چند روز قبل آخرین بیانیهء بی بی سی را دریافت کردم که این بار کوشش شده بود به نحوی خصوصیات بنده را منعکس کنند. من واقعا گیج ماندم و نمیدانستم بیبیسی منظورش از این کارها چیست؟ از طرف دیگر بیانیه بی بی سی به زبان انگلیسی در تاریخ دوازدهم ماه جولای که ظاهرا نویسنده آن هم مایک گاردنر که یکی از سران بی بی سی میباشد تهیه شده است. و در تاریخ دوازدهم همین ماه توسط ریچارد سمبروک رئیس اصلی شبکه بی بی سی بعضی قسمتهای آن حزف شده و در جای جای آن چیزی های هم اضافه شده است. بعد از گذشت چندین روز، در تاریخ بیست و پنجم ماه جولای تغییراتی البته با اضافات در قسمت متن توسط مایک گاردنر صورت میگیرد. این بیانیه بدون ویرایش قبلی در تاریخ بیست و ششم همین ماه توسط ظاهر طنین ایدیتور بخش افغان سرویس برای من فرستاده شد. که البته به علت عدم ویرایش متن خیلی گیچ شدم و بعضی قسمتهای آن را هم نفهمیدم.
بهرحال بی بی سی بسیار عجولانه خواسته است که این مسئله را بدون درنظرداشت یک بررسی عمیقی که خود بدان اصرار میورزید نقطه پایان بگذارد. طوری که از متن بیاینه مشهود است این است که این بیانیه همانطور که در بالا ذکر شد در تاریخ دوازدهم ماه جولای نوشته شده است که آن زمان بیبیسی تازه دست به تحقیق و بررسی زده بود.
در این بیانیه چنین ذکر شده است که بی بی سی نتوانسته است شخصی را که گویا نویسنده پیام های مستهجن و تهدید به مرگ را بیابد. و از من خواسته است که شواهد بیشتر ارائه کنم.
روز اول وقتی آدرس کامپیوتر بیبیسی را به صفحه وبلاگم آوردم، آنها میگفتند که چنین آدرس را در شبکه بیبیسی نیافتهاند. که بعد من مجبور شدم ترافیک هر دو وبلاگم را در طی چند روز کنترول کنم تا شواهد بیشتر به دست آرم. و آخرالامر آدرس شبکه داخلی کامپیوتری که از آن به من تهدید فرستاده بود به دست آوردم. بعد از ارائه آدرس دقیق کامپیوتر، بیبیسی در پی توطئه چینی برآمد. اول گفتند من به شبکه آنها نفوذ کردم وقتی متوجه شدند بدون سند گپ میزنند سرانجام در تلاش کشف هویت من شدند و در این مورد نه یک روز بلکه چندین روز از هرکس تحقیق کردند که به نظر من نفس این کار خیانت است. بهرحال آنها گفتند که من با بعضی کارمندان بیبیسی رابطه دارم و بعد از آن ادعا کردند که من به اطاق کار آنها رفته ام و وارد کامپیوتر آنها شده ام.
در کل شاید من دو یا سه بار رفته باشم. آنهم تقریبا خیلی وقتها پیش. یعنی یک و نیم ماه دو ماه قبل. این درحالی است که ژورنالیست بی بی سی در این اواخر هر روز و بعضی روزها هم دو بار پیامهای تهدید میفرستاد. که اکثر آنها را حزف کردم فقط چند تای اخیرش را حفظ کردم. این هم زمانی بود که هیچ چارهء جز این نیافتم که به بی بی سی شکایت نبرم.
حال بی بی سی میگوید کامپیوترها مختص به یک شخص نیست پس اگر چنین است چند شخص در یک اطاق کار میکند؟ و از میان آن اشخاص شخصی که مرتکب این کار شده است چرا پیدا نمی شود؟ شما که اطمنان داده بودید که تحقیق میکنید. شما قبول کردید که تهدید از کامپیوتر بیبیسی فرستاده شده است. حال چطور آن شخصی تهدیدکننده را نمی یابید؟ من به صورت جدی از شما خواهش میکنم که آن شخص تهدیدکننده را پیداکنید!!!
و ادعای دیگری که بیبیسی کرده است این است که من با بیبیسی مصاحبهء متنی انجام داده ام و آن مصاحبه بنا به مصلحت بیبیسی پخش نشده است و من هشدار داده ام که در صورت پخش نکردن آن شکایت خواهم کرد.
در همان روزهای که برنده شدن من در مسابقه دفاع از آزادی بیان از شبکه گزارشگران بدون مرز پخش شد، یکی از کارمندان بیبیسی با من تماس گرفت که میخواست در مورد برنده شدنم در مسابقه دفاع از آزادی بیان گزارش تهیه کند و از من خواست تا اندکی در مورد وبلاگم بنویسم که نوشتم و فرستادم. بعد از یک هفته با او تماس گرفتم و پرسیدم چرا نشر نشد. گفت مصلحت ندیدم. من بلافاصله نامه نوشتم و پرسیدم که چرا نشر نشد و این اطلاعات را برای چه از من خواستید. جواب دریافت نکردم و دوباره نوشتم که اگر موضوع مشخص نشود که این اطلاعات را برای چه خواسته بودید به بیبیسی شکایت میکنم.
من این ادعا را کاملا بیاساس میدانم و رد میکنم. اصلا این دو باهم ربط ندارند.
حال بیبیسی غار میپالد و میخواهد از زاویههای مختلف خود شان را برائت دهند و مرا مقصر بدانند.
بیانیه اخیر بیبیسی چند چیزرا روشن می کند وهمچنین چند سوال را مطرح می سازد آنچه در نتیجه تحقیقات بیبیسی روشن شده این است که متن تهدید آمیز واقعا از یکی از کامپیوتر های بیبیسی درکابل به من سهراب کابلی ارسال شده بوده یعنی من ادعای بی خود وناحق نکرده بودم.
اما سوالاتی که مطرح می شود این است که:
دراین نامه ادعا شده که سهراب خواستار برکناری یکی از کارمندان بی بی سی درکابل است در حالیکه چنین چیزی اصلا از طرف من مطرح نشده است. من چنین ادعایی را رد می کنم.
سوال دوم که مطرح می شود این است که تهیه کنندگان این نامه ادعا می کنند گویا من با مقاصد سیاسی آمده ام وماجرایی راخلق کرده ام. درحالیکه هیچ نوع توضیحی وجود ندارد که من باکدام قصد سیاسی وبه منظور رسیدن به چه چیزی چنین کاری را کرده ام؟ آنها مرا محکوم به ادعاهای بیجا و وحشیانه میکنند اما این مورد ادعای خود بیبیسی وحشیانه نیست؟
و نکته مهم اینکه بیبیسی به من اطمینان داده است که دیگر خطری متوجه سهراب کابلی نیست. پس من از این پس مینویسم.
و نکته مهم دیگر هم این است که درنتیجه این تحقیقات ثابت شد که من ادعای بیجای نکرده بودم کامپیوتری که من از آن پیامهای تهدید آمیز دریافت کرده بودم مربوط به بیبیسی بوده این راتحقیقات خود بیبیسی ثابت کرد. اما اینکه چه کسی این پیامها را نوشته است پیدا نشده یک احتمال مطرح شده از سوی بیبیسی هم این است که خود من رفته ام دفتربیبیسی و از آنجا این پیام ها را برای خودم نوشته ام که چی شود؟ !؟ خوب بگذریم.
ازاین پس می خواهم بنویسم چون حالا بیبیسی اطمینان داده است که دیگر تهدیدی متوجه من نیست. البته معنای این حرف بیبیسی این است که آنها توانسته اند فرد مورد نظر را نیز بیابند و اورا نصیحت کنند که از این کارها بگذرد در غیر آن صورت چگونه اطمینان حاصل کردند؟ واین پیام خاطرجمعی (خاطرجمی) را نوشتند؟
نکتهء را به صورت جدی اعلام میکنم که در آینده هر اتفاقِ برای من بیفتد، ژورنالیست بیبیسی مسئول خواهد بود. کسیکه مرا از دفتر بیبیسی تهدید به مرگ کرده بود و کسی که فعلا برای بیبیسی کار میکند. این را دنیا هم میداند.
