از متن:
شعار "هنر نزد ايران هست و بس" آنهم به مفهوم نژاد ايرانی که برتر است، نجيب است و ديگران پلشت و فرومايهاند سرلوحهء پانايرانيستها است.
"اين بدبختها که در ايران به نام افغانی تحقير میشوند و خصوصا آن گروههای که از لحاظ ساختار فزيکی، از نظر پانايرانيستها نژاد پست تلقی میشوند نيز بدون توجه به ابعاد مسئله اين گرايش را تقويه میکند."
"شما يک سر از همان اختاپوت خطرناک هستيد که فقط از مشکلات و ناکامیها برای تخريب بيشتر اوضاع بهره میبريد و چيزی جالبی برای مردم افغانستان نداريد. مردم به پيش میروند، زندگی به پيش میرود، تاريخ به پيش میرود و شما در آينده به جز وزوزهای مزاحم چيزی نخواهيد داشت."
متن اصلی
اما در ميان اين گيرودار و هم همهها، حلقات و عناصر گماشته نيز میتوانند از اين اوضاع آشفته استفاده کنند. در اوضاعی که دولت از لحاظ تبليغاتی از هم گسيخته است و حلقات سياسی آگاه و مسئولی که اوضاع به صورت علمی تجزيه و تحليل کنند انسجام نيافتهاند، مفلوکترين گروههای تاريخ زده نيز میتوانند برای خود بازار گرم ايجاد کنند. ما در سطور قبل به گوشهای از مسئله زبان توجه کرديم اين يکی از اجزايی آيديولوژيی گروهی ارتجاعی به نام پانايرانيستها است که در زمان سلطنت پهلوی حدود بيشتر از نيم قرن روی آن کار شد و آثار ادبی، تاريخی و سياسی انبوده و آشفتهای پديد آورد. حالا اين گروه در ايران به حاشيه رانده شده است. اما در افغانستان عدهای هستند که ايدهآل ايران بزرگ را مطرح میکنند و آن بازسازی جغرافيايی منطقه از آسيايی مرکزی تا قفقاز و عراق است. اين بدبختها که در ايران به نام افغانی تحقير میشوند و خصوصا آن گروههای که از لحاظ ساختار فزيکی، از نظر پانايرانيستها نژاد پست تلقی میشوند نيز بدون توجه به ابعاد مسئله اين گرايش را تقويه میکند.
دعوايی پانايرانيستها بسيار بزرگ است. آنها به نام خالص سازی فرهنگ ايرانی با دين اسلام نيز درگيرند و آنرا استعمار عربی تلقی میکنند و بعد ترکها، مغولها که خود آن بربری میگويند دشمنان تاريخی ايران تلقی میگردد. به نام وحدت ملی کوچکترين جلوهای فرهنگی، اقوام غير فارسی را به خشونت آميزترين اشکال منکر میشوند. آنها از ابراز اين عقيده ابا ندارند که افغانستان نيز کشور يک زبانی است و مثلا زبان پشتو بر آن تحميل میگردد و دولتهای افغانستان هميشه در سدد براندازی زبان فارسی بودهاند. البته آنها از ابزارهای غير اخلاقی ديگر نيز استفاده میکنند. مثلا چنانچه گفتيم پانايرانيستها به خاطر احيايی فرهنگ خالص ايرانی، ضد مذهب تشريف دارند. اما پانايرانيستهای افغانی رياکارنه مدافع آزادی مذاهب میگردد.
در ايران عنصر ترکی در ميان پانايرانيستهای ايرانی عنصر ترکی بيگانه و مهاجم قلمداد ميگردد. اما حلقات پان ايرانيست افغانی بسيار با پانترکيستها پسر عموی فرهنگی خود هماهنگی دارند. زيرا همه اينها به انحراف توجه جوانان از مسايل عمران و انکشاف به مسايلی میگردد که حل آنها مستلزم کار مداوم و طولانی است، زمان لازم دارد و خوشبختانه در قانون اساسی افغانستان پيشبينی گرديده است.
ما در آينده به حلقات ديگری از همين گونه که پشتوانهای عظيم از آگاهی کاذب و گسترده دارند که در "زراتخانههای استعمارگران" برای تفريقهاندازی در ميان ملل مسلمان شرقی ايجاد گرديده است براساس اين ايدولوژیهای غير تاريخی ترکها فرهنگ خود را برتر و نژاد خود را صاحب تمام سرزمينهای شرق از هند تا شمال آفريقا ميدانند. عربها تمام ايجاديات فرهنگی مسلمانان به خود نسبت داده و ديگران ريزهخواران خوانگستردهی فرهنگی خود قلمداد ميکند. و البته که شعار "هنر نزد ايران هست و بس" آنهم به مفهوم نژاد ايرانی که برتر است، نجيب است و ديگران پلشت و فرومايهاند سرلوحهء پانايرانيستها است.
آنچه برای ما قابل توجه است زمانیکه تمام ايدولوژیهای انسانگرا در معرض بحرانند و عدهای سطحینگر با بنجولترين و انحرافیترين جلوههای ليبراليزم بحرانزده و متزلزل غرب میخواهند رهبری جامعه داشته باشند و البته که منافع و استفادهجويی خودشان برای آيدولوژی ادعايی شان تقدم دارد، آن گروههای که برنامه دارند برای تخريب ذهنيت مردم، هماهنگ با افراطيون، مافيا و گروههای قدرت، صف واحدی را تشکيل میدهند و لازم است که ما برای بازسازی يک بنياد فکری توأم با مبارزه گستردهی ضد تبليغاتی بايد وارد عرصه گرديم.
سلاح آمادهای که در اختيار ما دارد، پيشنهاد نداشتن منفیبافان است. مثلا يکی از آنها که حداقل چهل سال سابقه مبارزهای سياسی برای رفع ستم ملی دارند هنوز يک ورق برای تنظيم مناسبات عادلانهء اقوام در افغانستان، پيشنهاد ندادهاند ما میتوانيم در همين يادداشت خود آنها را مورد محاکمه قرار دهيم که ما برای فرصت که شما جهت ارائه پيشنهاد لازم داريد با تمام دعاوی شما در مورد بیعدالتی، خطر سلطهای به اصطلاح قبيلهسالاری و فاشيزم موافقيم. اما لطفا بالآخره حرف حساب تان را بگوييد، طرح، برنامه و پيشنهاد تان برای حل اين معضله ارائه کنيد. اگر نتوانيستد معلوم است که شما يک سر از همان اختاپوت خطرناک هستيد که فقط از مشکلات و ناکامیها برای تخريب بيشتر اوضاع بهره میبريد و چيزی جالبی برای مردم افغانستان نداريد. مردم به پيش میروند، زندگی به پيش میرود، تاريخ به پيش میرود و شما در آينده به جز وزوزهای مزاحم چيزی نخواهيد داشت.
مه فشاند نور و سگ عو عو کند
هرکسی بر فطرت خود میتند
احسان
خاك بر سر همه شما بي شرف ها كه از وضع كشور بي خبر واز كشور هاي بيگانه مي آييد مسايل قومي را دامن مي زنييد من يك هزاره هستم وبر هزاره بودنم افتخار مي كنم وقربان هموطنان پشتو وتاجيك خود هم مي شوم . زيرا همه ما يك افغان هستيم از هرمليت كه باشيم. بي شرف ها اگر خودتان در خارج نوكري مي كنيد به اقوام تان درداخل كشور باشيد.
چه در پشت مرز با شم چه در داخل مرز _در هردو صورت او غانم. همه ما وشما در يك كلام او غانيم .
نخست خود را معرفي كن و از خود بگو كه به كدام كشور و مليت تعلق داري.
واقعا در کله تو کاه پراست شما کاسه لیس امریکا استید که وطن را به امریکایی ها فروختتید.
باز هم ميگو يم سگ زرد برا در شغال اير كينليك كدام خره ؟ وا قعا شما هم خر يند كه متو جه نميشوي . جوالي . سقوي همه كاسه ليس امريكا ي ها است.
راستي جلال آباد خودت به پشتون نمي ماني. از همان هزاره هاي منافق معلوم ميشوي. شايد هم Erkinlik باشي. كمي شرم كن. فكر مكن ما خر هستيم و نمي دانيم.
اينكه به چه زباني حرف ميزني يا به چه مذهبي پابند هستي براي بنده كدام اهميتي ندارد. آنچه كه اهميت دارد اين است كه ما همه در يك مملكت زندگي مي كنيم همه هموطن هستيم و برادر هستيم. پس اگر خودت منافق نيستي و براي شيطنت اينجا نيامده اي پس هرزه گويي هايت را متوقف بساز.
ما هميشه چند چهرگي شما تا جكان را ديدم . اگر مسعود مر تد نمي بود ما هم كار شما را ميسا ختيم و هم از هزا ره ها و از بك ها را _- شما قوم بيش از پيش براي ما ها امتحان خود را داديد _در كنار هزاره ها اگر با شيد ميگو يد ما فار سي بانيم . در كنار ما اگر با شيد ميگو يد : ما هم مذ هب هستيم . از شما منا فق تر كسي را نديدم . همه تان در پيش ما يكي هستيد _ سگ زرد برادر شغال _ سقوي , جوالي , كوته والي ....
تو هزاره كاسه ليسي پشتون ها را مي كني. اين را بايد بداني كه اگر موجوديت تاجك ها در سياست امروزي افغانستان نباشد اولآ پشتون ها هزاره ها را برابر گوي مرغ هم اهميت نخواهند داد و دوم اگر عصاب شان خراب شد مثل دوران عبدالرحمان خان هزاره ها قتل عام خواهند شد.
خصوصيت شما هزاره ها اينست كه شما به اصطلاح پله بين هستيد و چاپلوس هستيد و چاپلوسي همان جانبي را ميكنيد كه زيادتر كون تان كرده و بيشتر خون تان را ريخته است. در حاليكه پشتون ها هميشه شما را با كير جواب مي دهند و خواهند داد و هر زماني هم كه بخواهند بازهم بالاي تان مي تازند و جوي خون از دره هاي باميان جاري ميكنند.
اشتباه ما تاجك ها اين بوده كه به شيوه پشتون با شما برخورد نكرده ايم و بر حال تان رحم كرده ايم و اكثرآ با ملايمت برخورد كرده ايم، به اين دليل كه شما ها هم انسان هستيد و به انسانيت مي دانيد ولي نه اين حقيقت نداشته و چنان كه من در خودت مي بينم تو لياقت انسانيت را نداري. با تو بايد با دهن كلشنيكوف حرف زد. تو تنها وقتي انسان مي شوي كه خورد و خمير شوي.
احمق خر!
حد اقل از اشتباهات رهبر احمق تان مزاري درس بگير و دست از دشمني با تاجك ها بردارد. او يعني مزاري كه سالها با مسعود به خاطر تاجك بودنش دشمني كرد، در آخر خود را در آغوش پشتون هاي بچه باز انداخت و ايشان هم بعد از بچه بازي هايشان با بابه مزاري او را با حقارت و مسخرگي كشتند.
اين است سرنوشت كساني كه با تاجك ها دشمني مي ورزند.
ببين و بياموز!
سهراب گرامي سلام ! به خواست من _ از جناب عالي ميخواهم در قسمت باباي ملت علي حضرت ظاهر شاه از ملت ومردم نظر خواهي كن . تشكر
واژه هنر نزد ايرانيان است وبس!! اگر كمي توجه نمايد واگر سري به واژه شناسي زده باشيد خواهيد فهميد كه منظور شاعر گرانمايه اين نيست ويا نبوده است كه فكر برتري جويي در خود پرورانيده باشد.دوستان عزيز ! اين واژه ،(بس) همان بسيار را معنا ميدهد. يعني اينكه هنر نزد ايرانيان است وبس، اينرا ميرساند كه هنر در نزد ايرانيان كه ما وشما هم شامل ان خيطه ميشديم ويا ميشويم، بسيار است همه هنر مند وخرد مند وبا درايت هستند.مگر ميتوان از پيام آور بزرگ اشو زردتشت ودانش آن منكر شد؟ مگر ميشود از اين پيكره هاي بوداي باميان با اين عظمت بلند بالاي هنرمندانه شان منكر شد؟ مگر ميشود از تاج محل چشم پوشيد؟ ويا از نوبهار بلخ بامي نگفت؟ اينها همه نماد از هنراين سرزمين وفرزندان اين سرزمين بودند كه شما هم كه ازاين هنر خود را بيزار ميدانيد شاميل اين افتخارات هستيد وبازهم كوركورانه به تريخ نگاه ميداريد.عيبتان نيست شما را از اصلتانبريده اند وآنقدر تحت تلقين فرورفته ايد كه گذشته را هم فراموش كرده ايد. اين ايران كجا را گويند؟ مگر فردوسي شاهنامه را ترتيب ودر ايران تقديم سلطان محمود غزنوي نكرد؟ اينكه مارا افغان وكشورمانرا افغانستان ساختند تقصيرش را كيها بپردازند؟ حتا از گفتن واژه با افتخار خراسان بزرگ هم محروميم واجازه بازگويي تاريخ را هم از ما گرفته اند. اي هميهن ! كمي دقت نما ودر شناخت خود وپدرانت از ديگران بپرس ! تا اينكه ايران امروزي را ملامت كني. مگر همين رهبر مذهبي ايران كنوني خودش ترك تبار نيست؟ چرا تحت تاثير فارسهاي فاشيست به قول شما قرار دارد؟ يا اينكه پسماني خود را بالاي ديگران انداختن كار اسانتر است؟ همين اكنون كه به زبان فارسي دري در وطن ما وشما حدود 95 درصد مردم تكلم وافهام وتفهيم دارند، نه سرود ملي ونه بانكنوت ملي ونه پست ملي به اين زبان وجود دارد واين زبان در طي هشتاد ونود سال به همين منوال بوده است وفقط به زور وبازوي خودش وريشه واساسي كه داشته وپشتيباني همه اقوام به اين جا رسيده است واين زبان مربوط قوم بخصوص نيست. دوست ديگر گفته استكه تاجيكان ودوم پشتونها در اين سرزمين قدرت داشته اندكه خيليها با عقده مندانه ابراز نظر كرده اند ويا اينكه از تاريخ بيخبرند. مدت 9 ماه پادشاهي كلكاني و چند سال ديگر رباني را معيار قدرت پنداشته اند.كه هردو در ايام جنگ وستيز يا با خود ي ويا با بيگانه بوده است. چنين قضاوت بيرحمانه كردن رسوايي براي خود آدم است.آخير اين تاريخ چند ماهه وچند ساله را شما چگونه مغالطه مينمايد؟ فكر ميكنيد كه ديگران به آن باور ميكنند؟ خودرا سبك جلوه ندهيد وارام ارام به مطالعه بيشتر قضايا بپردازيد وخود را ملا سازيد.
ايدون.....
دوستان گرامي درود بر شما ! من هم مطالب دوستانرا مطالعه كردم وچيزي يافتم كه سراپا تعصب وناداني بود. ما تا زمانيكه خودرا خوب نشناسيم دچار همين ياوه گوييها خواهيم بود. كمي از تاريخ سخن بزنيد، مگر در زمان امپراتوريهاي ترك زبان بازهم پان ايرانيزم زبان شيرين فارسي دري را بالاي امپراتورها تحميل ميكرد؟ شما به جاي اينكه به فرهنگ خود فكر نماييدودر جهت رشد آن بكوشيد بي رحمانه به فرهنگ ديگران هجوم مياوريد وبرچسپ ميزنيد اين كار جوانمردانه نيست واز خردورزي بيرون است. واژه اير در برگيرنده تمام باشنده گان ارياناي بزرگ بوده است، نه اينكه مربوط فقط فارسي دري بوده باشد.يتمي در قلم روي ما وجود ندارد واين اتهاميست كه از سوي يك تعداد خاندانها وروشنفكران دست وپاچه’ پشتونوال براي فرزندان خوب اين كشور وانهايكه ميهنشانرا بهتر وبيشتر از ديگران شناخت دارند، زده ميشد.اين فرزندان از تساوي حقوق همه اقوام وباشنده گان اين سرزمين دفاع كرده ويگانه راه بيرون رفت از اين نابسامانيهارا همان حل مسله ملي ميدانند واگر شما مخالف چنين امريد بفرماييد به مزدوريتان در زير چطر ان ظالمان ادامه دهيد. كدام طرفدار فرهنگ فارسي دري امده است وفرهنگش را بالاي شما به جبر تجميل كرده باشد، به ما نشان دهيد واگر در كدام كورس جبري شما را به خاطر فراگيري اين زبان سوق داده باشد ومزد شمارا كم كرده باشد ويا ار رتبه شما كم كرده باشدلطفآ به ما وبه همه باشنده گان بر ملا سازيد!!! در غير ان شما عقده مندي جبهه ويتانرا در پاي فرهنگ نريزيد كه خجالت آور است. وبه جاي اين همه خون جگري برويد سر وصورت فرهنگي خودرا بسازيد تا ما هم بهره مند گرديم. اين فرهنگ انقدر ديرينه است كه نه حاجت به پان ايرانيسم دارد ونه حاجت به خون جگري شما. مگر همين تيموريان نبودند كه اين فرهنگ را فرهنگ خود دانسته تا سرحد اعلي رشدش دادند؟ اين بابريان هند چه ضرورت داشتند كه در صدد رشد اين فرهنگ طي هشتصد سال كوشيدند؟ واين سلطان محمود غزنوي نبود كه هزاران دانشمند وشاعر را دراين فرهنگ پرورانيد؟ بدون اينكه شمه’ زور وزر درميان بوده باشد. تعصب خود شمارا ميخورد وآن مايه ايكه اندك داريد ، اندكترش مينمايد. رهروان اين فرهنگ هر قدر تلاش نمايند بالاتر از فردوسي بزرگ، ناصر خسروي خردمند، سنايي غزلسرا، البيروني دانشمند، امير علي شير نوايي با تدبير، جامي، حافظ، سعدي وهزاران هزار دانشور ديگر نميتوانند كه در رشد اين زبان بالاتر واقع گردند.لزا چه ضرور است كه ما از پي پانها روانه شويم. اين زبان در نزدي يكه هزاره با ارزشتر در نزد يك تاجيك است وهمچنان در نزديك ازبيك ارزشمنديش همانقدر است كه نزد يك فارس. تنها ارزشمندي اين زبا ن نزد بعضي از هموطنان متعصب پشتون ما كم است واين هم به خاطريكه عدم رشد زبان پشتون را در موجوديت اين زبان تصور ميكنند. كه كاملآ غلط است.زبان ازبيكي هم حالا از سبب تلاش فرزندان خوب خراسان زمين شكل رسمي يافت وما وشما به جاي بد گفتن وتعصب نشان دادن بيايد كه اين گل ديگر را به زيبايش بافزايم ورشدش بدهيم.آفتاب به روشناي ديگر ضرورت ندارد وتلاش نمايم كه اين فرهنگهاي ديگر ار مبدل به آفتاب نماييم.
ملا خودش ....ديگران را پند. تو خود ديگران را انتقاد مي نمايي ولي خودت متعصب ترين آدم هستي كه به جز هزاره كس ديگري را ارزش نمي دهي و وقتي مزاري ميگويي دهانت كف ميكند. چيز جالب ديگر اين است كه خود را از قوم ترك مي پنداري. اگر تاجك ها يا پشتون ها با فارس ها يا ايراني ها همنوايي نشان ميدهند بر اساس يك تاريخ مشترك است يا زبان مشترك است ولي نمي دانم بين يك مغول در شمال چين و يك ترك در جوار مديترانه چه چيزي مشترك است. من نه از نگاه فزيكي كدام مشابهتي مي بينم و نه هم از نگاه تاريخي يا زباني.
يك كمي به خود هم نگاه كن. زياد متنفر هم مباش و كوشش كن از كله ات كار بگيري (نمي دانم در آن كله چي است).
خيلي پرت و پلا مي نويسي !
قضاوت يكطرفه مي كني . با تعصب مينويسي و همه ي جوانب را در نظر نداري . متاسفم !
آقاي سهراب يا احسان عزيز.
من يك ايراني هستم و از خواندن مطلبتان خيلي ناراحت شدم. حقيقتا فكر مي كنم كه اگر چنين مطلبي حقيقت داشته باشد كه شما نوشته ايد نوشتن جمله ( من يك ايراني هستم ) برايم خيلي دشوار باشد.
به اميد روزي كه در جهان مرزي وجود نداشته باشد.
اگر پاسخي هست در وبلاگ خواهم گذاشت:
