شنبه، آذر ۰۱، ۱۳۹۳

چرا ایجاد مرکز اسلامی 'ملک عبدالله' در کابل پراهمیت است؟

اخیرا خبرهای در باره اینکه دولت آل سعود برای ایجاد یک مرکز اسلامی در کابل چک سفید امضاء کرده است در صفحات وب منتشر شد. این مرکز قرار است در تپه "مرنجان" در زمینی به مساحت 119 هزار متر مربع ساخته شود که ظاهرا با خوابگاهی با 5000 هزار نفر ظرفیت و 15000 هزار نفر نمازگزار در نوع خود کم نظیر خواهد بود. افغانها، خصوصا آنانیکه در سایت های اجتماعی حضور دارند عکس العمل های آمیخته با قهر - برخی هم هرچند اندک - و خوشی استقبال کردند. گذشته از نگرانی ها، از اقدام دولت عربستان باید استقبال کرد.

با نگاهی گذرا، من به این نتیجه رسیدم که اکثر آنانیکه علیه قرارداد ساخت مرکزی اسلامی "ملک عبدالله" برخروشینده اند هزاره ها هستند و در میان آنان هم عده ای هستند که یا غیرهزاره اند اما شیعه و یا غیرهزاره اند دموکرات.


چرا هزاره ها به این موضوع حساسند؟
این سوال هرچند باید مفصل پاسخ داده شود اما مختصرا، هزاره قاعدتا شیعه اند و بودن یک مرکز غیرشیعی با چنین بزرگی و آنهم در مرکز کابل که نصف آن را هزاره ها تشکیل می دهند هشداردهنده است. بیم آنکه بنیادگرایی و مهمتر از همه مسئله شیعه و سنی با دیدگاه افراطی ایکه در کوره دکترین وهابیت در سعودی گداخته و حل شده است در افغانستان آسیب پذیر تنور نفرت مذهبی را بیشتر از بیش داغتر کند برای هزاره های شیعی قابل درک است. البته این نگرانی تنها در میان شیعیان نیست بلکه سنی های افغانستان هم نگرانند تا مبادا افغانستان به سرنوشت عراق دچار شود.

آنانیکه از ایجاد چنین مرکز اسلامی استقبال کرده اند هم دلایلی دارند. بعضی از کاربران غیرشیعی در فضای انترنت گفته اند که وقتی ایران مرکز بزرگی برای شیعیان در مرکز کابل ایجاد کرد کسی آیا مانع آن شد؟ چرا داشتن یک مرکز بزرگ اسلامی غیرشیعی در کابل خطرناک است؟

جواب سوالهای غیرشیعی افغان ها را نمی شود نادیده گرفت. در طی یک دهه گذشته آن اندازه تحمل و بردباریی که برادران سنی در قبال شیعیان افغانستان در بزرگ شهرها از خود نشان داده اند شاید کم نظیر باشند، هرچند این شکیبایي خالی از خشم هم نبوده است.

بنظر من، در کنار برادران سنی،  هزاره ها و شیعیان افغانستان باید از این طرح استقبال کنند و این اقدام را به فال نیک بگیرند. اولا، ایجاد چنین مرکزی باعث ایجاد شغل های تازه خواهد شد و هر ریال و دلاری که وارد آن کشور مفلوک شود ممد حیات انسان های آن کشور خواهد بود. بعلاوه، هزاران نفر از جهالت و بلاهتی که دامنگیر جامعه ماست نجات خواهند یافت.

ثانیا، هزاره ها نباید بیمناک این مرکز باشند، بلکه خرسند هم باشند چون یک شهروند سنی درس خوانده ولو اینکه در مدرسه وهابیت باشد بهتر از یک سنی ای است که در دام جهالت و تعصب گرفتار باشد. مهم اینجاست که این مرکز وسیله ای برای آموختن خواهد بود، و چه بسا آنانیکه علاقمند فراگیری علوم دینی اند از رفتن به پاکستان برحذر شوند. هرچند جلوی آنعده از افراطیون مذهبی ای را نمی توان گرفت، چنانچه امروز ما شاهد جنبش هزاران نفر از این نوع جنگویان افراطی مسلمانانی هستیم که مرز نمی شناسند.

سرانجام، التفات دولت سعودی همین است، نمی شود از این بیشتر توقع کرد. برای آل سعود، ساختن مراکز اسلامی و ترویج و ترفیع وهایت جزء پالیسی سیاست خارجی اش هست. دولت آل سعود یک دشمن بزرگ در منطقه دارد: ایران. ایران تنها قدرت بزرگی در حوزه خلیج فارس است و آل سعود به هر وسیله ای که بتواند حضور و نفوذ ایران را در منطقه و فرامنطقه کم اثر کند، دریغ نمی کند. یکی از روش های که دولت آل سعود همواره ازش بهره برده است ساختن مراکز اسلامی و مساجدی است که می خواهد حضور و نفوذش را پردامنه تر کند. این یکی از عقب مانده ترین شیوه خریدای نفوذی است که در قرن 21 آل سعود انجام می دهد. اما سیاست های آل سعود با ریختن ریال به دامان مذهب نه تنها کمترین کمکی برای ستیزه جویی خیره سرانه اش نمی کند بلکه در دراز مدت دشمن می خرد. این موضوع را می توان امروز در افغانستان مشاهده کرد. همه می دانند که ریال سعودی در دهه 90 میلادی و با کارگزاری های ژنرالان پاکستانی با افغانستان چه کرد. البته نقش ایران را بر گروه های شیعی هم نباید نادیده گرفت ولی آنقدر تخریب کننده نبوده است. برای کسانی که با مسایل خاورمیانه و خصوصا سیاست های خارجی ایران و آل سعود آشنا هستند این مسئله هویداست که برگ برنده اعمال قدرت نرم در منطقه از آن ایران بوده است.

0 comments:

ارسال یک نظر

contact

نام

رایانامه *

پیام *