فرهاد دریا، سرتاج بینظیر موسیقی
August 11، 2010
بارها و بارها خواستم در مورد فرهاد دریا چیزی بنویسم اما گویا گاهی آدم نمیتواند در مورد کسی بنویسد که کارشهایش، ابتکاراتش، هنرش و حس وطن دوستیاش آنقدر گسترده و عظیم است که در یک صفحه و چند صفحه نمیگنجد. من از این به بعد هر از گاهی فرصتی را برای فرهاد دریا اختصاص میدهم و بعضی ویژهگیها و خلاقیتهای را که من در او میبینم، خصوصا، در این اواخر، برجسته خواهم کرد.
یکی از ویژهگیهای فرهاد دریا این است که هنرمند باسواد است. همگام با عصرش گام برمیدارد و میداند نسل جدید چه میخواهد. او فعلا سرتاج موسیقی افغانستان است و همیشه در آن بالاها جای دارد. او تقلید نمیکند، از کسی کوپی برداری نمیکند بلکه از خودش مایه میگذارد. فرق فرهاد دریا با دیگران این است که او به معنی دقیق کلمه هنرمند است. من کسی را هنرمند نمیدانم که با کاسیو و کیبورد و تبله صدای جیغ و ویغش را بلند کند و بعد سه چهارها دخترک تاجیکی و یا ازبکی را در پسزمینه کلیپش نمایش دهد. او هنرمند نیست، او شررمند است. کسی که در پی فریفتن اذهان عامه است و کسی که چیزی ندارد میخواهد در پس تصویر خودش را گم کند.
یادم نمیرود، حدودا، شش هفت سال پیش بود در یکی از مصاحبههایش ازش شنیدم که میگفت، روزگاری به موسیقی کلاسیک و خرابات علاقمند بود اما رفته رفته متوجه شد که شنونده ندارد، علاقمند نیست برایش. او به زودی تغییر مسیر داد و به پاپ رو آورد. پاپی که حالا او اجرا میکند، از هر ویژهگی و از هر ژانری برخوردار است و از هر سرآبی آب میخورد. چند سال پیش، ابتکاری به خرج داد و با بزرگترین نوازندگان و آوازخوانان غربی کانسرتهای بیبدیلی ارائه کرد. آهنگ "سلام آلیک" از هر نگاه بینظیر است. برای شخص من، فکر میکنم که تغییر و تحول در موسیقی و ذهن فرهاد دریا از اینجا آغاز شد. او دانست که اصلا موسیقی بیتبله و هارمونیه چقدر جذبه دارد و چقدر علاقمند سر در هر هو هویش جنباند. من هنوز آن آهنگ را در سر دارم. هنوز که هنوز است هو هوی فرهاد دریا در گوشم طنین انداز است.
به دنبال آن آهنگ "دهلی بزن" را ارائه کرد که با همکاری همان نوازندگان غربی اجراء کرده است. اگر در آن مملکت وجدانی وجود داشته باشد، فرهاد دریا، باید به بت همدلی و وحدت ملی تبدیل شود. فرهاد گلو پاره میکند و فریاد برمیآورد که بیایید باهم شویم، نزدیک شویم، زندگی کنیم و لذت ببریم. فرهاد دریا، تشنه سخن گفتن، نجواهای دوستانه و برادرانه است. از همین روست که آوخ میکشد که دوری و ناصبوری من و تو را دربدر کرده است.
گزارش بیبیسی در مورد برنامه فرهاد دریا برای جوانان تحت نام "زندگی زیباست" مرا واداشت تا در مورد او چیزی بنویسم. من خیلی نگران او هستم چون او آدم بااستعداد است و میتواند بزرگتر و شکوهمندتر از این بدرخشد اما متاسفانه اطراف او را آدمهای نه چندان دلسوز احاطه کرده است. فرهاد باید به خود آید و تکانی به خود بدهد. هنوز دیر نشده است و نباید ساکت بماند.
یکی از نوآوریهای او این است که آهنگهای گذشتهاش را بازخوانی میکند و با مخلوطی از راک و جاز چیزی میسازد که هر سنگ دلی تاب و توانش را از دست داده و به هیجان و خلسه میبرد. یکی از نمونههای که او که اخیرا بازسازی کرده است آهنگ "سرزمین من،" آهنگ زیر است.
یکی از ویژهگیهای فرهاد دریا این است که هنرمند باسواد است. همگام با عصرش گام برمیدارد و میداند نسل جدید چه میخواهد. او فعلا سرتاج موسیقی افغانستان است و همیشه در آن بالاها جای دارد. او تقلید نمیکند، از کسی کوپی برداری نمیکند بلکه از خودش مایه میگذارد. فرق فرهاد دریا با دیگران این است که او به معنی دقیق کلمه هنرمند است. من کسی را هنرمند نمیدانم که با کاسیو و کیبورد و تبله صدای جیغ و ویغش را بلند کند و بعد سه چهارها دخترک تاجیکی و یا ازبکی را در پسزمینه کلیپش نمایش دهد. او هنرمند نیست، او شررمند است. کسی که در پی فریفتن اذهان عامه است و کسی که چیزی ندارد میخواهد در پس تصویر خودش را گم کند.
یادم نمیرود، حدودا، شش هفت سال پیش بود در یکی از مصاحبههایش ازش شنیدم که میگفت، روزگاری به موسیقی کلاسیک و خرابات علاقمند بود اما رفته رفته متوجه شد که شنونده ندارد، علاقمند نیست برایش. او به زودی تغییر مسیر داد و به پاپ رو آورد. پاپی که حالا او اجرا میکند، از هر ویژهگی و از هر ژانری برخوردار است و از هر سرآبی آب میخورد. چند سال پیش، ابتکاری به خرج داد و با بزرگترین نوازندگان و آوازخوانان غربی کانسرتهای بیبدیلی ارائه کرد. آهنگ "سلام آلیک" از هر نگاه بینظیر است. برای شخص من، فکر میکنم که تغییر و تحول در موسیقی و ذهن فرهاد دریا از اینجا آغاز شد. او دانست که اصلا موسیقی بیتبله و هارمونیه چقدر جذبه دارد و چقدر علاقمند سر در هر هو هویش جنباند. من هنوز آن آهنگ را در سر دارم. هنوز که هنوز است هو هوی فرهاد دریا در گوشم طنین انداز است.
به دنبال آن آهنگ "دهلی بزن" را ارائه کرد که با همکاری همان نوازندگان غربی اجراء کرده است. اگر در آن مملکت وجدانی وجود داشته باشد، فرهاد دریا، باید به بت همدلی و وحدت ملی تبدیل شود. فرهاد گلو پاره میکند و فریاد برمیآورد که بیایید باهم شویم، نزدیک شویم، زندگی کنیم و لذت ببریم. فرهاد دریا، تشنه سخن گفتن، نجواهای دوستانه و برادرانه است. از همین روست که آوخ میکشد که دوری و ناصبوری من و تو را دربدر کرده است.
گزارش بیبیسی در مورد برنامه فرهاد دریا برای جوانان تحت نام "زندگی زیباست" مرا واداشت تا در مورد او چیزی بنویسم. من خیلی نگران او هستم چون او آدم بااستعداد است و میتواند بزرگتر و شکوهمندتر از این بدرخشد اما متاسفانه اطراف او را آدمهای نه چندان دلسوز احاطه کرده است. فرهاد باید به خود آید و تکانی به خود بدهد. هنوز دیر نشده است و نباید ساکت بماند.
یکی از نوآوریهای او این است که آهنگهای گذشتهاش را بازخوانی میکند و با مخلوطی از راک و جاز چیزی میسازد که هر سنگ دلی تاب و توانش را از دست داده و به هیجان و خلسه میبرد. یکی از نمونههای که او که اخیرا بازسازی کرده است آهنگ "سرزمین من،" آهنگ زیر است.


12 نظرات شما:
واقعا مطلب زیبا و تعریف به جایی بود
من هم به فرهاد دریا بسیار علاقه دارم بیشتر از هر چیزی به حس وطن دوستی و صدای زیبایش
خواننده ای برای افغانستان
اسمی هست که من روی او گذاشته ام
امیدوارم همیشه موفق باشد
عبدالخالق، پیامت را حذف کردم چون به فرهاد تهمت زده بودی.
maa ke saal ha goftim, Farhad Darya, Rafiq daryae maa ast, lala daryae maa ast,yaki az ashkhase list 13 nafarae eshqi maa ast. zenda baad darya wa musiqi ash
aaqaye fekrate aziz, agar payam maara farsi besazid, mamnon khaahim shod. banda dar khanae bedon faarsi nawes ba sar mibarad. tashakor
salam aqaye fekrat, payamam imshabam ra nashr nakonid. farda farsi nawes khaham dasht, wa khodam chez ba dard bkhori khaham nawesht. kami zawq zada shoda bodam waqti aan payam ra naweshtam. ba har sorat. sabz bmanid
فکرت عزیز گل گفتی و نظرت هست و برداشتت از پدیده.
اما به نظر من آقای فرهاد دریا هنرمند سفارشی است تاهنرمند معتقد و خود جوش که خودش و ماهیت درونی اش درهنرش حضور داشته باشد. فردهاد دریا هنر را سیاسی کرده است تا از این طریق هم نانی به دست آید وهم نامی. فرهاد دریا نه به وحدت ملی می اندیشد و نه هم به چنین چیزی اعتقاد دارد. بلکه او با این استفاده از این پدیده های برسکوی شهرت بنشیند و اندکی پول به دست آورد. فرهاد دریا حتی رفیق خوب هم نیست. مگر نوشته آقای بصیر احمد حسین زاده را نخواندی که نوشته بود قهار عاصی از مشهد به فرهاد دریا زنگ زد که کمکم کن گفت که فقط ازمن پول طلب نکن.
اما اینکه تو عاشق کارهای دریا هستی خوب دلت و بایسکیلت.
http://kabulpress.org/my/spip.php?article22807
درود برنسیم فکرت!!
من اگرچه آهنگ های فرهاددریا را نمی شنوم ولی جند سال پیش در یکی از مصاحبه هایش شنیدم که گفت من هزارگی می خوانم به این مفهوم که به مردم هزاره و گویش هزارگی احترام دارم ازبیکی می خوانم به مردم و گویندگان این زبان احترام دارم. گفت افغانستان سخت شکتسه احساس ها جریحه دار شده ما باید بازسازی کنیم از آهنگ هایش معلوم است که همین هدف را دنبال می کنه سال گذشته در مصحبه اش گفت که من می خواهم در آهنگ های جدیدم عرفان مدرن را جا دهم از سهراب یاد کرد به عنوان نمونه شعری از عرفان مدرن.
خلاصه او مرد مبتکر و خلاق است می ارزد از او تمجید نه بلکه حقیقتش را اذعان کرد. و راستی یک آهنگ اش «مهربانی سخت می خواند به چشمانت صنم و آهنگ اصلی وطن افغانستان دی» دوست دارم. نسیم جان موفق باشی
نسیم جان سلام
میخواهم بگویم چند سال پیش کسی جز تو نبود که میگفت |فرهاد جویچه| و نمیگفت فرهاد دریا. یادت است، همو وقت هایی که وبلاگ داشتی و kabuli.net ' kabuli.org را نساخته بودی؟ خوب است در طرز تفکر خودت یک تحول میبینم. هرچند همیشه حرف امروزت را تا فردا میتوان نمیشود اعتماد کرد. به هرحال فرهاد دریا و اندیشه هایش دوست داشتی اند، آوازش و نوآوری هایش هم ستودنی. اما اخلاق دریا که همیشه دنبال شهرت روان است خوشایند نیست. فرهاد دریا یک آهنگ اگر اجرا میکند، چند و چندین مصاحبه میکند. گاهی، فرهاد دلش به مصاحبه همراه بی بی سی "فقط بخاطر معرفی یک آهنگش" یخ نمیکند. دست به دامن دویچه ویله، صدای امریکا، رادیو فرانسه، یگان چینل های ایران و تاجکستان و غیره هم میاندازد... با اینهمه، تلویزیون آریانا و چند فرستنده دیگر هم باید گپ های فرهاد را در مورد آهنگش نشر کند. فرهاد به اینها اکتفا نکرده، در همان کابل پودر، میک اپ، سرخی و سفیده و جیل موی و همه و همه را به سر و صورت مالیده، آقایان و خانم هایی را با یک میکروفون موظف میسازد تا همراه فرهاد گپ بزنند... و سوالات فرمایشی او را تکرار کنند و فرهاد از همان آخرین آهنگش بگوید و بگوید و بگوید... برادر، مردم که خر نیستند! ما هم میفهمیم چه میخوانی، بگذار و اجازه بده مردم قضاوت کنند! فراموش نکنیم فرهاد آهنگ هایی مثل تن تن اتن اتن دهلی بزن هم دارد که گویا پیام دارد و شعری بی مفهوم دری و پشتوی نامکمل. گفتنی زیاد است، صفحه گک خورد. ترس از آن است که نسیم جان بعد از اشامیدن و تنفس آب و هوای امریکای سانسور هم یاد گرفته است. زمانی بود که دشنام های رکیک مردم در همین وبلاگ دل ما را گرفته بود. امروز نمیدانم که آن عبدالخالق نام چه تهمتی کرده بود که پیامش حذف گردید؟ به هرحال صلاح دریای کابل حامدخان کرزی بهتر داند.
با احترام زیاد
یک دوست قدیم
هر هنرمند میتواند مکانی را در دل شنوندگان خود بوجود بیاورد. قندی کوچی هم طرفداران و شنوندگان دارد که به صدای او دلبسته است. آنچه بیشتر در آهنگ های فرهاد به نظر میاید آهنگ های کوچه و بازار میباشد. چیغ زدن را همه بلد اند ولی اندک اند که آواز خواندن را بلد باشد.
نسیم جان ازاینکه واقعبینانه مینویسی خوشحالم اتفاقا من همین دیروز درباره کار جدید دریا مطلبی در وبلاگم گذاشته ام بخوانید
ارسال يک نظر