بارها و بارها خواستم در مورد فرهاد دریا چیزی بنویسم اما گویا گاهی آدم نمیتواند در مورد کسی بنویسد که کارشهایش، ابتکاراتش، هنرش و حس وطن دوستیاش آنقدر گسترده و عظیم است که در یک صفحه و چند صفحه نمیگنجد. من از این به بعد هر از گاهی فرصتی را برای فرهاد دریا اختصاص میدهم و بعضی ویژهگیها و خلاقیتهای را که من در او میبینم، خصوصا، در این اواخر، برجسته خواهم کرد.
یکی از ویژهگیهای فرهاد دریا این است که هنرمند باسواد است. همگام با عصرش گام برمیدارد و میداند نسل جدید چه میخواهد. او فعلا سرتاج موسیقی افغانستان است و همیشه در آن بالاها جای دارد. او تقلید نمیکند، از کسی کوپی برداری نمیکند بلکه از خودش مایه میگذارد. فرق فرهاد دریا با دیگران این است که او به معنی دقیق کلمه هنرمند است. من کسی را هنرمند نمیدانم که با کاسیو و کیبورد و تبله صدای جیغ و ویغش را بلند کند و بعد سه چهارها دخترک تاجیکی و یا ازبکی را در پسزمینه کلیپش نمایش دهد. او هنرمند نیست، او شررمند است. کسی که در پی فریفتن اذهان عامه است و کسی که چیزی ندارد میخواهد در پس تصویر خودش را گم کند.
یادم نمیرود، حدودا، شش هفت سال پیش بود در یکی از مصاحبههایش ازش شنیدم که میگفت، روزگاری به موسیقی کلاسیک و خرابات علاقمند بود اما رفته رفته متوجه شد که شنونده ندارد، علاقمند نیست برایش. او به زودی تغییر مسیر داد و به پاپ رو آورد. پاپی که حالا او اجرا میکند، از هر ویژهگی و از هر ژانری برخوردار است و از هر سرآبی آب میخورد. چند سال پیش، ابتکاری به خرج داد و با بزرگترین نوازندگان و آوازخوانان غربی کانسرتهای بیبدیلی ارائه کرد. آهنگ "
سلام آلیک" از هر نگاه بینظیر است. برای شخص من، فکر میکنم که تغییر و تحول در موسیقی و ذهن فرهاد دریا از اینجا آغاز شد. او دانست که اصلا موسیقی بیتبله و هارمونیه چقدر جذبه دارد و چقدر علاقمند سر در هر هو هویش جنباند. من هنوز آن آهنگ را در سر دارم. هنوز که هنوز است هو هوی فرهاد دریا در گوشم طنین انداز است.
به دنبال آن آهنگ "
دهلی بزن" را ارائه کرد که با همکاری همان نوازندگان غربی اجراء کرده است. اگر در آن مملکت وجدانی وجود داشته باشد، فرهاد دریا، باید به بت همدلی و وحدت ملی تبدیل شود. فرهاد گلو پاره میکند و فریاد برمیآورد که بیایید باهم شویم، نزدیک شویم، زندگی کنیم و لذت ببریم. فرهاد دریا، تشنه سخن گفتن، نجواهای دوستانه و برادرانه است. از همین روست که آوخ میکشد که دوری و ناصبوری من و تو را دربدر کرده است.
گزارش بیبیسی در مورد برنامه فرهاد دریا برای جوانان تحت نام "زندگی زیباست" مرا واداشت تا در مورد او چیزی بنویسم. من خیلی نگران او هستم چون او آدم بااستعداد است و میتواند بزرگتر و شکوهمندتر از این بدرخشد اما متاسفانه اطراف او را آدمهای نه چندان دلسوز احاطه کرده است. فرهاد باید به خود آید و تکانی به خود بدهد. هنوز دیر نشده است و نباید ساکت بماند.
یکی از نوآوریهای او این است که آهنگهای گذشتهاش را بازخوانی میکند و با مخلوطی از راک و جاز چیزی میسازد که هر سنگ دلی تاب و توانش را از دست داده و به هیجان و خلسه میبرد. یکی از نمونههای که او که اخیرا بازسازی کرده است آهنگ "سرزمین من،" آهنگ زیر است.
Read more...