دگردیسی وضعیت سیاسی هزارهها
May 22، 2010
خواستم این بحث را به صفحه اصلی بیاورم تا دیگران هم سهم بگیرند.
هاتف عزیز،
تشکر از گوشزد تان نسبت به استفاده از کلمه "مظلومنما." اگر متوجه باشید من چندبار از "مظلومنمایی" استفاده کردم نه مظلومنما. استفاده واژه "مظلومنمایی" عمدی بوده و من نخواستم از "مظلومنما" که صفت است به کار ببرم. چه اینکه مظلومنما منحیث صفت، خصلتی است که توسط کننده کار، به کررات به دست میآید اما با اندک تفاوت با مظلومنمایی که ممکن است برای هدف خاصی یک بار و یا ده بار تجربه شود. گاها، مظلومنمایی، منحیث اسم را میتوانیم برای یک گروه حاکم به کار ببریم اما نمیتوانیم مظلومنما بنامشان. ضرور نیست که فقط مظلومنماها مظلومنمایی کنند.
درست است که هزارهها مظلوم بودند اما دیگر مظلوم نیستند. ما در استفاده از واژهها باید دقت کنیم همانطور که میخواهیم به خود انرژی بدهیم که دیگر ایستادهگی میکنیم، در برابر ظالم میایستیم و اعتراض میکنم. امروز هزارهها مظلوم نیستند، هزارهها به یک مرحلهای از دیگردیسی رسیدهاند که میتوانند به دیگران زور بگویند، اخطار 24 ساعتهبدهند و میتوانند برای احقاق حقوق شان بجنگند. به این منظور، من عمدا، برای اینکه به توانایی هزارهها را باور داشته باشیم از واژه مظلومنمایی استفاده کردم.
چرا که نه، برای روایت تاریخ، مظلوم بد نیست اما ما نباید امروز را با ده قرن پیش مقایسه کنیم. امروز مان را با امروزیهای مان باید مقایسه کنیم. باید به دیگران نگاه کنیم و ببنیم در کجا قرار داریم و چرا نباید پیش بریم. ما برای اینکه به قدرت مان باور داشته باشیم، باید روایت را تغییر بدهیم. قرنهای قرن به گوش این مردم صدای مظلومیت امام حسین تکرار شده است. اشتباهی که از گلوی هر شکستخورده بیرون میآید و این نباید سرمشق مبارزه طبقه قربانیشدهای مثل هزارهها قرار گیرد. باید زور گفت و خیره سری کرد ورنه تو مظلوم باش مثل امام حسین تا کوچیها بر تو بتازند و تکه پارهات کنند.
در چنین مواردی است که من همیشه به طبیعت ناب انسانی انسانها پناه میبرم: مبارزه برای زنده ماندن. در چنین کارزار باید اخلاق و دیگر فضایل انسانی را کنار گذاشت. باید همان انسانی بود که برای بودنش مبارزه میکند. رسوایی ستمگر بعد از یک قرن، نوشداروی بعد از مرگ سهراب است. کاتب وظیفهاش را خوب انجام داد اما فقط درد را روایت کرد، او نگفت: چگونه از این درد خلاصی یابیم. او وظیفهاش را به ما محول کرد. امروز وظیفه ماست تا تصمیم بگیریم و این چرخش مهم تاریخی را پشتیبان باشیم.


4 نظرات شما:
با سلام، فکرت عزیز با نظر تو موافقم اما خدمت هاتف عزیز باید عرض کرد که مظلوم مردن خوب است ولی مظلوم ماندن نه! اینرا هم نباید فراموش کرد که حسین (ع) هم رفت جنگید و کشته شد که مظلوم نباشد ولی ما نباید قبل ازینکه به دفع ظلم بپردازیم شروع کنیم به زاری و تخویف، یاد مان باشد که حسین (ع) با یاران رفت جنگید آنها که باز ماندن شروع کردن به زاری و .... پس ما!! بجنگیم برای بقا اگر کشته شدیم دیگران بعد از ما خواهند بود که دست به دست به زاری و تخویف بزنند.
برای عافیت طلبی کار آیندگان را ما نباید پیش بگیریم و بهانه این باشد که داریم دیپلماسی میکنیم،آنکه به تو میتازد مگر دیپلماسی میکند؟ او میجنگد برای بقا اگر کشته شد بعد راه است برای زاری و تخویف.... که البته تا جای که تاریخ ثابت کرده آنها هیچ وقت زاری که منظور تو است نکرده و نمیکنند.
با سلام ،
این بحث خوب و راهگشایی است. من در روزهای آینده چیز مفصلی در این باره خواهم نوشت.
شادکام باشید.
آقای فکرت تشکر از تحلیل جالبتان؛در دنیای امروز دیگر جایی برای مظلوم نمایی نیست .اگر چه مردم ما تا حدودی به این خصلت خو گرفتند چون هنوز با خاطرات گذشتگان خود زندگی میکنندوفکر می کنند که اگر صدایشان را بالا کنند ممکن است وضع از این هم بد تر شود.ما باید به این باور برسیم که حق گرفتنی است نه دادنی مخصوصاًدر افغانستان و در جامعه جهانی ،ما هنوز نپذیرفته ایم که در جهان امروز باید جایی هم برای صدای ما،حق ماوزندگی ما وجود داشته باشد
سلام
من هم می نویسم
ارسال يک نظر