بِأَیِّ ذَنْبٍ خُلِقَتْ؟

September 28، 2011

تصویر تکانده ای در سایت جمهوری سکوت به نشر رسیده است.  شرحی را که اسد بودا نوشته است اندوهناک تر است. برای مشاهده تصویر به این لینک بروید. مادران هریک مان شاید چنین وضعیتی را تجربه کرده باشند. من بارها و بارها مادرانی را دیده ام با چنین وضعیت.

به این تصویر سه روز است می نگرم. به یاد مادرم و مادران قریه ام می افتم. قلبم فشرده می شود. چیزی در درونم می جوشد اما زبان یارای گفتنش را ندارد. اما اسد خوب نوشته است: "کدام جنايت​کار تو را آفريد؟:ـ و به کدامين گناه آفريده شدي (بِأَیِّ ذَنْبٍ خُلِقَتْ) مادر؟!"

این عکس را توزیع کنید، اگر توانستید چیزی در باره مادران تان در هزاره جات و این تصویر بنویسید.

Read more...

سه تا ابله

September 27، 2011

فکر کردن به این سه نفر ابله آمریکایی که راه شان را گم کرده و سرانجام به دام سربازان مرزی ایران افتادند رقت انگیز است. آنان تاثر آورند. اگر ابله نبودند، مگر کوه کم بود که آنها کوه نوردی شان را در مرز ایران کردند که کوروار به مرز ایران داخل شدند و در این مدت دو سال به یک دردسر بین المللی تبدیل شده بودند.

به انگلیسی به این طور آدم ها dumb می گویند، در فارسی عام برش "خنگ" می گویند. مترادف دیگرش "ابله" است.
اینها اگر ابله نبودند از gps و نقشه استفاده می کردند. 

حالا بعد از دو سال که آزاد شدند و آمدند با مطبوعات مصاحبه می کنند و به فکر شان که افشاگری می کنند. همه می دانند که در زندان های ایران چه می گذرد.

Read more...

کشوری که دوباره رو به رکود خواهد رفت

September 26، 2011

دولتمردان روسیه یک بار دیگر ثابت کرند که با توسعه و پیشرفت جهان غرب خیلی ها عقب مانده اند و نمی توانند به این کاروان بپیوندند. این عمل اینکه ولادیمر پوتین دوباره به سیاست برمیگردد یادآور چه چیزی است؟
به یاد بیاورید دوران جنگ سرد را، زمانیکه برشنف به قدرت رسید. او از 1964 تا 1982 حکومت کرد و نمی خواست از قدرت کنار برود. در این دوران روسیه بدترین دوره از رکود سیاسی و اقتصادی را تجربه کرد تا اینکه در دهه نود و با فروپاشی جمهوری شوروی، وضعیت اندکی بهبود یافت. اما اکنون مدیدوف که بعضی ها باور دارند تنها اسم رئیس جمهوری را بر خود حمل می کند اعلام کرده است که ولادیمیر پوتین نخست روسیه به انتخابات ریاست جمهوری نامزد خواهدد شد.

مطمئینا این خبر خوشی برای آمریکا و اروپایی ها نخواهد بود. آنها تجربه ای این را دارند که با کشورهای که سرانجام در شرایط رکود و عدم پیشرفت قرار دارند کار مشکل می شود. روسیه دیگر هیچ خطری برای غرب نیست اما دردسری خواهد بود در عرصه روابط بین الملل. چون من حیث یکی از کشورهای قدرتمند بعد از جنگ جهانی دوم همیشه حضورش در عرصه روابط بین الملل پررنگ بوده است، خصوصا اینکه یکی از اعضای مهم مجمع شورای امنیت است.

اما این تغییرات، تاثیر جدیی را در همسایگی اش در افغانستان نخواهد آورد. کشوری که نتواند به جلو رود، یا با مشکلات درونی خودش دست و پا زده خودش را سر پا نگه می دارد - البته بدون هیچگونه پیشرفتی - و یا منجر به انقلاب و یک رشته تغییرات درونی می شود. نمونه آن را مثلا ما در کشورهای خاورمیانه مانند مصر و تونس عملا دیدیم. اما ببینیم روسیه چه بستری برای تغییرات اساسی بنیان خواهد گذاشت.

اما آرزوی ما این است که پوتین پوتین های آهنینش را پوشیده و روسیه را به جهت پیشرفت و ترقی سوق دهد نه به جهت رکود سیاسی و اقتصادی. افغانستان همیشه از همسایه های بد رنج برده است. اگر روسیه بدرخشد، افغانستان نیز بهره خواهد برد. به امید آنروزی.

Read more...

فاجعه بزرگِ دست دادن با زن

September 25، 2011

انه کان ظلوما جهولا (احزاب/72)

اول در وبلاگ عبدالقادر بلوچ خواندم و بعد از آن به سایت جهان نیوز به این خبری رسیدم:
در اقدامی غیر اخلاقی و تعجب‌برانگیز بازیکنان تیم ملی والیبال بزرگسالان ایران با داور قرقیزستانی مسابقه که یک زن بود دست دادند.
این گزارش که به مانند جوک می ماند ادامه می یابد:
سرپرست تیم ملی والیبال ایران با عذرخواهی از مردم شریف ایران اسلامی و خانواده معظم شهدا خاطرنشان کرد: بازیکنان هم در این جلسه از این اقدام خود ابراز ندامت کردند.
به قول قرآن، آنها ظالمند و جاهلند. خدایا ما را از دست ظالمین و جاهلین نجات بده. فرق جهالت افغان ها و ایرانی ها در این است که ایرانی ها سخت غرق در شیعه گری و یا شیعه گرایی اند که سرچشمه آن هم تعصبات و خرافات مذهبی است. در ایران مردم با سواد مذهبی اند، یعنی آنها خرافه های مذهب را به آخر رسانده اند. به همین خاطر است که سلفی ها همیشه شیعیان را متهم به انحراف به راه کج می کنند  و حتی برخی از آنها شیعیان را بی دین می پندارند. ادعای آنان این است که شیعیان چیزهای را می پرستند که به دین ربطی ندارند.

اما در افغانستان، مردم عملا جاهل و بی سواد مانده اند. به چیزهای که جای مذهب را گرفته اند باور دارند - که آنها مخلوطِ از سنت ها و رسم های قبیله ای، محلی و نژادی است. اما افغان ها هنوزم دست دادن با یک زن را گناه نمی پندارند و زمین به آسمان نمی خورد و خانواده های معظم شهدا داغدار نمی شوند.

بدتر، زشت تر و ناانسانی تر از این نیست که دولت برای تو تصمیم بگیرد که تو چه بخوری، چه بکنی، با کی دست بدی و چه بپوشی. چنین دولت دولت نیست، سایه شومی است که باید تخریبش کرد و دریچهء برای تابش نور آگاهی و انسان دوستی باز کرد.

Read more...

با دُم شیر بازی کردن

September 24، 2011

روابط پاکستان و آمریکا به مرحله خطرناکی نزدیک می شود. سخنگوی سنای آمریکا تائید کرده است که اظهارات مایک مولن در مورد اینکه شبکه حقانی تحت حمایت ISI حمله بر سفارت آمریکا را انجام داده است - مورد تائید سنای آمریکا بوده است. جنرال مشرف، روز قبل، عجالتا به سخنان مایک مولن عکس العمل نشان داد و گفت اظهارات جنرال آمریکایی بی اساس است. 

جنرال مشرف درست چند ساعت بعد از آن اظهارت در یک مصاحبه با شبکه تلویزیون پاکستانی بنام GEO News گفت روابط پاکستان و آمریکا در مرحله خطرناکی رسیده است. مشرف افزوده است که وقت آن رسیده است ارتش و آی اس آی، برخورد با شبکه حقانی را تصمیم بگیرند.

به این امر جنرالان پاکستانی واقف اند که با دم شیر بازی کردن کار خطرناکی است. با آمریکا نمی شود مسخره گی کرد. همه دنیا این را می دانند که: اگر منافع آمریکا در خطر افتد، آمریکا هرکاری بخواهد می کند تا تهدید را از بین ببرد. نمونه آن را در همین یک دهه اخیر می بینیم. در سال 2003، وقتی آمریکا به عراق حمله کرد، سرهنگ قذافی خودش با دست خودش راکتورهای اتمی و اورانیوم 90% غنی شده را به آمریکا تحویل داد. از همین نمونه ها خرد و کوچک زیاد داریم و البته پاکستان از این مسایل آگاهند.

پیش بینی از اینکه چه اتفاق خواهد افتاد، معلوم نیست. اما دولت مردان افغان باید این را به خاطر داشته باشند که حمایت ISI و ارتش از طالبان قطع شدنی نخواهد بود، انتحاری ها ادامه خواهد داشت و از نیروهای افغان گرفته تا مقامات بلندپایه افغان مورد اهداف انتحاری ها قرار خواهند داشت. ممکن است شبکه حقانی و آی اس آی به یک توافق برسند در جاهایی که اهداف و منافع آمریکا در خطر میفتد هدف قرار ندهند اما این بدین معنی نخواهد بود که حمایت شان را از طالبان و شبکه حقانی کم کنند.

Read more...

برگرد

September 23، 2011

برگرد ای اعجاز و ای خاطره زنده مانده در ذهن و در دل که لحظه های دلواپسی به سر رسیده است. برگرد پیش از آنکه من شاهد لخته شدن جوهر اندیشه خاطرات روزهای آفتابی در ذهنم باشم. برگرد که گردش تو گرد از دل و دماغ این شهر بیرون می کند، برگرد! برگرد، پیش از آنکه این شهر در خُلق تنگی عمیق فرو رود. برگرد!

*****
دریاب که از روح جدا خواهی رفت
در پرده اسرار فنا خواهی رفت

می نوش ندانی از کجا آمده ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
 خیام

Read more...

ای وازده ترهات بس کن

September 22، 2011

هر سال در این وقت، روسای کشورهای جهان در مرکز ملل متحد که هر ساله نشست برپا می کند جمع می شوند. این هفته، شصت و هشتمین نشست مجمع ملل متحد است. محمود احمدی نژاد هرساله خیلی ها را به خاطر سخنان تندش ناراحت می کند. مثل سال قبل امسال نیز مسئله هالوکاست را پیش کشید و بعد هم سخنان تلخ آمیز در مورد مدیریت جهانی و یازده هم سپتامبر ارائه کرد. سخنان او باعث شد تا نماینده گان از آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان و دیگر کشورها سالون را ترک کنند.

ساده گی، صداقت و جدیت احمدی نژاد شگفتآور است. او هر سال این کار را تکرار می کند. و نمایندگان بقیه کشورها هم عادت کرده اند به ترک سالون. به راستی احمدی نژاد چرا به این مسایل چسپیده است؟ جواب این سئوال زمان می برد اما خلاصه مطلب این است که این مسایل هرچند برای غربی ها (البته به غیر از اسرائیل) مهم نیست اما سر و صداهای را به پا می کند. از زمانی که احمدی نژاد موضوع هالوکاست و 11 سپتامبر را مورد سوال قرار داده است، خیلی ها جرئت کرده اند که با جرئت هالوکاست و 11 سپتامبر را نقد کنند. در کشورهای اسلامی، خصوصا خاورمیانه این حرف ها طرفدار دارد، هرچند که ملل عرب از ایران خوش نیستند ولی وقتی پای دشمن و خصومت های مشترک بین کشورهای اسلامی مطرح هست - احمدی نژاد به یک فرد محبوب تبدیل می شود.

سیاست بین ملت ها چیز بدی است. ممکن است کشورها سایه همدیگر را با تیر بزنند، اما وقتی مسایل و منافع منطقه ای مطرح می شود - آن قول معروف به یاد آدم می آورد که سگ زرد برادر شغال است. در مورد خاورمیانه، موقعیت ایران و احمدی نژاد هم چنین است. نمونه آن را ما اخیرا در تغییرجهت سیاست ترکیه در قبال شناسای کشور فلسطین در ملل متحد دیدیم. مهم این است که چرخه سیاست کشور درست بچرخد و به راهی بچرخد که منافع کشور مبداء در خطر نیفتند. ایران در سیاست های خارجی اش موفق است و اگر احمدی نژاد ده بار هم به این مسایل دامن بزند نه چیزی بر آن افزوده می شود و نه هم کم. احمدی نژاد احمدی نژاد است، مرد ساده، خاکی، بی ریا و علیه آمریکا و سیاست های غرب در برابر کشورش. او را همه میشناسند: مرد رک و راست. اگر کرزی را با احمدی نژاد مقایسه کنیم، ممکن است کرزی از اعتبار و خردش خیلی کم بیارد.

به هرصورت، این سخنرانی احمدی نژاد است در شصت و هشتمین نشست مجمع ملل متحد در نیویورک.


Read more...

در رویای صلح

September 21، 2011

می گویند امروز روز بین المللی صلح است. صلحی که در رویاهای مان هم ندیده ایم و نخواهیم دید. دیروز استاد ربانی ترور شد. در خانه اش. در کنار خانواده اش. خیلی وحشتناک است که شخصی را با احترام تمام به خانه راه دهی و بعد به احترام از جایت بخیزی و در آغوشش بگیری، یک دفعه سرش را به سینه ات بزند و بمبی در سرش را انفجار دهد. تنها به همین لحظه دراماتیک و وحشتناک مکث کنید، مو بر تن آدم راست می شود. عجیب است ترور. 

این نمونه، شیوه جدید در استراتیژی ترور است. می ترسم یک روز 100 نفر انتحار کننده وارد شهر کابل شوند و در هرجاه برسند بمب های جاسازی شده در لنگی های شان را انفجار دهند.

دولت باید مقررات جدید اعمال کند تا کسی از این به بعد لنگی بر سر ننهند. بد نیست، این سنت قبایل عرب از کشور ما زدوده شود.

خداوند خانه آی اس آی را خراب کند. بیچاره شدیم از دست همسایه های بد.

p.s: دوستم عبدالقادر بلوچ هم در این باره نوشته است.

Read more...

دلم برای ربانی سوخت

September 20، 2011

از سایت بی بی سی
مرد ساده ای بود. گفته شده است که نمازش قضاء نمی شد. دیگران ازش استفاده کردند. در دوره جهاد هم آدم خاکی بود و هیچ چیز را جدی نگرفت. چون می دانست این دنیا به یک کاه نمی ارزد.

سیاست را از دید مذهب می دید. رئیس جمهور شد و برایش سخت بود از قدرت کنار برود. آن روزها جنگ بود. یک تلویزیون سیاه و سفید داشتیم. گاهی او را در تلویزیون می دیدم. به خاطری که آن طرف شهر بود و ما هیچ وقت جدی اش نگرفتیم. فکر می کردم، ربانی رئیس جمهور غرب کابل نیست در حالیکه رئیس جمهور افغانستان بود. کانال را می گرداندیم میافتاد روی کانال تلویزیون حکمیتار. نامرد کارتون ربانی و مسعود را پخش می کرد. خنده می کردیم اما گویا همه چیز خنده آور بود.

اما ربانی. خدایش بیامرزد. آدم ساده دلی بود. جوک آرزوی توپ فوتبالش هنوز یادم است. 

چند وقت پیش صدایش را شنیدم، جوانان فسبوکی را مورد خطاب قرار داده بود. با خودم گفتم: "استاد! بیا از این گپا بگذر، کنج عزلت اختیار کن و خدایت را یاد کن، از این بیشتر نمی ارزد که با این سیاست مردار که هیچ وقت با تو سر سازش نداشت دربیفتی".

فکر نمی کردم به این سادگی از دنیا برود. عجیب است این روزگار.

به هرحال، او یکی از شخصیت های کشور مان بود. خدا روحش را شاد گرداند.

Read more...

به راستی مسکینش کرد

September 19، 2011

نبیل مسکین یار مالک تلویزیون ماهواره ای آریانا افغانستان را می شناسید؟
تلویزیون آریانا افغانستان مشهور است به شکافتن مرزهای آزادی بیان. بعضی وقت ها افغانهای که در اروپا و آمریکا هستند فکر می کنند که بیا هر کاری کنیم و یا هرچیزی بگویم در غرب هستیم، افغانستان که نمی رویم چرا هرکار که دل ما شد نکنیم.
آفرین بر فهیم کوهدامنی ژورنالیست خوب کشور.  (;  (;


Read more...

سگ خوشبخت

September 16، 2011

به دیانا می گویم سگت زیباست، تن و توشه بزرگ داره و موهای ببر، خیلی آرام بنظره میرسه، حتما خیلی خوب ازش مواظبت می کنید. 
چهره اش بشاش می شود و با هیجان می گوید تشکر، آه، بلی، خیلی ازش خوب مراقبت می کنم، او مثل اعضای خانواده ما شده است. شخصیت خیلی عالی دارد. با اینکه بزرگ و هیکلی است اما مثل یک دختر دلنازک و معصوم می ماند که نیاز به مراقبت خاصی دارد.  من همیشه دختر خوب صدایش می کنم. با غریبه ها خیلی برخوردش خوب است.  اول بو می کشه و بعد سرش را بالا می گیره طوری نگاه میکنه که فکر می کنی منتظر است نوازشش کنی. خیلی دوستداشتنی است. 


Read more...

ادعای کاذب

September 15، 2011

وزیر امور خارجه طالبان حالا ادعا می کند که با آمریکایی ها در تماس بوده اند و حتی به آنان پیشنهاد کرده بودند تا اسامه بن لادن را به دادگاه متشکل از سه کشور اسلامی، پاکستان، عربستان سعودی و امارات عربی تحویل بدهند. این ادعا هیچ اساسی ندارد و در زمان طالبان آمریکا هیچگونه روابطِ با رژیم طالبان نداشته اند. براساس اسناد که فعلا در دسترس مطبوعات قرار دارند، آمریکا از طریق یک "interest group" خاص که دولت پاکستان مسئولیت آنرا به عهده داشت با طالبان در تماس بوده اند. این گروه گفته اند که طالبان حاضر به شنیدن پیشنهادات آمریکا نشد.
اکنون که ده سال از برکناری رژیم طالبان می گذرد، رهبران شان ادعا می کنند که حاضر به گفتگو بودند.

Read more...

دگر عید تمام است

September 05، 2011

عید تمام شده است اما من هنوز هوای عید در سر دارم. خوشا به حال آنانیکه عید کرده اند، منظورم عید واقعی است. عیدی که با خانواده، دوستان و اقارب گرفته میشود. ما هم اینجا عید گرفتیم. اما این عید کجا و عید قریه گردعلی کجا. اینجا دست کسی را نمی بوسی، عیدی نمیدی، عیدی نمی گیری، لباس نوات را کسی جدی نمی گیرد، دستانت را حنا هم نمی کنی و نماز عید هم نمی کنی. ما جمع شدیم و نامش را عید گذاشتیم. بهرحال، یادداشت پارساله کاظمی را در مورد عید خواندم و او چند تا شعر عیدانه نشر کرده بود از جمله این مخمس از بیدل. این مخمس زیر توسط استاد سرآهنگ عیدانه اجرا شده است و آنجایی را که کاظمی علامت سوالیه گذاشته است "معتقد" است. در این لینک سایت کابل ناته کیفیت آهنگ خیلی واضح است.

گویند طرب شیفتة عید صیام است‌
گل مایل رنگینی و می نشئة جام است
این وسوسه‌ها معتقد طبع عوام است‌ 
عالم همه سودایی اندیشة خام است‌ 
ما روی تو دیدیم‌، دگر عید تمام است‌ 

این هم آهنگ توسط استاد سرآهنگ




اگر لینک بالا مشکل دارد اینجا بشنوید. و یا در یوتیوب

Read more...

لجن حلال شدنی نیست

September 01، 2011

خوشحالم که هاتف به قول خودش به پهنه انترنت بازگشته است.

اما در مورد قضیه دیدار شاعران افغان با خامنه ای رهبر ایران. قبل از نوشتن این پست به یاد داستان فیل مولانا افتادم که می گوید  ما انسانها از هرچیز فقط گوشه ناچیز آن نصیب فهم ما می شود و ما فقط گوشهء از قضیه را می دانیم. حالا من و هاتف هم نشسته ایم و در انترنت عکس و خبر دیدار شاعران افغان با رهبر ایران را می خوانیم و قضاوت می کنیم. فکر می کنم در این مورد یک مقدار باید محتاطانه عمل کرد.

اما در مورد عکس. هاتف در وبلاگش نوشته است:
با این همه ، عکس ابوطالب مظفری با رهبر به نظرم زشت آمد. گناه مظفری نیست. به او چه که ما فکر می کردیم او از این کارها نمی کند.
ممکن است شما و دیگران مرا به طرفداری از ابوطالب مظفری و همراهانش کنید اما بیایید یک مقدار این مسئله را اینقدر تنگنظرانه و متعصبانه نگاه نکنیم. من این نوع قضاوت را تنگنظرانه و متعصابه می دانم. چون من در عکس چیزی نمی بینم جز صداقت و ساده گی آقای مظفری را. او به رهبر کرنش نکرده است، دولا که نشده است. دست به سینه ایستادن و اندکی به جلو رفتن رسم روزانه مردم ماست. این رسم در بین مردم از سر عادت است و چیز غیر عادیی نیست که ما آن را عیب بدانیم. صرفنظر از اینکه یک رهبر باید مورد احترام قرار بگیرد. اگر او رهبر ایران است، مظفری و همراهانش سفیران افغانستان هستند که در چنین مواردی ایجاب می کند که رسم و ادب معمول مردم کشورش را بجا بیاورد. اگر مظفری کار غیرعادی می کرد، آنوقت داستان چیزی دیگر بود. اما به این تصویر اگر خالی از غرض نگاه کنیم، تنها یک تصویر است که نشان می دهد رهبر ایران با شاعران افغان دیدار می کند، همانطور که خامنه ای در حالت ایستاده دست به سینه با آنها احوال پرسی می کند، در مقابل شاعران افغان نیز احترام متقابل نشان داده اند. زشتی در کجای این تصویر است؟ زشتی در پیشداوری ماست و در تصدیق های بلاتصوری که همه ما به آن عادت کرده ایم.
هاتف ادامه می دهد:
آیت الله خامنه یی کار سیاسی می کند با این ملاقات ها. جلسه ی نقد ادبی که نبوده. وقتی او کار سیاسی می کند ، رفتن به دیدار او اجابت آن کار سیاسی است. 
 من مدت کوتاهی را در ایران بسر برده ام و همراه با طلبه های که در حوزه های علمیه درس می خواندند رابطه نزدیک داشتم. من از شنیدن این جمله ها "دیدار با رهبر" یا "دیدار رهبری" عادت کرده بودم و آنقدر هم برایم جالب نبود و یا شاید انگیزه در کار نبود که بپرسم چه شد و چه کردند. دیدار با رهبر به یک رسم عادی تبدیل شده است در ایران البته نه تنها در میان طلاب حوزه ها بلکه در میان دانشجویان، شاعران، هنرمندان، خانواده بازماندگان قربانیان جنگ ایران و عراق و کشاورزان هم معمول است. این برای ما افغانها یک عمل نادر و عجیب بنظر می رسد و برای اولین بار است که خیلی از افغانها می شنوند که شاعران افغان با رهبر ایران دیدار داشته اند. به عبارت دیگر، رهبر و مقامات ایران با این گونه دیدارها عادت کرده اند.
از یاد نبریم که ما در مورد یک کشور بنام ایران بحث می کنیم. کم پنداشتن دولت ایران به مثابه نادیده گرفتن یک دولت مقتدر و نظاممند است که همه این ارزشها را داراست. من از ایران پشتیبانی نمی کنم اما این را می خواهم یادآور شوم که ما افغانها در مورد دولت ایران کم می دانیم و یا اهمیت آن را فقط از مرز افغانستان و پاکستان می سنجیم.

هاتف باید به این امر واقف شود که این یک پدیده جدیدی نیست و حتی ممکن است سیاسی هم نباشد. فکر می کنید، خامنه ای با دیدن چند تا شاعر افغان چه چیز حاصلش شد؟ آیا کار سیاسی را می شود با شاعران پیش برد، آنهم شاعرانی که اکثرا ساکن ایرانند و شاید در مورد کشور شان به غیر از شعر و ادبیات چیزی نمی دانند؟ در تاریخ اگر چنین موردی داشته ایم که شاعران امور مملکت را در دست داشته اند لطفا به من ارجاع دهید.

بلی، من هم در این مورد با شما موافقم که دست دولت ایران در امور افغانستان دراز است. از هر فرصتی استفاده می کنند تا به اهداف شان برسند اما من هنوز فکر می کنم که دیدار شاعران افغان با خامنه رهبر ایران یک رخداد فرهنگی و اجتماعی بوده است.

Read more...

هلال عید می ‌بینی و من پیوسته ابرویت

عید فطر بر شما مبارک. امشب در کالج عید را جشن گرفتیم. خیلی خوشحال کننده بود. از من پرسیدند که در مورد عید و رسم و رواج های عیدی در افغانستان صحبت کنم. صحبت در مورد فرهنگ و رسوم عیدی در میان مردمم مرا سخت ذوق زده کرد. چیزی که من خودم را جزء کمی از آن می دانم و اما حمل کردن آن را بار بزرگ و افتخارآمیزی کشور و مردم عزیز افغانستان میدانم. عید جزء فرهنگ و رسوم مردم ماست، مسلمانانی که یک ماه به آب و نان دهان بسته اند و تذکیه نفس کرده اند، روح شان را صیقل داده اند و برای فرداهای بهتر دعا کرده اند. خوشا به حال آن پاک طینتان. من منحیث رهبر این گروه و منحیث یک "شیخ" عمل کردم. برای آوردن صلح در افغانستان، کشورهای خاور میانه و در کل برای برقراری صلح در روی زمین دعا کردم و دیگران آمین گفتند.

در آخر چند تا شعر از جمله این شعر را هم برای محصلین ترجمه کردم.
هلال عید می‌بینی و من پیوسته ابرویت
مبارک باد بر تو عید و بر من دیدن رویت

یکی از آهنگ های عیدانه استاد سرآهنگ که توسط "ببرک وسا" به نوتیشن غربی درآمده است و اجرایش را ظاهرا یک پیانیست آلمانی کرده است با هم می شنویم. البته ثبتش توسط آصف معروف در بی بی سی انجام شده است.

این همان آهنگ "شاد کن جان من که غمگین است" می باشد. ببرک وسا، خیلی از آهنگ های قدیمی و معروف افغانستان را به جهان غرب معرفی کرده است. او فعلا رهبر چندین ارکستر در آلمان است, و در چندین دانشگاه درس می دهد و یک عالم دوستدار دارد. در کشورش افغانستان، آیا کسی این بزرگمرد را می شناسد؟

Read more...

کليه حقوق اين سايت متعلق به نسیم فکرت است.هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ مجاز نيست .