چرا "نمی‌فهمیم" و "نمی‌خواهیم بفهمیم؟"

May 25، 2010

چرا "نمی‌فهمیم" و "نمی‌خواهیم بفهمیم،" هر دو مقوله‌‌های از هم جداست اما سرشت کلیِ هر دو یکی است. مقوله "چرا نمی‌فهمیم" شاید برای اینکه موضوع تا آن حد پیچیده و تو در تو باشد که برای فرد شنونده و یا متاثیرشده حتی درک ابتدایی از حادثه دشوار باشد. شاید هم اطلاعاتش حکم افواهی داشته باشد. شاید گذر ذهنش پرورده این کوتاهی باشد که فقط امروز را به خاطر آرد و عجز برقراری ارتباط با گذشته حوادث داشته باشد. شاید ذهن آن فرد گرفتار کلیشه و روزمره‌گی شده باشد. شاید هم زاویه تنگ نگاهش به مسایل، درک آن را برش محدود کرده باشد. و سرانجام، مهمتر از همه، تپش احساسات در شخص است که راه تعقل و تفهیم را مسدود می‌کند. برای شخص احساساتی فقط توده‌ای از احساسات بنام اخلاق، حقوق بشر، آزادی انسان و چیزهای از این قبیل باقی می‌ماند و او با همین ابزار می‌خواهد به مبارزه‌اش ادامه دهد.

اما مقوله "نمی‌خواهیم بفهمیم،" نفی بر ماهیت ایستاده‌گی و آماده‌گی برای پذیرش و پرسش اصل قضیه است. در نمی‌خواهیم بفهمیم، نه پرسشی در کار است و نه هم دلیلی. ممکن است شخص به دلایل گوناگون از جمله عدم علاقه‌مندی نخواهد چیزی در مورد بداند. شاید بگوید این حادثه "بهسود" به من چه مربوط است؟ مگر سرم مار گزیده که یک لحظه‌ام را به خاطر بهسود مکدر کنم و الخ. شاید هم فرسنگ‌ها دوری و بی‌علاقگی از منطقه، شخص را به چنین ندانستن کاری سوق دهد. سر دادن شعار کار ساده‌ای است اما دانستن درد و ملهم شدن برای رهای از آن درد، کاری است دشوار. نمی‌خواهیم بفهمیم را حتی می‌توانیم از زاویه دیگر ببینیم:
شخص ملتهب از احساسات، محال است تمرکزی فکری و ذهنی برای دانستن قضیه داشته باشد. شخص ملتهب از احساسات و درد، تنها منقلب معلول است و چنین وضعیتی است که درک علت و انالیز آن را برای فرد، امکان ناپذیر می‌سازد. و سرانجام، دلیل فرد ملتهب از احساسات، شاید دلایل ساده‌انگاری سیاسی و اطلاعاتی ایکه فقط بر سر زبانها افتاده است- باشد و نه کمتر از آن.

این دو نکته را فقط خواستم به طور خلاصه و واکنش به پرسش‌ها و سوءتفاهم‌های بعضی دوستان و بیشتر برای آگاهی در مورد چهار پست قبلی‌ام در مورد قضیهء "بهسود" بنویسم که متاسفانه بعضی دوستان چیزی کاملا متفاوت از آنها برداشت کردند. قصد من نگاه کاملا متفاوت به قضیه بهسود بود. نگاهی که من کوشش کرده بودم تا حدی از گذرگاه اخلاق و فلسفه، حقوق بشر و دیگر فضایل و ارزش‌های انسانی به آن وارد نشوم. اما متاسفانه، دوستان، با کمال تعجب، درک دیگر داشتند. و سرانجام، شاید این قصور من باشد که آنچه را که می‌خواستم بیان کنم نتوانستم.

3 نظرات شما:

شیر محمد حیدری (میر افغان) ۲۶ مهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۱:۴۲  

سلام نسیم عزیز
نگران نباش
همه خوبی این نوشته ها این است که نقد بشود.
بعضی وقتها مطلبی را مینویسی که دیگران برداشت کاملا" غیر از آنچه مدنظر شمااست دارند.
در کل همه ما یک هدف داریم وآنهم سربلندی ملت هزاره است.
این سکوت وبی تفاوتی است جبران ناپزیر است.

روح الله روحاني ۲۶ مهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۸:۰۵  

سلام دوست گرامي از مطالب تان استفاده بردم خوشحالم كه بااين صفحه آشنان مي شوم. در گفتمان مطالبي در اين مورد نوشته ام rohani1359.blogfa.com

ناشناس,  ۲۶ مهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۲۲:۰۵  
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

ارسال يک نظر

لطفا آنچه مربوط به یادداشت می شود بنویسید.


کليه حقوق اين سايت متعلق به نسیم فکرت است.هرگونه اقتباس يا برداشتي بدون ذکر ماخذ مجاز نيست .