آرشیو ماهانه



آرشیو موضوعی
www.flickr.com
More of Sohrab Kabuli's photos
»
منفی بافان و تفرقه افگنان، دشمن استقرار و امنيت (بخش اول)

نويسنده: احسان
 
آشفتگی‌های بيشمار از جمله گرايشات قومی برای افغانستان در شرايط کنونی کاملا امری طبيعی است و به خودی خود جايی نگرانی ندارد. زيرا در اوضاع که ما می‌خواهيم اساساست زندگی فردای خود را بريزيم بايد به هرگونه نگرانی‌ها مردم که همبستگی آينده‌ شان را به خطر مواجه سازد، توجه جدی صورت گيرد. تا جايی که مطالعات نشان می‌دهد برنامه عمران و توسعهء ده ساله که سال ۲۰۰۵ تکميل می‌گردد زمينه‌های اوليه و اساسی‌ی چنان جامعه‌‌ای را فراهم آورد. زيرا تعميم معارف و سواد، ايجاد شرايط بهداشتی و پی‌ريزی وسايل انتقالات و مواسلات تا آن سال تکميل خواهد شد.موسسات اقتصادی، علمی و عمرانی پی‌ريزی خواهند گرديد. در اين برنامه تمام تجارب توسعهء کشورهای در حال بحران در فضای بين‌المللی بعد از جنگ سرد در نظر گرفته شده است. زمينه مشارکت مردم و حرکت‌های سياسی اجتماعی و فرهنگی در قانون اساسی پيش‌‌بينی شده است. آنچه برای دانشمندان، روشنفکران، متنفذين و سياسيون دلسوز به افغانستان لازم است استفاده از اين امکانات برای به ثمر رسيدن اين برنامه‌ها و نجات افغانستان از بحران استفادهء نهايی ببرند.

اما ناتوانی و فساد دولت، عدم وقوف مجامع بين‌المللی و کشورهای کمک‌کننده به اوضاع افغانستان تمام اين زمينه‌های مثبت را غير قابل استفاده ساخته و از اين آزادی‌ها و فرصت‌ها بيشتر سودجويان، خرابکاران و منفی‌بافان استفاده می‌کنند. اين‌ها روش‌های معينی را برای ناکام ساختن برنامه‌های مثبت و پخش فضايی یأس و بدبينی بر کشور مورد استفاده قرار می‌دهند. اگر کاری مثبتی انجام گيرند ميگويند اين توطئه‌ی است برای فريب مردم. مثلا در همين روزها بر اساس برنامه آشتی‌ای که از طرف دولت اعلان شده عده‌ای از گروه‌های مسلح سلاح‌های خود را بر زمين گذاشتند و به دولت پيوستند. اما منفی‌بافان ندا سردادند که چون دولت استراتيژی ملی ندارد اين اقدامات کارآمدی نخواهد داشت. در قانون اساسی افغانستان برای رفع تبعيضات و احيايی فرهنگ‌های پامال شده‌ای قومی و مذهبی در کشور پيش‌بينی‌های لازم به عمل آمده است. که يکی از آنها استفاده از زبان مادری در تعليم و تربيه و مطبوعات و رسانه‌ها است.

در پرتو اين مفاد قانونی بر علاوه که می‌توان از امکانات دولتی استفاده کرد بسيج مردم برای احيايی فرهنگ شان از وظايف روشنفکران مسئول است. متاسفانه ما تا حال، شاهد عملکرد از جانب گروه‌های قومی مدافع زبان‌ها و فرهنگ‌های محروم و ناديده گرفته شده نيستيم. آنها با خرده‌گيری و بهانه سازی از اين فقره قانونی که استفاده از ترمينولوژی رايج در افغانستان برای تشخص سياسی‌ فرهنگی و زبانی لازم است استفاده نموده و آن را امری فاشيستی و ضدفرهنگی تلقی می‌کنند. به گونه مثال: در ميان مردم عادی هيچگونه نگرانی در مورد استعمال کلمه "پوهنتون" وجود ندارد و هيچ عاقلی هم تصور نمی‌کند که استعمال مثلا بيست يا سی اصطلاح پشتو در زبان "دری" مانع رشد زبان دری فارسی گردد. و آنگاه حوزه مدنی اين زبان آنقدر گسترده است که اين چند واژه و اصطلاح نمی‌تواند مانع رشد آن گردد. از طرف ديگر همه‌ کسانی که به مسئله زبان آگاهی حرفه‌ای دارند ميدانند که رشد و يا رکود وابستگی به عوامل اجتماعی، اقتصادی و مخصوصا انديشگی دارد. تلاش سره‌سازان زبان يک اقدام قهقرايی و ارتجاعی بوده و خود مانع رشد متحوايی زبان خواهد بود. اگر انديشه‌ای نويی داريد زبان را انکشاف بدهيد. اگر نه تلاش‌های ملا نقطی در معادل سازی‌ها راه به جايی نمی‌برند. اگر ما برنامه‌های پيشرفت و عمران را در تمام ابعاد آن با جديت پيگيری نماييم يعنی مردم سواد داشته باشند، کار داشته باشند، شرايط بهداشتی مساعد باشد، يعنی زمينه‌های اوليه حيات انسانی مساعد گردد و آنگاه برای فعاليت‌های علمی، تحقيقاتی، ادبی و هنری امکانات موجود باشد، مسايل زبانی، قومی و مذهبی راه حل‌های مناسب‌تر می‌يابد اگر نه در اوضاع کنونی که عده‌ای قدرت‌طلب و قانون ناپذير برای تحکيم موقعيت‌های خويش، هر مسئله‌ای را مورد استفاده قرار می‌دهند، عادی‌ترين مسايل می‌تواند به خشونت منجر شود.

چنانچه در حادثه هرات ديديم. البته عده‌ای قلم بدستان تنبل و يا احتمالا مزدور موضوع را ساده می‌سازند و می‌گويند مردم افغانستان در طول تاريخ خود چنين مناقشات نداشتند و اين نتيجه‌ای مداخلات خارجی است. غافل از انکه در فضای بحران فکری و اعتقادی که اکنون يک مسئله بزرگ جهانی است، مردم افغانستان نيز می‌توانند پذيرا و استقبال کننده‌ای هرگونه جريانات خشونت آميز و متعصبانه باشند. زيرا حتی روشنفکران شان بسيار تنبل تشريف دارند و به ساده‌ترين و نزديک‌ترين علل متوسل می‌شوند.


-------------------------- » » » ● « « « « --------------------------

نظرات


Friday April 7, 2006 11:39 AM
1- به Erkinlik

ترك دروغي،
تو در كجاي ايران بسر مي بري؟ بگو تا بيايم و آن دهن كجت را سر جايش آرم. شنيدم ايراني ها هزاره ها را مسخره ميكنند و از كشور بيرون شان مي كنند. چطور كه تا هنوز در چنگ شان نافتادي؟ مثل اينكه روز تا شام عقب كامپيوتر نشسته از ترس بيرون نميشوي تا رد مرز نشوي.

دلم به حال تو هزاره مي سوزد. حال مي دانم چرا اينقدر دلكت پر است و از همه شب و روز مي نالي.


Email:
URL:
Saturday March 11, 2006 10:36 PM
2- ُ Erkinlik ( در زبان تركي به معناي « حرّيت و آزادي » مي باشد )

جناب قاز اعظم تشكر از لطف شما به اين بنده كمترين!


Email:
URL:
Saturday March 11, 2006 10:34 PM
3- ُ Erkinlik ( در زبان تركي به معناي « حرّيت و آزادي » مي باشد )

:: يك طنز ::

مملكتِ غريب و گوزِ برنجي!!!


آقا اين ساكنان افغانستان بويژه حاكمان، سياستمداران، روشنفكران؟!!! و… كه اصلا اهالي ابَرشهر « لي لي پوت!!! » هستند، بدون توجه به قد و قامتشان، هميشه حرف ها و موضع گيريهاي از نوع «گاليوري!!! و هم كارتوني!!! » انجام مي دهند و مي پرانند و از اين بابت، دربين كشورهاي دنيا و از جمله همسايه ها و نيز خودم هميشه باعث نشاط و تفريح مي باشند. بطور مثال : هر وقت خود من كه ناراحتي دارم، هميشه سعي مي كنم براي رفع اين مساله به شنيدن جوك پناه بياورم و بهترين جوكها ( كه مرا به قهقهه!!! و غشغشه!!! و بعد ريسه!!! مي اندازند ) اخبار مربوط به افغقغانسطان است!!! ( فرقي نمي كند سياسي باشد يا اقتصادي، اجتماعي، ورزشي، و…) اصلا افغانستان يعني كاريكاتور و جوك!!! براي اينكه بي مدرك حرف نزده باشم چند نمونه از شاهكارها و شاخصه هاي افغانستان ( جوكستان ) را كه از بركت اين حاكمان نابغه!!! به منصه ظهور رسيده، براي شما يادآوري مي كنم:

1ـ سياستندار از نوع افغاني!!! : چندي پيش « مُهمد يونص غانوني!!! » ئيس پارلمانك افغقغانستطان در ديدار با يكي از مقامات اتحاديه اروپا، افاضات فرمودند كه: يالله زود باش ما مردم افريقايي، ببخشيد ما مردم افغانيستان ( با استاندارد زندگي هم سطح شاخ جهنم ) مي خواهيم «عضو اتحاديه اروپا »( با استاندارد بهشت ) بشويم ( ضرب المثل مربوط به اين نوشته: جناب غيرررررقانووووني!!!، سر پِشقل استاد شده و لندنه سيل ميكنه!!! ). گذشته از اين، جناب رئيس كوچولوي پارلمان افغانستان كه با تبليغات رسانه ها خيلي بزرگ شده و امر بر او مشتبه گرديده!، از جمله: هميشه سعي ميكند مطابق شان و قامت رعناي!!! خود و البته مُد روز، حرف هاي بزرگ بزرگ و بي سر و ته و صد البته دموكراتيك ( چشمك 1 ) بزند!. از جمله شاهكارهاي اين شاهكار خلقت و حلقه گمشده داروين اين كه : چند صباحي است با « يارغار و عروسك سابق » شوراي نازي – نظار - و آمر صاحب شهيد، يعني « استاد عبدالخر رسول سياف» چپ افتاده يا بهتر بگويم خود را چپ انداخته است( چشمك 2 ) و در مقابل رسانه ها، مثلا از خود چهره دموكرات و مدرن ساخته و مواضع آنچناني گرفته و مي گيرد، كه يعني من كجا و اين مردك و مردك هاي پشمالو امثال ( سياف ) كجا و…

يادآوري بسيار مهم و بكر!!! : آيا مي دانيد وقتي كه نيروهاي « شوراي نازي » - نظار – به رهبري غانوني و فحيم ( بعد از سركوب طالبان توسط نيروهاي امريكايي ) به شهر كابل ريخته و آن را قبضه كردند، « تنها حزب و آن هم تا بن دندان مُسلح » كه « همراه!!! » خود اجازه ورود به شهر دادند، نيروهاي « استاد عبدالريش رسول سياف » بود؟!!!.
تذكر!!! : نيروهاي هزاره را كه « سيد مصطفي كاسه ليسِ » ( كاظمي ) شوراي نازي، بازي داده و در شمالي و براي پشتيباني تاجيك ها چند سال بود كه جابجا كرده بود، و كشته ها و مجروحان زيادي داده بودند در روز موعود، قبل از اينكه پايشان به كابل برسد توسط شوراي نازي و بدستور قانوني و فهيم خلع سلاح شدند. ( به نقل از يك شاهد عيني ).

2ـ مُشت نمونه خروار و يكي از بسيار!!! : چندي پيش يكي از روزنامه هاي ايراني بنام جام جم را مطالعه مي كردم در گوشه اي از آن مطلبي توجهم را بخود جلب كرد، وقتي خواندمش ديدم بعله! اينجا هم ردّ پايي از « مردم پر غرور و قهرمان افغانستان » و افتخارات درخشان آنها، به چشم مي خورد. در اين گزارش كه از بانك جهاني و درباره سو ءِ تغذيه كودكان و رتبه بندي كشورها از همين لحاظ، و البته بسيار تكان دهنده و دردناك!!! بود، از جمله يِ دوصد و چند كشور جهان در آن فهرست مذكور، افغانستان در سو ء تغذيهِ كودكان، رتبه دوم را بدست آورده بود ( رتبه اول به بنگلادش تعلق داشت )، به عبارت ديگر، اين كشور- دهاتِ ما حتي از اتيوپي ( حبشه ) و كلا تمام كشورهاي افريقايي زير خط صحرا هم، جلو زده بود!!!. ( بنازم به اين هوش و لياقتِ حكومت گران، مديران، مامورين و كارمندانِ دولتهاي هميشه شايسته سالار!!! « تاجيك و پشتونِ » پوفغانستان!!! با اين دست پُخت چرب و خوشمزه شان!!! ). مبارك بادا بادا مبارك بادا!!!.

گذشته از اين، به نظر شما كودكان افغاني چه كار ديگري انجام داده اند كه توانسته اند در اين مسابقه از بين اين همه كشور، مقام دوم را بدست بياورند : به گمان من، اين كودكان با خواندن شعر معروف آقاي كرزي : « غيرت افغانيم » يا شايد شعر معروف ديگر ( اقبالك ) :« آسيا يك پيكر و آب و گِل است… ملت افغان در آن پيكر خول!!! است »، دوپينگ كرده و به اين « قهقرا » رسيده اند!!!.

3ـ روشنفكر ( نكتايي پوش ) از نوع افغانستاني!!! : « كبير رنجبر!!! » يكي از روشن فَك هاي؟!!! – و اخيرا سناتور – مثلا شناخته شده كه ( نمونه تمام و كمال و تمام قد روشن فك هاي افغانستان است ) مورد احترام و توجه بسياري از گوسفندان افغاني بوده يا هست؟!! يك وقتي در ميزگرد راديو آزادي؟!! بسيار قاطعانه مي گفت – اگر اشتباه نكنم – 5 سال – يا حالا تو فرض كن پنجاه سال – افغانستان مثل « دوبي » مي شود. آقا ما بلاهت و حماقت ديده و شنيده بوديم، ديگه نه تا اين حدّ!!!، آخر يكي نيست به اين كوتوله ها بگويد: آخر مردك و مردك هاي « لي لي پوتي » شما كه نمي توانيد آب بيني تان را بالا بكشيد و حتي سوزني كه خشتك خود را ( با معذرت ) با آن مي دوزيد نمي توانيد بسازيد، ديگر اين اراجيف و خزعبلاتتان چيست؟؟؟وقتي كلِ برق توليدي كشورك شما حتي از توليد برق يك ولايتِ « درجه پنجم » ايران هم پايين تر است ( كه خود ايران هم يك كشور جهان سومي است ) چطور جرات مي كنيد اين اراجيف را به زبان بياوريد و ببافيد. ( بد نيست بدانيد كه همين امارات متحده، كه تماما كوير و شوره زار بوده و نهر كه هيچي حتي يك جويچه آب هم در آنجا وجود نداشته، بيش از سي و چند سال نيست كه استقلال خود را بدست آورده و به اينجا رسيده ولي اين افغانستان بدبخت، هشتادو اندي سال است كه مثلا مستقل؟!! شده و به اين وضعيت گل و بلبل!!! رسيده (. آقا باور كنيد اين مرتيكه جهودي «انيشتين» حق افغانستاني ها را خورده است، به نظر شما اين شخص بايد «مجسمه نبوغ» باشد يا افغانستاني ها!!! ( دو قوم به ناحق مسلط شده بر اين كشور – دهات ) …. از جمله، «نبوغ» مردم افغانستان ( يعني دو قوم معروف ) در اين عبارات خلاصه مي شود. 1ـ پاكستان دال خور 2ـ هزاره ي فلان 3ـ ايراني تنگ نظر 4ـ هندوي فلان و بهمان و…، در اين وسط كسي نيست كه به اين جماعت عقب افتاده، مونگُل و كوتوله!!! بگويد : شما به غير از هيچي!!! ( در امور مثبت ) و كلكسيوني از افتضاحات!!! ( در امور منفي، از جمله: فقر، بي فرهنگي، بي سوادي، كاسه گدايي، ، هاي تكنولوژي – كاه گِل- Made in Afghanistan، سيستم فوق پيشرفته تووالت، آب شرب، سيستم پخت و پز ماكروويو ـ چادري وحشتناك، تنظيم خانواده ي فول و بدتر از همه باد دماغ!!! ) اصلا چي داريد كه اين همه به خود مي نازيد و فخر ميفروشيد ؟؟؟( ضرب المثل هاي مربوط به اين نوشته : 1ـ خر به خايه خود خوش است!!!*. ضرب المثل دوم : غلبيل به چيغيل ميگه خاك دَ سولاخاي تو!!! ).


تذكر : در افغانستان ( گذشته و حال ) قريب 90 ( نود ) درصد مشاغل ( اعم از كيفي و كمّي ) و كادرهاي تخصصي؟؟؟، اجرايي، مالي، برنامه ريزي، و…اعم از دولتي و غير دولتي در زمينه هاي سياسي، اقتصادي، نظامي، امنيتي، فرهنگي و…، اول از همه در دست « تاجيك ها » و بعد « پشتونها » بوده و هست ( حقوق و سهميه ديگر قوميت ها – علي الخصوص قوم هزاره – در همه زمينه ها توسط اين دو قوم تماميت خواه غصب شده است ) به بركت هوش و درايت و مديريتِ همين دو قوم تماميت خواه و « سوپر انحصار طلب »، سرزميني كه امروزه افغانستان ناميده مي شود، ( در گذشته، حال و آينده )عقب مانده ترين و مُزخرف ترين كشور ( دهاتِ ) در جهان « بوده!!! »، « هست!!!» و « خواهد بود!!! »… تكبير!!!!.

افغانستان معدن لايزال جوك است، الان ديگر حوصله تايپ بيش از اين را ندارم به همين مقدار قناعت كنيد تا ببينم در آينده چي ميشود،

*( مي بخشيد از اينكه اين نوشته و ضرب المثل ها، كمي رُك و صريح بود ).

چند روزي در شبكه اينترنت نخواهم بود، اگر كسي سئوال يا نقدي در مورد كامنت فوق داشته باشد به دليلي كه عرض كردم، نمي توانم پاسخ بگويم.


Email:
URL:
Saturday March 11, 2006 05:26 PM
4- زبیده اکبر

آهسته آهسته قدم میزنی... سرت را به آسمان بلند میکنی از افتاد قطره های باران به صورتت لذت میبری... مثل طفلک ها دهانت را باز میکنی.. چشمانت را میبندی منتظر افتادن قطره باران به دهانت میشوی..قدم هایت آهسته تر میشوند... با افتادن هر قطره باران به دهانت خوشحال میشوی.. .و یادداشت های دیگر از پری را در http://taswir.blogfa.com بخوانی


Saturday March 11, 2006 03:27 PM
5- كوشان

2-افغانستان كشوري است با هويت هايي متكثر، هرگونه تلاشي براي تفوق طلبي در جوامع با هويت هاي متكثر منجر به نا آرامي مي گردد. گفتمان امروز ما نقد تفوق طلبي است. مرزي وجود دارد بين تلاشهاي تفوق طلبانه و قراردادي كه از روي رضايت بدست امده باشد. قصه’ استفاده از ترمينولوژي زبان پشتو از نوع اول است و لذا بحران آفرين. بنا بر اين از شما كه تحصيلكرده اي فعال هستيد انتظار اين است كه به ساده سازي كوچه و بازاري امور نپردازيد. در ثاني انديشه’ انتقادي به معناي منفي بافي نيست. نقدها همه براي ايجاد فضايي تاريك و ياس آلود نيست بلكه نماياندن آن تاريكي هايي است كه قدرتمندان توان ديد آن را ندارند. همين نقد ها نيز خود مشمول همان برنامه’ توسعه’ است كه شما اشاره كرده ايد كه البته در سال 2010 به پايان نمي رسد. تا جايي كه من شنيده ام كنفرانس لندن پلاني پانزده ساله را مدنظر داشته است، اينكه آن اهداف چقدر بدست آمدني است نتيجه’ استفاده از امكانات داخلي و بين المللي است.


Email:
URL:
Saturday March 11, 2006 03:01 PM
6- كوشان

سهراب عزيز! زباني به نام زبان " دري فارسي" نداريم. " فارسي دري" نام زباني است كه ما به آن فعلا تكلم مي نماييم. در ثاني در كجاي افغانستان سخن از سره سازي زبان فارسي بوده است؟ "آنها با خرده‌گيری و بهانه سازی از اين فقره قانونی که استفاده از ترمينولوژی رايج در افغانستان برای تشخص سياسی‌ فرهنگی و زبانی لازم است استفاده نموده و آن را امری فاشيستی و ضدفرهنگی تلقی می‌کنند. " فاشيستي قلمداد كردن اين مقوله به دليل ضديت با زبان پشتو و يا سره سازي زبان فارسي و يا هر زبان ديگري نيست بلكه آن "فقره"غير قانوني وارد قانون اساسي گرديده است كه در مسوده’ توافق شده در لويه چرگه’ قانون اساسي وجود نداشت و بعدها به بهانه’ اصلاحات املايي وارد متن قانون اساسي گرديد. چنين "فقره" سازي هايي حركت فاشيستي نيست پس چيست؟ در ثاني درگيري هايي كه در عرصه’ زبان وجود دارد و عده اي آن را حمل بر دست درازي به ناموس خويش كرده اند چه ربطي به" فقره "سازي قانوني در قانون اساسي دارد؟ همين حركات احمقانه براي مجبور كردن مردم به استفاده از اصطلاحاتي خاص از ترمينولوژي زبان پشتو موجب ايجاد حساسيت در بين مردم گريده است. و سخن اخير اينكه رشد زبان به نفسه رشد انديشه است. دغدغه براي رشد زبان نشان از تحول انديشه مي دهد كه رشد جوامع از همينجا آغاز مي گردد.


Saturday March 11, 2006 01:48 PM
7- شا هين اعظم

من به همه تان ابلاغ ميكنم . چيزي كه قاز ميگو يد . كذب مهض است . و متيقين هستم كه قاز بيچا ره پيش از اينكه به انفو لا نزا ي مر غي مبتلا شود . به مرض ما ليخو ليا مبتلا شده است . هر انسان پرنده وخزنده تو كل به خدا ج كند .


Email:
URL:
Saturday March 11, 2006 01:36 PM
8- رحيم

عزيز م سهراب جان سلام ! اميد وارم در قسمت جنرال عبد الر شيد د وستم نظر خواهي كنيد . كه گفته بود : اگر دولت از امكا نات جنگي بهره مند سازند . در قسمت جنوب شرق كشور آما ده هستم در مقا بل گروه القا عده و بنت لا دن و طا لبان مبارز ه كنم .


Email:
URL:
Saturday March 11, 2006 01:30 PM
9- فتواي مولوي هاي مرغان و عفو از طرف قاز اعظم (ص)!

يا اي المرغان في كل عالم : اين نفريكه در بالا نوشته كرده ( قاز اعظم و بعد خود را ماليخوليايي نوشته كرده ) در يك فتواي مولوي هاي مرغان در قرارگاهُ كوهُ (نان شان ) بحيث مفسد في الارض و محارب با خدا شناخته شده و براي تمام مرغان هدايت داده ميشود كه اين شخص را هرچه زود تر به مرض انفلانزاي مرغي مبتلا ساخته و به اسفل السافلين بفرستد. اين فتوا بايست به محضر عالي مقام و ظل اللله في الارض قاز اعظم پيامبر مرغان ميرسيد بنابران ايشان اين فتوا را مطالعه نموده ولي نظر به قلب مهربانيكه دارد اين شخص ملعون را عفو نمود. موفق باشيد مرغان سراسر جهان و مطمئن باشيد كه هم اكنون خوك هاي اروپايي نيز دست بكار شده و مرض shwine pest را كه در قرون وسطي به راه انداخته بود دوباره آغاز كرده و به همين لحاظ در اروپا 3000 خوك بيگناه در چند طبيله از طرف انسانها به شهادت رسانده شد. انا للله و انا اليه راجعون.


Email:
URL:
Saturday March 11, 2006 12:51 PM
10- قاز اعظم

قاز اعظم : از دو ستان عذ ر كلي ميخوا هم . من به مرض ما ليخو ليا مبتلا هستم چيزي ها ي فو ق را كه نوشتم . قا بل تا ئيد نيست ديروز توسط پيام خصو صي از حقايق آگاه شدم . به هر صورت بخشش ميخوا هم .


Email:
URL:
Friday March 10, 2006 07:18 PM
11- محمد هدایت

سلام سهراب عزیز !
گفته بودی که می آیم ودر باره ان چیز ها که من نوشته بودم نظر می دهی ولی متاسفانه که نیامدی
امیدوارم که نزنجیده باشی وبازهم بیایی
من یک چیزکی هم در باره کارتونها ودر نقد مهدوی واقای سیستانی نوشته ام . شما هم اگر نظر بدهید ممنون می شوم .
موفق باشی
من منتظرم


Friday March 10, 2006 02:43 PM
12- قاز اعظم ( ص ) پيامبر مرغان از مركز (جنوب چين)

... در آن صورت از مسير طبيعي خود حطا خورده و به يكسو سقوط نموده و با برخورد به يك جرم ديگر سماوي منفجر شده و يك جرم جديدي را با ويژگي هاي جديد بوجود خواهد آورد و هيچ قدرتي جلو اين جبر جهان هستي را مثلاً آفتاب گرفتگي را به دعا ، نماز آبات ، نذرات و معجزه گرفته نميتواند. هزاران عقايد متنوع را كه در بين بشر وجود دارند و ما فقط از چند تايي آنها اطلاع داريم از جمله از دين بازي خاور ميانه اي همه و همه از اختراعات و كشفيات خود بشر بوده و انسانهاي شياد و ما جرا جو آنرا اختراع كرده است و يكي ديگري را باطل اعلان نموده و فقط خودرا درست و حقيقت قلمداد نموده و باعث قتل مليونها انسان شده است و پيروانش آنرا جزء عقيدهُ خود و فرزندان خود ساخته و در بارهُ آن قلم به دستان خرافاتي يا مزدوران پول چيزهايي زيادي را بالاي هم چيده و انكشاف داده است ، در حاليكه فقط به من و مرغان ايمان داشته باشيد و اين است خطبهُ من كه مواوي كرگس اناتولي آنرا ابلاغ ميكند (( اي مردم ، اي بشر ، من در عالم بالا در خواب بودم كه يك نوري زرد اطرافي مرا احاطه نمود و مرا به نور تبديل كرد و بعد با سرعت نور به زمين آورد ، مرا به قاز تبديل كرد و در جنوب چين مستقر نمود و همان نور اختيار تمام موجودات زمين را براي من داد و من ميتوانم با يك چُفت و كِفت خويش تمام عالم را برباد نمايم اما اين كار را هرگز نخواهم كرد مگر بر ضد بشر وحشي اگر من نمي آمدم تمان كرهُ زمين توسط سيلاب هولناكي كه از بحر هند نشئت ميكرد غرق مي شد ولي از بركت وجود من كرهُ زمين نجات يافت و نام اصلي من كه توسط نور ، در عالم نور و در لوحهُ مستور نوشته شده ( قاز اعظم است و مرا ساير قازان خضرت --ابوالموجود --نيز ميگويند ) ، اگر شما به من باور نداريد آنكسي كه شما را در عالم هستي آورده است باور دارد لعنت الله علي الكاذبين . هر انس و جن كه مرا قبول ندارد بعد از مرگ دو گرگ سايبريايي ، سه گژدم زهرناك آسترليايي ، هفت مار افعي هندي ، 6 سگ درندهُ افغاني و 9 خرس قطبي عظيم الجثه تا روز قيامت روح اورا نيش ميزنند و اذيت ميكنند در حاليكه هر روزش 3800 سال شمسي طول ميكشد ولي آنانيكه مرا قبول دارد مژده باد كه بعد از مرگش هر شب هفتاد دوشيزه باكرهُ خوش اندام بهشتي در خدمتش خواهد بود و اورا با عطر عنگبين مساژ خواهد نمود و هفتاد رقم غذاي متنوع با 300 نوع ميوهُ بهشتي هر لحظه در خدمتش قرار خواهد داشت و هر چيزيكه در دنيا خوش داشت و ميسر نمي شد ، فراوان برايش ميسر خواهد بود و در محفلش تمام اعضاي خانواده اش از هفتاد نسل به اين طرف همراه خواهد بود و يك تيم موزيك از مرغان طاوس رنگين بال ، كبوتران ملاقي ، كبك هاي زرين خوش خرام و كنري هاي خوش الحان كه نولهاي شان از ياقوت سرخ ، بالهاي شان از ورق پلاتين ، دُم شان طلاي ناب عربي ، پاهاي شان از لاجورد فيروزه فام ، اندام شان از لعل بدخشان و پنجه هاي شان از الماس كوهُ نور ساخته شده در محفلش در حال خواندن و رقصيدن است. لعنت الله علي الكاذبين . رحمت الله علي الصادقين ، بگير كه نگيريد )) .


Email:
URL:
Friday March 10, 2006 02:41 PM
13- قاز اعظم ( ص ) پيامبر مرغان از مركز (جنوب چين)

به يكي از اولاد بشر بنام اتايورت كه فقط از طريق پيام الكترونيكي ايشانرا ميشناسم هزاران سلام و احترام تقديم ميدارم و شكر گذارم كه در بين جوانان بشر بخصوص افغانستان ( حهل مركب ) و عقبمانده چنين شخصيت هاي راست انديش و توانا و با شهامت پيدا ميشوند و افكار خودر ا بي محبا و بدون ترس و لرز از وحشيان خون خوار و دد منشان خون آشام كه ديگر انديشان را برچسپ عجيب و غريب زده و حتي چه انسانهاي از خود بهتران را در طول تاريخ از حيات محروم ساخته اند، بيان مي نمايد . اگر باطلان و كهنه انديشان هزاران سال پيش در عمق جهالت بشريت چنان عقيده هايي داشتند تا اندازهُ نظر به زمان شان و در يك گوشهُ جهان عقبماندهُ بدويت و شتربانان شايد قابل قبول بود اما چرا امروز ؟ اين اصلاً براي من قابل درك نيست خصوصاً بعضي كشور هاي مثل اندونيزيا ، ملازيا و شمال غرب چين چرا ؟ اگر افغانها در دامن كوهاي اندوكش ( كوهاي هند ) به خرافات و كذب محض عقيده دارند ناشي از عقبماندگي محيط و عملكرد شيادان تاريخ است كه در گوش شان پف كرده است و اما چرا كشورهاي نسبتاً پيشرفته ؟ اگر عرب ها ظاهراً موهوم پرست به نظر ميرسند فقط ناشي از احساس فاشستي و قوم پرستي و فرهنگ عرب پرستي ايشان است و اگرنه عقيده ندارند و اما چرا جوانان ساير كشورها خرافاتي اند ؟ هيچ دروغي در جهان دروغ آشكارتر از عقيدهُ موهوم پرستان و خرافات پرستان نيست پس چرا جوانان امروز به خرافات دلچسپي دارند ؟ ؟ بعضي از همين خرافات پرستان ادعا ميكنند كه آدم بايد يك اتكاء ماوراء الطبيعه داشته باشند تا روح شان آرام باشند پس اي جوانان عزيز آيا اگر عميق فكر نموده و واقعيات جهان هستي را آن چنان كه هست درك نماييد بهتر نخواهد بود ؟ مثلاً از جمله آسمان طبقهُ به هفتم ، هشتم ، نهم و غيره طبقه بندي نشده است و جهان بسيار وسيع و لايتناهي است ، جهان هميشه وجود داشته است ، وجود دارد و وجود خواهد داشت ولي هميشه در تغير و تحول است ، هميشه وجود داشته است و در حالت تغير و تحول است . نه كدام دستي جهان را بوجود آورده است و نه دستي آنرا محو كرده ميتواند بلكه از شكلي به شكلي تغير ميكند مثلاً همين كرهُ زمين بذات خود يك جرم كوچكي در جهان هستي است مانند ملياردم حصهُ يك شپش كه با منظومهُ شمسي مقايسه گردد و تا زمانيكه خورشيد انرژي دارد زمين باقي خواهد بود اگر كدام حادثهُ غير مترقبه رخ ندهد مثل برخورد كدام جرم سماوي توسط سقوط اجرام ديگر وغيره كه ... ادامه ...


Email:
URL:
Friday March 10, 2006 12:01 PM
14- ُ Erkinlik ( در زبان تركي به معناي « حرّيت و آزادي » مي باشد )

:: يك طنز ::

:: منزلت و اعتبارِ افغانستان نزد همسايه ها ::

چندي پيش مشغول تماشاي يكي از شبكه هاي خبري و بين المللي تلويزيون ايران ( شبكه خبر ) بودم، در يكي از گزارش هاي ارسالي خبرنگار اين كانال تلويزيوني، از يك روستاي ولايت« يَزد » كه در مورد مسابقه هيجان انگيز و ديدني«خرسواري » جوانان و نوجوانان اين قريه بود، در بَكراندِ صدايِ خانم گزارشگرِ حاضر در آن آوردگاهِ تفريح و خنده!!! صداي تمسخرِ همراه با قهقهه يِ گرداننده و داور اين مسابقه بين القريه اي! با وضوح تمام ( از پشت بلندگوي پرقدرت!!! ) شنيده مي شد كه با اشاره به يكي از درازگوش هاي شركت كننده ( كه نمي دانم در آن لحظه چه كار مُضحكي انجام داده بود ) مي گفت:خرِ شمارهِ فلان انگاري ميخواهد به افغانستان برود؟!! گفتن اين مطلب همانا شليك انفجاري خنده و قهقهه جمع انبوه حضار مسابقه، همان!!!… گوينده داخل استوديوي پخش خبر در تهران هم كه تماشا مي كرد ( علي رغم آموزش و تاكيدي كه به آنها مي شود تا در مقابل اخباري كه ميخوانند احساسات نشان ندهند ) لبخندي كنار لبش نقش بست, از شما چه پنهان خود من هم حسابي! خنديدم!!!. ( در فرهنگ ايران از جمله :دو كشور« افغانستان» و «بوركينافاسو»، همواره نمونه و مصاديق طنز!!!، فقر!!!، بي فرهنگي!!!، بدبختي!!!، پسماندگي!!! و بيماري!!! بوده و به عنوان ضرب المثل!!! استفاده مي شوند ). يك توصيه بهداشتي از حكيم باشي : براي دوري از استرس هاي زندگي ماشيني و ترشح هورمون هاي مفيد بدن، روزي چند بار رو به طرف افغانستان كنيد و به وضعيت افتضاح آميز آنجا ( در همه ابعاد ) بخنديد!!! ...شادكام باشيد ... باي باي...تا بعد.


Email:
URL:
Friday March 10, 2006 12:00 PM
15- ُ Erkinlik ( در زبان تركي به معناي « حرّيت و آزادي » مي باشد )

:: تلنگُر:: جَنگ ناديده « باتورَ »ه مِمُو ناديده جوانمرده ( يك ضرب المثل هزارگي ). هم تباران و خوانندگان محترم! آيا ميدانيد همين نام، صفت و كلمه « باتور » ( به معناي قهرمان، جسور، شجاع و بي باك ) كه در فرهنگ و گويش هزارگي به كثرت استعمال ميشود، اصالتا مربوط به « زبان تُركي »مي باشد؟. راستي دليل وجود اين همه اصطلاحات، و واژگان تركي در زبان مردم هزاره چيست؟ آيا وجود انبوهي از اين كلمات، نامها ( بويژه روستاها ، دره ها ، و لسواليها ) اصطلاحات، پسوندها، و واژگان و…خاصِ تُركي، در فرهنگ و گويش ملت هزاره، آينه و ردپايي از هويت واقعي و فراموش شده ي نياكان ما نمي باشد؟

:: چند نام تُركي مشابه ( باتور ) در ديگر گويش هاي تُركي :

باتور اؤتَه گَن: قهرمان ملي تركان قزاق ( تركي قزاقي )
قيزيل باتور : بهادر و قهرمان طلايي و گرانقدر
( در مناطق هزاره نشين افغانستان روستاهاي زيادي با نام قيزيل وجود دارند، از جمله يك روستا در ولسوالي لعل و سرجنگلِ غور )
اوكباتور : بهادر و قهرمان تير وَش
قنبر باتور : نام قهرمان داستان قنبر باتور از داستانهاي قزاقي ( تركي قزاقي )
باتير : شجاع ( تركي تركمني )
باتيرليك : شجاعت، دلاوري ( تركي تاتاري، تركمني )
باتيرغاي : جسور ( تركي تركمني )
باتور : قهرمان ، بهادر
باتورشن : بهادر و قهرمان شادمان
ائلباتور : قهرمان و بهادر ايل
ناكباتور : دلاور و بهادر تمساح مانند
داغباتور : بهادر و قهرمان كوهستان، بهادر كوه مانند
اولآن باتور : قهرمان سرخ پوش ( نام پايتخت مغولستان به نقل از يك فيلم مستند امريكايي )

منبع : به غير از مورد آخر بقيه نامها را از كتاب فرهنگِ ( قاموسِ ) نامهاي تُركي ـ جلد اول ـ نوشته : فرهاد جوادي ( از تركهاي ايراني ) و عبدالله اوغلو ( از تركيه ) برداشته ام.


Email:
URL:
Friday March 10, 2006 11:52 AM
16- Erkinlikُ ( در زبان تُركي به معناي «حرّيت و آزادي» مي باشد )

دوستان عزيز! مطلب ذيل را چند روز پيش براي يكي از وبلاگ هاي آشنا نوشته بودم و قرار بود به آن مقصد مورد نظر فرستاده شود ولي بنا به دلايلي از اين كار منضرف شدم، از آنجائيكه عمده مطالب مورد اشاره در اين نوشته، به گونه اي است كه در جامعه خود نيز، به آن معضلات مبتلابه و گرفتار هستيم و اين مورد، جزء مسائل روز ما است، بد نديدم تا اين نوشته را در اينجا بياورم تا شما يا ديگر خوانندگان محترم كه به اين مسائل توجه دارند هم اين نوشته را بتوانند مطالعه كنند .

{ در نوشته پيش رو، چند سطرِ مقدمه و هم نام و مشخصات سايت و وبلاگ مذكور را، تا جايي كه امكان داشت حذف كردم }

……چنانکه یک نگاه اجمالی به سایت و هم وبلاگ قدیمی و خوب شما بیندازیم، از جمله رنگ و بوی غلیظ مذهبی و یا بهتر بگویم شیعه گری!!! داشته و دارد و اين مسئله به وضوح نمایان و مشخص است. البته اینکه هر کسی آزاد است و عقیده و احیانا مذهبی دارد و معتقد به آن است، به نظر من اشکالی ندارد, ولی از آنجایی که هر جامعه و قومی ( مثل ما مردم هزاره، با آن تاریخ خونبار و غم انگيز که متاسفانه همیشه هم در حال تکرار است ) مشخصات و مختصاتِ سیاسی, تاریخی, فرهنگی, اجتماعی, محبطی و قومی خود را داريم آیا درست و اولويت این است که بويژه ما حوانان، فقط و فقط بچسبیم به مذهب ( و ديگر موارد انحرافي ) و همه آن فجایع و حق كشي ها و تبعيض هاي چند لايه و ضخيم و عقب نگه داشته شدگي هاي عمدي اي را كه در طول چند سده اخیر ( و تا اكنون ) حكومت ها و مديران عاملِِ آپارتايد، در افغانستان بر مردم ما آورده و تحميل كرده را تحت شعاع دين و مذهب و ان هم مذهبی مثل تشیع که بي پرده بگويم، کارخانه تولید خرافات و حماقت است قرار داده و این ( فرع ) را بر آن ( اصل ) برتری و ترجيح دهیم؟؟؟ ( در بسياري موارد ما هزاره ها متاسفانه دهان خريطه را رها كرده و ته آن را چسبيده ايم! ) و بعد هم اصلا به فراموشي بسپاريم؟!!. به نظر شما فجايعي كه از سوي حاكمان و بدنه سوپرفاشيستِ حكومتهاي افغانستان همواره بر سر مردم ما ( و فقط يك نمونه يِ كوچك از آن هزاران ) آمده، فجيع و خونين تر است يا حادثه كربلا و يا انفجارهاي سامرّا ؟؟؟ به نظر شما پرداختن به مشكلات و تمركز و هزينه كردن براي مردم مستحق ( و زتده ) خود ما ( هزاره ) كه ميليون ها نفر هستند، عاقلانه تر است يا ( هرساله ) برايِ و در رثاءِ و سوگ نواسه پيامبر ( حسين ) و ديگر امامان و اهل بيت ( كه جمعا 14 نفر بيش نيستند و هزار و سيصد و اندي سال پيش به لقاء الله پيوسته اند و قرن ها زير گنبد طلا و بارگاه آينه كاري شده و...آرميده اند!!! كدام خوب تر و منصفانه تر است ؟؟؟. این امامان شیعه، در جهان پیروان بی شمار، متمول و میلیاردر دارند که غصه شان را بخورند! ( و گنبد زرين!!! با خشت هاي طلا و مرمر برای بارگاهش بسازند و … ), ولي در مقابل مردم ما و شما چه پشتوانه اي دارند. اگر مردم ما بطور مثال، در معرض کشتار و نابودی ، محاصره اقتصادي و… قرار گیرند ( چنان که مطلع هستید در ادوار مختلف این گونه مسائل مکرر سر مردم ما آمده ) کدام یک از این حکومت ها، ولايت فقيه، مراجع معظم تقليد!!! – كه فقط همچون جارو برقي پرقدرت!!! پول و خون ما و شما را – حتي از دورترين قريه هاي هزارستان – مي مَكَند – و نيز شیعیان دنیا ( به صورت عملي ) به کمک مردم ما آمده اند و يا خواهند آمد و غصه ما را خواهند خورد؟؟؟ ( تصديق مي فرماييد كه هيچ كدام! ) آیا تبليغ و هزينه و گفتن، از این مردمِ تحتِ ستم و استثمار شده و بي نهايت فقير و قرباني سيستم آپارتايدِ حاكم بر آن كفتار آباد!!! ( افغانستان ) و رهنمود دادن به امثال آنها برای آینده و هشدار برای جلوگیری از تکرار وقایع و حق تلفي هاي خونبار و دردناك گذشته! ( هر کسی به اندازه فهم و درک و توانايي خود ) پرداخته شود، مفید تر و پسندیده تر خواهد بود یا تبلیغ، مداحي و سخن گفتن مكرر در مكرر درباره اموات مقدسي!!! كه قبلا ذكرشان رفت؟؟؟ چراغي كه به خانه رواست …..به … حرام است …. بنا بر اين تاكيد، تبليغ، هزينه و تمركز بيش از حد! در مورد مذهب و آموزه هاي ديني!، علي الخصوص دين اسلام و مذهب تشيع!!! همانند هميشه چيزي جز ضرر و زيان براي مردم ما به بار نخواهد آورد، به لطف و عنايات حكومت هاي گذشته، ما ملت فقيري هستيم و با توجه به اينكه در افغانستان بدون تعارف، بخش قابل توجهي از آن اقوام مسلط هم به نوعي معاند با ملت ما هستند، نبايد آن انرژي و امكانات اندك خود را اعم از نرم افزاري و سخت افزاري، روي مسائل پوچ و ميان تهي همانند مذهب و بدتر از آن « ترويج اين خرافات!!! » سرمايه گذاري كنيم ( اگر مردم عامي ما و شما اين اعمال را بجا مي آورند گِلِه اي نيست، ولي چرا بايد جوانان و قشر فهميده تر ما اين اعمال نابخردانه را انجام دهند؟ ) در روز بد!!! – كه همواره مثل سايه ما را دنبال مي كند -- … همانند گذشته، هيچ كس به دادِ ما و شما نخواهد رسيد، نه امامان مدفون شده و مراجع فربه!!! و نه شيعيان جهان!!! و نه زَعفَر و عَنتَرِ جنّي!!! و نه ملائكه و ديگر موجوداتِ فيزيكي و متا فيزيكي!!! … ما بايد تنها روي چيزهايي تبليغ و هزينه كنيم كه اين امكانات را بر اي ما برآورده مي كند. ….فردا تنها چيزي كه به داد ما خواهد رسيد تدبير و سرمايه گذاري امروز ماست و از جمله بهترين تدابير به نظر من آگاه كردن درستِ مردم و بويژه نسل جوان است ……


Email:
URL: