در سال گذشته حامد کرزی در يکی از سخنرانیهايش که ظاهرا حس وطندوستیاش گل کرده بود از جاسوسانی نام برد که در کابينهاش فعاليت داشتند و در ضمن گفته بود که به زودی آنها را از کابينه اخراج خواهد کرد. بعد از پخش سخنرانی کرزی، ناگهان موجی از اعتراضات و پرسشهای که خواستار معرفی جاسوسها در کابينه بودند عليه کرزی بلند شد. کرزی در يک دهليز تنگ و سردرگم در مقابل احتجاجات و واکنشهای رسانهها
مواجه شد. چارهی کار برای کرزی چيزی جز خاموشی نبود.
مطبوعات که در شکار فرصتند و فقط میخواهند از هيچ هنگامه به پا کنند فرصت خوبی يافتند تا گريبان کرزی را بگيرند. خيلیهای هم بودند که در اين گيرودار، نقاب از شادی به چهره زده بودند و از اين وضعيت لذت میبردند. رسانهها تصويری و چاپی هر کدام به سهم خود به اين مسئله پرداختند و خواستار معرفی جاسوسانی بودند که کرزی در سخنانش ذکر برده بود.
روزها و هفتهها اين مسئله آبشخوری رسانهها شده بود. کرزی بعد از بيان اين حرف و مواجه شدن با سوالاتی از طرف مطبوعات، شايد چندين بار خودش را در درونش توبيخ کرده باشد. اما با گذشت چندين روز اين مسئله بصورت اسرارآميزی خاموش شد. کرزی هم ديگر در اين باره لام تا کام چيزی نگفت.
بدنبال سخنان کرزی مبنی بر انکه جاسوسان را از دولت اخراج خواهند کرد، چند روز از اين هنگامه نگذشته بود که شايعهای بر سر زبانها افتاد: آن دو وزير جاسوس عبارتند از علی احمد جلالی وزير داخله و صديقه بلخی وزير شهدا و معلولين. شايعه اين طور بود که ميگفتند جلالی برای استخبارات پاکستان ISI کار ميکند و صديقه بلخی هم برای اطلاعات ايران.
اين شايعه تا چندين روز و ماه ادامه داشت تا انکه جلالی از کابينه بيرون شد. يکی از دلايلی که جلالی در مورد بيرون رفتن از کابينه کرزی، در مصاحبههايش عنوان کرده بود مخالفت و کينه شخصی کرزی در رابطه با افشاگری نام برادرش قيوم کرزی در ليست شبکه قاچاقچيان مواد مخدر بود. اين ادعای جلالی تا هنوزم مجهول مانده است.
اولين بار اين خبر سال گذشته در يک نشريه انگليسی زبان چاپ آمريکا به نشر رسيد. و آنقدر پژواک وسيعی هم نداشت نسبت به اهميت موضوع. بيگمان کرزی از پخش اين خبر به خشم آمده و شايد هم اين خبر، اتهام بيش نبوده که جلالی آن را مرتکب شده باشد. چون در آن زمان کرزی با مخالفتها و جنجالهای زيادی در داخل کابينه دست و پنجه نرم میکرد. از کجا معلوم که جناب جلالی خودش در اين مسئله دخيل نبوده. بهرحال.
اينک که آب از آسياب افتاده است و مطبوعات هم مهر خاموشی بر لب زدهاند. مثل انکه حرفهای دو روز پيش از يادها رفتهاند. جلالی ديگر از وظيفهاش سبکدوش شد اما خيلیهای ديگر به گفتهای وزير دفاع ملی که خود نيز از جمله کسانی بودند که با سازمان جاسوسی پاکستان کار میکردند و امروز سرافرازانه در پستهای مهم دولتی مشغول هستند.
Your home page its great
Very good site. Thanks for author!
So interesting site, thanks!
I just don't have anything to say right now.
Great website! Bookmarked! I am impressed at your work!
Best site I see. Thanks.
سلام سهراب جان
ازاينكه حرفهاي الكي و بدون منطق از بعضي كتاه فكر ها وبلكه بي فكر ادم تو وبلا گ ميبند نزديگ است شاخ در بيارد
نمي دانم اين ها چه منظور دارد اخي وبلاگ كه براي مزه پريدن نيست
راستي شما خودت اين جور ادم ها را دوست داري سهراب كابلي
ملالي جويا حرف دل مردم را ميزند و نهايت بي منطقي خواهد بود اگر گفت كه سخنانش منطق ندارد. گپهاي وي بسيار ساده و روشن و واقعي است ميگويند آقايان سياف - رباني - قانوني - محقق - دوستم - خليلي و ... در جريان جهاد از دين استفاده كرده كابل را به خاك و خون كشاندند و حال هم آقاي كرزي همه را ناز ميدهد و در پست هاي كليدي جابجا كرده در حاليكه بايد به مردم جوابگو باشند و در مورد خيانتها و جنايات شان حساب دهند.
كجاي اين بي منطقي است؟ مگر اكثريت قاطع مردم از طريق سند كمسيون حقوق بشر (نهادي كه خود سركاري است) اظهار نكردند كه بايد اينان محاكمه گردند؟
اگر سخنان وي بي منطقي ميبود اينقدر مشهور نميشد و در قلب مردم جا نمي گرفت. اگر سخنان وي بي منطقي ميبود اقايان جنگسالار در پارلمان را به فحاشي و هتاكي در مقابلش بر نمي انگيخت. اگر سخنانش منطقي نميبود جوايز مختلف را بدست نمي آورد اگر سخنانش آخ دل مردم نميبود به حيث نماينده با بيشرين راي به پارلمان راه نمي يافت. اگر سخنانش منطقي نميبود دهها هزار نفر به طرفداري از وي به تظاهرات نمي پرداختند.
و بالاخره اگر سخنانش واقعيت تلخ نميبود آقاياني مثل تو را برضدش بر نمي انگيخت.
جويا وجدان بيدار و نماينده راستين اين ملت است بايد به نام بزرگش افتخار كرد.
من به وجودش ميبالم و افتخار ميكنم كه به كشوري تعلق دارم كه جويا را در خود پرورده.
Haif ast az an padar wa inchonin dokhtar . صديقه بلخی وزير شهدا و معلولين waqean yak jassos ast
اين زنکه اجنت استخبارات امریکا است گپهایش هم تکراری است حرفهایش را با گریه و چیغ میزند و منطقی هم نیست.
خاك بر سر هركه ملالي و حرفهاي او را نميشنود اگر ماويست است يا پاويست مرا به اونش كار نيست ببين كه اسلاميست هايتان چه گل ها ره به آب داد؟؟؟ گپ اين شير زن ره بشنو او از حقيقت حرف ميزنه نه مثل اونايي كه در پارلمان چوكي پركردند كه جايشان خالي نمانه.
با سلام....آيا روزي خواهند شد كه از توطئه بازي ها نجات يابيم؟؟
بخوانيد عزيزان!
توطئه خاينانه عليه ملالي جويا خنثي شد
کميته دفاع از ملالي جويا
۳۰ حمل ۱۳۸۵ - ۱۸ اپريل ۲۰۰۶
فردي که قصد جاسوسي داشت ولي دستگير شد.
تصویر از فلمی که بوسيله دفتر جويا فلمبرداري شده.
به تاريخ ۱۴ اپريل کارکنان دفتر ملالي جويا در ولايت فراه پرده از توطئهاي برداشتند که قرار بود بوسيله مخالفان جويا عليه وي راه اندازي گردد.
فردي خود را انجنير سيد نجيباله نماينده يک کمیته امدادی آلمانی و فرستاده فردی به نام تامسن معرفی میکرد که گويا از هرات برای دیدن وی آمده است. ولي وقتی برايش گفته شد که او در کابل براي شرکت در جلسات پارلمان حضور دارد، تقاضاي صحبت با کارکنان دفتر را کرد که مسئولين کورسهاي سواد آموزي و کلنيک هامون با وي دیدند.
اين شخص که خود را مدافع جويا و علاقمند کمک به وي وانمود نموده بود ادعا داشت که در گذشته کميتهاي مقدار قابل توجه کمک مالي به پروژه هاي ملالي جويا نموده است ولي گزارش هايي دريافت داشته اند که وی اين مبلغ را در کار های رفاهی به مصرف نرسانیده بلکه در بانکهای خارج ذخیره و چند تعمیر لوکس خریداری کرده است. وقتي با عکس العمل قاطع کارکنان مبني بر عدم دريافت کمکي بوسيله جويا و خصمانه بودن يکچنين اتهامات مواجه شد از آندو خواست که سندي را به امضا برسانند که طبق آن به زودي ملالي جويا مبلغ هنگفتي را بخاطر پروژه هايش دريافت خواهد کرد!
از جريان صحبت هاي اين فرد کارکنان دفتر متوجه شده بودند که وي عنصری مشکوک بوده و بايد به خاطر جاسوسي و يا هر توطئه ديگري به آنجا فرستاده شده باشد. بنا آنان براي داشتن سندي از وي تمامي جريان گفتگوهايش را فلمبرداري کردند. روز بعد اين فرد ظاهرا براي آوردن تعدادی کمپيوتر و ماشين خياطي براي دفتر، رفت و وعده داد که شام با وسایل مذکور برخواهد گشت.
دفتر جويا فوري پليس فراه را در جريان گذاشت. اما به اين اکتفا نکرده و با هواداران جويا در هرات نيز در تماس شده و مشخصات فرد را در اختیار آنان قرار داد تا در تعقيب و دستگيري وي تلاش ورزند.
به تاريخ ۱۶ اپريل او بوسيله تعدادي از هواخواهان جويا در هرات شناسايي شده و به کمک يکتن از زنان عضو شوراي ولايتي فراه به پليس هرات تحويل داده شد. در جريان بازجويي در هرات، پليس با توجه به پاسخ هاي ضد و نقيض وی به اين نتيجه رسيدند که در پشت قضيه بايد توطئه سياسياي عليه جويا در کار باشد. ازينرو وي را به خاد هرات سپردند و خاد هم وعده داد که طي ۲۴ ساعت آينده تحقيقات را مکمل نموده جريان را به دفتر جويا اطلاع خواهد داد.
بالاخره خاد نتیجه تحقیقات را اعلام داشت که گويا وي گماشته طالبان بوده و براي توطئهاي عليه جويا مامور بوده تا سر و صدا راه اندازند که ملالي جويا ۱۲ ميليون دالر کمک دريافت داشته و آنرا به مصرف شخصي خود رسانيده است.
اما وقتي دفتر جويا دست داشتن طالبان را شديدا رد کردند و گفتند که بايد دستان ائتلاف شمال و مقامات دولتي درين اين قضيه دخيل باشد، خاد گوشه هاي ديگري از اعترافات نجيباله را افشا نمود که وي از افراد با سابقه "جمعيت اسلامي افغانستان" بوده که در گذشته با شخص احمد شاه مسعود و فهيم نيز در رابطه بوده است. وي همچنان اعتراف کرده که از عناصري مربوط جمعيت اسلامي مبلغ ۳۰۰۰۰۰ افغاني براي انجام توطئه عليه جويا دريافت داشته است.
دفتر جويا و همچنین "کمیته دفاع از ملالي جويا" به اين نظر اند که خاد هنوز هم گوشه هايي از واقعیت اصلی را ميپوشاند و نميخواهد نام مقامات دولتي ذيدخل را افشا نمايد. ما معتقدیم که چند مقام ارشد دولتي در اين قضيه دخيل اند، از شماره تلفن که از موبايلش بدست آمده هويداست که وي طي چند روز گذشته با شماره تلفن ۰۷۹۹۰۲۵۱۰۸ در کابل در تماس بوده که مربوط فرد جمعيتي و کارمند مهم "شعبه تحليل و ارزيابي تروريزم" وزارت داخله است.
به علت افشاگري هاي بيپرده و شجاعانهی جويا، دشمنانش بعد از چند سوقصد ناکام به جانش، حال به هر طريق ممکن میکوشند با راه انداختن تبليغات دروغين و خاینانه وي را به زعم خود شان بياعتبار جلوه دهند. ولي این دشمنان میهن و مردم نمیدانند که جويا ديگر به یگانه امید و ستارهی مقاومت و استواري براي مردم ما مبدل شده و هرقدر بنيادگرايان عليه وي بیشتر دسیسه چینی کنند به همان حد وي بيشتر در قلب و روح مردم ستمديده افغانستان جا خواهد گرفت.
بر نیرو ها و شخصیت های دموکرات، آزاديخواه و وطنپرست است تا با حمايت معنوي و عملي از ملالی جويا، توطئه هاي خاينانه عليه وی را عقیم گذارند.
اگر علاقه داريد كه بخوانيد:
اسماعيل خان مشروط ماند
معارف بيمار
سانسور عق آور
ولسي جرگه راي اعتماد يا تحويل دادن قسم خوري ها
ژورنالیستچه های آی ایس آی چه می گویند؟
فرار قاید در ریگزار نیمروز وهفت بار آذان ( فلمی از امیر اسماعیل خان)
و....
از وبلاگ بوسه دیدن نمایید
www.bosa.blogsky.com
اقاي سايه همه ي افغانستانيها در ايران را به چهره ي كارگر ديده اند واين درست است ! چون داكتر ، مهندس ، كارمند ، هنرمند وتقريبا همي تحصيلكرده هاي افغانستاني وقتي به ايران امدند گزينه يي بجز كارگري نداشتند چون اين مصوبه يي بود كه رسما در سال 1363 از سوي مجلس شوراي اسلامي ! گذشت كه به افغانستانيها تنها اجازه ي كاركردن در شغلهاي معين و همه شاقه و يدي را ميداد !! درحاليكه در همان زمان تعداد زيادي ايراني به افغانستان از جمله منسوبين حزب توده به طور غير قانوني به افغانستان وارد شده بودند ولي دولت افغانستان انهارا نه در كارهاي شاقه بلكه هريك را مطابق شان و تخصص شان به كاري ابرومندانه گمارده بود . همين حالا مليونها ايراني در اروپا وامريكا زنگي ميكنند كه اكثريت شان به صورت غير قانوني وارد اين كشورها شده اند ولي هيچ كشوري تصويب نكرده كه ايرانيها به كارهاي خاصي گمارده شوند بلكه هريك مطابق توانايي شان به كاري مشغولند. ادعاي انسانيت و اسلاميت ايرانيها گوش فلك را كر كرده است ولي افغانستانيهاي انسان و مسلمان ازكمترين حقوق انساني و اسلامي محرومند به عنوان مثال انها در قرن 21حتي اجازه ي رانندگي و داشتن درايور لايسنس را ندارند !
اقاي سايه دولت ايران را در اين امور مقصر دانسته اند درحاليكه اين تنها دولت نيست بلكه مردم ايران نيز بنا بر مرض نژاد پرستي كوركورانه و تعصب و تبعيض افراطي كه دچارش هستند با افغانستانيها بدترين رويه و رفتار را دارند كه شرح ان در اينجا نمگنجد هركه در ايران چندصباحي گذرانده باشد تا مغز استخوان انرا درك كرده است .
يكي دو نكنه هم خدمت اقاي سايه .: زبان عامه ي مردم افغانستان دري است كه فارسي هم شعبه يي ازان ميباشد . ما نه تنها به شاعران و بزرگان دري زبان متولد در حيطه سرزميني افغانستان كنوني مانند مولاناي بلخي و سنايي غزنوي افتخار ميكنيم بلكه به همه ي بزرگان دري زبان ازجمله سعدي و حافظ شيرازي و امير خسرو وبيدل دهلوي(هندي) نيز به همان پيمانه افتخار ميكنيم . فهم كوچك ما اين بزرگان را در تنگناي كوچك جغرافيايي محدود ميكند در حاليكه انان بزرگتر ازين حرفها هستند .
" افغاني" گفتن هاي اقاي سايه مرا بياد روزهايي انداخت كه در فضاي مختنق و جو افغانستاني ستيز ايران نفس ميكشيدم . اطلاق كلمه ي "افغاني" از نظر گرامر و دستور زبان غلط است . افغان نام يك قوم است نام يك قوم هنگاميكه بر فردي از ان قوم اطلاق شود پسوند " ى " نسبي نميگيرد هماننطور كه نميتوان به يك نفر كرد يا ترك يا فارس گفت كردي يا تركي يا فارسي برهمين اساس به يك نفر افغان نميتوان گفت "افغاني" ! ياي نسبت را وقتي ميتوان بكاربرد كه چيزي را به ان قوم نسبت دهيم مانند : لباس كردي ، اسب تركي ، زبان فارسي يا موسيقي افغاني . پس همانطور كه به يكنفر از قوم كرد نميتوان گفت كردي به يكنفر از قوم افغان هم نميتوان گفت افغاني . اميد كه مفهوم شده باشد . اين نكته گرامري را بدان لحاظ ياداوري كردم چون اقاي سايه ظاهرا اهل شعر و ادب هم هستند .
كابلي عزيز موضوع خوبي را اينجا نوشته كرده ايد اما به نظر مي رسد كه شما كمي به بيراهه رفته ايد يعني اينكه ان دو وزير جاسوس اقاي سيد مصطفي كاظمي است ودوم ان مورد بحث است بعضي ها مي گويند كه سيد جاويد است وبعضي ها هم مي گويد كه همين خانم كه شما اينجا معرفي كرده ايد. انچه كه مسلم وقطعي است اين است كه سيد مصطفي كاظمي يكي از اين جاسوس ها استند وديگر هم اينكه هردو اين دو جاسوس براي ايران فعاليت مي كند.
به هرصورت مطلبي خوبي را به بحث گرفته ايد خوش وموفق باشيد سفارش من به شما اين است كه بعد از اين اگر خواستيد كارهاي معلوماتي از اين قبيل را انجام دهيد معلومات بيشتر ي را جمع اوري كنيد وهمين طور تلاش شود كه اين معلومات دسته اول باشد تا حد ممكن
دوست عزيزيكه اعضاي كابينه را معرفي كرده بايد گفتكه بعضي ازمعلومات شان غلط و بعضي قابل بحث است. مثلا صد يق فرهنگ هزاره نيست . موصوف تاجيك و زاده كابل ميباشد .
جناب سايه
بنده مدت 22 سال هست كه درايران هستم درين مدت ما غير از اين كه همه چيز ازشما هست چيزي ديگري نديديم مثلا ميگوييدخدا از ما هست پيامبر از ماهست امام زمان از ماهست زبان فارسي از ما هست پس براي 7 ميليارد مردم دنيا چه هست خود خواهي خود پرستي تا اين حد
