشه‌برداری برگزار شد. این کارگاه به ابتکار <a href="../../../"><strong>نسیم فکرت</strong></a>، یکی از وبلاگ‌نویسان افغان، برای بیش از ده نفر شرکت‌کننده که اکثرا فرهنگیان و روزنامه‌نگاران بودند به مدت دو روز در کابل برگذار شد.<img width="341" height="228" align="left" alt="" src="/UserFiles/Image/Afghan Penlog.jpg" /></p>
<p>هدف عمده از برگزاری این کارگاه، دسترسی روزنامه‌نگاران و فرهنگیان به وبلاگ‌ها و رسانه‌های الکترونکی بوده است. از آنجایی که رسانه‌ها و مطبوعات چاپی و اینترنتی افغانستان از نگاه محتوا بسیار در سطح پایین قرار دارند، وبلاگ‌ها می‌توانند به مطبوعات چاپی افغانستان کمک و به وضعیت رسانه‌ها تغییر بیاورند.</p>
<p>تا حال این اولین کارگاه آموزشی وبلاگ نویسی در افغانستان بوده و قرار است این کارگاه از طرف کانون وبلاگ‌نویسان افغانستان به نقاط مختلف کشور از جمله هرات، مزار شریف، جلال آباد، کندهار، بامیان و دایکندی دایر شود.</p>
<p>آنچه که در این دوره فشرده دو روزه کارگاه آموزشی به آن پرداخته شد، موارد زیر بود:<br />
درباره فعالیت‌های فرهنگی در دنیای مجازی و خصوصا وبلاگ‌ها به‌صورت نظری آگاهی ارائه شد.<br />
<br />
تفاوت‌ها و مشابهت‌های وبلاگ و وب‌سایت به‌طور مفصل تشریح شد. چگونگی ساختن وبلاگ، عملا اجرا و هرکدام از شرکت‌کنندگان صاحب وبلاگ جدید در فضایی مجازی اینترنتی شدند.</p>
<p>بهترین وبلاگ‌های جهان، بهترین وبلاگ‌های فارسی‌زبانان و معروف‌ترین وبلاگ‌های دنیا معرفی و درباره این که چه فاکتورهایی می‌تواند وبلاگ را به یک وبلاگ خوب تبدیل کند، توضیحاتی ارائه شد. از نظری فنی و تکنیکی در زمینه ایجاد وبلاگ، مدیریت آن، به‌روز رسانی، ایجاد لینک، روش نوشتن در وبلاگ و گزینش قالب، آگاهی مفصل داده شد.</p>
<p>سرویس دهندگان وبلاگ‌های فارسی از جمله &laquo;پرشین‌بلاگ&raquo; و &laquo;بلاگفا&raquo; به شرکت‌کنندگان معرفی شدند. البته در افغانستان تا هنوز وبلاگ‌نویسان فقط سرویس‌دهندگان بلاگفا و پرشین بلاگ را می‌شناختند، اما در این کارگاه راجع به سرویس‌های بیشتری از جمله دو سرویس دهنده پرقدرت &laquo;بلاگر&raquo; و &laquo;ورد پرس&raquo;، آموزش داده شد.</p>
<p>در افغانستان، وبلاگ‌نویسی یک پدیده‌ی تازه است و کمتر کسی به شیوه حرفه‌ای به آن می‌پردازد. بنابراین برگزاری چنین کارگاه‌های آموزشی برای اولین بار از طرف کانون وبلاگ‌نویسان افغانستان می‌تواند این روند را سرعت بخشیده و سهولت کاری را برای وبلاگ‌نویسان افغان فراهم کند.</p>
<p>در افغانستان، وبلاگ پدیده‌ای نو است و امروز اکثر جوانان و دانشجویان به این پدیده روی آوردند. با آنکه مشکلات زیادی برای دسترسی به اینترنت وجود دارد اما جوانان افغان هر روز بیشتر از گذشته به وبلاگ‌ و وبلاگ‌نویسی روی می‌آورند و بر آمار وبلاگ‌های افغانستان افزده می‌شود.</p>
<p>تا حال، حدود بیست هزار وبلاگ افغانی در فضایی مجازی اینترنت، از طرف افغان‌ها در کشورهای مختلف و در سرویس‌دهندگان مختلف ایجاد شده است.</p>
<p>اما وبلاگ‌نویسان افغان در این راستا با مشکلات و چالش‌هایی هم رو به‌رو بوده‌اند. اخیرا دو سرویس‌‌ ارائه‌د‌هنده وبلاگ فارسی &laquo;پرشین‌بلاگ&raquo; و &laquo;بلاگفا&raquo; از طرف شرکت افغان تلکام به روی مشترکینی که از خدمات اینترنتی این شرکت استفاده می‌کنند، فلتر شده‌اند. بعضی‌ها براین باورند که این کار شرکت‌ افغان تلکام به دنبال توطئه فارسی ستیزی و حذف واژه‌های فارسی از لوحه‌های شهری از طرف وزیر اطلاعات و فرهنگ آقای عبدالکریم خرم، صورت گرفته است. آنها می‌گویند در برابر این عمل افغان تلکام که نقض آشکار حقوق مشترکین است، باید به طور جدی اعتراض صورت گیرد. </p>
<p>برق و اینترنت، هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند، اما متاسفانه با گذشت هفت سال از حکومت نوپای حامد کرزی و حضور جامعه‌ی جهانی، هنوز شهروندان کابل دسترسی کامل به برق شهری ندارند. اینترنت هم آنچنان که در این چند سال گذشته همگانی می‌شد، نشده است. شمار زیادی از کافی‌نت‌ها در کابل فعالیت دارند، اما به دلیل نرخ بلند استفاده از اینترنت، دسترسی طیف بزرگی از علاقمندان و جوانان به آن میسر نیست.</p>]]></description>
         <link>http://www.kabuli.org/archives/media_and_blog/001240.php</link>
         <guid>http://www.kabuli.org/archives/media_and_blog/001240.php</guid>
         <category>رسانه و وبلاگ</category>
         <pubDate>Tue, 08 Apr 2008 08:53:49 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بالاخره کارگاه وبلاگ‌نویسی برگزار شد</title>
         <description><![CDATA[<br />
<div align="right"> <span lang="FA" style="" dir="rtl">در این چند روز اندک نه بلکه بسیار زیاد مصروف برگزاری کارگاه آموزشی وبلاگ‌نویسی از طرف <a href="http://www.afghanpenlog.com">کانون وبلاگ‌نویسان افغانستان</a> بودم. برگزاری این کارگاه تجربه‌‌ء خوبی بود. من چیزهای زیاد آموختم. دوستانی و علاقمندانی که در این کارگاه شرکت‌ کرده بودند اکثریت شان نویسنده، روزنامه‌نگار و استاد دانشگاه و کسانی که می‌توانند در تولید فکر و پویایی فرهنگ در این جامعه کسالت زده کمک کنند.<o:p></o:p></span> </div>
<p align="right" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">آموزش وبلاگ‌نویسی را برای همنسلانم و برای آنهایی که علاقمند بودند وبلاگ‌نویسی را یاد بگیرند یکی از دغدغه‌های بزرگم بود که سرانجام به حقیقت پیوست. با کمک و کارهای مشترک شرکت جیو مپ (</span><span style="" dir="ltr">Geo Map</span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style=""><span dir="rtl"></span>) و خانم <a href="http://warasgirl.persianblog.ir">معصومه ابراهیمی</a> سرانجام توانستیم کارگاه را راه بیاندازیم. کارگاه برای یک و نیم روز ادامه یافت و راستش فکر می‌کنم چیزهای که باید گفته می‌شد و آموزش داده می‌شد، فرصتی برایش نبود. نمیدانم چگونه بتوانم این نقیصه را دوباره جبران کنم و یک دور آموزش وبلاگ‌نویسی بصورت حرفه‌ای را در کابل برای آن عزیزانی که شرکت‌ کرده بودند دوباره برگزار کنم.<o:p></o:p></span></p>
<div align="right"> </div>
<p align="right" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style=""><o:p></o:p>آنعده از دوستانی که علاقمند به یادگیری وبلاگ‌نویسی هستند لطفا برای دور بعدی کارگاه ثبت نام کنند.<o:p></o:p></span></p>
<div align="right"> بازتاب اولین دور برگزاری از کارگاه وبلاگ‌نویسی از طرف کانون وبلاگ‌نویسان افغانستان را در لینک‌های زیر همراه با عکس و متن ببینید:<br />
<br />
<strong>1)&nbsp; <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/story/2008/04/080405_k-a-afg-weblog-workshap.shtml">گسترش وبلاگ نویسی در افغانستان</a> - در سایت <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/story/2008/04/080405_k-a-afg-weblog-workshap.shtml">بی بی سی</a> بخوانید<br />
<br />
2)&nbsp; <a href="http://noma-afg.org/fa_page.php?cid=190">برگزاری اولین دوره کارگاه آموزش وبلاگ نویسی در کابل</a> (گزارش و تصویر) در <a href="http://noma-afg.org">نما</a> بخوانید<br />
<br />
<br />
وبلاگ‌های که در&nbsp; اولین دور کارگاه وبلاگ‌نویسی توسط شرکت‌کنندگان ایجاد شدند:ٔ<br />
</strong>  <span lang="FA" style=""><o:p><br />
نام وبلاگ &quot; نه سپید نه سیاه&quot;<br />
نویسنده: یعقوب یسنا<br />
آدرس:http://yaqubesna.blogspot.com</o:p></span><br />
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">نام وبلاگ: وبلاگ &quot;زرتشت&quot;<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">نویسنده: حلیم سروش<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">آدرس: </span><span style=""><a href="http://naizar.blogspot.com/"><span dir="ltr">http://naizar.blogspot.com</span></a><span lang="FA"><o:p></o:p></span></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style=""><o:p>&nbsp;</o:p><br />
نام وبلاگ &quot; انتظار&quot;<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">نویسنده: یونس انتظار<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">آدرس: </span><span style=""><a href="http://entezarworld.blogspot.com/"><span dir="ltr">http://entezarworld.blogspot.com</span></a></span><span style="" dir="ltr"><o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style=""><br />
نام وبلاگ &quot;صفحه&quot; <o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">نویسنده: اسد افغانستانی<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">آدرس: </span><span style=""><a href="http://safha2.blogspot.com/"><span dir="ltr">http://safha2.blogspot.com</span></a><span lang="FA"><o:p></o:p></span></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style=""><o:p>&nbsp;</o:p><br />
نام وبلاگ &quot;وخت&quot;</span><span dir="ltr"></span><span lang="FA" style="" dir="ltr"><span dir="ltr"></span> </span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style=""><span dir="rtl"></span><span style="">&nbsp;</span>(وبلاگ به زبان پشتو)<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">نویسنده: فرید جان<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">آدرس: </span><span style=""><a href="http://wakht.blogspot.com/"><span dir="ltr">http://wakht.blogspot.com</span></a><span lang="FA"><o:p></o:p></span></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style=""><o:p>&nbsp;</o:p><br />
نام وبلاگ &quot;بیگانه&quot;<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">نویسنده: مختار پدرام<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">آدرس: </span><span style=""><a href="http://bigana.blogspot.com/"><span dir="ltr">http://bigana.blogspot.com</span></a><span lang="FA"><o:p></o:p></span></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style=""><o:p>&nbsp;</o:p><br />
نام وبلاگ &quot;</span><span style="" dir="ltr">Her Eyes</span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style=""><span dir="rtl"></span>&quot; (فتوبلاگ)<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">نویسنده: </span><span style="" dir="ltr">Waras girl<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">آدرس: </span><span style=""><a href="http://warasgirlphoto.blogspot.com/"><span dir="ltr">http://warasgirlphoto.blogspot.com</span></a><span lang="FA"><o:p></o:p></span></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style=""><br />
نام وبلاگ &quot;</span><span style="" dir="ltr">Royal Galaxy</span><span lang="FA" style="">‌&quot; (به زبان انگلیسی)<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">نویسنده: معصومه مقصودی<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">آدرس: </span><span style=""><a href="http://warasgirlphoto.blogspot.com/"><span dir="ltr">http://warasgirlphoto.blogspot.com</span></a><span lang="FA"><o:p></o:p></span></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style=""><o:p>&nbsp;</o:p><br />
نام وبلاگ &quot;</span><span style="" dir="ltr">Manzara</span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style=""><span dir="rtl"></span>&quot;<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">نویسنده: امین میرزاده<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">آدرس: </span><span style=""><a href="http://faraghana.blogspot.com/"><span dir="ltr">http://faraghana.blogspot.com</span></a><span lang="FA"><o:p></o:p></span></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style=""><o:p>&nbsp;</o:p><br />
نام وبلاگ &quot;دخترورسی&quot;<o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="">نویسنده: معصومه ابراهیمی<o:p></o:p></span></p>
<span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" dir="rtl">آدرس: </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" dir="rtl"><a href="http://warasgirl.persianblog.ir/"><span dir="ltr">http://warasgirl.persianblog.ir</span></a></span><br />
<br />
</div>]]></description>
         <link>http://www.kabuli.org/archives/media_and_blog/001235.php</link>
         <guid>http://www.kabuli.org/archives/media_and_blog/001235.php</guid>
         <category>رسانه و وبلاگ</category>
         <pubDate>Sun, 06 Apr 2008 09:27:54 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>رسم دوستی این نبود!</title>
         <description><![CDATA[<span lang="FA" style=""><br />
یکی از این پیام‌ها در پیام‌خانه وبلاگم در زیر نوشته &quot;<a href="http://www.kabuli.org/archives/critic/001177.php">ذهن مغشوش و هذیان‌گویی یک روشنفکر</a>&quot; نقد کوتاهی بر <a href="http://www.afghanasamai.com/afghanasamai8/afghanasamai15/Ismail-Akbar-Languege.htm">مطلب اسماعیل اکبر</a> گذاشته شده و یکی دیگر آن در <a href="http://saayah.blogfa.com/post-245.aspx"><strong>اینجا</strong></a> در <a href="http://saayah.blogfa.com/post-245.aspx">زیر پاسخی که اسماعیل اکبر</a> به من و جعفر رضایی نوشته کرده گذاشته شده است. هر دو پیام از طرف شخصی نوشته شده که من او را خوب میشناسم:</span><span dir="ltr" style=""><o:p></o:p></span>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><strong><span lang="FA" style="">پیام اول</span></strong><span dir="ltr" style="color: rgb(153, 153, 153);"><o:p></o:p></span></p>
<blockquote><span dir="ltr" style="color: rgb(153, 153, 153);">Sunday March 16, 2008 09:42 PM<br />
</span><span dir="ltr">5- <strong>...</strong><br />
</span><span lang="AR-SA">من</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA">بی خبر از اصلیت تو و بعضی دوستان ملیت پرستت به تو و هم نظرانت تا حال</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA">حسن نیت داشتم که بعد از این ادامه نخواهد یافت مرگ بر تو مرگ بر رضایی</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA">مرگ بر تمام ملیت پرستانی بی ارزش</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>...<br />
</span><span lang="AR-SA">از نوشتن نامم در اینجا ننگ دارم، سوء تعبیر نشود</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>.<br />
</span>Email:royahdya@yahoo.com<br />
</blockquote><span dir="ltr"><a href="mailto:royahdya@yahoo.com"> </a></span><span dir="ltr"><o:p></o:p></span><strong><span lang="AR-SA">پیام دوم</span></strong><span lang="FA" style=""><o:p><strong> </strong><br />
</o:p></span> <blockquote>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="background: rgb(131, 163, 222) none repeat scroll 0% 50%; text-align: right; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt; color: white;">نویسنده: </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt; color: yellow;">رویا هدیه &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt; color: white;">یکشنبه 26 اسفند1386 ساعت: 13:31</span><span dir="ltr" style="font-size: 8pt; color: white;"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="background: rgb(242, 242, 242) none repeat scroll 0% 50%; text-align: right; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="AR-SA" style="font-size: 9pt; color: black;">سلام استاد بزرگوار!<br />
آفتاب با دو انگشت پنهان نمیشود. این بی خردانی ملیت پرست هر چه بگویند جایی را نمی گیرد.<br />
پاینده و مثل حال سر فراز باشید...<br />
البته میدانم که شما به همدردی نیاز ندارید این نظر من است که برایتان نوشتم.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span dir="ltr" style="">E-mail: <a href="mailto:royahdya@yahoo.com">royahdya@yahoo.com</a></span></p>
</blockquote>
<p><span lang="FA" style=""><strong>پاسخی که من نوشته بودم:<font size="1"><br />
</font> </strong></span><font size="1"><br style="background-color: rgb(255, 255, 153);" />
</font> </p>
<blockquote>
<div style="float: left; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="1" style="color: rgb(153, 153, 153); font-size: 7pt;">Monday March 17, 2008 12:56 PM</font></div>
</blockquote> <blockquote><font size="1" style="background-color: rgb(255, 255, 255);">&nbsp;<strong>نسیم فکرت</strong></font> <br />
</blockquote>  <blockquote>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">سلام</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">بر تو بینام و نشان</span><span style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><br />
</span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">متاسفم از اینکه چنین نظر دادی. از لحنت متاسفم که بر من مرگ فرستادی. تو</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">که تا حال مرا نشناخته بودی به حالت متاسفم. برای من مهم نیست اینکه شما</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">دیگر حسن نیت با من ندارید و مزخرفاتی که شما بافتید هم از روی احساسات</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">تان است. درست گفتید، من ملیت پرست هستم. من به ملیتم تعلق دارم. من</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">هزاره‌ هستم و ملیتی که یک عمر رنج کشیده و عذاب دیده. رسالت من امروز این</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">است که برای همنسلانم بفهمانم که وسیله قرار نگیرند و هوشیار باشند. توی</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">که از لحنت پیداست مرا خوب میشناسی و مهم هم نیست به هر قوم و قبیله که</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">تعلق داری بگو تو از درد من آگاه هستی؟؟؟ من علیه تبعیض می جنگم به هر شیوه ممکن. من علیه نژادپرسی میرزمم به هر وسیله ممکن. من یک مبارزم</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>.<br />
</span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">یک بار دیگر به حالت متاسفم که تو بر من مرگ میفرستی. سر در لاکت فرو کن و به گذشته‌هایت نگاه کن</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>.</span><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span> <span lang="AR-SA">تاریخ آینه من و توست. خودت را دریاب در کدام لایه افتادی. مهم نیست از</span></span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">کدام تباری هستی مهم این است که تا چه حد بر این حرفت که به من مرگ</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">میفرستی پابند هستی</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>.<br />
</span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">من از این پیام کوتاهت تکان خوردم. باور نمیکنم کسی که از نوشتن نامش ننگ</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">داشته باشد این چنین با قاطعیت مرگ نثار کسی کند. تو از یک انتحاری چه</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">کمبود داری؟؟؟؟</span><span style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><br />
</span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">متاسفم. برو با نامت بیا و حرف بزنیم. من و تو درد مشترک داریم بیا که فریاد کنیم</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>.<br />
</span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">نسیم</span><span style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;" dir="ltr"><br />
</span><span lang="AR-SA" style="background: white none repeat scroll 0% 50%; font-size: 8pt; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;">کابل - رونده مزار شریف از فردا صبح</span><span style="font-size: 8pt;" dir="ltr"><o:p></o:p></span></p>
</blockquote>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><strong>پاسخی که یکی از خوانندگان وبلاگم نوشته:</strong><br />
</p>
<blockquote>
<div style="float: left; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="1" face="Tahoma" style="color: rgb(153, 153, 153); font-size: 7pt;">Monday March 24, 2008 02:09 PM</font></div>
</blockquote> <blockquote><font size="1" face="Tahoma"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">بیدل</strong></font> <br />
</blockquote>  <blockquote>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;">پاسخ به نظر شماره 3</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="font-size: 8pt;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>...<br />
</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;">دوست عزیز! من تو را به خوبی می شناسم و متأسفانه انتظار چنین مطلبی را بخصوص با چنین لحنی از تو نداشتم</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="font-size: 8pt;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>. <br />
</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;">نسیم حتی اگر قوم پرست، فاشیست، متعصب... باشد، اما از لحن شما شعله های فاشیزم خفته ... مرگ، خون و ... زبانه می کشد</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="font-size: 8pt;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>. <br />
</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;">نمی دانم تا چی حد به</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;">اصالت دوستی و ارزش های انسانی ای که سالها به آن افتخار می کردی و حتی</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;">ادعای رسالت مهر و انسان دوستی را داشتی، پایبند هستی؟؟؟</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="font-size: 8pt;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> <br />
</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;">خوشا به سعادت اسماعیل اکبر که یاران با وفایش آماده هر گونه از خود گذری اند</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="font-size: 8pt;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>. <br />
</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;">چی بگویم، از ترس اینکه</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;">خود مرتکب خطا نشده و ارزش های انسانی را زیر پا نگذارم، همین قدر می گویم</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;">که شناخت انسان ها واقعأ مشکل است</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="font-size: 8pt;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>. </span><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span style="font-size: 8pt;"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span style="">&nbsp;</span><span lang="AR-SA">اگر در تصمیم ات تجدید نظر</span></span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;">نکنی برایت متأسفم، زیرا با امکانات پشرفته تکنولوژِی اطلاعات، امروزه کسی</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;">نام خود را بنویسد یا نه نویسد و یا از هر محلی مطلب بفرستد، فرقی نمی کند</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="font-size: 8pt;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>.<br />
</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt;">فهمیدم و فهمیدی که فهمیدم</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="font-size: 8pt;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>.<o:p></o:p></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="font-size: 8pt;">باور تان میشه. شخصی که یک عمر با او دوست بودید، یک عمر با او سخن گفتید و یک عمر، او به شما عزیز بوده، روزی برسد که شما از روی اعتماد و مهربانی سر تان را روی زانویش قرار بدهید و او سر تان را از تن تان جدا کند؟</span><span style="font-size: 8pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;;" dir="ltr"><o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="font-size: 8pt;">من همیشه اینگونه ضربه دیدم. کسی که من به او اعتماد کردم او در پی از بین بردنم شده است. کسی که یک عمر برای من عزیز بوده، روزی رسیده که دشمنم شده و بدترین‌ حرف‌ها را به من زده و توهینم کرده است. من کسی را یک عمر بزرگش خواندم، استادش خواندم اما روزی رسیده که شنیع‌ترین حرف‌ها را به من گفته است. مادرم همیش میگه بچم! دست ما بی‌نمک است. ما هرچه با مردم خوبی کنیم بدی می‌بینیم. خوبی ره اگر به آب پرتیم آب ضایع نمیکنه اما از ما ضایع میشه.</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;;"><o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="font-size: 8pt;">من تعجب می‌کنم وقتی به گذشته‌هایم برمی‌گردم می‌بینم، از بعضی دوستانم، غیر از بدی و بدبینی و هزار کینه، چیزی دیگری ندیدم. اما بازهم من دل بستم و به طرف آنها رفتم. حالا فکر می‌کنم اشتباه نکرده‌ام. گرچه آنها خوبی‌هایی هم داشتند. اما بدی آنها بدترین بدی بوده که من از بدترین آدم‌ها تا هنوز ندیده‌ام. من امروز از آنها تشکری می‌کنم به خاطر خوبی‌هایش و هم چنین به خاطر بدی‌های شان که به من روا داشتند تا هنوز. من با همین بدی‌ها و خوبی‌ها رشد کردم و امروز فکر می‌کنم خوب است تصمیم بگیرم با این گونه بدی‌ها می‌شود خاطر خوش کرد یا خیر. اکنون باید تصمیم بگیرم و تکیه به خودم باشم و بیشتر یاد بگیرم. از آن روزی که برادرم به با طعنه به من گفت: برو بچم! از زور چیزی من نان می‌خوری، برو مرد خود شو! من تصمیم گرفتم، آدمی شوم برای خودم.</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;;"><o:p></o:p></span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="font-size: 8pt;">من هر روز در پی آدم شدنم هستم. به قول معروف کوشش می‌کنم جٌلم را از آب بکشم. <br />
من زیاد نوشته بودم اما پاکش کردم. گفتم درد دل دیگه چرا؟ با کی می‌‌خواهی درد دل کنی؟ باشد برای آینده‌ها اگر فرصتی بود و حوصله‌ای بود. امروزها در این شهر چقدر آدم کم شده است. من به دنبال آدم هستم. به قول خداوندگار بلخ:<br />
<strong>از دیو دد ملولم و انسانم آرزوست</strong></span></p>]]></description>
         <link>http://www.kabuli.org/archives/daily/001226.php</link>
         <guid>http://www.kabuli.org/archives/daily/001226.php</guid>
         <category>روزانه</category>
         <pubDate>Mon, 31 Mar 2008 15:25:57 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>رهنورد زریاب از یک سوء قصد نجات یافت</title>
         <description><![CDATA[<br />
<strong>نکته: </strong>این مطلب قبلا در <a href="http://radiozamaaneh.com/special/2008/03/post_491.html"><strong>رادیو زمانه</strong></a> نشر شده است.<br />
<br />
استاد رهنورد زریاب هفته گذشته روز پنج شنبه حوالی ساعت چهار بعد از ظهر از یک سوء قصد، جان سالم بدر برد. این خبر در روز نامه آرمان ملی چاپ امروز شنبه، تاریخ 29 مارچ به نشر رسید. به گفته آرمان ملی، شخص مسلح ناشناس در حالی که در پشت درب منزل استاد زریاب در حال جستجو بوده تا از بودن آقای زریاب اطمینان حاصل کند تصادفا با یک خانم روبرو می‌شود.<img width="249" height="190" align="left" alt="اعظم رهنورد زریاب" src="/UserFiles/Image/Zaryab.jpg" /> خانم از مرد ناشناس می‌پرسد که آنجا چه می‌کند. در همین زمان، از سر و صدای این دو همسایه‌ها باخبر می‌شوند و مرد ناشناس دست پاچه می‌شود و ناگهان تفنگچه‌‌اش به زمین میافتد و بلافاصله پا به فرار می‌گذارد.
<p>این موضوع به زودی به پلیس اطلاع داده می‌شود و گفته می‌شود که بررسی و تحقیق از سوی نیروهای امنیت ملی آغاز شده است. این سوء قصد علیه استاد رهنورد زریاب زمانی صورت می‌گیرد که درست یک هفته پیش مقاله‌ای تحت عنوان &quot;زریاب د زریابی لپاره په فرهنگ پلورنه لاس پوری کری دی&quot; با امضای فردی به نام &laquo;فرهنگپال&raquo; منتشر شده بود که در آن به صراحت اخطار داده شده بود که اگر جلوی &laquo;اقدامات فرهنگ ستیزانه&raquo; زریاب گرفته نشود و دوایر دولتی و بخصوص دادستان کل (لوی سارنوال) در این زمینه اقدامی نکند، مسئولیت هرنوع عواقب ناگوار به دوش دولت خواهد بود.</p>
<p>برخی‌ بر این باورند که این سوء قصد شاید توسط اطرافیان عبدالکریم خرم وزیر اطلاعات و فرهنگ طرح‌ریزی شده باشد. چون در پی فارسی ستیزی و جنجال‌های آقای خرم وزیر اطلاعات و فرهنگ در مورد تغییر تابلوهای شهر از زبان فارسی به پشتو و مجازات و اخراج سه روزنامه نگار تلویزیون ملی افغانستان به جرم استفاده از واژه‌های &quot;دانشگاه&quot;، &quot;دانشکده&quot; و &quot;دانشجو&quot;، آقای زریاب به یکی از چهره‌های منتقد جدی عبدالکریم خرم و تیم فارسی‌ستیزی او در رسانه‌های افغانستان ظاهر شد.</p>
<p>استاد رهنورد زریاب یکی از چهر‌ه‌های شاخص ادبیات داستانی فارسی دری در افغانستان و منطقه است. از رهنورد زرياب تا کنون دوازده کتاب منتشر شده است. چهار مجموعه داستان کوتاه، يک رمان با نام &quot;گلنار و آينه&quot;، دو مجموعه مقالات پژوهشی و ترجمه يک مجموعه داستان با نام &quot;پيراهن ها&quot; از آثار اوست. يک کتاب مقالات او با عنوان &quot;چه‌ها که نوشتيم&quot; در تهران چاپ شده است.<br />
<br />
<strong>مطالب مرتبط:</strong><br />
<a href="http://radiozamaaneh.com/humanrights/2008/02/post_198.html">مجازات زبان در سال جهانی زبانها<br />
</a><a href="http://radiozamaaneh.com/special/2008/02/post_428.html"></a><a href="http://radiozamaaneh.com/special/2008/02/post_428.html">مخالفت کابینه افغانستان با فارسی ستیزی وزیر فرهنگ</a><br />
<a href="http://noma-afg.org/fa_page.php?cid=184">توطئه برای ترور رهنورد زریاب</a> - نما</p>]]></description>
         <link>http://www.kabuli.org/archives/literature/001214.php</link>
         <guid>http://www.kabuli.org/archives/literature/001214.php</guid>
         <category>شعر و ادب</category>
         <pubDate>Sun, 30 Mar 2008 07:36:36 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مراسم بزرگداشت از استاد رهنورد زریاب  در کابل</title>
         <description><![CDATA[به بهانه سال نو ۱۳۸۷ و ميلاد رسول اكرم، روز شنبه، تاريخ پنزدهم ماه مارچ، مجلس بزرگداشت از بزرگترين چهره ادبيات فارسى درى استاد <strong>رهنورد زرياب</strong> برگزار شد. اين محفل از طرف رايزنى فرهنگى سفارت جمهورى اسلامى ايران در كابل برگزار شده بود. در اين جلسه شمار زيادى از فرهنگيان، اساتيد دانشگاه و شاعران شركت كرده بودند. آقاى حيدرى<img width="204" height="268" align="left" src="/UserFiles/Image/Rahnaward Zaryab(1).jpg" alt="استاد ادبیات فارسی دری، استاد رهنورد زریاب" /> وجودى، استاد طغيان ساكايى، محمد حسين محمدی، سيد ضيا قاسمى و جاويد فرهاد از جمله شركت‌كنندگان در اين مجلس بودند.<br />
<br />
بعد از تلاوقت قرآن، جلسه رسما با نواختن نى و منقبت خوانى با اشعار مولانا آغاز شد. <strong>محب بارش</strong> استاد در <strong>دانشگاه البيرونى</strong> يكى از اولين سخنرانان جلسه بود. محب بارش در ضمن تعريف از شخصيت استاد زرياب در مورد جشن نوروز گفت: &quot;جشن نوروز، جشن ايرانى خراسانى است و دليل اينكه چرا برگذارى جشن نوروز در زمان حكومت رژيم طالبان منع اعلام شده بود، دليلش هم همين امر بوده است.&nbsp; آقاى بارش در ادامه سخنانش نقل قول‌هاى زيادى از بزرگان آورده و پيوند جشن نوروز را بيشتر در ميان پارسى گويان دانست. <br />
<strong> محمد حسين محمدى</strong> يكى از سخنرانان ديگرى بود كه در مورد شخصيت استاد زرياب سخن گفت. آقاى محمدى در ضمن اينكه وضعيت زبان فارسى را در افغانستان بسيار بسيار اسفبار خواند گفت: &quot;استاد زرياب به يك شخص تعلق ندارد بلكه به زبان فارسى و ادبيات فارسى تعلق دارد. متاسفانه امروز كار در زبان فارسى در افغانستان اسف‌انگيز است&quot;. <br />
<br />
محمد حسين محمدى در ادامه افزود: &quot; زرياب، يكى از پركارترين نويسندگان افغانستان است اما اينكه&nbsp; زرياب سرانجام به يك ركود مى‌رسد، شايد اين ركود بيشتر به مسايل سياسى ربط داشته باشد&quot;. آقاى محمدى در اخير جمله‌اى را از استاد واصف باخترى نقل كرده گفت: &quot; ما بايد رهنورد را گرامى بداريم كه تمام قد بر درگاه ادبيات داستانى ما ايستاده است&quot;<br />
<br />
<strong>سيد ضيا قاسمى</strong> يكى ديگر از سخنرانان اين جلسه بود. آقاى قاسمى يكى از خاطرات سالهاى گذشته‌اش از ايران را به شركت كنندگان گفت:&quot; در سال دو هزار و شش ميلادى در چهارمين جشنواره ادبى &quot;قند پارسى&quot; در تهران، مراسم بزرگداشت از استاد رهنورد زرياب برگزار شد كه در آن نويسندگان نامدار ايرانى شركت كرده بودند. وقتى رسانه‌ها شنيدند استاد زرياب در تهران تشريفه آورده، تمام رسانه‌ها از سراسر ايران هجوم آوردند و عجيب غوغاى برپا شده بود. اما متاسفانها امروز از تمام رسانه‌هاى ما فقط سه تاى آنها در اينجا شركت كردند&quot;.<br />
<br />
گردانندگى جلسه توسط <strong>زبير هجران</strong> يكى از شاعران خوب معاصر اداره مى‌شد و ناگفته نماند كه در اين ميان، تعداد زيادى از شاعران جوان، شعر خواندند و در مورد شخصيت استاد زرياب سخن گفتند.<br />
<br />
سرانجام، استاد رهنورد زرياب در پشت تريبون قرار گرفت. استاد زرياب با لحن اندوهگين سخنانش را آغاز كرد كه بسيارى از شركت‌كنندگان متاثر شدند. استاد زرياب گفت: &quot; در اوضاع نابسامان بسر مى‌بريم. آن چيزى را كه ناصر خسرو در درى خواند و حافظ شيرازى آن را قند پارسى گفت، امروز از اوج و بهاى برخوردار نيست. سوگمندانه بايد گفت كه امروز، برداشت ما، از بسيارى از مقوله‌ها از جمله مقوله فرهنگ و زبان، برداشت‌هاى بسيار پيش پاه افتاده هستند&quot;. <br />
استاد زرياب، در ادامه سخنانش افزود: &quot;هنوز در تعريف داستان مى‌گوييم، داستان واقعيت‌ها را بازتاب مى‌دهد. هنوز در تعريف زبان مى‌گوييم، زبان وسيله افهام و تفهيم است. من بايد بگويم كه اين مقوله‌ها ديگر مردود و منسوخ شده است. در مورد زبان، ميشل فوكو سخن مى‌گويد، ويتكنشتاين سخن مى‌گويد، ژاك دريدا سخن مى‌گويد. اما سوگمندانه بايد گفت كه از اين نظريه‌ها و پرداخت‌ها، بى‌خبر افتاده‌ايم.<br />
<br />
استاد زرياب در ميانه سخنانش، از محمد حسين محمدى نام برده و گفت: &quot; محمدى دو كار بزرگ در حوزه فرهنگى ما انجام داده است: اول اينكه داستان مى‌نويسد، دوم اينكه خود را وقف داستان‌هاى افغانستان كرده است. كارهاى كه محمدى تا هنوز انجام داده است تا هنوز هيچ كس چنين امر خطيرى را آغاز نكرده است.<br />
استاد زرياب در آخر سخنانش گفت: <strong>&quot; امروز، آنانيكه با ادبيات و&nbsp; زبان فارسى سر و كار دارند، آنها از رنج عظيمى در گدازند. اما، ما بخاطر بزرگان ادب ما، تحمل كنيم. ما بايد چراغ علم و فرهنگ باشيم كه هستيم&quot;.</strong><br />
<br />
در اخير جلسه، مسئول رايزنى فرهنگى ايران <strong>آقاى غلامى</strong> به شركت كنندگان اعلام كرد كه از اين به بعد، جلسات فرهنگى ادبى از طرف رايزنى فرهنگى ايران در كابل، در چهار بخش ادامه خواهد يافت:<br />
شعر خوانى<br />
نقد شعر و داستان<br />
معرفى بزرگان كهن درى در افغانستان<br />
تجليل از عزيزان و بزرگان زبان فارسى درى<br />
<br />
آقاى غلامى در اختتاميه جلسه بزرگداشت از استاد رهنورد زرياب، در مورد ارج نهادن به سخن فارسى درى گفت: &quot; اين تنها ما نيستيم كه به اين زبان ارج مى‌نهيم بلكه بشريت به اين ارج مى‌نهند&quot;. او گفت: &quot; سر درب سازمان ملل متحد به فارسى نوشته شده:<br />
&nbsp;بنى آدم اعضاى يك ديگرند<br />
كه در آفرينش ز يك گوهرند<br />
چو عضوى به درد آورد روزگار<br />
ديگر عضوها را نماند قرار<br />
تو كز محنت ديگران بى‌غمى<br />
نشايد كه نامت نهند آدمى.<br />
آقای غلامی در ادامه سخنانش افزود: <strong>&quot; در سال 2006 ميلادى، پرفروش‌ترين كتاب سال در آمريكا، كتاب مثنوى معنوى بوده است&quot;.<br />
<br />
</strong>برای دیدن وبلاگ محمد حسین محمدی &quot;انجرهای سرخ مزار&quot; در <a href="http://anjirha.blogfa.com/"><strong>اینجا</strong></a> کلیک کنید.]]></description>
         <link>http://www.kabuli.org/archives/literature/001200.php</link>
         <guid>http://www.kabuli.org/archives/literature/001200.php</guid>
         <category>شعر و ادب</category>
         <pubDate>Mon, 17 Mar 2008 16:32:52 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>غم بی زنی و بی دندانی</title>
         <description><![CDATA[<div align="right"><br />
خدا ترا به غم دردِ متبلا مكناد، اسير دست پزشك و دوا بلا مكناد!<br />
فاجعه است فاجعه. من از ديروز تا حال نه چيزى خوردم و نه داغ و يخى نوشيدم. من بارها گفته‌ام كه در افغانستان، چيزى بنام پزشك نيست و اگر هست آنهم قصاب است. بترسيد روزى كه خداى نكرده مريض شويد و شما به اين پزشكان نياز پيدا كنيد. من هميشه از اين بابت ترس دارم كه مبادا مريض شوم. درست شش ماه پيش من و<strong> شهباز ايرج </strong>براى تداوى دندان هاى مان به <strong>مزار شريف</strong> رفتيم. دوكتورى كه نامش از يادم رفته ولى از كشور كورياى جنوبى آمده بود و نامش سر زبانها بود. او با خانمش يك مطب دندان پزشكى در شرق شهر مزار شريف ايجاد كرده و مشترى زيادى هم داشت. ما كه مبهوت تعريف او شده بوديم بدون تحقيق براى تداوى دندانهاى مان رفتيم به كلنيكش. او كه فارسى را تازه ياد گرفته بود به مشكل توضيح مى‌داد كه كارش خوبه، پنجاه و هفت سال عمر داره و دندان پزشكى شغل دايمى‌اش بوده است. در افغانستان، فعاليتش را از شش ماه پيش شروع كرده و در اين شش ماه براى صدها نفر دندان ساخته و دندانهايى صدها نفر ديگر را هم كشيده و در اين مدت حتى يك مورد شكايت هم نرسيده است.<br />
<br />
ما همه‌ء اين لاف و گزاف‌ها را قبول كرديم. سرانجام، من دو تا از دندانهايم را پر كردم و ايرج هم بسيار خوشحال بود كه اين بار دندانش توسط يك پزشك كوريايى درست خواهد شد (كه فكر مى‌كنم هنوز نشده است). ايرج شش كشور را گشته&nbsp; و هنوز پزشكى يافت نشده كه دندانش را تداوى كند (به گفته خودش). او مى‌گفت، شش كشور، براى تداوى دندانش سرگردانند و باالاخره:<br />
<strong>گفتند يافت مى نشود جسته ايم ما، گفت آنكه يافت مى نشود آنم آرزوست.</strong><br />
<br />
كلام كوتاه اينكه همين دو روز پيش، در جمع دوستان فرهنگى در <strong>مركز فرهنگى زهيرالدين بابر</strong> بودم و از قضا سر و كله يك پياله چاى ديده شد و بعد هم چاكلت. باور تان ميشه چه اتفاق عجيبى افتاد؟ چاكلت روى دندانم چسپيد و هى كوشش مى‌كرد كه آنجا بماند و كيف كند. من با سر زبانم كه در اين موقع بيشتر به تانك‌هاى محاربوى مى‌ماند، از جايش حركت دادم كه ناگهان خله‌اى در دندانم احساس كردم. سر زبانم را عقب‌گرد چرخاندم، ديدم مواد پرشده‌گى دندانم بيرون آمده و درون دندانم خالى شده است. وقتى يك شوب چاى بالا بردم، همان بود كه دندانم چنان دچار سوزنك‌بازى شد كه عالم را پيش چشمم تاريك كرد.<br />
&nbsp;حالا چند روز است كه نه چيزى خوردم و نه هم چيزى نوشيدم. مرگ نزديك است اگر دندانم جور نشود. من از اين پزشكان قهرم اگر شما پزشك خوب ميشناسيد راهنمايى‌ام كنيد ورنه از دست رفته‌ام.<br />
<br />
<strong>در زندگى براى يك مرد، دو چيز مهم است:</strong> زن و دندان. حالا من نه زن دارم و نه هم دندان سالم كه لذت دنيا را بچشم.<br />
<br />
</div>]]></description>
         <link>http://www.kabuli.org/archives/daily/001183.php</link>
         <guid>http://www.kabuli.org/archives/daily/001183.php</guid>
         <category>روزانه</category>
         <pubDate>Wed, 12 Mar 2008 12:35:18 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ذهن مغشوش و هذیان‌گویی یک روشنفکر</title>
         <description><![CDATA[<span lang="FA" style="">همگان آگاه هستند که اخیرا بر سر زبان فارسی چه گذشت.</span><span dir="ltr"></span><span lang="FA" dir="ltr" style=""><span dir="ltr"></span> </span><span lang="FA" style="">کریم خرم را که میشناسید؟ موجودی که کارهایش بیشتر به دیو می‌ماند که در راس یک دسته فرهنگ‌ستیز قرار گرفته‌ است. دیدید و شنیدید که این موضوع چقدر حساسیت‌ها را برانگیخت. اما در این میان، کسانی هم پیدا می‌شوند که با این دیو همراهی کرده و خود شان را میو میو می‌کنند. <o:p></o:p></span><span lang="FA" style="">اخیرا، یک<a href="http://www.afghanasamai.com/afghanasamai8/afghanasamai15/Ismail-Akbar-Languege.htm"><strong> یادداشتی از محمد اسماعیل اکبر </strong></a>در رابطه با این مسله در سایت آسمایی به چاپ رسیده که جعفر رضایی انصافا<img width="200" height="150" align="left" src="/UserFiles/Image/Mohammad Ismael Akbar.jpg" alt="استاد اسماعیل اکبر - رفیق خوبم و استادم- حیف شد" /> <a href="http://kabulpress.org/my/spip.php?article1183"><strong>جواب خوبی در پاسخ این نقد نوشته</strong></a> که بسیار خواندنی است. مقاله اسماعیل اکبر را در<strong> <a href="http://www.afghanasamai.com/afghanasamai8/afghanasamai15/Ismail-Akbar-Languege.htm">اینجا</a> </strong>می‌توانید بخوانید که سراسر از پریشانگویی رنج می‌برد. من نمیدانم آقای اکبر منظورش از این نوشته حمایت از آقای کریم خرم بوده و یا توصیه آفاقی برای خوانندگان وب سایت آسمایی. شما این مقاله را از اول تا آخیر بخوانید چه دستگیر تان می‌شود جز مشتی از کلمات نا همگون و ناتراشیده.<o:p></o:p></span><span lang="FA" style=""> جای تعجب است که در این موقعیت حساس، اکبر به میدان آمده از کریم خرم که علیه زبان فارسی قد علم کرده است به حمایت برمی‌خیزد. <o:p></o:p></span>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="FA" style=""><o:p></o:p><strong>من به چند نمونه این متن اشاره می‌کنم و نظرم را می‌نویسم که آقای اکبر منظورش چه بوده است. </strong><!--[endif]--><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">&laquo;در همه کشورها</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">اصطلاحات سیاسی و اداری عمومی واحد است و این اصطلاحات از طرف مقامات مسوول وضع و</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">تعیین می گردند و چنانچه اختلافاتی در وضع یا جعل این اصطلاحات موجود باشد، تصمیم</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">نهایی به مراجع قانون گذاری تعلق می گیرد. اگر در کشوری گوینده</span><span dir="ltr"></span><span lang="EN" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span>&nbsp;</span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">گان</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">زبان های گوناگون ساکن باشند همه باید همان اصطلاحات تثبیت شده و رسمی را به کار</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">ببرند و هر کس آن را به زبان خود ترجمه نکند زیرا در امور رسمی اختلال ایجاد می</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">شود&raquo;.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="AR-SA" style="color: black;"><o:p></o:p>به عقیده آقای اکبر همه باید از آقای کریم خرم پیروی کنند و نباید دست به اصلاحات بزنند. چنانچه از متن پیداست، کسی هم حق ندارد با زبان مادری‌‌اش صحبت کنند و مهمتر از همه اینکه آقای اکبر رسما فرمان صادر می‌کند که &quot;</span><span lang="AR-SA" style="color: navy;"> همه باید همان اصطلاحات تثبیت شده و رسمی را به کار</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: navy;"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: navy;">ببرند و هر کس آن را به زبان خود ترجمه نکند زیرا در امور رسمی اختلال ایجاد می</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: navy;"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: navy;">شود&quot;. </span><span lang="AR-SA" style="color: black;">این دقیق حرف آقای خرم است که در جلسه استجوابیه به رسانه‌ها اعلام کرد. آقای اکبر، این را واضح نساخته‌ است که از کدام موضع این فرمان را صادر می‌کند. او تاکید می‌کند که اگر از اصطلاحات تثبیت شده پشتو صحبت نشود، امور رسمی دچار اختلال می‌شود. او نگفته است که با گفتن دانشگاه به جای پوهنتون چه نوع اختلال در امور رسمی ایجاد می‌شود. من شک می‌برم که آقای اکبر این جمله را فکر کرده نوشته باشد.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);"><o:p>&nbsp;</o:p>&laquo;حالا اکثریت جوانانی که نمی دانند اصطلاحات سیاسی و اداری در تمام کشور ها واحد می باشند و هر کس آن</span><span dir="ltr"></span><span lang="EN" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span>&nbsp;</span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">ها را به زبان خود به کار نمی برد، شاید حق داشته باشند چنین مسایلی را به صورت غیرقانونی مطرح کنند؛ اما این جنجال را عده</span><span dir="ltr"></span><span lang="EN" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span>&nbsp;</span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">یی از نخبه</span><span dir="ltr"></span><span lang="EN" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span>&nbsp;</span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">گان</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">مدعی زبان و ادب و سر رشته دار از امور سیاسی چرا دامن می زنند در صورتی</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">که آنها طی این سالها چندین بار فرصت داشتند موضوع را هنگام تدویر لویه</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">جرگه ها و تصویب قانون اساسی های متعدد مطرح کنند، و -حتّا-&nbsp; یادداشتی در</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">این زمینه از آن ها در دست نیست. حالا آیا مناسب است که مثلاً کلمه والی</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">را در زبان دری استاندار یا به زبان ترکی باشلغ بنامند؟! و اگر چنین باشد</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">پس چرا بلوچ ها، نورستانی ها و سایرین حق نداشته باشند که اصطلاحاتی را در</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">این مورد به زبان خود به کار ببرند و وضع کنند، فقط به این دلیل که اقلیت</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">اند؟ اگر مساله به گونه</span><span dir="ltr"></span><span lang="EN" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span>&nbsp;</span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">یی</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">که طرح شده درست باشد هر کس چنین حقی را دارد. چرا طراحان این مساله موضوع</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);">را به مسایل مربوط و نامربوط دیگر می آمیزند، مگر آنها فرصت را برای حل</span><span dir="ltr"></span><span lang="AR-SA" dir="ltr" style="color: rgb(51, 51, 153);"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="AR-SA" style="color: navy;">تمام اختلافات میراث مانده از تاریخ مساعد یافته اند&raquo;.<o:p></o:p><br />
<br />
</span><span lang="AR-SA" style="color: black;">عجیب است، این چنین صریح بیان کردن برای آقای اکبر نمی‌زیبد. اظهار نظر آقای اکبر و کریم خرم هیچ فرقی باهم ندارند. تنها فرقش این است که آقای اکبر در پست وزارت قرار ندارد. آقای اکبر باور دارد، برای ابراز عقیده و بیان باید قانونی وجود داشته باشد. چون بنظر او تمام انتقادهای که تا هنوز علیه آقای کریم خرم صورت گرفته غیرقانونی است. متوجه هستید که یک روشنفکر وقتی مبتلا به پریشان گویی می‌شود تا چه سر حد، بی‌باکانه پیش می‌رود. از آقای اکبر، چنین اظهار نظر بدور بود. جامعه روشنفکری افغانستان </span><span lang="AR-SA">باید گلیم شان<span style="color: black;"> را جمع کنند و بر سفره ماتم بنشینند که صاحب چنین روشنفکرانی هستند.<o:p></o:p></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="AR-SA" style="color: rgb(51, 51, 153);"><o:p>&nbsp;</o:p>&laquo;و این گونه ترویج شایعه در مورد قانون اساسی کشور بی اعتبار ساختن آن، جرم س