اين مطلب را زودتر نوشته بودم، دقيقا يک روز بعد از استيضاح وزير خارجه اما به دليل اينکه سايتم هک شد و دسترسی به وبلاگم نداشتم نتوانستم نشرش کنم و نمیدانستم هم که کجا زخيره کردم تا امروز يافتم. گفتم هنوزم دير نشده و ظاهرا گفته میشود که اسپنتا هم آن علاقمنديی که در سابق به کارش داشت بعد آن شور ماشور ديگر ندارد.
. اسپنتا جايش در وزارتخانه نيست او نبايد خودش را در اين گنداب میانداخت. من بارها از دوستان نزديکش شنيدهام که اسپنتا از وزير شدنش اظهار پشيمانی کرده است. او میخواست در وزارت خارجه تحول ايجاد کند اما نمیدانست با چه مشکلات روبرو خواهد شد. بعدها که میخواست تغييرات بياورد، دوستان اسبق وزير خارجه عبدالله عبدالله بصورت دسته جمعی به او اخطار دادند که در صورت اخراج آنان عليه او اقدام جدی خواهند کرد.اسپنتا میخواست وزارت خارجه را يک وزارت دلخواه و به همان معنی دپلوماتيکش بسازد اما نتوانست، شايد توانش را نداشت و يا شايد هم مانعی بود. البته تغييراتی هم آورد و کارهای زيادی هم کرد اما اشتباهاتی هم کرد. اسپنتا مشاورين درستی ندارد، چندين بار ابراز نظرهای بسيار غيرمسئولانه از وزارت خارجه نسبت به منطقه و دست داشتن کشورهای همسايه در درگيریهای داخلی کشور شنيده شد بیآنکه سندی در دست داشته باشند و دليل موجهی ارائه کنند، فقط متهم میکردند.
در اين مدت، اسپنتا با مشکلات زيادی در درون وزارت خارجه مواجه بوده است. تيم وزير اسبق کسانی بودند که حاضر نبودند با او همکاری کنند. چند تای هم که بودند آنان فقط در اطراف وزير میچرخيدند و خود شان را شيرين میکردند که ظاهرا اسپنتا هم از اين عمل بدش نمیآيد.
کارمندان وزارت خارجه را حتی از زمان دولت موقت ربانی تشکيل میدهد و حالا برطرف کردن آنان هم مانند کندن کوه از جايش میماند. وقتی وارد وزارت خارجه شويد، چهرههای فرسوده و تکيدهء میبينيد که سواد و آداب آنان در همان دريشی شان خلاصه میشود. در سال گذشته طبق بررسیهای که وزارت خارجه انجام داده بود، حضور هزارهها، ازبکها و بقيه اقوام به فیصدی هم نمیرسيد. تصميم گرفتند که برای اکمال کادر از اقوام ديگر که شايستگی کار کردن را داشته باشند استخدام شود. از مجموع کسانی که در کادر جديد شامل بودند، حدودا بيست و چهار جوان تحصيل کرده از جامعه هزاره بودند. همين 24 نفر هر روز دچار مشکل میشدند، معاش شان از چهار هزار به دو هزار افغانی رسيد، در ماه بعدی حتی وزارت ماليه حاضر به پرداخت معاش آنها نبود. برخورد کارمندان سابق وزارت خارجه هم رنگ خصومتوار به خود گرفته بود. به گفته آنها، در ماههای اول آنها حتی نميدانستند برای چه در وزارت خارجه استخدام شدهاند. هر روز از شعبه به شعبهی منتقل میشدند بیآنکه بدانند وظيفه شان چيست و چه میکنند.
در اين مدت حتی يک سفير از هزارهها مقرر نشد، تنها به استخدام چند نفر آنهم در حد کارمند ساده بسنده شد. من نمیگويم اسپنتا اين قدرت را داشت نکرد ولی مطمئين هستم که اسپنتا قدمی هم برنداشت.
بحث بر سر استيضاح اسپنتا بود که چرا عليه دولت ايران کاری نمیکند و يا نگذارد ايران مهاجرين افغانی را از خاک شان بيرون کنند. من اين عمل از طرف وکيلان در پارلمان را خارج از حيطه عقل و شعور میدانم. آنها بايد بدانند که ايران خانه آنها نيست. مشکلاتی که فعلا دولت ايران با آن دست و پنجه نرم میکند بزرگتر از مسئله اخراج پناهجويان افغان است. اين موضوع شايد حتی به چشم نيايد.
حال، به جايی استيضاح وزير خارجه، وکيلان بايد کار معقولانهی میکرد: دولت را مجبور میکرد تا کارگرانی که از پاکستان، هند، بنگلاديش، سيريلانکا و فليپين در افغانستان به طور غيرقانونی وارد شدهاند به کشور شان باز گردانند و در تمام ستکورهای خصوصی کارگران افغانی استخدام شوند. پارلمان بايد بالای دولت و جامعه جهانی فشار وارد میکرد تا برای عودتکنندگان و مهاجرين برگشته به سرزمين شان پناهگاه بسازند.
إخع ئعسف حقهدف فاث ئشففثق فاشف ذثمخدلس فخ فاث صقهففثد
سرابي گرامي سلام . خدا شاهد است اون حرفم روي كدام غرض و مرض نبوده است . فقط من باب مثال گفتم .
قيس جان از كي تاحالا پشتون صاحب خانه درافغانستان شد و تاجيك و هزاره مهمان؟ از كجا معلوم ؟ از طرز صحبتت برميايه كه پشتون ها ره صاحب اصلي ميداني و هزاره و تاجيك را مهمان كه مهماني اش يك روز بايد تمام شوه.
حضرت قيس مطالب تان خوب بود . اما بقول خودت ظاهر شاه بدون تجارب 41 سال حكومت نمود و طي اين سالهاي طو لاني براي مردم افغانستان چه ار مغان اورد و خدمتش چه بود ؟
شايد بگويد هيچ ! اگر داستان اسپنتا به اين منوال در وزارت خارجه
بپيش برود باز همان است كه بود !
اين خانه مشترك از وقت خراب بود . آيا ظاهر شاه در سن 18 سالگي بعد از مرگ پدرش نادر شاه از پاريس به كابل آمد كدام دا نشگاه را خوانده بو د ؟ هيچ!
وانهم 41 سال نر وري پاد شاهي كرد !
بقول معروف مهمان مهمان را خوش ندارد صاحب خانه هردو را !
تا جيك هزاره را , و هزاره تا جيك را ! پشتون هردو را قبول ندارد .
از گذشته درس عبرت بگريم .
اين خانه مشترك از وقت خراب بود . آيا ظاهر شاه در سن 18 سالگي بعد از مرگ پدرش نادر شاه از پاريس به كابل آمد كدام دا نشگاه را خوانده بو د ؟ هيچ!
وانهم 41 سال نر وري پاد شاهي كرد !
بقول معروف مهمان مهمان را خوش ندارد صاحب خانه هردو را !
تا جيك هزاره را , و هزاره تا جيك را ! پشتون هردو را قبول ندارد .
از گذشته درس عبرت بگريم .
با سلام
فاروق جان زياد خودت ره ناراحت نكن. شما را چي شده كه اينقدر به كلمه هزاره حساسيت داريد. من خود هزاره هستم خودم ره يك لحظه بدون در نظرگرفتن نسبتم به هزاره و كلا افغانستان وقتي به عملكرد همه اقوام فكر مي كنم به اين نتيجه مي رسم همين هزاره هزاره كردن رك و راست و صادقانه هزاره ها خيلي شرف دارد به اينكه با شيطنت و دورويي نداي ملي گرايي سرداده ولي در عمل فاشيستي عمل كنيم و فكر كنيم.
به شما هم سلام آقاي تركمني. اولا اينكه من حقيقت گفته ام و مبالغه نكرده ام. شما اگر به آنچه من ميگويم باور نداشته باشيد، آيا من ميتوانم به گفته هاي شما باور كنم؟
چون نمي خواهم شما را آزرده بسازم، قبول ميكنم كه در جاغوري فارغ التحصيلان از قوم هزاره بيشتر است، همانطوري كه در جلال آباد فارغ التحصيلان از قوم پشتون. برادر عزيزم، جمله شما را كمي تغيير ميدهم: (درضمن امروزه تعدادي تحصيل كرده هزاره ها از ديگران كمتر نيست بلكه در تعدادي مناطق مثل جاغوري" كابل، مزارشريف، سمنگان، جوزجان، فراه، پكتيا، خوست، قندهار، هرات، غور و پروان" ميزان فارغالتحصلين از قوم هزاره بشتر از ديگران هم هست.) خوب، از شما كه مرا كاملا غلط ميفهميد يا نمي خواهيد بفهم(دليل اينكه پيام هاي قبلي مرا غلط فهميده ايد)، مي پرسم: آيا اين موفقيت هايي كه ذكر كردم تنها به نفع توست يا من هم؟ من كه ايمان دارم نفع من از شما يك سر مو كم نيست، شما هر چه مي خواهيد بيانديشيد.
و در اخير شما فرموده ايد كه از كي و كي و كي گله نداريد چون پا جاي پاي پدران شان گذاشته اند. گيريم كه گپي منطقي. چه فكر ميكنيد، پدران ايشان و پدران پدران پدران ايشان پا جاي پاي كي گذاشته بودند؟ حال اگر باز هم از شما بپرسم پدران و پدران پدران پدران شما پا جاي پاي كي گذاشته بودند؟ و شما كه در سراسر سخنان من نكاتي را جستجو ميكنيد كه در آن رنگ نفاق، ضديت، مخالفت و خود بزرگ بيني را پيدا كنيد، چون موفق نمي شويد باز هم مي خواهيد به هر نوعي كه شده گويا فرياد عدالت بزنيد و بگوييد هزاره هزاره حق حق، و مرا مخالف و دشمن خود تصور ميكنيد، بفرماييد: پدران و پدران پدران پدران شما پا جاي پاي كي گذاشته بودند؟ خود شما پا جاي پاي كي گذاشته در اين راه روان استيد؟
پرسشم بخاطري بود، كه من پدران و پدران پدران كسي را متهم نميكنم، اگر كنم، از آني را خواهم كرد كه پدران و پدران پدرانش بخاطر قدرت، سر هاي برادر و پدر و پسر بريدند و چشم كور كردند.
بياييد خود و همديگر خود را بشناسيم. هنوز دير نيست، ماهي را هر وقت كه از آب بگيري، تازه است.
آقاي فاروق سلام.
اولآ شايد شما در مورد دونفر سكرتر از قوم هزاره مبالغه كرده باشيد ثانيآ اين دليلي منطقي نيست كه بخاطر كه يك نفر بيسواد از يك قوم تمام قوم ره كنار زد ما شواهدي داريم كه بسياري از وزرا كه خود ره فروفيسور معرفي كرده اند و توسط واسطه به قدرت رسيده اند تمام مدارك تحصيلي شان جعليست كه مرتبط به قوم هزاره نيست.درضمن امروزه تعدادي تحصيل كرده هزاره ها از ديگران كمتر نيست بلكه در تعدادي مناطق مثل جاغوري و كابل ميزان فارغالتحصلين از قوم هزاره بشتر از ديگران هم هست.من نميدانم چرا تعدادي از دوستان در قرن بيستيكم هم همان تفكري ره دارند كه صدها سال پيش داشتند و بدون اينكه از منطق استفاده كنند به گفته گذشته گان شان برميگرددند و ميگويند كه فلان قوم در گذشته از مكتب محروم بوده فرزندان شان بيسواد بود امروز هم بايد در وزارتها و يا رياستها نباشد چرا كه سالها وزير نبودند.
چنانچه به همه معلوم است پيش بردن وزارت در افغانستان ساده تراز دوكانداريست چرا كه نه كسي هست كه از كاركردهايشان باز رسي كند و نه وزرا ميتوانند جواب گو باشد.
شما اگر وجداني قضاوت كنيد بركناري رمضان بشردوست از وزارت پلان با چه انگيزه اي بوده است آيا كدام وزيري تا هنوذ بوده كه آنقدر شفاف كار خود ره دنبال كند و براي خدمت به ملت و كشور از دوزدان و حيف و ميل كردن حق ملت جلو گيري كرده باشد كه امروز به تمام مردم اثبات شده است كه حق با بشردوست بوده است اما آقاي ريس و بقيه كه تعداديشان با مدارك تقلبي خود ره به مردم پوهاند معرفي كرده اند هنوذ هم بطور مشترك مصروف حيف و ميل كردن پولهايست كه بايد براي رفاه مردم استفاده شود كه اين نشانه از صداقت مردم هزاره نسبت به كشور و ملت است.در اخير بايد گفت كه ما از طالبان مسعود سياف وو گلايه نداريم چرا كه ايشان پاي خود ره بجاي پاي گذشته گان خود نهاده اند و از عقده و تبعيض نژادي استفاده نمودند اگر ايشان و حاكمان گذشته كه پدران شان بودند انسانهاي درست با سواد دلسوز به ملت ميبودند كشور و ملت افغان به اين روز نميرسيد و افغانها وحشتناكترين مردم در جهان معرفي نمشدند چرا كه ريس وزير و همه كار آنها بودند نه هزاره ها.
با مطلبي در مورد قتل شكيبا آماج و ذكيه ذكي در وبلاگ عشق و آزادي در خدمت تان قرار دارم.
در افغانستان تبعيض در هر كنج و كنار است اما شما بايد اجازه بدهد كه از بي عدالتيها مشخض ياد شود. اگر پشتونها بد است شما تاجكها با فرهنگ 5000 ساله بهتر استيد و قهرمان ملي از ميان شما است...پس چرا اينقدر شما بي شرمانه وزارت خارجه و ساير ادارات را انحصارانه اشغال كرديد؟ به قول خود شما كه مسعود براي همه مردم افغانستان و براي عدالت جنگيد و عبدالله راهش را ميپيمايد...پس همين عدالت و پيغام مسعود است كه بطور نمومه در مقرر سفيرها ديده ميشود؟
اول از فکرت میپرسم که در دیگر وزارتخانه ها خصوصا وزارت هایکه پشتونها وزیر هستند چند فیصد هزاره است؟
شما هزاره ها تنها متوجه تاجک ها هستید وقتیکه تاجکها قدرت را گرفتند تا آخر با آنها سر وزارت کلیدی جنگیدید چراحالا از کرزی وزارت کلیدی نمیخواهید در زمان طالبان وزارت چی که حق زندگی را برایتان در افغانستان نمیدادند همه تان مانند موش به هر طرف فرار کردید نه وزارت میخواستید نه سفارتخانه. و حالا اسپنتا چند هزاره را سفیر ساخته که عبدالله نساخته بود؟
فاروق جان شما كه ميخواهيد نسيم و ديگر هزاره ها را در دفاع از حق مسلم شان در استخدام در وزارت خارجه از سفير تا به پياده اش از گلو خفه نمايد ظالمانه است. از شما پرسيده شد كه از مردم هزاره چند نفر سفير مقرر شده شما فقت تواني كاري دو سكرتر را نام برديد و شكايت هم داريد كه نسيم به ديگران اهمت نميدهد. شما براي هزاره ها به چه حد اهميت ميدهيد؟
من تا امروز دو نمونه از برادران هزاره در سفارت يا نمايندگي دولت افغانستان در خارج ديده ام. يكي به حيث سكرتر دوم مقرر شده بود اصلا سواد نداشت. آن به ده سال قبل تعلق داشت. ديگر آن (سكرتر اول است) امروز يگانه كسي است كه از ميان هشت نفر پرسونل كار سفارت (8! دقيق است) ، يگانه كسي است كه كار را بلد است كه بايد چنين باشد، رويه و برخورد بسيار نيك در مقابل مردم دارد. آوردن نام آقايان در اينجا ضرور نيست، ولي خودم از دومي و استقبالي كه از افغانها در نمايندگي افغانستان در خارج ميكند، سپاسگذار استم. ببينيد ما اگر كم هم داريم، باز هم آدم هاي كارآمد و كارفهم از همه مليت هاي افغانستان داريم. نه اينكه همه بد يا بيكاره اند. منظور من فقط همان بود كه اول گفتم. حال كه نسيم فكرت آن طوري كه ميانديشد حق تفكرش با خودش است. البته من نديدم كه بارها اينجا از حقوق ديگران ندا در آورده شود اما آوردن اتهامات به ديگران و يادآوري از جنگهاي خانمانسوز گويا در تقسيم اوقات نسيم فكرت است. آنچه برمردم كابل از دست "ديوانه ها" رفت البته كه فراموش ناشدنيست ولي كساني كه واقعا به صلح و برادري ميانديشند نامي از جلادان ـ راهزن نمي برند. فقط بايد در دل گفت: بگيريش كه نگيريت. و اما اينكه چرا در شش سال يك سفير از مليت هزاره مقرر نشده است، از آنجايي كه افغانستان يك كشور فاقد ديپلومات هاي مسلكي است پس به قول نسيم جان _(تحصيلكرده) هاي هر مليت بايد سفارت كنند، فقط ميگويم حق تلفي و خويش خوري شده است. يك مثال: شما اگر سخنان سخنگوي اسپنتا را از طريق تلويزيون شنيده باشيد، قضاوت كنيد كه آقاي بهين بايد ماموريت كند يا سخنگويي؟ سخنگوي وزير خارجه از قانون اساسي بوي نميبرد. در مسايل داخلي افغانها ميتوانند عيب همديگر خود را ناديده بگيرند، اما در صحبت با خارجي ها؟ و آنجايي كه سخنگوي وزير خارجه افغانستان روي مسايل بسيار مهم سخن بگويد و نداند آنچه وزير برايش گفته است، چه مفهومي دارد؟ بعد چه؟ همين هاست حق تلفي و خويش خوري كه نمونه اش را روي پرده تلويزيون ديده و شرمم آمد. نسيم جان اميد است به آرزوهاي دلت برسي. تا آنجايي كه به خير مردم باشد من هم شريكت استم.
من تا امروز دو نمونه از برادران هزاره در سفارت يا نمايندگي دولت افغانستان در خارج ديده ام. يكي به حيث سكرتر دوم مقرر شده بود اصلا سواد نداشت. آن به ده سال قبل تعلق داشت. ديگر آن (سكرتر اول است) امروز يگانه كسي است كه از ميان هشت نفر پرسونل كار سفارت (8! دقيق است) ، يگانه كسي است كه كار را بلد است كه بايد چنين باشد، رويه و برخورد بسيار نيك در مقابل مردم دارد. آوردن نام آقايان در اينجا ضرور نيست، ولي خودم از دومي و استقبالي كه از افغانها در نمايندگي افغانستان در خارج ميكند، سپاسگذار استم. ببينيد ما اگر كم هم داريم، باز هم آدم هاي كارآمد و كارفهم از همه مليت هاي افغانستان داريم. نه اينكه همه بد يا بيكاره اند. منظور من فقط همان بود كه اول گفتم. حال كه نسيم فكرت آن طوري كه ميانديشد حق تفكرش با خودش است. البته من نديدم كه بارها اينجا از حقوق ديگران ندا در آورده شود اما آوردن اتهامات به ديگران و يادآوري از جنگهاي خانمانسوز گويا در تقسيم اوقات نسيم فكرت است. آنچه برمردم كابل از دست "ديوانه ها" رفت البته كه فراموش ناشدنيست ولي كساني كه واقعا به صلح و برادري ميانديشند نامي از جلادان ـ راهزن نمي برند. فقط بايد در دل گفت: بگيريش كه نگيريت. و اما اينكه چرا در شش سال يك سفير از مليت هزاره مقرر نشده است، از آنجايي كه افغانستان يك كشور فاقد ديپلومات هاي مسلكي است پس به قول نسيم جان _(تحصيلكرده) هاي هر مليت بايد سفارت كنند، فقط ميگويم حق تلفي و خويش خوري شده است. يك مثال: شما اگر سخنان سخنگوي اسپنتا را از طريق تلويزيون شنيده باشيد، قضاوت كنيد كه آقاي بهين بايد ماموريت كند يا سخنگويي؟ سخنگوي وزير خارجه از قانون اساسي بوي نميبرد. در مسايل داخلي افغانها ميتوانند عيب همديگر خود را ناديده بگيرند، اما در صحبت با خارجي ها؟ و آنجايي كه سخنگوي وزير خارجه افغانستان روي مسايل بسيار مهم سخن بگويد و نداند آنچه وزير برايش گفته است، چه مفهومي دارد؟ بعد چه؟ همين هاست حق تلفي و خويش خوري كه نمونه اش را روي پرده تلويزيون ديده و شرمم آمد. نسيم جان اميد است به آرزوهاي دلت برسي. تا آنجايي كه به خير مردم باشد من هم شريكت استم.
سلام دوستان . من پيام هاي تان را از كشور ناروي مرور ميكنم اما اين را نبايد فراموش كرد در ناروي قبل از دو سال باز گشايي قنسو لگري افغانستان بود است . اما سفير از مليت پشتون و با قي اعضاي سفارت تا جيك ها است كه در مورد و مثله پاسپورت در نو سندگي شان , مشكل دارند از گذ شته تا اكنون در او كشور سواد ملاك نبو ده است در اينده باز همان كور گو سفند و كر كر, رمه .
ممنونم از لينك سهراب جان. اين مشكل مهاجران هم انگار در تمام دنيا مسئله ساز شده...
فاروق جان، سلام! عزیزم ببین! من نخست دیدهام که آنها مشکل داشتهاند و معاش شان نگرفتهاند و هزار نوع مشکل دیگر دامنگیر شان است، برای من این موضوع و شبیه این همیشه مهم است. برای من مهم این است که اول از خودم بنویسم، از مشکلاتم از ممانعتهای که فراروی من و امسال من در این جامعه وجود دارد. من اکت ملی نمیکنم و باور دارم که مفهوم کلمه ملی از دست رفته است. من برای خودم کار میکنم و برای همنوعانم. مهم نیست از هر طبقه باشد. من بارها از مشکلات که اقوام دیگر داشتهاند ذکر کردهام ولی نمیدانم چرا شما فقط در برابر هزارهها حساس هستید. من از جامعه هزاره هستم، از جامعهء که بسیار رنج دیده و درد کشیده. من از خودم نگویم از کی بگویم؟ از آنهایی که در ناز و نعمت بزرگ شدهاند و حاکم بودهاند... و هزار حرف دیگر. دوست عزیز! برای من مهم است که بدانم چرا یک هزاره در این شش سال سفیر مقرر نمیشود در صورتیکه امروز بهترین تحصیلکردهها را داریم. بهرحال، شاد باشی
فارق جان مراعات در توازون استخدام در درجه بالا و پاين از مردم هزاره در وزارت خارجه به اين معني نيست كه هزاره اهميت دارد و ديگران بي اهميت است. اين فرياد براي عدالت است. اصلآ عبدالله عبدالله به هزاره ها و ذيگر اقوام در استخدام و تقرر سفير ها اهميت نداده است. اگر شما عادل و بي طرف استيد لطفآ بگوييد چند نفر ار مردم هزاره سفير مقرر شده و در كجا و همچنان چند نفر از مردم تاجك و در كجا.
سهراب جان يا نسيم جان! حيف است كه موضوع هزاره، نام هزاره و جوانان هزاره خيلي بيشتر از ديگران برايت اهميت دارد. فرض كنيم، همان حدودا 24 جوان تحصيل كرده هزاره، معاش ايشان به دست شان رسيده بود، تو امروز چه مينوشتي؟
به هر انسان ولو باسوادي، بسيار مشكل اس كه براي لحظه اي هم كه شده، از خود و انديشه خود بيرون بيايد و به خود و كار خود نگاهي كرده و قضاوت كند. حال نسيم جان! اگر قدرتش را داري، لطفا يك دقيقه از خود خارج شو و ببين چه نوشته اي. نه تنها آن قسمت ذكر شده، بلكه تمام همين مطلبي كه نوشته اي. شايد به همين دليل هم بوده كه مقاله ات از تو پنهان شده بود ورنه در روز هاي گرماگرم بحث اسپنتا، ندانسته كلاهي سر مردم گذاشته بودي، گويا مقاله نوشته اي. خواهش ميكنم خفه نشوي. مقاله اي كه ده در صد آن منطقي و قوي نوشته شده باشد، مستحق است كه يكي بيايد و طي چند سطري با نويسنده اش اختلاط دوستانه داشته باشد.
