آخر چرا قضیه را اینقدر پیچیده کنیم و یا هم کوشش کنیم پیچیدهاش بسازیم. و بدتر از همه اینکه کوشش کنیم پیچیده نشانش دهیم.
بعضی از ما آدمها همیشه عادت داریم که بعضی چیزها را به گونه توضیح میدهیم که گویا آن چیز فقط همان یک چیزی بوده که
اتفاق افتاده و علتاش هم همان یک چیز بوده که باعث شده این چیز اتفاق بیافتد. این حرف، بسیار پیچیده و مسخره بنظر میرسد، نه؟ بسیار رسم شده است که برخی از این وقایع را به جاهای ربط بدهیم. اما اگر بیشتر به عمق این حادثه اخیر روز هشتم ثور را بنگریم، به برخی واقعیتهای آشکار که در پشت این قضیه جریان داشت و دارد دست پیدا میکنیم.
طالبان در فاصله 500 متری رئیس جمهور کرزی قرار میگیرند و شلیک میکنند. در این روز بیش از 3000 نفرافراد پلیس و اردوی ملی امنیت را گرفته بودند. چطور امکان دارد که طالبان در 500 متری رئیس جمهور و قطعه رژه نظامی نزدیک شود؟
خلاصه اینکه این حادثه یک بار دیگر ثابت کرد که طالبان و اعضای حزب اسلامی، چقدر در درون دولت نفوذ دارند. حامد کرزی، به طالبان چراغ سبز نشان میدهد و به آنها میگوید در هر سر حاضر است با آنها گفتگو کند. کرزی با حکومتش که در حال از هم گسستن است برای تبلیغات انتخاباتی دور بعدی ریاست جمهوری میخواهد طالبان را با صفهای برادری و برابری فراخواند و جالبتر از همه اینکه با دلسوزی زیاد از نیروهای بینالمللی خواسته است که دست از دستگیری طالبان بردارند و آنها را مورد آزار و اذیت قرار ندهند.
مردم به حدی کافی بدبین شدهاند و بدبینی نسبت به اینگونه موارد و حمایت کرزی از طالبان هر روز بیشتر و بیشتر میشود. اگر وضع بدین منوال ادامه یابد مطمئینا طالبان ارگ ریاست جمهوری را هدف قرار خواهند داد.
خبرگزاری رویتر و اسوشیتت پرس، بیشترین بازتاب را در روزهای گذشته در این مورد داشتند. اخبار مرتبط اما بسیار جالب و جامع را در اینجا بخوانید
نگرانی ایالات متحده آمریکا در مورد قصد ترور کرزی توسط طالبان
علیرغم تشنجات، کابل با بغداد شدن فاصله دارد
مقامات بلند پایه امنیتی مورد سوال قرار خواهند گرفت
فرار کزی از صحنه تیراندازی در چمن حضوری
ایرانی ها یا خود احمقند یا ما را احمق دیده اند. ممکن هر دو درست باشند. راستی این چرند نویسی را باید کنار بگذاریم آی افغانها اعم از کرد و ترک و بلوچ و فارس و مارس و ژشتو مشتو و غیره میره. بیایید هر کس در خانه خود بنشینیم و شوله خود را بخوریم. این هموطنان ایرانی ما هر چه شعار جهانی بدهند باز هم اسیر نژاد هستند.
من از تلوزیون آر تی ای مجلس شما را میبینم. برادر عزیز قبول کن با اینهمه ناهماهنگی که بین شما (و البته ما) وجود دارد. نفوذ در تشکیلات دولتی کار چندان سختی نیست. تا وقتی که مردم افغانستان آگاه نشوند و دست از تعصبات برندارند, کرزای و هیچ سیاستمدار دیگری نخواهد توانست, از نفوذ آنها جلوگیری کند. واقعا چند درصد از نمایندگان مجلس درد میهن دارند؟ چند درصد آنها سواد کافی برای قانونگذاری دارند؟ چند نفرشان آنقدر برای هم احترام قائلند که وسط حرف هم نپرند و شعار ندهند؟ سهراب گرامی! از وقتی نوشتههای خالد حسینی را خواندم, عاشقانه مسائل افغانستان را دنبال میکنم. احساس میکنم شما هم مثل ما ایرانی هستید. همینطور هم هست. مشکلاتمان هم مانند یکدیگر است. آقای کرزای هم به نحوی شبیه خاتمی است. دست از حمایتش بر ندارید که روزی مثل ما پشیمان میشوید. ایران و افغانستان یک ملتند. تاریخشان یکیاست. و امروز مشکلاتشان هم یکی. ما هر دو قربانی جهل ملتیم. اگر امروز به نام شریفترین ادیان توی سرمان میزنند به علت جهل و جبرگراییمان است. به وبلاگ من سری بزنید. میخواهم با کمک دوستان فهمیدهای چون شما کتاب خدا را دوباره بخوانم. به امید روزی که مرزهای خراسان بزرگ باز شوند. به امید روزی که جلالالدین دوباره در بلخ زاده شود. به امید روزی که مرزکشیهای سیاسی برداشته شوندو هر ایرانی به هموطن افغان خود و هر افغان به هموطن ایرانی خود افتخار کند. و به عبارت کوتاهتر ایرانیان اعم از افغان و تاجیک و ازبک و لر و بلوچ و پشتون و عرب و آذری و کرد و ... به وطن چند هزار سالهی خود ببالند. به امید روزی که منطقه گرایی تنها برای اروپا و غرب نباشد. یاد روزی افتادم که حکمتیار را در دانشگاه تهران با بادیگاردهایش برای اولین بار دیدم. چقدر دلم به حال وطنم سوخت که به دست چنین جلادانی به سیلاب خون تبدیل شده است. چقدر به رهبران حقیر ایران بد و بیراه گفتم که به چنین افرادی کمک میکنند که ریشهی خود را بزنند. سهراب عزیزم! راه رهایی, آگاهی است. تا فرهنگ ملتمان تغییر نکند, بازیچهی آخوندها و طالبان خواهیم ماند.
شهکام باشید!
سهراب عزیز! چند روز پیش از ترور مصاجبهی حامد کرزای را با رسانههای داخلی و خارجی را دیدم. نمیدانی دوست عزیزم که چقدر حسرت کشیدم. با خودم گفتم: چرا ما چنین رئیس جمهور فهمیده و با شخصیتی نداریم. برادر نازنینم! رئیس جمهور شما فردی بسیار باشخصیت و تحصیل کرده است. جزو معدود افغانهایی است که تقریبا محل توافق عمومی است. حقیر نمیتوانم نظر شما را راجع به سازش او با طالبان قبول کنم. اگر او نبود شاید امروز طالبان برگشته بود. اگر میبینی طالبان اینقدر در دولت نفوذ دارد همهاش را به پای ضعف کرزای نگزار.
سلطان اغا. اولا ما خو نفهمیدیم که مطلب شما چی ربطی با مقاله نوشته شده دارد. دوما اقای ربانی مجبور بود که این کار را بکند زیرا برادر حکمتیار با پدران پاکستانی خود درموارد ذیل به توافق رسیده بود:
الف. تاسیس یک فدراسیون اسلامی با پاکستان
ب. قبول نمودن حاکمیت پاکستان بالای افغانستان
ج. ازبین بردن اردو وپولیس افغانستان وجاگزین کردن شخ بروت های فوج وملیشه های پولیس پاکستان درافغانستان
د. ممزوج ساختن پشتونها با پنجابی ها از طریق دادن دختر به انها
ه. پاکستان میتواند ازمایشات هستوی خود را داخل خاک افغانستان انجام داده وزباله های اتومی خود را در هرنقطه از افغانستان که بخواهد دفن کند (چنانچه فرزند دومی پاکستان این افتخار را بدست اورد که زباله های هستوی این کشور را در زادگاه خود دفن کند تا بازمانده های پشتون درقرن های اینده به این افتخار کنند که پختانه هم یک روزی دست به ازمایشان هستوی زده بود!!!!!!!!!!!!!!.)
و. قبول رسم واصطلاعات پاکستانی و از بین بردن فرهنگ اریایی وخراسانی افغانستان و به رسمیت شناختن دال به حیث غذای ملی افغانستان (که طالبان کرام با ازبین بردن بت های بامیان وتوزیع کردن دال در روزی که ملا عمر دختر به بن لادن داده بود این قول حکمتیار صاحب را عملی کردند ونشان دادن که دروطن فروشی کم از وی وشاه شجاع الملک شاه فرزند احمد شاه ملتانی نیستند)
بااین شرایط که پختانه با پاکستانی ها کرده بودند به نظر من اقای ربانی حق داشت که حتی با اسراییل هم قرار داد امضا میکرد اگرچه اسراییل هم با پختانه که درحقیقت بازمانده های اقوام گمشده یهود هستند قلبا همکاری میکند.
با احترام فایقه
ربانى در ماه حوت 1370 بصورت غير مترقبه بنام مسافرت به سعودى ، به خارج رفت و در جريان همين سفر با روسها ملاقات نموده و تعهدات گذشته مسعود را توثيق كرد و قرار گزارش هاى مؤكد، با كارمل نيز ديدارى داشت، پس از بازگشت به پاكستان درجريان جلسهء مشتركى، يكى ازمقامات مسئول پاكستانى از او پرسيد: جناب استاد! لطف نموده بما بگوئيد كه كجا تشريف برده بوديد؟ او وارخطا شد و لبانش به اهتزاز درآمد و صرف آنقدر گفت : برما شك نكنيد!
توافقات ربانى و مسعود با روسها روى اين مطالب بود:
الف: تمام اعضاى حزب وطن در سمت هاى رسمىفعلى خويش باقى بمانند.
ب: تربيه نظامى افسران اردوى افغانستان كما فى السابق در روسيه انجام شده و اسلحه اردوى افغانستان روسى خواهد بود.
ج: بانكنوت هاى افغانى مطابق معاهده قبلىبراى هميشه در مسكو طبع خواهدشد.
د: سرحدات اتحاد جماهير شوروى محترم انگاشته مىشود.
هـ: با دوستان مسكو در منطقه دوستى و با دشمنانش مقاطعه اعمال مىشود (دوستى باهند و دشمنى با پاكستان).
چنان پيدا بود كه بينن سيوان بيچاره نميدانست كه حرف اصلى چيست؟ و وى چگونه نا خودآگاه براى اغفال مجاهدين استعمال مىشود.
کی افغانستان. افغانستان می شود... ای کاش به جای بازی سیاست . همدلی و هم فکری جایگزین می شد.
به ما سر بزنید...
منتظریم
واقعا این واقعه باعث تعجب من هم شد نفوذ تا این حد!!
چه یک روز تاریخی بود!
بلی: نیروی غیور و با شهامت نظامی ملت قهرمان افغانستان یک بار دیگر با گام های اضافه تر از یک متر در صحنۀ جشن شانزدهمین سالروز پیروزی .....ملت افغانستان را ترک گفته و به جهانیان ثابت نمودند که افغانها چه شهامتی دارند. واقعاً این گونه ایثار و فداکاری های شان مثل خاری چشم های سرخ دشمنان شانرا سفید میسازد.
وزیر مشاور آقای رئیس جمهور طی مصاحبۀ که با گزارشگر گریزی از صحنۀ جشن داشتند چنین اظهار نظر می نمود: وله که مه خودم امی آقای رئیس جمهوره از خوردی میشناسم ایتو آدم نیس. میفامی وختی که از پیشروی لوژ تیر می شد اَین زمین میلرزید. باز وختی که بالا آمد و ده پالوی دیگه قارمانا شیشت و سرود ملی نواخته شد یکدفه یک آوان واری چیز ده امی پیرشوی (پیشروی) لوژ خورد. مه برش گفتم: مثلی که وضعیت خراب شد گفت: نی تشویش نکو هنوز اوضاع نورمال اس. وله باور کو مه خو زیاد آوانا ره دیدیم مگم ای آوان بیخی دیگه رقم بود.
گزارشگر: به نظر شما ترک صحنۀ جشن توسط اعضای کابینۀ دولت چگونه ارزیابی می شود؟
بسیار عالی: مه خو پیشترام برت گفتم که ما از ایتو آوانا و فیرا زیاد دیدیم اَین خودمام آوان فیر کدیم. مگم ای آوان بیخی دیگه رقم بود مچم از کوجا فیر شد. به هر حال خوب شد که بخیر تیر شد.
گزارشگر گریزی از صحنۀ چشن با یکتن از رهبران دوران ........ و ........... گزارشی تهیه نموده است. موصوف می فرماید: ده مورد حادثۀ امروز که واقع شد برتان ایتو بعرض برسانم که ما خو ده حدود دو ماه می شد که آمادگی عام و تام خوده گرفته بودیم و یک روز پیش از چشن مقامات ماسول برما نیکر های چرمی توزیع کد که بخاطر وقوع ایتو حادثات پیش از پیش تیاری خوده داشته باشیم و خدای نخاسته چوکی هاره زرد نسازیم. مگم مه نمی فامم که ده وخت گریز از صانه خودت ما ره ندیدی؟ چطو که رد ما ره پیدا کدی؟
گزارشگر با لبخند بی مفهومی مانند آقای ...... فرمود: تو بی هانست (To be honest) مه يک خط زرد را از لوژ تا به مقام ..... شما تعقیب کردم و فهمیدم که شما همه اینجا تشریف آورده اید.
دفعتاً آقای رهبر قهر شد و به دوستان خود هدایت داد تا یک کمیسیون تشکیل شود و پیدا کند که کدام نفر در روز چشن پوشیدن نیکر چرمی را فراموش کرده. فعلاً کمیسیون به تحقیقات خود آغاز نموده و عنقریب به شما معلوم خواهد شد که کسی که پوشیدن نیکر چرمی را فراموش نموده بوده که بوده؟
منتظر باشید.
د ثور اوومــــــــــه د ثــور اتمــــــه که د اسد ۲۸مه ؟
اکثر جنگسالاران سه دهه اخیر که صدها هزار افغان را به کام مرگ فرستاده اند، هنوز شانه به شانه رییس جمهور ظاهر می شوند و آنگونه که سازمانهای تحقیقی آمریکا اعلام کرده، این جنگسالاران یکجا با طالبان و رهبران قبیله ای بیش از 70 درصد قلمروی افغانستان را در اختیار خویش دارند.
حاکمیت قانون هم فقط در شکل چیزی بیش نیست؛ عذر و درخواست بی ثمر دادستان افغانستان از جنرال عبدالرشید دوستم برای پاسخگویی به اختطاف و ضرب و شتم اکبربای، رهبر ترکتباران افغانستان، نشان داد که شمشیر جبار ثبات به روی ناتوانان تیز است و بس!
دو هزار هموطن غیرنظامی هم تنها در یک سال (سال گذشته) قربانی ناامنی شدند، تنها 250 خانواده را گلوله های "نیروهای صلحبان خارجی که برای تامین امنیت ما آمده اند"، به خون نشاند. حمله به مراسم 8 ثور هم وزیران دفاع، داخله و رییس امنیت -مجاهدین سابق- آقایان رحیم وردک (وابسته به حزب محاذ ملی)، ضرار احمد مقبل و امرالله صالح (جمعیتی) را شرمسار ساخت.
فکرت جان خوب مینویسی. ولی لینک های امروزی ات اشتباه است
موفق باشی و باشیم
sohrab jan salam, khob shod ke sadayat ra kashedi , chon to majara joy hasti wa man feker kardam ke hatman dar waqte gorez dar joye aab oftedi. omrat daraz bad
