ژولیده سرایی
July 30، 2010
من شاعر نیستم اما شعر را دوست دارم. شعری که شعر باشد نه حاصل تراوش هیجانات روحی و زودگذر سراینده آن. شکی نیست که هر شاعری دچار چنین وضعیت بدبینی، شکاکیت، سردرگمی و نوعی توهم نوستالوژیک همراه با حس وطن دوستی و مردم دوستیاش میشود. اما آه بر آن شاعری که معجونی از این همه سردرگمیها، درماندگیها، خودنابینیها و بهت زده دست به شعر سرایی بزند.
اخیرا، شریف سعیدی، شعرهای دور درازی سروده که (یکش را به دخترش تقدیم کرده) سر و ته آن درهرجا بند است. آدم حیران میماند از کجایش شروع کند و به کجایش ختم کند. اصلا هدف شاعر چیست، میخواهد چه بگوید؟ نمیدانم، که گفته است که هرچه بدبختی و یا هرچه شیرینی و زیبایی را در شعر تان بگنجانید شعر است. اگر چنین چیزی را شعر بگوییم باید این را قالب نو زد.
معمولا، سنت این است که یک خواننده میخواهد شعری را بخواند که اول برای او فضا ایجاد کند و بعد کلماتند که تاثیر میگذراند نه موضوع گوگانون در یک شعر بیسرو پا و نه هم زهر در واژهها.
چنین شعرها بیشتر به نثری میماند که نویسنده آن لم داده بر تشک اسفنجی و تکیه بر پشتی گلدار، چای سبز هیلدار را سرکشیده و پا روی پا انداخته و در اوقات مختلف و با روحیه و اشکال مختلف نوشته باشد و فکر میکنم تاثیر آن هم بیشتر خواهد بود تا گسستن آن به چندین قطعه.


3 نظرات شما:
احسن شیر بچه هزاره این تحلیل تان جالب بود گمانم خودت هم امروز چای سبز هیل دار یا یگان گیلاس مایع مقوی وآرامبخش!!! خورده بوده ی !!!
Nasim mohtaram man ham ba nazaretan movafegham.
بله فکرت جان درست گفتی ولی درافغانستان
ژولیده هرکه هرچه خواست می کند مگر نشنیدی چند روز پیش ملا تره خیل کوچی در پل خشتی کابل دونفر راکشته و 5 نفر دیگر را زخمی کرد اینگونه موجودات
که از یک حیوان وحشی هم خطر ناکتر است کاندید پارلمان افغانستان است واقعا گیج مانده ام
اینها که هنوز اهلی نشده اند و سرسخت ترین دشمنان قانون هستند چگونه درخانه ی ملت واطاق فکر افغانستان می روند و قانونگذاری می کنند و از قانون محافظت می نمایند؟؟!!!!!!!!!!
فکرت جان اگر وقت داری یک مقاله پیرامون این موضوع نوشته به رسانه های خا رجی بدهید خیلی عجیب و تکان دهنده است که گارد یک کاندید پارلمان در وسط شهر مردم را به رگبار بیگیرد!!!!!!
ارسال يک نظر