واويلا، واحسرتا و واسهرابا! های دوستان دُهل و زيربغلی برداريد که حالا دلهای تان را به سوی يادداشت هايی از کابل، افغانلارد و سهراب فليکر میبرم. دلهای تان را سهرابی کنيد. دلهای تان را به ياد سهراب شستشو دهيد، سفر سرزمين افغانلارد در پيش است. عصر روز پنج شنبه همينکه سهراب سرش را بر نيزه بیکسی تکيه داده صدا زد: هل من ناصر و ينصرنی! تمام جن و انس صدا در دادند که ما آماده هستيم با تو همکاری کنيم.
آهای دوستان! زمانی که سهراب اسپش را زين کرد و تيرش را در چله کمان انداخت و در يک ظهر داغ و سوزان تابستان وقتی از ميان تاکستانها و درختان سرو و سپيدار وارد ميدان شد، ديد که حتی ياران و برادرانش که ديروز مشت مردانگی به سينه میکوبيدند او را ترک گفتهاند. چاره را ناچار ديده دل را به کف دريا مجازی غرق کرده وارد ميدان شد. ديد که يزيديان و بازماندگان اقوام خوارج از هر سو دندان مسلح با تير و کمان و گرزهای آتشين صف کشيده و آماده نبرد هستند. همينکه خودش را در مقابل هزاران دشمن ديد، بازوهای ستبرش را تکان داد چنان رعد و برق در آسمان دل دشمن جهيد که مانند برگ درخت بيد، تن شان به لرزه درآمد. ای وای دوستان و برادران و همشيرههای کلوله سنگی که در پشت لپتاب و ديسکتاپهای تان چسپيده در سرزمين داغ يادداشت هايی از کابل و افغانلارد قدم میزنيد، بدانيد که سهراب تنها و بیکس در ميدان خدا و راستی باقی مانده است. ايوای بنازم به بزرگواریاش، همينکه مهميز نقرهای اش را زد، تو گوی زمين و زمان به لرزه درآمد و فغان تا عرش افلاک افتاد. چنان گرد و خاک از زمين بلند شد که دنيا در مقابل چشمان دشمن تيره و تار شد. وای دوستان و عزيزان! فدا بگردم همينکه سهراب در خيمه و خرگاه اهلبيتش يادداشت هايی از کابل و افغان لارد گذری کرد ديد که هيچ کسی در آن پیام نمانده جز يک مشت يادداشت و عکسهای در فليکر که با خون دل آنها را نگه داشته است.
واويلا واحسرتا! دوستان و برادران به حال تان زجه و مويه کنيد. اين دنيا دو روز است و ديگر هيچ. اگر میخواهيد در دنيای مجازی با حضرت سهراب محشور شويد، زود بجنبيد و خود تان را سهرابی کنيد. بترسيد آنروزی که در برابر پل سراط از دم تيغ تيزتر و از موی سياسر باريکتر قرار بگيريد و توبه نعوذ باالکريم خان (ج)، هيچ کسی را نداشته باشيد تا وسيله شود از پل سراط بگذريد.
همينکه سهراب در برابر دشمن باطل قرار گرفت با صدای بلند صدازد، هان ای مردم خوارج و مویزردها! شما را به بازوان ستبرم قسم من برای مال دنيا نيامدم. من آمدم که آزادگی و مردانگی را حداقل نمونه باشم. از صدای سهراب چنان رعد و برق در آسمان افتاد که همه لشکريان قريب پاه به فرار گذاشتند. سهراب برای آنکه برای آخرين بار با لشکريان کفر و لامذهب اتمام حجت کند، با صدای غرا چنين رجزخوانی نمود:
چنين گفت سهراب به لامذهبان
که بیرحم باشد با گردنکشان
فرو آورم گرز بر فرومايگان
که حقا نيالود نيکمرد دهان
زنم برکنم ناله از ديو دد
که فردا نماند نشان از حسد
منم آنکه سهراب خواند پدر
بلرزد ز قهرش کوه و کمر
چنان رعد خيزد زمين و زمان
که بگذاشت تيرش به چله کمان
عصر آن روز، گروه جنيات با پيشقبض و کارت و چاقو، دسته دسته بصورت نامرئی به خدمت سهراب رسيدند و گفتند آقا جان اگر اجازه باشد با اين مردمی که از بلاد مشرکين هر روز باعث آزار و اذيت خاطر مبارک میشوند ما مبارزه میکنيم و تمام آنان را در يک آن واحد نابود میکنم. اما فدا بگردم به بزرگواری و حوصله سهراب که درخواست جنيات را رد کرده گفت. من خودم با اين اسپمهای که امروز اکثرا از بلاد شياطين عظيم سرازير شدهاند دست به مبارزه میزنم. جنيات همينکه جوابی رد از آقا سهراب کابلی را شنيدند، با گردن خميده روی شانههای شان به سرزمين نامرئی شان رجعت کردند. همينکه خبر جواب رد را به رئيس و سردار عالم جنيات بردند، چنان گريه و ناله پرپا کردند که از گريه آنها تمام موجودات حيه به گريه درآمدند.
علی لعنتالله علیالقوم المجازین.
استا سهراب مانده نباشي
ازادي بيان وانديشه وازي بيسار مقدس دلفريب است بشرط به اغراضي بيمار و افسردي چون سهراب الوده نشود سهراب خان قدر انصاف هم چيزي خوبي است شما با اين مطالبي مسخرف تان به ناب ترين و مقدس ترين ارزش ميايون هاي انسان پاك و شيفته خاندان پيامبر اهانت كرديد من از شما مي خواهم كمي انسان باشيد بيشتر از اين بر طبل حماقت و رسواي خود نكوبيد
خداون به حق خاندان پيامبر همه گمراهان را هدايت كند اين شالله
من ميخوام بدونم آخه تو سر از كون خر در مياري كه يه مشت مزخرف تو اين وب نوشتي
يك سگي استعفا ميدهد سگي ديگري جايش را ميگيرد همه نوكران بي ارزش كرزي هستند وكرزي خود نوكر وبي قيمت امريكا.
چرا اينهمه زحمت بخود ميدهيد؟ ميخواهيد چي را به اثبات برسانيد؟
متن استعفای نجیب روشن از پست ریاست عمومی رادیو تلویزیون ملی افغانستان
جلالتمآب رییس جمهوری،
شانزده ماه پیش از این مسؤولیت ادارۀ رادیو و تلویزیون ملی کشور را به من سپردید. پذیرش این مسؤولیت، ناشی از این امید می شد که باید در فرایند دولت- ملت در کشور ما سهم گرفت و تلاش کرد تا در روند ایجاد نهادهای دولتی مشروع سهمی ادا کرد. دولت مشروع وقتی معنی و مفهوم می یابد که سنگ بنأ اش بر سامانه های مؤثر شهروندی استوار گردد و همه ساختارها و نهادهای تصمیم گیری اش مولود ارادۀ آزاد شهروندان باشد.
در همان نخستین صحبتها با جلالتمآب شما عرض کردم که من به دموکراسی، عدالت اجتماعی و به کلیه مواد مندرج در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر باور دارم. رویارویی من با افکار و پندارهای تمامیت خواه، مولود پژوهش و تجربۀ سیاسی مستقیم من در زنده گی ام می باشد، نه به دلیل فضای امروزی و نه هم به دلیل رسیدن به مقام و مرتبتی.
در هر جایی دنیا، دموکراسی بدون آزادی افکار و بیان، بدون پذیرش اصل تسامح در چارچوب یک جامعۀ باز، معنی و مـفــهـوم نخـواهــد یافت. دمـوکراسی بدانگـونه که امروز در جــهان مورد نظر است، نظام سیاسی کثرت گراست. چنین نظام سیاسی یی نه به نژاد باور دارد و نه هم شهروندانش به دلیل باورهای سیاسی و دینی شان مورد تبعیض قرار می گیرند. یکی از ستونهای استوار دموکراسی و حاکمیت مردم، دسترسی مردم به رسانه های آزاد و داشتن یک نظام رسانه ای برون از سلطۀ دولت و ایدیولوژی هاست. تنها نظامهای تمامیت خواه اند که به ارگانهای ایدیولوژیک و دستگاه های دروغ پرداز تبلیغاتی نیاز دارند. باور به اینکه جانبداران پندارهای تمامیت خواه می توانند به ایجابات دموکراسی و ایجاد یک جامعۀ با امن و ثبات پاسخ بدهند، پندار قابل قبولی نیست. اگر خلاف این می بود امروز باید در سراسر افریقا، آسیا، اروپای شرقی و... دولتهای استبدادی و ایدیولوژیک فرو نمی پاشیدند. نخستین رسالت رسانه های همه گانی در کشور ما انتقال اطلاعات و ارتقای آگاهی مردم جدا از ایدیولوژی زده گی و تبلیغ نظامهای قبیلوی است. به سخن دیگر رسانه ها باید به مردم ((انفارماسیون)) را انتقال دهند نه اینکه به ((فرماسیون)) مردم بپردازد.
هرگاه رسانه ها غیر از این کاری را انجام دهند، مانع از دسترسی مردم به حقیقت و در نتیجه موجب سرخورده گی مردم و دوری آنها از سیاست می شوند. تجربۀ سی سال گذشته در کشور ما نشان میدهد که نمیتوان با به کار برد چوب و چماق ایدیولوژیک به پشتیبانی مردم دست یافت.
اگر قرار باشد تا یک نظام توتالیتر در پوشش دموکراسی بر مردم تحمیل شود، این نظام تبارز کمدی تراژیدی بیش نخواهد داشت؛ چگونه میتوان چارچوب را کثرت گرا و غیر ایدیولوژیک مطرح کرد و درونمایه آن را تمامیت خواه؟
جناب رییس جمهوری،
این مردم شریف حق دارند که در پی سالها کشتار و ستم، خود بر سرنوشت خود تصمیم بگیرند؛ جامعۀ جهانی به این دلیل به افغانستان نیامده است، تا به احیای تفکر طالبانی - حکمتیاری بپردازد؛ تعهد در برابر مردم افغانستان و جامعۀ جهانی، تعهدی است برای ایجاد یک نظام دموکراسی بر پایۀ رعایت حقوق بشر و پایان دادن به مصوونیت جنایتکاران و غاصبان حقوق و مال مردم، چنین نظامی را نمی شود با تحکیم سلطهء دور از درونمایه دموکراسی پایه گذاری کرد. گوهر و ذات دموکراسی را برابری حقوقی فرد بدون توجه به دین، رنگ، جنسیت، زبان و مذهب می سازد.
غم انگیز است، این مردم سالها میشود که در جستجوی آب در پی سراب روان اند. طالبان- حکمتیار و همفکران آنها خصومت شان را با دولت کنونی ابراز میدارند اما در عوض به مقامات کلیدی دولت برگزیده میشوند. این مردم داغدیده چگونه سخنان مسؤولان این دولت را در راستای مبارزه با پاکستان باور کنند. مضحک است، گاهی افرادی به جرم جاسوسی به پاکستان و رشوه گیری از کار بر کنار میشوند و باز روز دیگری همین افراد به مقامات کلیدی دولت گماشته میشوند. مردم و جهانیان حق دارند تا به شعارهای میان تهی باور نکنند؛ شک جامعۀ بین المللی را دربارۀ جدیت دولت افغانستان در امر تحقق اصلاحات و مبارزه با فساد باید جدی گرفت.
جناب رییس جمهوری،
من زمانی که مسؤولیت رادیو و تلویزیون ملی افغانستان را پذیرفتم، از نیاز به اصلاحات و دموکراتیزه کردن این نهاد سخن گفتم و شما نیز پذیرفتید تا ابزار و صلاحیت های لازم را در جهت تحقق این اهداف در اختیار من قرار دهید.
تربیۀ افراد جدید، آوردن روان تازه و باور تازه به نهاد فرسودۀ رادیو و تلویزیون، زدودن عادت به بیکاری، تنبلی و بی ابتکاری کارهای کوتاه مدت و آسانی نیستند که بتوان در چند روز از سد سدید آنها گذشت. تهیۀ تجهیزات لازم و دگرگون کردن صدا و سیمای کشور ما بر پایۀ دستآوردهای علوم رسانه یی معاصر، آنهم در تقابل با کار شکنی ها و تبلیغات ناروا، به دنیایی از نیرو و توان انسانی نیاز داشتند. کاری که با مشارکت همکاران جدید و قدیم رادیو- تلویـزیـون، تازه آغـاز شده بود. با همه ستم هایی که بر همکاران من و شخص من روا داشته شد، تلاش برای به راه اندازی یک رادیو – تلویزیون مدرن ادامه یافت. این ستم های بی رحمانه با هجوم به کرامت انسانی و حریم شخصی من ادامه یافت. کار صادقانه و به دور از رشوه دهی و رشوه گیری و نیپوتیزم در این سرزمین از جملۀ ناممکنات است. ساده انگاری من و تنی چند در این است که به وقوع چنین ناممکناتی باور کرده بودیم. با این همه چیزهای اندکی در این ساحت ناممکنات انجام یافتند:
o آوردن و نصب دیکورهای مدرن که با نصب آن سیمای رادیو تلویزیون به یکباره گی تغییر نمود،
o ایجاد نماینده گی های رادیو تلویزیون ملی افغانستان در برلین و فراهم آوری زمینه های ایجاد نماینده گیها در کشورهای دیگر،
o تلاش برای پخش نشرات رادیو تلویزیون در اروپا و امریکا،
o بازسازی و دیکور تالار بزرگ، تالار سینمایی و اتاق کنفرانسهای رادیو تلویزیون ملی افغانستان،
o تعویض تحویل خانه های چوب و زغال به استدیوهای تولیدی،
o طرح و تدوین برنامه ها برای امنیت به ویژه در مناطق نا امن به کمک رادیو تلویزیون،
o تدوین برنامه یی برای انعکاس تحولات مثبت افغانستان در افکار عامه از راه تولید مشترک با رسانه های خارجی،
o ایجاد مرکز شبکۀ خبر و آموزش و تولید خبرهای خارجی،
o جذب همکاری روشنفکران منتقد دولت در امور مشاورتی و همراهی من،
o جذب افراد متبحر در عرصۀ گرافیک و دیزاین برای همکاری با همکاران مستعد قدیمی،
o احیای آرکستر رادیو تلویزیون ملی افغانستان،
o فراهم آوری مدد معاش برای عده یی از کارکنان کلیدی و تخنیکی رادیو تلویزیون به منظور جلوگیری از رفتن شان به دیگر رسانه ها،
o ایجاد زبان معیاری تلویزیون و توجه جدی به زبانهای رسمی کشور،
o ایجاد گروه کودک و نوجوانان و آموزش بیشتر از 50 کودک و نوجوان برای تولید برنامه های تلویزیونی، که پیشبرد برنامه های روز جهانی کودک و رسانه از شمار این برنامه هاست،
o جذب یاری و همکاری عده یی از فرهنگیان و جوانان نخبه و ایجاد گروه طرح و تولید برنامه های جدید و تولید برنامه های رو در رو، نوبت گفتگو، ثانیه های داغ، نگارش و نگرش، والعصر، گزارش ویژه، پخته پرانک، آه واه، قناری، نیمۀ دیگر، کلکین، مستطیل سبز، تن به تن، ویکت، دستآورد، یک هفته ورزش، 90 ثانیه ورزش، نونهالان بشارتگر ورزش و خانۀ آیینه (همۀ این برنامه ها به زبانهای دری و پشتو تولید شده اند)،
o ایجاد گروه ورزش و تولید بیشتر از هفت برنامۀ ورزشی در هر هفته،
o دریافت امتیاز و پخش قانونی و زندۀ بازیهای جام جهانی فوتبال به زبان های دری و پشتو،
o آوردن خاک ساربان به میهن،
o معرفی سحر آفرین، دوشیزۀ بی بدیل موسیقی افغانستان،
o راه اندازی هفتۀ یاری و زنده ساختن احساس اتکاء به نیروی خود،
o همکاری در تدوین برنامۀ کوچه به همت فرهاد دریا (کنسرت دوم کوچه قبلاً تولید شده و به زودی به نشر میرسد)،
o راه اندازی کنسرت تلویزیونی خانم نغمه،
o برگزاری کنسرت وجیهه و فرید رستگار در خرابه های کاخ دارالامان، نماد استقلال افغانستان،
o و سر انجام برنامۀ کودک و رسانه و پس از آن راه اندازی جشن با شکوه و اهدای جایزه برای کودکان.
در این برنامه کودکی جایزۀ خود را به جناب شما اهداء کرد و این سخنان را گفت:
" آقای رییس جمهور، من جایزۀ خود را به شما تقدیم میکنم، چون شما در چند روزی پس از برنامۀ کودک و رسانه از ما قدردانی کردید. شما به این دستان نازک و کوچک ما اعتماد کردید.
جناب رییس جمهور،
من دستانم را در این خاک میکارم تا کشورم سبز شود..."
جلالتمآب رییس جمهوری،
من به نظام دوگانه در فضای رسانه یی افغانستان باور دارم؛ به رسانه های دارای صبغۀ خدمات عامه و رسانه های خصوصی. من معتقدم که در هر شرایطی رادیو تلویزیون ملی نباید دستگاه تبلیغات دولت باشد، زیرا چنین دستگاهها با بی اعتباری کامل تنها ابزاری هستند در دست نظامهای استبدادی. رسانه های شوروی سابق یکی از نمونه های بارز این گونه رسانه هاست که نه اعتباری در بین مردم داشت و نه مردم به آن اعتماد داشتند. بدون تردید رسانه های خدمات عامه و رسانه های خصوصی باید دستاورد های دولت را بازتاب دهند، از نیرو های دفاع ملی افغانستان برای حفظ تمامیت ارضی و امنیت کشور پشتیبانی نمایند و این روحیه را به گونه مشروع به اطلاع مردم برسانند. در وضعیت ویژه افغانستان ، این رسانه ها وظیفه دارند تا از استحکام نظام و گسترش آن در پرتو قانون پشتیبانی و حمایت نمایند.
از سوی دیگر نظام رسانه یی دوگانه به روزنامه که در مقیاس جهانی به بحران رو به روست، امکان میدهد تا با راه یافتن به رسانه های دیداری و شنیداری به کاهش بحران مالی خویش برای تداوم انتشارات چاپی بپردازند. هرچند این نکته هنوز در کشور ما محسوس نیست، اما نباید تنها برای امروز فکر کرد.
سوگمندانه که نخستین هجوم بر کرامت شخصی من با تهمت سؤ استفادۀ مالی آغاز شد. در هر کشوری که در آن ذره یی از احترام به کرامت انسانی موجود باشد، عاملان حمله به کرامت انسانی و حریم شخصیت انسانها، مجازات می شوند.
من بر این امر به خوبی آگاهی دارم که تخریب شخصیت من طلایه یی از هجوم سیاهی است که مردم افغانستان باید چشم به راه آن باشند. این واقعیت تلخ را نباید از دیده دور داشت، که تمامیت خواه، همواره در پی تسلط بر تمامیت است و نه تکه پاره هایی از آن.
اشباح طالبان- حکمتیار بر فراز سر ما در گــردش اند. بیچــاره مردم که به دلیل ناتوانی نخبه گان سیاسی اش بار دیگر به برده گی کشیده میشود.
جناب رییس جمهوری،
در جریان تصدی ریاست رادیو و تلویزیون با صداقت و پاکیزه گی، با باور استوار به اصول دموکراسی و حاکمیت مردم، تلاش کردم تا به هموطنانم خدمت کنم. اجازه میخواهم تا در اینجا از جناب شما به دلیل اعتمادی که به من فرمودید و هم به دلیل پشتیبانی بی دریغی که تا چندی پیش ادامه داشت، صمیانه سپاسگزاری کنم. من میدانم که برای جلالتمآب شما بسیار دشوار بود تا در برابر حملات گوناگون از من دفاع کنید، اما شما با صمیمیت وبزرگواری از من حمایت نمودید.
من به دموکراسی ارزشی به عنوان مشروع ترین نظام سیاسی باور دارم ، این نظام تجلیی از حاکمیت مردم است. من به مردم مظلوم افغانستان به عنوان یک دموکرات میهن پرست باور دارم. مردم ما شهامت های پر افتخاری از خود برای حفظ این مرز و بوم نشان داده اند. این مردم حق دارند تا در آرامی و امنیت و رفاه زندگی نمایند. پروسه ایکه از بن آغاز گردید، آغازی بود بر پایان جنگ و تجاوز به منافع مردم. من این پروسه را به خاطر مردم رنجدیده افغانستان مهم ترین فرصت میدانم. درست در پرتو منافع مردم است که من باور عمیق دارم که باید دولت در افغانستان جا بیفتد و نهاد های دولتی از استحکام مشروع برخوردار شوند.
من به جناب شما در پرتو باور های خویش اعتماد داشته و در تمام مذاکرات در چارچوب وظایف خود از شما به عنوان نماد مشروعیت که از آراء مردم سرچشمه گرفته است ، سخن گفته ام. من هرگونه الترناتیف سازی را در برابر شما در تضاد با ثبات افغانستان دانسته و از همه مجامعی که من با آنها مذاکره داشته ام ، خواسته ام تا بدور از بدیل تراشی ها، به شما کمک کنند تا دشواری ها برطرف شوند و موقعیت قانونی شما استحکام بیابد و فاصله میان دولت و مردم کاهش بیابد . حمایت و پشتیبانی من از جناب شما همچنان ادامه خواهد داشت و آن به دلیل منافع مردم برای ثبات و امنیت میباشد. انتقادات من به دولت، ناشی از خرد انتقادی است که تفکر مرا میسازد. این انتقادات به مفهوم تخریب و تضعیف یک دولت قانونمند نمیباشد.
جلالتمآب رییس جمهوری،
با چرخشی که در فضای سیاسی کشور ما و در سیاست رسانه یی رونما گردیده است، سوگمندانه که برای من امکان ادامۀ کار نمانده است. بدینوسیله کناره گیری خود را از مقام ریاست عمومی رادیو و تلویزیون ملی افغانستان به خدمت شما تقدیم میدارم و یقین کامل دارم که تاریخ و افکار عامه بر آنچه که می گوییم و آنچه که انجام می دهیم بی محابا به داوری خواهند نشست.
حیف از این همه فرصتها که در باتلاق سیاستهای کوتاه مدت و فاقد دورنما نابود میشوند.
برای شما به مثابه نخستین رییس جمهور منتخب و مشروع این کشور آرزوی مؤفقیت دارم.
با عرض احترام
نجیب روشن
کابل، افغانستان
چهارم دلو 1385
24 جنوری 2007
متن استعفای نجیب روشن از پست ریاست عمومی رادیو تلویزیون ملی افغانستان
جلالتمآب رییس جمهوری،
شانزده ماه پیش از این مسؤولیت ادارۀ رادیو و تلویزیون ملی کشور را به من سپردید. پذیرش این مسؤولیت، ناشی از این امید می شد که باید در فرایند دولت- ملت در کشور ما سهم گرفت و تلاش کرد تا در روند ایجاد نهادهای دولتی مشروع سهمی ادا کرد. دولت مشروع وقتی معنی و مفهوم می یابد که سنگ بنأ اش بر سامانه های مؤثر شهروندی استوار گردد و همه ساختارها و نهادهای تصمیم گیری اش مولود ارادۀ آزاد شهروندان باشد.
در همان نخستین صحبتها با جلالتمآب شما عرض کردم که من به دموکراسی، عدالت اجتماعی و به کلیه مواد مندرج در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر باور دارم. رویارویی من با افکار و پندارهای تمامیت خواه، مولود پژوهش و تجربۀ سیاسی مستقیم من در زنده گی ام می باشد، نه به دلیل فضای امروزی و نه هم به دلیل رسیدن به مقام و مرتبتی.
در هر جایی دنیا، دموکراسی بدون آزادی افکار و بیان، بدون پذیرش اصل تسامح در چارچوب یک جامعۀ باز، معنی و مـفــهـوم نخـواهــد یافت. دمـوکراسی بدانگـونه که امروز در جــهان مورد نظر است، نظام سیاسی کثرت گراست. چنین نظام سیاسی یی نه به نژاد باور دارد و نه هم شهروندانش به دلیل باورهای سیاسی و دینی شان مورد تبعیض قرار می گیرند. یکی از ستونهای استوار دموکراسی و حاکمیت مردم، دسترسی مردم به رسانه های آزاد و داشتن یک نظام رسانه ای برون از سلطۀ دولت و ایدیولوژی هاست. تنها نظامهای تمامیت خواه اند که به ارگانهای ایدیولوژیک و دستگاه های دروغ پرداز تبلیغاتی نیاز دارند. باور به اینکه جانبداران پندارهای تمامیت خواه می توانند به ایجابات دموکراسی و ایجاد یک جامعۀ با امن و ثبات پاسخ بدهند، پندار قابل قبولی نیست. اگر خلاف این می بود امروز باید در سراسر افریقا، آسیا، اروپای شرقی و... دولتهای استبدادی و ایدیولوژیک فرو نمی پاشیدند. نخستین رسالت رسانه های همه گانی در کشور ما انتقال اطلاعات و ارتقای آگاهی مردم جدا از ایدیولوژی زده گی و تبلیغ نظامهای قبیلوی است. به سخن دیگر رسانه ها باید به مردم ((انفارماسیون)) را انتقال دهند نه اینکه به ((فرماسیون)) مردم بپردازد.
هرگاه رسانه ها غیر از این کاری را انجام دهند، مانع از دسترسی مردم به حقیقت و در نتیجه موجب سرخورده گی مردم و دوری آنها از سیاست می شوند. تجربۀ سی سال گذشته در کشور ما نشان میدهد که نمیتوان با به کار برد چوب و چماق ایدیولوژیک به پشتیبانی مردم دست یافت.
اگر قرار باشد تا یک نظام توتالیتر در پوشش دموکراسی بر مردم تحمیل شود، این نظام تبارز کمدی تراژیدی بیش نخواهد داشت؛ چگونه میتوان چارچوب را کثرت گرا و غیر ایدیولوژیک مطرح کرد و درونمایه آن را تمامیت خواه؟
جناب رییس جمهوری،
این مردم شریف حق دارند که در پی سالها کشتار و ستم، خود بر سرنوشت خود تصمیم بگیرند؛ جامعۀ جهانی به این دلیل به افغانستان نیامده است، تا به احیای تفکر طالبانی - حکمتیاری بپردازد؛ تعهد در برابر مردم افغانستان و جامعۀ جهانی، تعهدی است برای ایجاد یک نظام دموکراسی بر پایۀ رعایت حقوق بشر و پایان دادن به مصوونیت جنایتکاران و غاصبان حقوق و مال مردم، چنین نظامی را نمی شود با تحکیم سلطهء دور از درونمایه دموکراسی پایه گذاری کرد. گوهر و ذات دموکراسی را برابری حقوقی فرد بدون توجه به دین، رنگ، جنسیت، زبان و مذهب می سازد.
غم انگیز است، این مردم سالها میشود که در جستجوی آب در پی سراب روان اند. طالبان- حکمتیار و همفکران آنها خصومت شان را با دولت کنونی ابراز میدارند اما در عوض به مقامات کلیدی دولت برگزیده میشوند. این مردم داغدیده چگونه سخنان مسؤولان این دولت را در راستای مبارزه با پاکستان باور کنند. مضحک است، گاهی افرادی به جرم جاسوسی به پاکستان و رشوه گیری از کار بر کنار میشوند و باز روز دیگری همین افراد به مقامات کلیدی دولت گماشته میشوند. مردم و جهانیان حق دارند تا به شعارهای میان تهی باور نکنند؛ شک جامعۀ بین المللی را دربارۀ جدیت دولت افغانستان در امر تحقق اصلاحات و مبارزه با فساد باید جدی گرفت.
جناب رییس جمهوری،
من زمانی که مسؤولیت رادیو و تلویزیون ملی افغانستان را پذیرفتم، از نیاز به اصلاحات و دموکراتیزه کردن این نهاد سخن گفتم و شما نیز پذیرفتید تا ابزار و صلاحیت های لازم را در جهت تحقق این اهداف در اختیار من قرار دهید.
تربیۀ افراد جدید، آوردن روان تازه و باور تازه به نهاد فرسودۀ رادیو و تلویزیون، زدودن عادت به بیکاری، تنبلی و بی ابتکاری کارهای کوتاه مدت و آسانی نیستند که بتوان در چند روز از سد سدید آنها گذشت. تهیۀ تجهیزات لازم و دگرگون کردن صدا و سیمای کشور ما بر پایۀ دستآوردهای علوم رسانه یی معاصر، آنهم در تقابل با کار شکنی ها و تبلیغات ناروا، به دنیایی از نیرو و توان انسانی نیاز داشتند. کاری که با مشارکت همکاران جدید و قدیم رادیو- تلویـزیـون، تازه آغـاز شده بود. با همه ستم هایی که بر همکاران من و شخص من روا داشته شد، تلاش برای به راه اندازی یک رادیو – تلویزیون مدرن ادامه یافت. این ستم های بی رحمانه با هجوم به کرامت انسانی و حریم شخصی من ادامه یافت. کار صادقانه و به دور از رشوه دهی و رشوه گیری و نیپوتیزم در این سرزمین از جملۀ ناممکنات است. ساده انگاری من و تنی چند در این است که به وقوع چنین ناممکناتی باور کرده بودیم. با این همه چیزهای اندکی در این ساحت ناممکنات انجام یافتند:
o آوردن و نصب دیکورهای مدرن که با نصب آن سیمای رادیو تلویزیون به یکباره گی تغییر نمود،
o ایجاد نماینده گی های رادیو تلویزیون ملی افغانستان در برلین و فراهم آوری زمینه های ایجاد نماینده گیها در کشورهای دیگر،
o تلاش برای پخش نشرات رادیو تلویزیون در اروپا و امریکا،
o بازسازی و دیکور تالار بزرگ، تالار سینمایی و اتاق کنفرانسهای رادیو تلویزیون ملی افغانستان،
o تعویض تحویل خانه های چوب و زغال به استدیوهای تولیدی،
o طرح و تدوین برنامه ها برای امنیت به ویژه در مناطق نا امن به کمک رادیو تلویزیون،
o تدوین برنامه یی برای انعکاس تحولات مثبت افغانستان در افکار عامه از راه تولید مشترک با رسانه های خارجی،
o ایجاد مرکز شبکۀ خبر و آموزش و تولید خبرهای خارجی،
o جذب همکاری روشنفکران منتقد دولت در امور مشاورتی و همراهی من،
o جذب افراد متبحر در عرصۀ گرافیک و دیزاین برای همکاری با همکاران مستعد قدیمی،
o احیای آرکستر رادیو تلویزیون ملی افغانستان،
o فراهم آوری مدد معاش برای عده یی از کارکنان کلیدی و تخنیکی رادیو تلویزیون به منظور جلوگیری از رفتن شان به دیگر رسانه ها،
o ایجاد زبان معیاری تلویزیون و توجه جدی به زبانهای رسمی کشور،
o ایجاد گروه کودک و نوجوانان و آموزش بیشتر از 50 کودک و نوجوان برای تولید برنامه های تلویزیونی، که پیشبرد برنامه های روز جهانی کودک و رسانه از شمار این برنامه هاست،
o جذب یاری و همکاری عده یی از فرهنگیان و جوانان نخبه و ایجاد گروه طرح و تولید برنامه های جدید و تولید برنامه های رو در رو، نوبت گفتگو، ثانیه های داغ، نگارش و نگرش، والعصر، گزارش ویژه، پخته پرانک، آه واه، قناری، نیمۀ دیگر، کلکین، مستطیل سبز، تن به تن، ویکت، دستآورد، یک هفته ورزش، 90 ثانیه ورزش، نونهالان بشارتگر ورزش و خانۀ آیینه (همۀ این برنامه ها به زبانهای دری و پشتو تولید شده اند)،
o ایجاد گروه ورزش و تولید بیشتر از هفت برنامۀ ورزشی در هر هفته،
o دریافت امتیاز و پخش قانونی و زندۀ بازیهای جام جهانی فوتبال به زبان های دری و پشتو،
o آوردن خاک ساربان به میهن،
o معرفی سحر آفرین، دوشیزۀ بی بدیل موسیقی افغانستان،
o راه اندازی هفتۀ یاری و زنده ساختن احساس اتکاء به نیروی خود،
o همکاری در تدوین برنامۀ کوچه به همت فرهاد دریا (کنسرت دوم کوچه قبلاً تولید شده و به زودی به نشر میرسد)،
o راه اندازی کنسرت تلویزیونی خانم نغمه،
o برگزاری کنسرت وجیهه و فرید رستگار در خرابه های کاخ دارالامان، نماد استقلال افغانستان،
o و سر انجام برنامۀ کودک و رسانه و پس از آن راه اندازی جشن با شکوه و اهدای جایزه برای کودکان.
در این برنامه کودکی جایزۀ خود را به جناب شما اهداء کرد و این سخنان را گفت:
" آقای رییس جمهور، من جایزۀ خود را به شما تقدیم میکنم، چون شما در چند روزی پس از برنامۀ کودک و رسانه از ما قدردانی کردید. شما به این دستان نازک و کوچک ما اعتماد کردید.
جناب رییس جمهور،
من دستانم را در این خاک میکارم تا کشورم سبز شود..."
جلالتمآب رییس جمهوری،
من به نظام دوگانه در فضای رسانه یی افغانستان باور دارم؛ به رسانه های دارای صبغۀ خدمات عامه و رسانه های خصوصی. من معتقدم که در هر شرایطی رادیو تلویزیون ملی نباید دستگاه تبلیغات دولت باشد، زیرا چنین دستگاهها با بی اعتباری کامل تنها ابزاری هستند در دست نظامهای استبدادی. رسانه های شوروی سابق یکی از نمونه های بارز این گونه رسانه هاست که نه اعتباری در بین مردم داشت و نه مردم به آن اعتماد داشتند. بدون تردید رسانه های خدمات عامه و رسانه های خصوصی باید دستاورد های دولت را بازتاب دهند، از نیرو های دفاع ملی افغانستان برای حفظ تمامیت ارضی و امنیت کشور پشتیبانی نمایند و این روحیه را به گونه مشروع به اطلاع مردم برسانند. در وضعیت ویژه افغانستان ، این رسانه ها وظیفه دارند تا از استحکام نظام و گسترش آن در پرتو قانون پشتیبانی و حمایت نمایند.
از سوی دیگر نظام رسانه یی دوگانه به روزنامه که در مقیاس جهانی به بحران رو به روست، امکان میدهد تا با راه یافتن به رسانه های دیداری و شنیداری به کاهش بحران مالی خویش برای تداوم انتشارات چاپی بپردازند. هرچند این نکته هنوز در کشور ما محسوس نیست، اما نباید تنها برای امروز فکر کرد.
سوگمندانه که نخستین هجوم بر کرامت شخصی من با تهمت سؤ استفادۀ مالی آغاز شد. در هر کشوری که در آن ذره یی از احترام به کرامت انسانی موجود باشد، عاملان حمله به کرامت انسانی و حریم شخصیت انسانها، مجازات می شوند.
من بر این امر به خوبی آگاهی دارم که تخریب شخصیت من طلایه یی از هجوم سیاهی است که مردم افغانستان باید چشم به راه آن باشند. این واقعیت تلخ را نباید از دیده دور داشت، که تمامیت خواه، همواره در پی تسلط بر تمامیت است و نه تکه پاره هایی از آن.
اشباح طالبان- حکمتیار بر فراز سر ما در گــردش اند. بیچــاره مردم که به دلیل ناتوانی نخبه گان سیاسی اش بار دیگر به برده گی کشیده میشود.
جناب رییس جمهوری،
در جریان تصدی ریاست رادیو و تلویزیون با صداقت و پاکیزه گی، با باور استوار به اصول دموکراسی و حاکمیت مردم، تلاش کردم تا به هموطنانم خدمت کنم. اجازه میخواهم تا در اینجا از جناب شما به دلیل اعتمادی که به من فرمودید و هم به دلیل پشتیبانی بی دریغی که تا چندی پیش ادامه داشت، صمیانه سپاسگزاری کنم. من میدانم که برای جلالتمآب شما بسیار دشوار بود تا در برابر حملات گوناگون از من دفاع کنید، اما شما با صمیمیت وبزرگواری از من حمایت نمودید.
من به دموکراسی ارزشی به عنوان مشروع ترین نظام سیاسی باور دارم ، این نظام تجلیی از حاکمیت مردم است. من به مردم مظلوم افغانستان به عنوان یک دموکرات میهن پرست باور دارم. مردم ما شهامت های پر افتخاری از خود برای حفظ این مرز و بوم نشان داده اند. این مردم حق دارند تا در آرامی و امنیت و رفاه زندگی نمایند. پروسه ایکه از بن آغاز گردید، آغازی بود بر پایان جنگ و تجاوز به منافع مردم. من این پروسه را به خاطر مردم رنجدیده افغانستان مهم ترین فرصت میدانم. درست در پرتو منافع مردم است که من باور عمیق دارم که باید دولت در افغانستان جا بیفتد و نهاد های دولتی از استحکام مشروع برخوردار شوند.
من به جناب شما در پرتو باور های خویش اعتماد داشته و در تمام مذاکرات در چارچوب وظایف خود از شما به عنوان نماد مشروعیت که از آراء مردم سرچشمه گرفته است ، سخن گفته ام. من هرگونه الترناتیف سازی را در برابر شما در تضاد با ثبات افغانستان دانسته و از همه مجامعی که من با آنها مذاکره داشته ام ، خواسته ام تا بدور از بدیل تراشی ها، به شما کمک کنند تا دشواری ها برطرف شوند و موقعیت قانونی شما استحکام بیابد و فاصله میان دولت و مردم کاهش بیابد . حمایت و پشتیبانی من از جناب شما همچنان ادامه خواهد داشت و آن به دلیل منافع مردم برای ثبات و امنیت میباشد. انتقادات من به دولت، ناشی از خرد انتقادی است که تفکر مرا میسازد. این انتقادات به مفهوم تخریب و تضعیف یک دولت قانونمند نمیباشد.
جلالتمآب رییس جمهوری،
با چرخشی که در فضای سیاسی کشور ما و در سیاست رسانه یی رونما گردیده است، سوگمندانه که برای من امکان ادامۀ کار نمانده است. بدینوسیله کناره گیری خود را از مقام ریاست عمومی رادیو و تلویزیون ملی افغانستان به خدمت شما تقدیم میدارم و یقین کامل دارم که تاریخ و افکار عامه بر آنچه که می گوییم و آنچه که انجام می دهیم بی محابا به داوری خواهند نشست.
حیف از این همه فرصتها که در باتلاق سیاستهای کوتاه مدت و فاقد دورنما نابود میشوند.
برای شما به مثابه نخستین رییس جمهور منتخب و مشروع این کشور آرزوی مؤفقیت دارم.
با عرض احترام
نجیب روشن
کابل، افغانستان
چهارم دلو 1385
24 جنوری 2007
متن استعفای نجیب روشن از پست ریاست عمومی رادیو تلویزیون ملی افغانستان
جلالتمآب رییس جمهوری،
شانزده ماه پیش از این مسؤولیت ادارۀ رادیو و تلویزیون ملی کشور را به من سپردید. پذیرش این مسؤولیت، ناشی از این امید می شد که باید در فرایند دولت- ملت در کشور ما سهم گرفت و تلاش کرد تا در روند ایجاد نهادهای دولتی مشروع سهمی ادا کرد. دولت مشروع وقتی معنی و مفهوم می یابد که سنگ بنأ اش بر سامانه های مؤثر شهروندی استوار گردد و همه ساختارها و نهادهای تصمیم گیری اش مولود ارادۀ آزاد شهروندان باشد.
در همان نخستین صحبتها با جلالتمآب شما عرض کردم که من به دموکراسی، عدالت اجتماعی و به کلیه مواد مندرج در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر باور دارم. رویارویی من با افکار و پندارهای تمامیت خواه، مولود پژوهش و تجربۀ سیاسی مستقیم من در زنده گی ام می باشد، نه به دلیل فضای امروزی و نه هم به دلیل رسیدن به مقام و مرتبتی.
در هر جایی دنیا، دموکراسی بدون آزادی افکار و بیان، بدون پذیرش اصل تسامح در چارچوب یک جامعۀ باز، معنی و مـفــهـوم نخـواهــد یافت. دمـوکراسی بدانگـونه که امروز در جــهان مورد نظر است، نظام سیاسی کثرت گراست. چنین نظام سیاسی یی نه به نژاد باور دارد و نه هم شهروندانش به دلیل باورهای سیاسی و دینی شان مورد تبعیض قرار می گیرند. یکی از ستونهای استوار دموکراسی و حاکمیت مردم، دسترسی مردم به رسانه های آزاد و داشتن یک نظام رسانه ای برون از سلطۀ دولت و ایدیولوژی هاست. تنها نظامهای تمامیت خواه اند که به ارگانهای ایدیولوژیک و دستگاه های دروغ پرداز تبلیغاتی نیاز دارند. باور به اینکه جانبداران پندارهای تمامیت خواه می توانند به ایجابات دموکراسی و ایجاد یک جامعۀ با امن و ثبات پاسخ بدهند، پندار قابل قبولی نیست. اگر خلاف این می بود امروز باید در سراسر افریقا، آسیا، اروپای شرقی و... دولتهای استبدادی و ایدیولوژیک فرو نمی پاشیدند. نخستین رسالت رسانه های همه گانی در کشور ما انتقال اطلاعات و ارتقای آگاهی مردم جدا از ایدیولوژی زده گی و تبلیغ نظامهای قبیلوی است. به سخن دیگر رسانه ها باید به مردم ((انفارماسیون)) را انتقال دهند نه اینکه به ((فرماسیون)) مردم بپردازد.
هرگاه رسانه ها غیر از این کاری را انجام دهند، مانع از دسترسی مردم به حقیقت و در نتیجه موجب سرخورده گی مردم و دوری آنها از سیاست می شوند. تجربۀ سی سال گذشته در کشور ما نشان میدهد که نمیتوان با به کار برد چوب و چماق ایدیولوژیک به پشتیبانی مردم دست یافت.
اگر قرار باشد تا یک نظام توتالیتر در پوشش دموکراسی بر مردم تحمیل شود، این نظام تبارز کمدی تراژیدی بیش نخواهد داشت؛ چگونه میتوان چارچوب را کثرت گرا و غیر ایدیولوژیک مطرح کرد و درونمایه آن را تمامیت خواه؟
جناب رییس جمهوری،
این مردم شریف حق دارند که در پی سالها کشتار و ستم، خود بر سرنوشت خود تصمیم بگیرند؛ جامعۀ جهانی به این دلیل به افغانستان نیامده است، تا به احیای تفکر طالبانی - حکمتیاری بپردازد؛ تعهد در برابر مردم افغانستان و جامعۀ جهانی، تعهدی است برای ایجاد یک نظام دموکراسی بر پایۀ رعایت حقوق بشر و پایان دادن به مصوونیت جنایتکاران و غاصبان حقوق و مال مردم، چنین نظامی را نمی شود با تحکیم سلطهء دور از درونمایه دموکراسی پایه گذاری کرد. گوهر و ذات دموکراسی را برابری حقوقی فرد بدون توجه به دین، رنگ، جنسیت، زبان و مذهب می سازد.
غم انگیز است، این مردم سالها میشود که در جستجوی آب در پی سراب روان اند. طالبان- حکمتیار و همفکران آنها خصومت شان را با دولت کنونی ابراز میدارند اما در عوض به مقامات کلیدی دولت برگزیده میشوند. این مردم داغدیده چگونه سخنان مسؤولان این دولت را در راستای مبارزه با پاکستان باور کنند. مضحک است، گاهی افرادی به جرم جاسوسی به پاکستان و رشوه گیری از کار بر کنار میشوند و باز روز دیگری همین افراد به مقامات کلیدی دولت گماشته میشوند. مردم و جهانیان حق دارند تا به شعارهای میان تهی باور نکنند؛ شک جامعۀ بین المللی را دربارۀ جدیت دولت افغانستان در امر تحقق اصلاحات و مبارزه با فساد باید جدی گرفت.
جناب رییس جمهوری،
من زمانی که مسؤولیت رادیو و تلویزیون ملی افغانستان را پذیرفتم، از نیاز به اصلاحات و دموکراتیزه کردن این نهاد سخن گفتم و شما نیز پذیرفتید تا ابزار و صلاحیت های لازم را در جهت تحقق این اهداف در اختیار من قرار دهید.
تربیۀ افراد جدید، آوردن روان تازه و باور تازه به نهاد فرسودۀ رادیو و تلویزیون، زدودن عادت به بیکاری، تنبلی و بی ابتکاری کارهای کوتاه مدت و آسانی نیستند که بتوان در چند روز از سد سدید آنها گذشت. تهیۀ تجهیزات لازم و دگرگون کردن صدا و سیمای کشور ما بر پایۀ دستآوردهای علوم رسانه یی معاصر، آنهم در تقابل با کار شکنی ها و تبلیغات ناروا، به دنیایی از نیرو و توان انسانی نیاز داشتند. کاری که با مشارکت همکاران جدید و قدیم رادیو- تلویـزیـون، تازه آغـاز شده بود. با همه ستم هایی که بر همکاران من و شخص من روا داشته شد، تلاش برای به راه اندازی یک رادیو – تلویزیون مدرن ادامه یافت. این ستم های بی رحمانه با هجوم به کرامت انسانی و حریم شخصی من ادامه یافت. کار صادقانه و به دور از رشوه دهی و رشوه گیری و نیپوتیزم در این سرزمین از جملۀ ناممکنات است. ساده انگاری من و تنی چند در این است که به وقوع چنین ناممکناتی باور کرده بودیم. با این همه چیزهای اندکی در این ساحت ناممکنات انجام یافتند:
o آوردن و نصب دیکورهای مدرن که با نصب آن سیمای رادیو تلویزیون به یکباره گی تغییر نمود،
o ایجاد نماینده گی های رادیو تلویزیون ملی افغانستان در برلین و فراهم آوری زمینه های ایجاد نماینده گیها در کشورهای دیگر،
o تلاش برای پخش نشرات رادیو تلویزیون در اروپا و امریکا،
o بازسازی و دیکور تالار بزرگ، تالار سینمایی و اتاق کنفرانسهای رادیو تلویزیون ملی افغانستان،
o تعویض تحویل خانه های چوب و زغال به استدیوهای تولیدی،
o طرح و تدوین برنامه ها برای امنیت به ویژه در مناطق نا امن به کمک رادیو تلویزیون،
o تدوین برنامه یی برای انعکاس تحولات مثبت افغانستان در افکار عامه از راه تولید مشترک با رسانه های خارجی،
o ایجاد مرکز شبکۀ خبر و آموزش و تولید خبرهای خارجی،
o جذب همکاری روشنفکران منتقد دولت در امور مشاورتی و همراهی من،
o جذب افراد متبحر در عرصۀ گرافیک و دیزاین برای همکاری با همکاران مستعد قدیمی،
o احیای آرکستر رادیو تلویزیون ملی افغانستان،
o فراهم آوری مدد معاش برای عده یی از کارکنان کلیدی و تخنیکی رادیو تلویزیون به منظور جلوگیری از رفتن شان به دیگر رسانه ها،
o ایجاد زبان معیاری تلویزیون و توجه جدی به زبانهای رسمی کشور،
o ایجاد گروه کودک و نوجوانان و آموزش بیشتر از 50 کودک و نوجوان برای تولید برنامه های تلویزیونی، که پیشبرد برنامه های روز جهانی کودک و رسانه از شمار این برنامه هاست،
o جذب یاری و همکاری عده یی از فرهنگیان و جوانان نخبه و ایجاد گروه طرح و تولید برنامه های جدید و تولید برنامه های رو در رو، نوبت گفتگو، ثانیه های داغ، نگارش و نگرش، والعصر، گزارش ویژه، پخته پرانک، آه واه، قناری، نیمۀ دیگر، کلکین، مستطیل سبز، تن به تن، ویکت، دستآورد، یک هفته ورزش، 90 ثانیه ورزش، نونهالان بشارتگر ورزش و خانۀ آیینه (همۀ این برنامه ها به زبانهای دری و پشتو تولید شده اند)،
o ایجاد گروه ورزش و تولید بیشتر از هفت برنامۀ ورزشی در هر هفته،
o دریافت امتیاز و پخش قانونی و زندۀ بازیهای جام جهانی فوتبال به زبان های دری و پشتو،
o آوردن خاک ساربان به میهن،
o معرفی سحر آفرین، دوشیزۀ بی بدیل موسیقی افغانستان،
o راه اندازی هفتۀ یاری و زنده ساختن احساس اتکاء به نیروی خود،
o همکاری در تدوین برنامۀ کوچه به همت فرهاد دریا (کنسرت دوم کوچه قبلاً تولید شده و به زودی به نشر میرسد)،
o راه اندازی کنسرت تلویزیونی خانم نغمه،
o برگزاری کنسرت وجیهه و فرید رستگار در خرابه های کاخ دارالامان، نماد استقلال افغانستان،
o و سر انجام برنامۀ کودک و رسانه و پس از آن راه اندازی جشن با شکوه و اهدای جایزه برای کودکان.
در این برنامه کودکی جایزۀ خود را به جناب شما اهداء کرد و این سخنان را گفت:
" آقای رییس جمهور، من جایزۀ خود را به شما تقدیم میکنم، چون شما در چند روزی پس از برنامۀ کودک و رسانه از ما قدردانی کردید. شما به این دستان نازک و کوچک ما اعتماد کردید.
جناب رییس جمهور،
من دستانم را در این خاک میکارم تا کشورم سبز شود..."
جلالتمآب رییس جمهوری،
من به نظام دوگانه در فضای رسانه یی افغانستان باور دارم؛ به رسانه های دارای صبغۀ خدمات عامه و رسانه های خصوصی. من معتقدم که در هر شرایطی رادیو تلویزیون ملی نباید دستگاه تبلیغات دولت باشد، زیرا چنین دستگاهها با بی اعتباری کامل تنها ابزاری هستند در دست نظامهای استبدادی. رسانه های شوروی سابق یکی از نمونه های بارز این گونه رسانه هاست که نه اعتباری در بین مردم داشت و نه مردم به آن اعتماد داشتند. بدون تردید رسانه های خدمات عامه و رسانه های خصوصی باید دستاورد های دولت را بازتاب دهند، از نیرو های دفاع ملی افغانستان برای حفظ تمامیت ارضی و امنیت کشور پشتیبانی نمایند و این روحیه را به گونه مشروع به اطلاع مردم برسانند. در وضعیت ویژه افغانستان ، این رسانه ها وظیفه دارند تا از استحکام نظام و گسترش آن در پرتو قانون پشتیبانی و حمایت نمایند.
از سوی دیگر نظام رسانه یی دوگانه به روزنامه که در مقیاس جهانی به بحران رو به روست، امکان میدهد تا با راه یافتن به رسانه های دیداری و شنیداری به کاهش بحران مالی خویش برای تداوم انتشارات چاپی بپردازند. هرچند این نکته هنوز در کشور ما محسوس نیست، اما نباید تنها برای امروز فکر کرد.
سوگمندانه که نخستین هجوم بر کرامت شخصی من با تهمت سؤ استفادۀ مالی آغاز شد. در هر کشوری که در آن ذره یی از احترام به کرامت انسانی موجود باشد، عاملان حمله به کرامت انسانی و حریم شخصیت انسانها، مجازات می شوند.
من بر این امر به خوبی آگاهی دارم که تخریب شخصیت من طلایه یی از هجوم سیاهی است که مردم افغانستان باید چشم به راه آن باشند. این واقعیت تلخ را نباید از دیده دور داشت، که تمامیت خواه، همواره در پی تسلط بر تمامیت است و نه تکه پاره هایی از آن.
اشباح طالبان- حکمتیار بر فراز سر ما در گــردش اند. بیچــاره مردم که به دلیل ناتوانی نخبه گان سیاسی اش بار دیگر به برده گی کشیده میشود.
جناب رییس جمهوری،
در جریان تصدی ریاست رادیو و تلویزیون با صداقت و پاکیزه گی، با باور استوار به اصول دموکراسی و حاکمیت مردم، تلاش کردم تا به هموطنانم خدمت کنم. اجازه میخواهم تا در اینجا از جناب شما به دلیل اعتمادی که به من فرمودید و هم به دلیل پشتیبانی بی دریغی که تا چندی پیش ادامه داشت، صمیانه سپاسگزاری کنم. من میدانم که برای جلالتمآب شما بسیار دشوار بود تا در برابر حملات گوناگون از من دفاع کنید، اما شما با صمیمیت وبزرگواری از من حمایت نمودید.
من به دموکراسی ارزشی به عنوان مشروع ترین نظام سیاسی باور دارم ، این نظام تجلیی از حاکمیت مردم است. من به مردم مظلوم افغانستان به عنوان یک دموکرات میهن پرست باور دارم. مردم ما شهامت های پر افتخاری از خود برای حفظ این مرز و بوم نشان داده اند. این مردم حق دارند تا در آرامی و امنیت و رفاه زندگی نمایند. پروسه ایکه از بن آغاز گردید، آغازی بود بر پایان جنگ و تجاوز به منافع مردم. من این پروسه را به خاطر مردم رنجدیده افغانستان مهم ترین فرصت میدانم. درست در پرتو منافع مردم است که من باور عمیق دارم که باید دولت در افغانستان جا بیفتد و نهاد های دولتی از استحکام مشروع برخوردار شوند.
من به جناب شما در پرتو باور های خویش اعتماد داشته و در تمام مذاکرات در چارچوب وظایف خود از شما به عنوان نماد مشروعیت که از آراء مردم سرچشمه گرفته است ، سخن گفته ام. من هرگونه الترناتیف سازی را در برابر شما در تضاد با ثبات افغانستان دانسته و از همه مجامعی که من با آنها مذاکره داشته ام ، خواسته ام تا بدور از بدیل تراشی ها، به شما کمک کنند تا دشواری ها برطرف شوند و موقعیت قانونی شما استحکام بیابد و فاصله میان دولت و مردم کاهش بیابد . حمایت و پشتیبانی من از جناب شما همچنان ادامه خواهد داشت و آن به دلیل منافع مردم برای ثبات و امنیت میباشد. انتقادات من به دولت، ناشی از خرد انتقادی است که تفکر مرا میسازد. این انتقادات به مفهوم تخریب و تضعیف یک دولت قانونمند نمیباشد.
جلالتمآب رییس جمهوری،
با چرخشی که در فضای سیاسی کشور ما و در سیاست رسانه یی رونما گردیده است، سوگمندانه که برای من امکان ادامۀ کار نمانده است. بدینوسیله کناره گیری خود را از مقام ریاست عمومی رادیو و تلویزیون ملی افغانستان به خدمت شما تقدیم میدارم و یقین کامل دارم که تاریخ و افکار عامه بر آنچه که می گوییم و آنچه که انجام می دهیم بی محابا به داوری خواهند نشست.
حیف از این همه فرصتها که در باتلاق سیاستهای کوتاه مدت و فاقد دورنما نابود میشوند.
برای شما به مثابه نخستین رییس جمهور منتخب و مشروع این کشور آرزوی مؤفقیت دارم.
با عرض احترام
نجیب روشن
کابل، افغانستان
چهارم دلو 1385
24 جنوری 2007
متن استعفای نجیب روشن از پست ریاست عمومی رادیو تلویزیون ملی افغانستان
جلالتمآب رییس جمهوری،
شانزده ماه پیش از این مسؤولیت ادارۀ رادیو و تلویزیون ملی کشور را به من سپردید. پذیرش این مسؤولیت، ناشی از این امید می شد که باید در فرایند دولت- ملت در کشور ما سهم گرفت و تلاش کرد تا در روند ایجاد نهادهای دولتی مشروع سهمی ادا کرد. دولت مشروع وقتی معنی و مفهوم می یابد که سنگ بنأ اش بر سامانه های مؤثر شهروندی استوار گردد و همه ساختارها و نهادهای تصمیم گیری اش مولود ارادۀ آزاد شهروندان باشد.
در همان نخستین صحبتها با جلالتمآب شما عرض کردم که من به دموکراسی، عدالت اجتماعی و به کلیه مواد مندرج در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر باور دارم. رویارویی من با افکار و پندارهای تمامیت خواه، مولود پژوهش و تجربۀ سیاسی مستقیم من در زنده گی ام می باشد، نه به دلیل فضای امروزی و نه هم به دلیل رسیدن به مقام و مرتبتی.
در هر جایی دنیا، دموکراسی بدون آزادی افکار و بیان، بدون پذیرش اصل تسامح در چارچوب یک جامعۀ باز، معنی و مـفــهـوم نخـواهــد یافت. دمـوکراسی بدانگـونه که امروز در جــهان مورد نظر است، نظام سیاسی کثرت گراست. چنین نظام سیاسی یی نه به نژاد باور دارد و نه هم شهروندانش به دلیل باورهای سیاسی و دینی شان مورد تبعیض قرار می گیرند. یکی از ستونهای استوار دموکراسی و حاکمیت مردم، دسترسی مردم به رسانه های آزاد و داشتن یک نظام رسانه ای برون از سلطۀ دولت و ایدیولوژی هاست. تنها نظامهای تمامیت خواه اند که به ارگانهای ایدیولوژیک و دستگاه های دروغ پرداز تبلیغاتی نیاز دارند. باور به اینکه جانبداران پندارهای تمامیت خواه می توانند به ایجابات دموکراسی و ایجاد یک جامعۀ با امن و ثبات پاسخ بدهند، پندار قابل قبولی نیست. اگر خلاف این می بود امروز باید در سراسر افریقا، آسیا، اروپای شرقی و... دولتهای استبدادی و ایدیولوژیک فرو نمی پاشیدند. نخستین رسالت رسانه های همه گانی در کشور ما انتقال اطلاعات و ارتقای آگاهی مردم جدا از ایدیولوژی زده گی و تبلیغ نظامهای قبیلوی است. به سخن دیگر رسانه ها باید به مردم ((انفارماسیون)) را انتقال دهند نه اینکه به ((فرماسیون)) مردم بپردازد.
هرگاه رسانه ها غیر از این کاری را انجام دهند، مانع از دسترسی مردم به حقیقت و در نتیجه موجب سرخورده گی مردم و دوری آنها از سیاست می شوند. تجربۀ سی سال گذشته در کشور ما نشان میدهد که نمیتوان با به کار برد چوب و چماق ایدیولوژیک به پشتیبانی مردم دست یافت.
اگر قرار باشد تا یک نظام توتالیتر در پوشش دموکراسی بر مردم تحمیل شود، این نظام تبارز کمدی تراژیدی بیش نخواهد داشت؛ چگونه میتوان چارچوب را کثرت گرا و غیر ایدیولوژیک مطرح کرد و درونمایه آن را تمامیت خواه؟
جناب رییس جمهوری،
این مردم شریف حق دارند که در پی سالها کشتار و ستم، خود بر سرنوشت خود تصمیم بگیرند؛ جامعۀ جهانی به این دلیل به افغانستان نیامده است، تا به احیای تفکر طالبانی - حکمتیاری بپردازد؛ تعهد در برابر مردم افغانستان و جامعۀ جهانی، تعهدی است برای ایجاد یک نظام دموکراسی بر پایۀ رعایت حقوق بشر و پایان دادن به مصوونیت جنایتکاران و غاصبان حقوق و مال مردم، چنین نظامی را نمی شود با تحکیم سلطهء دور از درونمایه دموکراسی پایه گذاری کرد. گوهر و ذات دموکراسی را برابری حقوقی فرد بدون توجه به دین، رنگ، جنسیت، زبان و مذهب می سازد.
غم انگیز است، این مردم سالها میشود که در جستجوی آب در پی سراب روان اند. طالبان- حکمتیار و همفکران آنها خصومت شان را با دولت کنونی ابراز میدارند اما در عوض به مقامات کلیدی دولت برگزیده میشوند. این مردم داغدیده چگونه سخنان مسؤولان این دولت را در راستای مبارزه با پاکستان باور کنند. مضحک است، گاهی افرادی به جرم جاسوسی به پاکستان و رشوه گیری از کار بر کنار میشوند و باز روز دیگری همین افراد به مقامات کلیدی دولت گماشته میشوند. مردم و جهانیان حق دارند تا به شعارهای میان تهی باور نکنند؛ شک جامعۀ بین المللی را دربارۀ جدیت دولت افغانستان در امر تحقق اصلاحات و مبارزه با فساد باید جدی گرفت.
جناب رییس جمهوری،
من زمانی که مسؤولیت رادیو و تلویزیون ملی افغانستان را پذیرفتم، از نیاز به اصلاحات و دموکراتیزه کردن این نهاد سخن گفتم و شما نیز پذیرفتید تا ابزار و صلاحیت های لازم را در جهت تحقق این اهداف در اختیار من قرار دهید.
تربیۀ افراد جدید، آوردن روان تازه و باور تازه به نهاد فرسودۀ رادیو و تلویزیون، زدودن عادت به بیکاری، تنبلی و بی ابتکاری کارهای کوتاه مدت و آسانی نیستند که بتوان در چند روز از سد سدید آنها گذشت. تهیۀ تجهیزات لازم و دگرگون کردن صدا و سیمای کشور ما بر پایۀ دستآوردهای علوم رسانه یی معاصر، آنهم در تقابل با کار شکنی ها و تبلیغات ناروا، به دنیایی از نیرو و توان انسانی نیاز داشتند. کاری که با مشارکت همکاران جدید و قدیم رادیو- تلویـزیـون، تازه آغـاز شده بود. با همه ستم هایی که بر همکاران من و شخص من روا داشته شد، تلاش برای به راه اندازی یک رادیو – تلویزیون مدرن ادامه یافت. این ستم های بی رحمانه با هجوم به کرامت انسانی و حریم شخصی من ادامه یافت. کار صادقانه و به دور از رشوه دهی و رشوه گیری و نیپوتیزم در این سرزمین از جملۀ ناممکنات است. ساده انگاری من و تنی چند در این است که به وقوع چنین ناممکناتی باور کرده بودیم. با این همه چیزهای اندکی در این ساحت ناممکنات انجام یافتند:
o آوردن و نصب دیکورهای مدرن که با نصب آن سیمای رادیو تلویزیون به یکباره گی تغییر نمود،
o ایجاد نماینده گی های رادیو تلویزیون ملی افغانستان در برلین و فراهم آوری زمینه های ایجاد نماینده گیها در کشورهای دیگر،
o تلاش برای پخش نشرات رادیو تلویزیون در اروپا و امریکا،
o بازسازی و دیکور تالار بزرگ، تالار سینمایی و اتاق کنفرانسهای رادیو تلویزیون ملی افغانستان،
o تعویض تحویل خانه های چوب و زغال به استدیوهای تولیدی،
o طرح و تدوین برنامه ها برای امنیت به ویژه در مناطق نا امن به کمک رادیو تلویزیون،
o تدوین برنامه یی برای انعکاس تحولات مثبت افغانستان در افکار عامه از راه تولید مشترک با رسانه های خارجی،
o ایجاد مرکز شبکۀ خبر و آموزش و تولید خبرهای خارجی،
o جذب همکاری روشنفکران منتقد دولت در امور مشاورتی و همراهی من،
o جذب افراد متبحر در عرصۀ گرافیک و دیزاین برای همکاری با همکاران مستعد قدیمی،
o احیای آرکستر رادیو تلویزیون ملی افغانستان،
o فراهم آوری مدد معاش برای عده یی از کارکنان کلیدی و تخنیکی رادیو تلویزیون به منظور جلوگیری از رفتن شان به دیگر رسانه ها،
o ایجاد زبان معیاری تلویزیون و توجه جدی به زبانهای رسمی کشور،
o ایجاد گروه کودک و نوجوانان و آموزش بیشتر از 50 کودک و نوجوان برای تولید برنامه های تلویزیونی، که پیشبرد برنامه های روز جهانی کودک و رسانه از شمار این برنامه هاست،
o جذب یاری و همکاری عده یی از فرهنگیان و جوانان نخبه و ایجاد گروه طرح و تولید برنامه های جدید و تولید برنامه های رو در رو، نوبت گفتگو، ثانیه های داغ، نگارش و نگرش، والعصر، گزارش ویژه، پخته پرانک، آه واه، قناری، نیمۀ دیگر، کلکین، مستطیل سبز، تن به تن، ویکت، دستآورد، یک هفته ورزش، 90 ثانیه ورزش، نونهالان بشارتگر ورزش و خانۀ آیینه (همۀ این برنامه ها به زبانهای دری و پشتو تولید شده اند)،
o ایجاد گروه ورزش و تولید بیشتر از هفت برنامۀ ورزشی در هر هفته،
o دریافت امتیاز و پخش قانونی و زندۀ بازیهای جام جهانی فوتبال به زبان های دری و پشتو،
o آوردن خاک ساربان به میهن،
o معرفی سحر آفرین، دوشیزۀ بی بدیل موسیقی افغانستان،
o راه اندازی هفتۀ یاری و زنده ساختن احساس اتکاء به نیروی خود،
o همکاری در تدوین برنامۀ کوچه به همت فرهاد دریا (کنسرت دوم کوچه قبلاً تولید شده و به زودی به نشر میرسد)،
o راه اندازی کنسرت تلویزیونی خانم نغمه،
o برگزاری کنسرت وجیهه و فرید رستگار در خرابه های کاخ دارالامان، نماد استقلال افغانستان،
o و سر انجام برنامۀ کودک و رسانه و پس از آن راه اندازی جشن با شکوه و اهدای جایزه برای کودکان.
در این برنامه کودکی جایزۀ خود را به جناب شما اهداء کرد و این سخنان را گفت:
" آقای رییس جمهور، من جایزۀ خود را به شما تقدیم میکنم، چون شما در چند روزی پس از برنامۀ کودک و رسانه از ما قدردانی کردید. شما به این دستان نازک و کوچک ما اعتماد کردید.
جناب رییس جمهور،
من دستانم را در این خاک میکارم تا کشورم سبز شود..."
جلالتمآب رییس جمهوری،
من به نظام دوگانه در فضای رسانه یی افغانستان باور دارم؛ به رسانه های دارای صبغۀ خدمات عامه و رسانه های خصوصی. من معتقدم که در هر شرایطی رادیو تلویزیون ملی نباید دستگاه تبلیغات دولت باشد، زیرا چنین دستگاهها با بی اعتباری کامل تنها ابزاری هستند در دست نظامهای استبدادی. رسانه های شوروی سابق یکی از نمونه های بارز این گونه رسانه هاست که نه اعتباری در بین مردم داشت و نه مردم به آن اعتماد داشتند. بدون تردید رسانه های خدمات عامه و رسانه های خصوصی باید دستاورد های دولت را بازتاب دهند، از نیرو های دفاع ملی افغانستان برای حفظ تمامیت ارضی و امنیت کشور پشتیبانی نمایند و این روحیه را به گونه مشروع به اطلاع مردم برسانند. در وضعیت ویژه افغانستان ، این رسانه ها وظیفه دارند تا از استحکام نظام و گسترش آن در پرتو قانون پشتیبانی و حمایت نمایند.
از سوی دیگر نظام رسانه یی دوگانه به روزنامه که در مقیاس جهانی به بحران رو به روست، امکان میدهد تا با راه یافتن به رسانه های دیداری و شنیداری به کاهش بحران مالی خویش برای تداوم انتشارات چاپی بپردازند. هرچند این نکته هنوز در کشور ما محسوس نیست، اما نباید تنها برای امروز فکر کرد.
سوگمندانه که نخستین هجوم بر کرامت شخصی من با تهمت سؤ استفادۀ مالی آغاز شد. در هر کشوری که در آن ذره یی از احترام به کرامت انسانی موجود باشد، عاملان حمله به کرامت انسانی و حریم شخصیت انسانها، مجازات می شوند.
من بر این امر به خوبی آگاهی دارم که تخریب شخصیت من طلایه یی از هجوم سیاهی است که مردم افغانستان باید چشم به راه آن باشند. این واقعیت تلخ را نباید از دیده دور داشت، که تمامیت خواه، همواره در پی تسلط بر تمامیت است و نه تکه پاره هایی از آن.
اشباح طالبان- حکمتیار بر فراز سر ما در گــردش اند. بیچــاره مردم که به دلیل ناتوانی نخبه گان سیاسی اش بار دیگر به برده گی کشیده میشود.
جناب رییس جمهوری،
در جریان تصدی ریاست رادیو و تلویزیون با صداقت و پاکیزه گی، با باور استوار به اصول دموکراسی و حاکمیت مردم، تلاش کردم تا به هموطنانم خدمت کنم. اجازه میخواهم تا در اینجا از جناب شما به دلیل اعتمادی که به من فرمودید و هم به دلیل پشتیبانی بی دریغی که تا چندی پیش ادامه داشت، صمیانه سپاسگزاری کنم. من میدانم که برای جلالتمآب شما بسیار دشوار بود تا در برابر حملات گوناگون از من دفاع کنید، اما شما با صمیمیت وبزرگواری از من حمایت نمودید.
من به دموکراسی ارزشی به عنوان مشروع ترین نظام سیاسی باور دارم ، این نظام تجلیی از حاکمیت مردم است. من به مردم مظلوم افغانستان به عنوان یک دموکرات میهن پرست باور دارم. مردم ما شهامت های پر افتخاری از خود برای حفظ این مرز و بوم نشان داده اند. این مردم حق دارند تا در آرامی و امنیت و رفاه زندگی نمایند. پروسه ایکه از بن آغاز گردید، آغازی بود بر پایان جنگ و تجاوز به منافع مردم. من این پروسه را به خاطر مردم رنجدیده افغانستان مهم ترین فرصت میدانم. درست در پرتو منافع مردم است که من باور عمیق دارم که باید دولت در افغانستان جا بیفتد و نهاد های دولتی از استحکام مشروع برخوردار شوند.
من به جناب شما در پرتو باور های خویش اعتماد داشته و در تمام مذاکرات در چارچوب وظایف خود از شما به عنوان نماد مشروعیت که از آراء مردم سرچشمه گرفته است ، سخن گفته ام. من هرگونه الترناتیف سازی را در برابر شما در تضاد با ثبات افغانستان دانسته و از همه مجامعی که من با آنها مذاکره داشته ام ، خواسته ام تا بدور از بدیل تراشی ها، به شما کمک کنند تا دشواری ها برطرف شوند و موقعیت قانونی شما استحکام بیابد و فاصله میان دولت و مردم کاهش بیابد . حمایت و پشتیبانی من از جناب شما همچنان ادامه خواهد داشت و آن به دلیل منافع مردم برای ثبات و امنیت میباشد. انتقادات من به دولت، ناشی از خرد انتقادی است که تفکر مرا میسازد. این انتقادات به مفهوم تخریب و تضعیف یک دولت قانونمند نمیباشد.
جلالتمآب رییس جمهوری،
با چرخشی که در فضای سیاسی کشور ما و در سیاست رسانه یی رونما گردیده است، سوگمندانه که برای من امکان ادامۀ کار نمانده است. بدینوسیله کناره گیری خود را از مقام ریاست عمومی رادیو و تلویزیون ملی افغانستان به خدمت شما تقدیم میدارم و یقین کامل دارم که تاریخ و افکار عامه بر آنچه که می گوییم و آنچه که انجام می دهیم بی محابا به داوری خواهند نشست.
حیف از این همه فرصتها که در باتلاق سیاستهای کوتاه مدت و فاقد دورنما نابود میشوند.
برای شما به مثابه نخستین رییس جمهور منتخب و مشروع این کشور آرزوی مؤفقیت دارم.
با عرض احترام
نجیب روشن
کابل، افغانستان
چهارم دلو 1385
24 جنوری 2007
احمق هزاره جطور بخود جرت ميدهي كه با اعتقادات مردم بازي كني..اسماعيلي چوچه سگ
جناب سهراب!
سلام
سوژه اي خوب را براي طنز انتخاب نكرده اي. هرچيز چرند را به عنوان يك طرح ادبي نمي شود جا زد.
جايي كه يك دانشمند مسيحي كه داراي تاليفاتي زياد است مي گويد اگر مسيحيان از شخصيت حسين و قيام حسين با خبر شوند همگي حسيني خواهند شد، و خودش را يك مسيحي حسيني مي خواند، جناب شما چنين ارزشهاي ديني را به سخريه مي گيريد. ( اگر دوست داري لينك آن را هم برايت مي فرستم.) اين چيزي جز سطحي نگري شما چيزي ديگر را نمي رساند.
من هم موافقم كه در عاشورا تحريفاتي وجود دارد كه خواسته اند آن را صبغه اساطيري بدهند، اما اصل حركت و تاثير گذاري آن بر جريان احياي ديني نقشي انكار ناپذير است. كربلا داستان عشق است و عشق را هركس مانند من و تو كه درك مان پايين است نمي توانيم هضم كنيم و بفهميم.
خلاصه عزيز دل برادر :
اي مگس عرصه سيمرغ نه جولان گه توست
عرض خود مي بري و زحمت ما مي داري.
والسلام ، به اميد اصلاح و هدايت من و تو.
salam Sohrab aziz!!!
kheleeeee jaleb wa zeba bod.
amedwaram dar an molk mola ha chand taye mesl to payda shawand.
حكايت اين به نام كريم خان چيست؟؟؟ با هزاره هستي ولي شيعه به سخره ميگيري! فكر كنم از برادران اسماعيلي باشي!!!
به زودي در مورد قتل سر داران هزاره توسط محقق افشاگري خواهم كرد
سلام
خوشحالم كه بايك وبلاگ جديد خوب رو بروشده ام
سلام
خوشحالم كه وبلاگت را پيداكرده ام وزين بعد هراز گاهي خواهم آمد
مصاحبه آقای حامد قادری گرداننده برنامه تلویزیونی
« از لاس انجلس تا کابل» با سلطان علی کشتمند
این مصاحبه به روز شنبه، تاریخ ۴ نومبر ۲۰۰۶ مطابق ۱۳ عقرب ۱۳۸۵ از ساعت ۲ بعد از ظهر وقت لاس انجلس در امریکا، مطابق به ۱۱ شب در اروپا و ۱۰ شب در بریتانیا، بر روی شبکه تلویزیونی «امید ایران» پخش گردید و فردای آن، متن ثبت شده مکرراً پخش شد . مصاحبه ازطریق ارتباط تلفونی انجام گردید و آقای کشتمند از منزل خویش در لندن با گرداننده تلویزیون، آقای قادری در لاس انجلس امریکا صحبت کرد. متن پرسشها و پاسخها از روی نوار ویدیوئی و آوائی این مصاحبه اخذ گردیده است. آنچه دراینجا به نشر میرسد متن دقیق صحبتها است، ولی اندکی فشرده و با تغییرات خیلی کوچک ناشی از شیوه ادای کلمات و جملات شفاهی تا کتبی که اینک تقدیم میگردد.
آقای قادری اعلام کرد که محتوای پرسشهای رسیده از طریق ای میل ها و فاکس ها را همراه با مطالب مورد گفتگو در رسانه های جمعی مدغم کرده و مطرح میسازد.
-------------------------------------------------------------
قادری:
بینندگان محترم: هرگاه شما به یاد داشته باشید من چندی قبل اعلام کردم که با آقای پنجشیری مصاحبه داشتم و میخواهم که با آقای کشتمند هم مصاحبه کنم. آقای سلطان علی کشتمند سابق صدراعظم افغانستان تقاضای مرا برای انجام مصاحبه قبول کردند و هم اکنون پشت خط تلفون قرار دارند.
آقای کشتمند از آمادگی شما برای مصاحبه تشکر میکنم. تلفون درخدمت شماست، بفرمائید:
-------------------------------------------------------------
کشتمند:
سپاسگذارم ازشما آقای حامد قادری که زمینه این مصاحبه را ازطریق تریبیون آزاد تلویزیونی تان فراهم ساختید تا در رابطه به مواضع سیاسی، اجتماعی واقتصادی پرچمیها طی سالهای پیشین صحبت نمایم.
البته قبل ازهمه برای من مایه خوشی است که از اینطریق میسر گردید تا به هموطنان عزیز خویش درهر کجائی که هستند بگونه مستقیم و غیر مستقیم سلام و احترام برسانم و برای همه آنها صلح و آرامش، سلامتی و خوشبختی آرزو نمایم. من به هموطنان عزیز و شرافتمند خویش اطمینان میدهم که طی این سالهای زیاد که در دیار مهاجرت و غربت بسر میبرم برای یک لحظه سیماهای شریف شان از نظرم دور نبوده و فراموشم نخواهد شد که شماری از نمایندگان اقشار و لایه های مختلف اجتماعی: کارگران و دهقانان، پیشه وران و صنعتگران، آموز گاران و دوکتوران، فرهنگیان و هنرمندان ، روحانیون وشخصیتهای سیاسی و اجتماعی را هر روز دردفتر کار خویش و ضمن بازدید ازپروژه های اقتصادی ودرکارخانه ها و مکاتب و دانشگاه ها و مساجد، درجریان مسافرتها درتمام ولایات و نواحی کشور، درمحافل و گردهمآئیها ملاقات میکردم و اظهار رضایت ایشان ازکارهای مفیدی که من و رفقایم برای شان انجام میدادیم خوشحال مان میساخت. من آنهمه علایق و دلسوزی هزاران تن از رفقا و دوستان و مردم زحمتکش و با سپاس شهرکابل و از برخی ولایات دور و نزدیک را که زحمت کشیده و به کابل آمده بودند، نمی توانم فراموش کنم که درجریان بیماری من در ماه دلو سال ۱۳۷۰ مصادف با فبروری ۱۹۹۲ در برون و درون شفاخانه چهارصد بستر روزها بخاطر عیادت صف می بستند و تا میدان هوائی کابل، مرا که برای تداوی عازم خارج بودم، بدرقه کردند. من از تمام هموطنان نجیب خود که صمیمانه همکاری میکردند از عمق قلب خود خشنود و سپاسگذار هستم.
آقای قادری، میخواهم در همین آغاز مصاحبه، خدمت بینندگان محترم برنامه تلویزیونی شما عرض شود که حرفهای من تا حد امکان حسابشده و مسئولانه خواهد بود و نه کدام صحبت پرهیجان و تهیجی.
بفرمائید، در خدمت هستم.
-------------------------------------------------------------
پرسش:
آقای کشتمند خواهش میکنم که به حیث یک مقدمه توضیح نمائید که موضع پرچمیها درشروع کودتای ثور ۱۳۵۷ از چه قرار بود و آنها با خلقیها چه موضع متفاوت داشتند؟ اگر درباره شروع کودتا، سرنگونی حاکمیت سردار داؤد و کشته شدن او و خانواده اش، درباره وضع پرچمیها و اختلافاتیکه با خلقیها داشتند روشنی بیاندازید، بجا خواهد بود. چون از آن سالها زمان زیادی گذشته و سوالهای زیادی بوجود آمده است.
-------------------------------------------------------------
پاسخ:
قبل از همه از بینندگان و شنوندگان محترم این مصاحبه تقاضا می نمایم که لطفاً درنظر بگیرند که من صرفاً از کارکردهای پرچمیها درسالهای شصت خورشیدی مطابق به سالهای هشتاد میلادی خیلی فشرده صحبت میکنم و درباره حوادث پس از قیام نظامی ثور درسالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ (مطابق به سالهای ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ میلادی) حرفی برای گفتن ندارم . زیرا این کار ما پرچمیها نبود و هم اکنون صحبت درباره آن کار مانیست. اما من به صراحت میگویم که اولاً ما پرچمیها به کودتا موافق نبودیم و بعداً با اندیشه از میان برداشتن ظالمانه محمد داؤد، یاران و خانواده او، مخالفت شدید و آشکار خود را ابراز کردیم و روی مسایل اساسی و اصولی دیگر نیز با خلقیها مخالفت داشتیم که درنتجه آن وحدت حزب باردیگر از بنیاد شکست و تعداد بیشتر رهبران پرچمیها به خارج ازکشور فرستاده و درواقع تبعید شدند و شمار بیشتر فعالان پرچمیها و ازجمله من که درآن زمان یکتن از اعضاء باقی مانده رهبری پرچمیها شمرده میشدم، زندانی شدیم ودراین میان، جنرال عبدالقادر وزیر دفاع، محمد رفیع وزیر فوائد عامه، نجم الدین کاویانی، محمد سرور منگل، نظام الدین تهذیب، حبیب منگل، صمد اظهر، جنرال خلیل الله و هزاران تن دیگر از رهبران، فعالان و اعضای حزب و شماری از اعضای سازمان دموکراتیک زنان افغانستان که نماینده برجسته شان ثریا پرلیکا بود و حتا شماری از اعضای سازمان دموکراتیک جوانان افغانستان، دستگیر، شکنجه و زندانی شدند. دراینجا، قابل تذکار است که سازمان دموکراتیک زنان افغانستان درتحت رهبری دوکتور اناهیتا راتبزاد همزمان با تشکیل حزب دموکراتیک خلق افغانستان درسال ۱۳۴۴، ایجاد شده بود.
من در تابستان سال ۱۹۷۸ در دوران امین زندانی و به سختی شکنجه شدم و پس از یک و نیم سال، هنگامیکه قوای شوروی قبلاً به افغانستان آمده بودند، رهائی یافتم.
درجریان آن دوسال، هزاران تن از بهترین فرزندان وطن، پرچمیها و شخصیتهای دگراندیش به شهادت رسیدند، مانند، شخصیت فرهیخته ملی زنده یاد محمد طاهر بدخشی، شادروان نوراحمد اعتمادی صدراعظم دموکرات، محمد موسی شفیق صدراعظم، فضل احمد نینواز هنرمند برجسته، رونق نادری شاعر، غلام رسول، صنعتگر و شخصیت ملی، شاهپور احمدزی، دوکتور میرعلی اکبر، دوکتور کریم زرغون، عزیز بسام و بویژه پرچمی هائی مانند هدایت الله، حامدکامبخش، صبورخوژمن و شمار زیاد دیگر که در زیر شکنجه ها قهرمانانه شهید شدند. روان همه ای این شهداء شاد باد!
(از اینان بصورت نمونه وار ذکر بعمل آمد)
همچنان شمار زیادی از استادان دانشگاه و هزاران تن دیگر از دیگراندیشان و مردم عادی و بیگناه کشور شهید و یا ناپدید شدند و هزاران تن دیگرحتا بشمول شماری از خلقیها که با رژیم امین سرسازگاری نداشتند، روانه زندانها گردیدند. حوادث خونینی مانند حادثه المناک چنداول، حادثه بالاحصار کابل، حادثه مارچ ۱۹۷۹ (حوت ۱۳۵۸) هرات ، حادثه کنر و حوادث فاجعه بار دیگر که منجر به شهادت انسانهای بیگناه گردید، همه وهمه درطی همان دوسال اول درتحت رهبری امین رٌخ داد و پس از هریک آنها، تضییقات، فشارها، دستگیریها، شکنجه ها و کشتارهای بیشتر بر پرچمیها نیز تحمیل گردید. اما درپی این گیر و گرفتهای وسیع، بخش اعظم نظامیان و فعالان پرچمیها مخفی شدند و درخفاء سازمان مقاومت نیرومندی را تشکیل کردند و درشرایط فوق العاده دشوار اختناق و پیگرد پولیسی رژیم، حماسه ها آفریدند.
همه میدانند که مسئول درجه یک فجایع آن دوران که نمونه هائی از آن را من متذکر شدم، شخص حفیظ الله امین، پرورده غرب و همه کاره حزب و دولت و ارتش بود. پس معلوم است هرآنچه که در دوسال یعنی سالهای ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ درافغانستان واقع شد به ما پرچمیها نه تنها هیچ ارتباطی ندارد، بلکه ما خود قربانی درجه اول سیاستهای آن دوسال بودیم. بنابرآن، باید خط فاصلی روشن میان خلقیهای طرفدار امین و پرچمیها که دربرابر آنها قرار داشتند، کشیده شود و هریک جداگانه در زمانهای مختلف به نام خود شان یاد شوند و نه اینکه آگاهانه یا غیرآگاهانه دراین ارتباط مغالطه صورت بگیرد و تکرار شود که خلقیها و پرچمیها چنین کردند و چنان.
باید گفت که عادلانه نیست ما بار خطاها و اشتباهات دیگران را بر دوش بگیریم و یا به دفاع از سیاستها و کسانی برخیزیم که کار ما نبود و نیست.
آقای قادری، باید اذعان کنم، مطالبی را که من درباره جدائی پرچمیها از خلقیهای دوران امین گفتم و درباره رنجها و شکنجه هائی که پرچمیها و دیگران متحمل شده بودند، اشاراتی کردم، چیز تازه ای نیست و این مطلب هزاران بار بحیث یک حقیقت انکار ناپدیر درمطبوعات داخل افغانستان و خارج آن گفته شده و درصدها اثر معتبر که در همین اروپا و امریکا به نشر رسیده، بازتاب دارد. درتمام آثاری که درباره رویدادهای سالهای شصت، هفتاد و هشتادمیلادی پرداخته شده ودرآنها برخورد بیطرفانه صورت گرفته، پرچمیها بعنوان جناح ملایم، دموکرات، روشن بین، دوراندیش، آینده نگر و آگاه حزب دموکراتیک خلق افغانستان خوانده شده اند. ولی درعین زمان برخی از سازمانهای اطلاعاتی و استخباراتی و مبلغان آنها درجو جنگ سرد درکشورهای غربی به این مسأله برخورد سیاسی کرده اند و هردو جناح حزب و اعمال جداگانه آنها را آگاهانه خلط کرده اند و بعضیهای دیگر غیر آگاهانه بدون توجه به ماهیت و حقیقت رویدادها و واقعیتهای عینی مسأله را ساده ساخته و تکرار ها را تکرار کرده اند.
آنچه مایه تأسف است اینکه: اکنون از آن شیوه کهن که باید دیگر دربایگانی تاریخ گذاشته میشد، دربرخی از رسانه های تلویزیونی، آگاهانه استفاده بعمل میآید و میخواهند که هردو جناح حزب را به یک چوب (تکفیر) بزنند و اذهان بی اطلاعان را مغشوش کنند. همه میدانند که اینگونه برخورد، عمدی است و علیه پرچمیها باصطلاح ناخن افگار گرفتن و منحرف ساختن اذهان مردم از واقعیتهای دیروز و امروز افغانستان است. اما باید گفت که این تلاشهای مذبوحانه تبلیغاتی بی پایه و سطح نازل، محکوم به شکست است و آفتاب را نمیتوان به دو انگشت پنهان کرد و مردم را فریب داد.
(آقای قادری، دراینمورد حرف من تمام شد)
-------------------------------------------------------------
پرسش:
معلوم است که کودتا توسط حفیظ الله امین رهبری شد. او چرا و چطور توانست که به این کار مؤفق شو
