هفتاد سالگی بی‌بی‌سی فارسی و نقش آن در افغانستان

دی ۱۴، ۱۳۸۹

نقش رادیوی بی‌بی‌سی در تحولات افغانستان را نمیشود انکار کرد. در روزگاری که هیچ منبع خبری‌ای وجود نداشت، تنها دریچه‌ای آگاهی به دنیای بیرون رادیوی بی‌بی‌سی بود. بی‌بی‌سی به تمام معنی با زندگی مردم درآمیخته بود. من روزگاری را به یاد می‌آورم که یکی از کاکاهایم چند تا گوسفند فروخته بود تا رادیوی پنج صد و سی جاپانی بخرد و بی‌بی‌سی را واضح بشنود. در تمام قریه فقط یک رادیو وجود داشت. برای من همیشه نچ نچ بزرگان مهم بود، چون کنجکاوی‌ام را برمی‌انگیخت و من از روی کنجکاوی هم به رادیو گوش می‌دادم و هم به تفسیر کسانی که از اخبار داشتند.

از آن سالها خیلی گذشته است چون همه چیز تغییر کرده است. و هم خیلی نگذشته است جون همین چند سال پیش بود. درست قبل از ورود نیروهای غربی به افغانستان. اما مردم افغانستان دیگر آن مردمی نیستند که بنشینند به رادیوی بی‌بی‌سی گوش بسپارند. بعد از یازدم‌هم سپتامبر، در همان اوایل سال 2002، رادیوی بی‌بی‌سی رقیب جدی‌ای پیدا کرد: "رادیو آزادی." آن امتیازاتی که رادیوی آزادی داشت و به مردم افغانستان عرضه کرد، فکر می‌کنم بی‌بی‌سی فارسی فاقد آن بود. بعدها، رادیوهای زیادی پا به عرصه وجود گذاشتند که به صورت خلاصه به آنها اشاره خواهم کرد.

اما در مورد رادیو آزادی. درست بعد از یازدهم سپتامبر، رادیوی اروپای آزاد، زیر شاخهء ایجاد کرد بنام رادیوی آزادی بخش افغانستان. کانگرس آمریکا بودیجه خاصی را جهت ایجاد و گسترش رادیو آزادی به دو زبان: "فارسی" و "پشتو،" پرداخت. این در حالی بود که بی‌بی‌سی بخش افغانستان سهم بسیار کوچکی را از بی‌بی‌سی فارسی که عمدتا برای ایران بود - دریافت می‌کرد. و تا آن دم، بی‌بی‌سی هیچ طرح گسترش برنامه‌‌های رادیوی‌اش را برای افغانستان نداشت. حادثه یازدهم سپتامبر خیلی‌ها را دستپاچه کرد، از جمله بی‌بی‌سی را. بی‌بی‌سی، در آغاز تنها به ایجاد نصب دستگاه‌های اف‌ام در چند شهر بزرگ افغانستان اکتفا کرد. هرچند نمی‌شود نقش این دستگاه‌ها را در بهتر شدن کیفیت گیرند‌گی‌اش نادیده گرفت اما ایجاد این دستگاه‌ها در رقابت با رادیو آزادی ناچیز بود. و تازه در سال 2004، ظهور چندین ایستگاه‌ رادیوهای محلی، بی‌بی‌سی را غافلگیر کرد. اما متاسفانه، بی‌بی‌سی هنوز طرح جدی‌ای را برای گسترش و بهتر شدن برنامه‌هایش نداشت. تا اینکه اندک اندک تا سال‌های 2007 و 2008 از شنوندگانش به شدت کاسته شد. و تازه در همین سالها بود بود که بی‌بی‌سی بودیجهء بخش افغانستان را بالا برد و در قدم اول بی‌بی‌سی افغانستان صاحب دفتر بزرگتری شد (شاید یکی از دلایل بالا بردن بودیجه و بزرگ کردن دفتر، ایجاد تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی بود). در قدم بعدی، برنامه‌هایش را از 4 ساعت تا 8 ساعت به حداکثر رساند. در 24 ساعت، حداکثر دو ساعت آن به مسایل سیاسی مربوط می‌شد و آنهم با تکرار بعضی برنامه‌ها. بقیه اوقات که همیشه خالی از برنامه‌های کارآمد روز، تحلیل و بررسی مسایل روز بود، برنامه‌ "خانه نو و زندگی نو" و پخش موسیقی محلی پر کرده بود. در سال‌های اخیر، بی‌بی‌سی برنامه‌هایش را به 18 ساعت افزایش داد. اما همین 18 ساعت برنامه در روز هم، چندان تغییری به وضعیت بی‌بی‌سی و شنوندگانش نیاورد. جالب‌تر از همه این بود که برنامه‌های خبری را در ساعت 5 و 6 صبح پخش می‌کرد. و در عوض ساعت 7 و 8 که مردم وقت صبحانه شان بود و قبل از رفتن به سر کار شان، فرصت گوش دادن به اخبار را داشتند، بی‌بی‌سی برنامه خانه نو زندگی نو را نشر می‌کرد. همین تناقض  در برنامه‌های رادیوی بی‌بی‌سی بخش افغانستان تا سال گذشته ادامه داشت.

باز هم با تغییرات و ازدیاد برنامه‌هایش، چندان تغییری نیامد، به چند دلیل. اول اینکه بی‌بی‌سی هنوز فکر می‌کند مردم مثل دهه 1990 به بی‌بی‌سی گوش می‌دهند. نه خیر. بی‌بی‌سی آن شنونده‌ها را خیلی وقت  از دست داده بود. آنها دهقانان و مردم عادی‌ای بودند که نه سواد خواندن را داشتند و نوشتن را. برای آنها رادیو تنها راه آگاهی از دنیای ماحول و بیرون شان بود. دوم، اما بی‌بی‌سی که دیگر آن بی‌بی‌سی چند سال قبل نیست. با ازدیاد فریکانس‌ها، دامنه فریکانس‌های بی‌بی‌سی محدود شده است. امواج شارپ و کوتاهش به شدت ضعیف شده‌اند، در دهات، به سختی قابل دریافتند، در طول روز آدرس‌هایش از موج به موجی تغییر می‌کنند. برای یک دهقان درک فریکانس‌ها و امواجی را که بی‌بی‌سی اعلام می‌کند محال است. من رادیوهای را دیدم که آنجاهای که بی‌بی‌سی فارسی قابل دریافت بود نشانی شده بود. بی‌بی‌سی متاسفانه از آن اتنها بی‌خبر بود که چگونه در خانه‌ها و دلهای مردم دهات نفوذ کرده بود و مردم با مشقتِ بی‌بی‌سی را دنبال می‌کردند.

این در حالی است که رادیو آزادی، از همان آغاز بزرگترین دستگاه پخش امواج متوسط را در کابل، در پلچرخی نصب کرد. شاید یکی از پرهزینه‌ترین دستگاه‌های رادیوی در افغانستان باشد که من دیدم. من هر باری که به قریه می‌روم، به راحتی می‌توانم رادیو آزادی را در طول روز و شب در موج متوسط بشنوم. علاوه بر این، امواج کوتاهش هم به ساده‌گی قابل دریافتند.

قبلا ذکرش رفت که بی‌بی‌سی چندین دستگاه اف‌ام را در چندین شهر بزرگ افغانستان نصب کرده است. به امیدی اینکه تغییری رونما شود. اما شهرنشین‌ها بصورت غیرمنتظره در معرض ظهور رادیوهای محلی قرار گرفتند که قارچ وار وارد دنیای رسانه شدند. رادیوهای که هم جوان بودند و هم با برنامه‌های جالب و شنیدنی‌شان شنونده‌های زیادی را جذب کردند. رادیوهای که بصورت مستقیم با شنونده‌های شان ارتباط مستقیم برقرار می‌کردند و اینطور بنظر می‌رسید که شنونده سهمی داشتند. روش بسیار مدرن و امروزی که خیلی از رسانه‌های امروزی می‌خواهند به اجراء بگذارند. اما متاسفانه، این چنین طرح‌ها در بی‌بی‌سی فارسی جایش خالی بود.

رویهم رفته، ظهور چندین ایستگاه رادیویی از یک طرف و گسترش انترنت در افغانستان از طرف دیگر، اگر بی‌بی‌سی در برنامه‌هایش در افغانستان توسعه و تغییری نیاورد، ممکن است، نام بی‌بی‌سی اندک اندک از یادها زدوده شود. مخصوصا، در میان نسل نوی افغانستان که چندان علاقه‌ای به بی‌بی‌سی ندارند. چون هیچ مشترکات بین این نسل و بی‌بی‌سی امروزی که هیچ برنامهء به دردبخوری برای آنها ندارد، وجود ندارد. بی‌بی‌سی هنوز فکر کهنه بر سر دارد و فکر می‌کند با اخبار و تحلیل‌های که روزگاری با مرگ و زندگی مردم درآمیخته بود ـ می‌تواند مردم را در پی رادیوهایش میخکوب کند. اما غافل از اینکه مردم دیگر حداقل به درک این امر فایق آمده‌اند که سرانجام زنده مانده‌اند و خواهند ماند و باید زندگی خوب‌تری داشته باشند. در این مرحله، نه تنها بی‌بی‌سی طرح و برنامه ندارد بلکه هنوز نتوانسته است از شوکِ که با پیشرفت رقیبانش برش وارد شده است، به خود بیاید.

امروز، تنها چیزی که بیشتر محبوب‌تر و پرخواننده‌تر است، سایت بی‌بی‌سی فارسی است. براساس این گزارش وال استریت ژورنال، حدود 12 ملیون نفر دسترسی به تلفن مبایل دارند که از این تعداد بیشتر از دو ملیون نفر دسترسی به انترنت دارند. همین تعداد، سالانه چندین برابر می‌شود. یعنی کسانی که سواد خواندن و نوشتن را دارند و از موبایل و انترنت استفاده می‌کنند، به سختی می‌توان باور کرد که امروز به رادیو گوش می‌سپارند.

لازم به ذکر است که برنامه‌های چون "روز هفتم"، "افغانستان در قرن بیستم از ظاهر طنین"، "پیک شامگاهی آقای لطفعلی خنجی، سلسله برنامه‌های "خانه نو، زندگی نو" و برنامه تفریحی "هارون یوسفی و خانمش" طرفداران زیادی در دهات و شهرهای افغانستان داشتند.

اما امروز، بی‌بی‌سی باید بداند که طیف بزرگی از مردم که اکنون به رسانه علاقمندند اکثرا قشر جوانند و خوشبختانه آنان تحصیلکرده‌اند و دسترسی گسترده‌ای به رسانه‌ها دارند. یعنی بی‌بی‌سی باید در پی جستجوی جای پای در میان این همه غول‌های رسانه از خارجی گرفته تا داخلی باشد. اگر بی‌بی‌سی هنوز بی‌خبر مانده است، این خبر باید بهت زده‌اش کند: "براساس این روزنامه انگلیسی زبان اماراتی، سعد محسی، رئیس موبی گروپ، قرار است پایگاهِ در دوبی ایجاد کند. آقای محسنی گفته است که می‌خواهد در ظرف 18 ماه آینده، پنج کانال تلویزیونی را در منطقه ایجاد کند. آقای محسنی گفته است که یکی از اهدافش حضور گسترده‌ در خاورمیانه و آسیای جنوبی است." لازم به ذکر است که این خبر از دو روز پیش است.
حالا، با چنین غولی که بزرگترین‌ رسانه‌های افغانستان را اداره می‌کند، رقابت کار ساده‌ای نیست. در مرحله اول، ممکن است بی‌بی‌سی کارکنانش را از دست بدهد.

هرچند سخن ما بر سر رادیوی بی‌بی‌سی فارسی است اما لازم می‌بینم که این نکته را در مورد تلویزیون بی‌بی‌سی اضافه کنم. من چندین بار در مورد تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی نوشته‌ام، اما اینجا تنها به ذکر این نکته اکتفا می‌کنم که تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی، اگر با همین شیوه‌ای که تا حال پیش رفته است، اگر در آینده، در برنامه‌هایش تغییری ایجاد نکند، در افغانستان بیننده‌ای نخواهد داشت. دلیل عمده آن این است که قابل دسترس عموم نیست و برای دریافت بی‌بی‌سی باید هزینه کرد. برای یک شنونده کنجکاو، اولین چیزی که در ذهنش خطور می‌کند این نکته است که آیا می‌ارزد برای دستگاه گیرنده‌ای برای دریافت تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی خرچ کرد که آنهم به ندرت به مسایل افغانستان می‌پردازد و در هفته شاید دو گزارش هم نشر نکند؟ به گفته انگلیسی زبان‌ها که it doesn’t make sense

بی‌بی‌سی، این نکته را هم باید درک کند که جنگ در افغانستان تمام شده است. مردم به شدت خسته‌اند از اخبار جنگ. آنها می‌خواهند به زندگی عادی برگردند، به موسیقی گوش بسپارند، با برنامه‌های سرگرم‌کننده، خود شان را سرگرم کنند، خنده کنند و عشق را در زندگی شان تجربه کنند.

در زمانیکه هرکس از بی‌بی‌سی تعریف می‌کنند، من حیث یک شنونده به جای مدح بی‌بی‌سی خواستم به این مشکلات ملموس شان اشاره کنم. چون با مدیحه سرایی نمی‌توانیم چیزی را تغییر بدهیم. آنهمه افتخارات مربوط به بی‌بی‌سی است و خواهند ماند اما مربوط به گذشته‌هاست.

من به یقین می‌دانم کسانی که در بی‌بی‌سی فارسی هستند ظرفیت پذیرش نقد را دارند. و این بدین معنی است که من این رسانه را دوست دارم و خودم را یکی از هوادارانش می‌پندارم. فکر می‌کنم بد نیست، بی‌بی‌سی فارسی، منحیث یک رسانه پیر، نظرخواهی‌ی را راه بیاندازد و از بینندگان، خوانندگان و شنوندگانش بخواهد تا برای بهتر شدن برنامه‌هایش نظر بدهند.

2 نظرات شما:

Rémy ۱۵ دی ۱۳۸۹ ه‍.ش.، ساعت ۱۳:۳۶  

Hi Nasim, thanks for telling me about this article! As you already know, I find this topic of how the BBC Persian deals with Afghanistan to be quite interesting. I wasn't aware of the history of the BBC Radio service in Afghanistan so this post was very informative for me, and I especially liked how you talked about the reasons and factors which made former BBC Radio listeners in Afghanistan begin listening to VOA Radio or local Afghan radio stations instead of BBC Radio. Do you know if the BBC Pashto radio service in Afghanistan also been suffering from the same problems?

نسیم فکرت ۱۵ دی ۱۳۸۹ ه‍.ش.، ساعت ۱۶:۵۰  

Jad,

As far as I know the BBC Pashto section suffers the same fate as Farsi. I deliberately talked about BBC Persian which was supposed to be more pervasive throughout Afghanistan.

Thanks for you comment.
nasim

ارسال یک نظر

لطفا آنچه مربوط به یادداشت می شود بنویسید.


کليه حقوق اين سايت متعلق به نسیم فکرت است.هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ مجاز نيست .