خروج ناتو و جنگ داخلی دیگر در پیش
April 23، 2010
فریادهای خوشبختی و خوش باوری هم روزی باید سر برسد. از همین اکنون فردای تاریک و وحشتناکی منتظر مردم افغانستان خواهد بود.
نه سال فرصتی بود که این کشور از اعماق بدبختی و جنگ بیرون آید. اما سیاستمداران غرق درفساد ما، به این فکر نکردند که دارند فرصت طلایی را از دست میدهند. توهم آنان این بود که آمریکا وقتی به افغانستان آمده اند میمانند. خیلیهای دیگر باور داشتند که به خاطر منفعت خاور میانه آمده است. اما امروز شنیدید که ناتو تصمیم گرفت است تا یک سال دیگر مسئولیت امنیت کشور را به عهده دولت افغانستان واگذار میکند.
بارها رئیس جمهوران آمریکا گفته بودند که به خاطر از بین بردن پایگاه های القاعده که امنیت آمریکا را تهدید میکند به افغانستان رفته است و الا هیچ منفعتی در آنجا نمی بیند. اما این حرفها گوشهای شنوا نیافت. کرزی و همقطارانش دچار این توهم بودند که آمریکا از افغانستان بیرون نخواهد رفت. ناتو، علاوه بر مشکلات و فشارهای فرساینده از طرف هم پیمانان عضوش، مشکلات چشمگیر دیگری نیز دامنگیرش شده که بی حد و حصر است. از دخالتها و اکمالات تسلیحاتی از طرف ایران و پاکستان گرفته تا تهدید امنیت شخصی افراد، متخصصین نظامی در پایگاههای آموزشی نظامی، موسسات و سازمانهای امداد رسانی. فقط کافی است به همین چند نمونه اخیر که در چند هفته پیش اتفاق افتاد توجه کنید.
1- کرزی آمریکا را تهدید کرد که اگر خلاف خواستهایش رفتار کند با طالبان میپیوندد.
2- کرزی خارجی ها را به دخالت در امور داخلی کشور محکوم کرد.
3- کرزی با تبانی والی هلمند، کارمندان شفاخانه ایمرجنسی ایتالیایی را دستگیر و متهم در حملات تروریسی کردند.
4- به دنبال تیرهگی روابط کرزی با آمریکا، وزارت داخله افغانستان به مهمانخانهها و رستورانتهای خارجیها در کابل هجوم بردند، کارکنان زن را که اکثرا از آسیای میانه و اروپای شرقی بودند بازداشت کردند، نوشابههای الکلی آنها را مصادره کردند، مهمانان خارجی را تهدید کردند. این در حالی است که آنان اجازه رسمی از وزارت اطلاعات و فرهنگ داشتند و حتی سخنگوی وزارت اطلاعات و فرهنگ اذعان کرد که تمام رستورانتهای خارجی اجازه رسمی داشتند تا برای مهمانهای شان مشروبات الکلی صرف کننند.
بهرحال، برخیها بنا بر یک سری تحلیلهای ساده و ابتدائی گفته اند که بعد از خروج نیروهای ناتو از افغانستان، انتظار جنگ ویرانگر داخلی دیگر را باید داشت. جنگ داخلی قطعی است. به چند دلیل:
عبدالله عبدالله و تیم مخالف کرزی اکثرا مسلحند. اکثرا کسانی اند که دولت آنان را نادیده گرفته است.
طالبان دشمنان دیروزی جبهه شمال است و هر طوری شده همان اتحاد اجباری سالهای اخیر قبل از یازدههم سپتامبر احیا خواهد شد. خارجیها تصویری دیگری از طالبان دارند: وحشی و ضد حقوق انسانی. تا حدی درست است اما برای مردم افغانستان طوری دیگری است. مثلا علاوه بر این که طالبان یعنی حکومت پشتونیزم، تصاویر وحشتناک دیگر را نیز زنده میکند. قتل عام و چور و چپاول زنان شمالی از یاد شمالیها نرفته است. قتل عام مزار، بامیان و یکاولنگ از یاد هزارهها و ازبکها نرفته است. بهتر است بعضی وقتها دقیق باشیم. مثلا به جایی اینکه بگوییم، طالبان ضد انسان است، باید ببینیم کدام انسان. آن انسانها، تاجک، ازبک و هزاره هستند. با گفتن این نه دشمنی با پشتونها کردهایم و نه هم حقیقت را پنهان.
هرچند در وزارتهای داخله و دفاع، بین سالهای 2004 تا 2009 تغییرات فاحشی رخ داد و در اثر آن اکثر جنرالان و افراد مهمی دولت ربانی برکنار شدند اما هنوز اکثیرت قابل توجه را تاجیکها تشکیل میدهند، هم در وزارت داخله و هم در وزارت دفاع.
اردوی ملی و پلیس توانای گرفتن امنیت کشور را نخواهد داشت. مگر اینکه هنوز نیروهای خارجی با حمایت سازمان ملل در کشور باقی بماند.
اما خوش باوری هم وجود دارد که با سهم گرفتن گلبدین حکمتیار و طالبان در قدرت، ممکن است مشکل حل خواهد شد. این خوش باری ما را به یاد اوایل سالهای جنگ داخلی میاندازد که گلبدین و مسعود قرار بود باهم کنار بیایند.


