دريا خنديد در دور دست
دندانهايش کف
و لبهايش آسمان
(لورکا)
خلقالله چه ميداند. خدا ميداند، شايد؟! از دريا از آب چنين انتظاری نميرفت. و هيچ عاقلی تا آن روز باور نداشتند و انتظار را همچنان. هيچ کس از دريا چنين توقعی نداشت که سينه بلرزاند و دنيا و عالم را به فغان بياورد. و مست الست در دلش بيارآمد.
از زمين هر گردنکشی و نافرمانی احتمال ميرود. شايد هم بجاست همه کارهايش. زمين رقص کمرشکن دارد. گردنک ميزد. شانههايش را دو طرفه ميجنباند. غرش و نفسک زدنهايش. همه و همه تعدی بر رکن طبيعت و هستی زمين. شايد هم فراتر. بازهم کی ميداند؟!
زمانی هم از کوههای خاکستریاش که يال و کوپال زمختش خشم فرو افتاده آسمان را میماند، مثل دهانه اژدها آتش پرتاب ميکند و گاه هم از شدت خشم میلرزد و با گرفتن يک نفس عميق و اذا زلزلت الارض زلزالها و اخرجت الارض اثقالها و چندين هزار خانه و خانوار را غافلگير ميکند و دهان بسته به طرف جهنم و بهشت سوق ميدهد. زمينه همه چيز را ميبلعد. اما دريا؟!
دريا که حساب و کتابش جدا بود. با رنگ آبی آسمانی گاهی صداهايش الهامبخش ميشود و گاهی آنهای که از زهر عسل بيرون ميکشند را به ترنم واه ميدارد و عاشقان را به امنيت و آرامش. دو دلداده به پهنه بیانتهايش، قايق عشق ميراند و اميد در دلش سوزنکبازی ميکرد که دريا نفس کشيد. منطق حکم نميکرد اين چنين بيرحم و گردنکشوار لجام گسيخته پهنه هستی را بدرد. نه اين چنين رحم بر دلش نمانده ديگر. به هيچ چيز نميشود اعتنا کرد.
دريا خرناسه کشيد. و در يک خرناسه 220000 نفر را در حلقومش فرو برد. آه دريا کاش زاده نميشدی از مادر که اين چنين بيرحم نمیديدمت!!
سلام سهراب عزيز مدام ازشما سر ميزنم
خود این اعلامیه یک توطه بزرگ برعلیه ملت هزاره است پیش از اینکه به محقق اسیب برساند به کسانیکه این اعلامیه را ترتیب و پخش کرده اسیب می رساند اول اینکه جنگ افروز منافق قلمداد میشود دوم نوکر اجانب معرفی میشود چونکه فقط خارجی ها نفع می برند از ویرانی کشور ما سوم اینکه نشان میدهد در قرن حاضر هنوز هم کسانی هستند ادعای باسوادی فهمیدگی میکنند در حالیکه عمل غیر این را ثابت می کند
